سخنرانی دلار استرالیا: سی سال شناور

ساخت وبلاگ

Photograph of Gle Stevens

تنها چند هفته دیگر ما سالگرد یکی از عمیق ترین تصمیمات سیاست اقتصادی در تاریخ مدرن استرالیا را پشت سر خواهیم گذاشت. من البته به تصمیم دولت هاوک در دسامبر 1983 برای شناور کردن دلار استرالیا و لغو اکثر محدودیت ها در حرکت بین المللی سرمایه اشاره می کنم.

این تصمیم مدت ها بود که می آمد. سال ها بود که احتمال وجود یک شناور در نظر گرفته شده بود. اما ترکیب مناسبی از جو فکری و شرایط تا سال 1983 به دست نیامد. هنگامی که این تصمیم اتخاذ شد، این تصمیم بخش مهمی از مجموعه ای از تصمیمات بسیار مهم بود که اقتصاد استرالیا و سیستم مالی آن را به روی نیروهای بین المللی باز کرد و تغییر کرد. آن را عمیقا

در مورد آن روند اصلاحات گسترده تر نوشته شده است. من فقط در مورد شناور بودن دلار صحبت خواهم کرد. من به چندین سوال پاسخ خواهم داد و پاسخ خواهم داد. چرا شناور شدیم؟بازار چگونه توسعه یافته است؟نرخ ارز چگونه رفتار کرده است؟شناور چه تفاوتی برای سیاست پولی به طور خاص و اقتصاد به طور کلی ایجاد کرد؟آیا ارز به گونه ای «سوءتراز» نشده است که آسیب رسان بوده است؟و در مورد مداخله چه می توان گفت؟

1. چرا شناور شدیم؟

به طور خلاصه، فکر می کنم این درست است که بگوییم استرالیا بالاخره نرخ ارز را شناور کرد زیرا جایگزین های ممکن ناکارآمد نشان داده شد. ما تقریباً تمام ترتیبات ارزی را که برای نوع بشر شناخته شده بود، امتحان کرده بودیم، به استثنای تابلوی ارز: میخ به طلا/استرلینگ، پیوند به دلار آمریکا، پیوند به سبد و میخ متحرک. همه در نهایت رضایت بخش نبودند.

از اصول اولیه می توان این سوال را مطرح کرد که آیا استرالیا، کشوری که در مواردی شوک های بسیار بزرگی را در تجارت تجربه می کند، باید نرخ ارز ثابتی داشته باشد. پس زمینه فروپاشی کامل تجارت بین الملل و سیستم مالی در دهه 1930 و به دنبال آن جنگ بود که باعث شد جریان های سرمایه خصوصی کوچک، بانک های مرکزی و دولت ها بر بازارهای سرمایه تسلط پیدا کنند و به طور کلی به مکانیسم قیمت ها بی اعتماد شد. با این حال، تجربه اوایل دهه 1950 نشان داد که حفظ ثبات در برابر شوک های تجاری با نرخ ارز ثابت چقدر می تواند دشوار باشد.[1]

در اوایل دهه 1980 ، آب و هوای فکری به وضوح تغییر کرده بود. همه چیز از مجموعه فرضیات پس از افسردگی حرکت کرده بود. تعداد بیشتری از مردم از کاستی های دوره تنظیم شده آگاه بودند و آماده بودند تا به مکانیسم های بازار برای تعیین قیمت ها و اختصاص منابع ، استدلال کنند.

بنابراین یک مورد برای انعطاف پذیری نرخ ارز در زمینه "واقعی" یا تخصیص منابع وجود دارد. همچنین یکی از آنها بر اساس زمینه های پولی وجود داشت. از یک طرف ، اگر ما آماده پذیرش سیاست پولی کشور دیگر از طریق تمام مراحل چرخه باشیم ، می توان نرخ ارز ثابت با یک ارز عمده مناسب را به عنوان "لنگر اسمی" خدمت کرد. با این حال ، کشورهایی که ارزهای آنها را به آنها داده بودیم ، شرایط و ضرورت های سیاست خود را داشتند که متفاوت از خودمان تکامل یافته است. جریان سرمایه خصوصی بسیار بزرگتر شده بود و تعهد ما برای ایجاد قیمت در بازار ارز به این معنی بود که ما نمی توانیم نقدینگی را در بازار پول داخلی کنترل کنیم. ورود وجوه در انتظار انتظار برای ارزیابی مجدد شرایط باعث آسان شدن شرایط می شود و در انتظار کاهش ارزش سیستم ، جریان خروجی می شود. در اوایل دهه 1980 ، با تورم بسیار زیاد ، عدم کنترل پولی یک مشکل جدی بود. این وضعیت در پیشبرد تصمیم به شناور بود.[2]

2. بازار چگونه توسعه یافته است؟

سی سال پیش ، بازار ارز استرالیا نسبتاً کوچک و توسعه نیافته بود. در زمان شناور ، شرکت کنندگان در بازار در درجه اول بانکهای تجاری داخلی بودند ، هرچند که پس از تعدادی از بانکهای خارجی به سرعت تغییر کرد و این باعث افزایش چشمگیر رقابت شد. بعد از شناور ، بازار بالغ شد و رشد کرد. امروز دلار استرالیا یکی از ارزهای فعال ترین ارز است. گردش مالی روزانه جهانی حدود 460 میلیارد دلار است.[3] AUD/USD چهارمین جفت ارز معامله شده است که کمتر از 7 درصد گردش مالی جهانی ارز را به خود اختصاص می دهد. در مقایسه با دلار آمریکا ، یورو یا ین ، اینها تعداد کمی هستند اما در مقایسه با ارزهای چندین کشور دیگر که اقتصاد آنها به طرز چشمگیری بزرگتر از استرالیا است ، اندازه بازار AUD بسیار چشمگیر است. این طیف گسترده ای از محصولات ارزی را ارائه می دهد.

این روزها بیشتر فعالیت معاملاتی در ارز ما در خارج از صلاحیت ما اتفاق می افتد تا اینکه در داخل آن باشد ، الگویی که برای اکثر ارزها مشترک است. این نشان دهنده نقش مراکز مالی بین المللی مانند لندن است که نقش غالب را به عنوان قطب مالی حفظ می کند. سایر مراکز مانند سنگاپور و هنگ کنگ آن را بخشی از "الگوی تجاری ملی" خود قرار داده اند تا محیطی را برای شرکت های بزرگ مالی فراهم کنند که برای ارائه منوی کامل خدمات مالی به جامعه سرمایه گذار جهانی ارائه می دهند. بیشتر کشورهایی که خود قطب های مالی بین المللی نیستند ، دریافتند که بخش فزاینده ای از تجارت در ارز آنها "خارج از کشور" صورت می گیرد.[4]

3. نرخ ارز چگونه رفتار کرده است؟

در زمان شناور ، دلار استرالیا در برابر دلار آمریکا در واقع با ارزش فعلی آن تفاوت چندانی نداشت (نمودار 1). در دسامبر 1983 حدود 90 سنت ایالات متحده ارزش داشت. این از بالاترین نقطه خود در دهه 1970 تحت سیستم نرخ ارز ثابت ، 1. 4875 دلار آمریکا بود. شاخص وزنی تجارت 81 ساله (امروز حدود 72) بود که از حدود 120 نفر پایین بود. مردم فراموش می کنند که نرخ ارز برای بیشتر تاریخ ما چقدر بالا بود.

در ابتدا پس از شناور ، نرخ ارز برای چند ماه قبل از تسویه حساب افزایش یافت. در اوایل سال 1985 یک پای بسیار مشخص وجود داشت. در آن زمان درام بسیار زیادی وجود داشت - این دوران کاهش رتبه اعتبار و "جمهوری موز" بود. من فکر می کنم در زمان های مختلف ترس واقعی وجود داشت که ارز ممکن است به سادگی به مقداری ارزش کم نظیر فرو رود.

با بهره مندی از قدرتمندترین ابزارها ، با توجه به این ، می توان مشاهده کرد که این ارز تا اواسط دهه 1980 به یک مقدار متوسط پایین تر تنظیم شده است ، که در حدود آن نزدیک به 20 سال نوسان داشت. بیشتر می توان خاطرنشان كرد كه این روندها با تحولات در شرایط تجارت استرالیا ارتباط برقرار كرده اند (نمودار 2). از این نقطه برتری ، در کل ممکن است بازار استدلال شود که نرخ ارز را به مکان مناسب منتقل کند. و علی رغم نگرانی های گاه به گاه در مورد حرکات بزرگ رو به پایین ، احتمالاً درام کمتری در ارتباط با آنها وجود داشت که تصمیمات را برای کاهش نرخ ارز ثابت همراه می کرد.

به نظر می رسد برخی از روندها کمتر توضیح داده می شوند ، مانند زمانی که نرخ ارز در مارس 2001 زیر 49 سنت ایالات متحده سقوط کرد و برای مدتی در سطح بسیار کم ماند. این در پی کندی در اقتصاد استرالیا بود ، اما همچنین دوران هیجان نسبت به به اصطلاح "اقتصاد جدید" آمریکا بود و این حس که استرالیا یک اقتصاد قدیمی بود.[5]

عناصر "اقتصاد قدیمی" مانند معدن تنها چند سال بعد به خودشان وارد می شوند. در سال 2001 ، شرایط تجارت از قبل رو به افزایش بود و صعود قدرتمندی طی یک دهه آینده به دست آمد. حتی کسانی که به اندازه کافی از پیشگویی برای درک اهمیت ظهور چین استفاده می کردند ، از میزان افزایش شرایط تجارت استرالیا و طول عمر آن شگفت زده شده اند. و البته این روند ، ارز استرالیا را به سطح بالایی از نظر تاریخی منتقل کرده است - در واقع ، به جایی که سفر شناور سی سال پیش آغاز شده است.

آیا میانگین ارزش آن از اواسط دهه 1980 تا اواسط دهه 2000 در حال نوسان است و اکنون به چیزی بالاتر داده می شود ، یا خود را مجدداً تکرار می کند؟این یک سوال جذاب است.

4- شناور چه تفاوتی ایجاد کرد؟

برای بانک ذخیره در مسئولیت های سیاست پولی خود ، شناور همه تفاوت در جهان را ایجاد کرد. ما دیگر وظیفه نداریم در بازار ارز با قیمت خاصی بایستیم. تصمیم قبلی دولت فریزر برای صدور بدهی دولت در مناقصه به این معنی بود که بانک ذخیره نیز مجبور به ایستادن در بازار بدهی دولت نیست. در نتیجه این دو تصمیم-و هر دو آنها مهم بودند-برای اولین بار بانک توانایی کنترل میزان پول نقد در بازار پول را داشت و از این رو براساس ملاحظات داخلی ، قیمت کوتاه مدت پول را تعیین می کرد. این مشخصه یک سیاست پولی مدرن است. میزان تغییرپذیری کوتاه مدت در نرخ بهره کاهش یافته است در حالی که به طور طبیعی ، نرخ ارز تا حدودی افزایش یافته است (نمودار 3).

نرخ ارز انعطاف پذیر همچنین یک مؤلفه مهم در هدف قرار دادن تورم است که چارچوب انتخاب سیاست پولی استرالیا است. مسلماً ، برای برخی از سالها ملاحظات نرخ ارز گاهی اوقات به عنوان محدودیت در انجام سیاست های پولی تلقی می شد. این به تدریج کمتر از این مورد کمتر بوده است ، زیرا اعتبار هدف تورم افزایش یافته است.

حتی اگر تمام نرخ ارز انعطاف پذیر این بود که اجازه دهد سیاست های پولی به طور مؤثر عمل کند ، این یک مزیت بزرگ بود. اما شناور بیش از همین کار را انجام داد. نرخ ارز واقعی در پاسخ به نیروهای مختلفی که بر اقتصاد باز تأثیر می گذارند ، حتی اگر نرخ ارز اسمی ثابت باشد ، حرکت می کند. با توجه به ماهیت آهسته حرکت بخش عمده ای از قیمت ها ، اجازه می دهد تا نرخ ارز اسمی تغییر کند ، روند کارآمدتر می شود مگر اینکه تنوع بیش از حد کوتاه در نرخ اسمی وجود داشته باشد. از آنجا که بازارهای محافظت از آن توسعه می یابد ، معمولاً هزینه سر و صدای کوتاه مدت کاهش می یابد. از نظر من نرخ انعطاف پذیر نرخ ارز به خودی خود به تعدیل اقتصاد واقعی کمک کرده است.

ترکیبی از اجازه دادن به سیاست های پولی به طور مؤثر و تقویت تنظیم اقتصادی واقعی بسیار مهم است. یکی از مقایسه های بسیار مهم بین عملکرد کلان اقتصادی در جدیدترین قیمت کالاها و در قسمت های اوایل دهه 1950 و اواسط دهه 1970 (نمودار 4) است. بدیهی است که در این مناسبت کاهش مرتبه اول در تنوع کلان اقتصادی وجود داشته است. انعطاف پذیری نرخ ارز نقش مهمی در این نتیجه داشته است.

5- آیا نرخ ارز "نادرست" بوده است؟

این ارز مطمئناً طی سی سال از زمان شناور ، از طیف بسیار گسترده ای حرکت کرده است. اگر متریک ما سطح هدف ثابت "رقابت" اندازه گیری شود ، می گویند ، با هزینه های واحد نسبی ، ما به این نتیجه می رسیم که بیشتر اوقات "سوء استفاده شده" شده است.

اما چنین محاسبه ساده به تنهایی متریک مناسب نیست. برای شروع ، در طول چرخه تجارت ، نرخ ارز باید به روشهایی حرکت کند که به حفظ تعادل کلی بین تقاضا و عرضه کمک کند. در دوره ای از تقاضای زیاد افزایش می یابد و با کاهش قیمت کالاها و خدمات معامله شده ، تقاضا را در خارج از کشور می ریزد. این "رقابت" را در کوتاه مدت کاهش می دهد ، اما با حفظ نظم و انضباط نسبت به هزینه های داخلی ، در طولانی مدت آن را حفظ می کند.

علاوه بر این ، سطح هزینه های نسبی واحد در تولید ، که "مورد نیاز" است ، تابعی از چندین عامل از جمله شرایط تجارت است. کشوری که دارای موقوفه منابع طبیعی است ، می فهمد که وقتی این منابع به قیمت های بالا فرمان می دهند ، در مقایسه با وضعیت کم بودن شرایط تجارت ، نرخ ارز بالا و تولید پایین "رقابت" خواهد داشت. قیمت های بالای منابع عوامل تولید را به سمت بخش منابع سوق می دهد و هزینه های نیروی کار را برای سایر بخش ها و جلب سرمایه از خارج از کشور افزایش می دهد ، بنابراین نرخ ارز را بالا می برد. شرایط افزایش تجارت سود درآمد است و ممکن است باعث گسترش سرمایه گذاری در بخش منابع شود. از این رو احتمالاً تقاضای کل افزایش می یابد ، که از جمله موارد دیگر برای حفظ تعادل کلی نیز به نرخ ارز بالاتر نیز نیاز دارد. این نیروها "رقابت" را برای سایر بخش های معامله شده کاهش می دهند. در مرحله بعد ، هنگامی که این تعدیل در سهام سرمایه رخ داده است ، ممکن است نرخ ارز کمتر از اوج خود باشد ، هرچند که هنوز بالاتر از آنچه مشاهده می شد ، اگر شرایط تجارت افزایش نیافته باشد.

بنابراین جای تعجب آور نیست که نرخ ارز به تغییرات در شرایط تجارت پاسخ می دهد. با این وجود جالب توجه است که رابطه تجربی نزدیک بوده است. البته تصور نمی شود که پارامترهای آن رابطه تجربی خاص لزوماً بهینه باشند. اما خلاف فرض نیست. در طی سی سال از زمان شناور ، به نظر می رسد که این رابطه منجر به دوره طولانی اقتصاد یا تقاضای بیش از حد یا عرضه نشده است. استرالیا در آن زمان ، در سالهای 1990-91 ، یک رکود جدی داشته است ، و علت اصلی عمق آن رکود قیمت دارایی و پویایی اعتبار بود ، نه نرخ ارز. به طور کلی ، تنوع اقتصاد واقعی در دوره پس از شناور کمتر بوده است. در حالی که عوامل مختلفی در تولید آن نتیجه وجود دارد ، نرخ انعطاف پذیر ارز به وضوح یکی است.

نتیجه گیری من ، بنابراین ، این خواهد بود که شواهد سوء استفاده از نرخ ارز بزرگ و مداوم در واقع نسبت به دوره شناور به طور کلی بسیار ناچیز است. احتمالاً برخی از سوء استفاده های بزرگتر در رژیم های قبلی نرخ ارز رخ داده است.

اما سطح اخیر نرخ ارز چیست؟آنها از نتایج ناامید کننده شرکت ها مقصر شناخته شده اند و باعث بازسازی های بی شماری ، موارد "خارج از کشور" و ریختن شغلی شده اند. تنها عامل دیگری که اغلب برای توضیح ناامیدی ارائه می شود ، "احتیاط مصرف کننده" است. می توان تصور کرد که بسیاری از مردم این موضوع را به عنوان شواهد اولیه در مورد نرخ ارز که به طور قابل توجهی نادرست است ، می بینند.

در ارزیابی این ادعا چند مشکل وجود دارد. اول ، انتظار می رود شرایط بسیار بالایی از تجارت منجر به از دست دادن "رقابت" شود ، همانطور که در بالا ذکر شد. چه مقدار از این انتظار می رود ، از جمله موارد دیگر ، به میزان افزایش تجارت دائمی بستگی دارد ، اما این قسمت تاکنون بسیار پایدار بوده است. حسن نیت "تنظیم ساختاری" به سختی مشکلات پیش روی بنگاه ها و نیروی کار آنها را تحت تأثیر این نیروها قرار می دهد. اما تغییر بزرگ و مداوم در قیمت های نسبی ، این همان چیزی است که شرایط تغییر تجارت به آن می رسد ، همیشه در حال ایجاد برخی از چنین اثرات بود.

مشکل بیشتر در ارزیابی سطح نرخ ارز در این پایداری نهفته است. رابطه بین نرخ ارز و شرایط تجارت ، به طور گسترده ، همچنان ادامه دارد (نمودار 5). در حال حاضر هیچ چیز خیلی غیرمعمول به نظر نمی رسد. اما این رابطه در دوره ای تخمین زده می شود که در آن تغییرات به طور کلی چرخه ای بوده است. حداقل قابل تصور است که افزایش زیاد و مداوم در نرخ ارز ممکن است بر اقتصاد فراتر از آنچه که از تجربه سی سال گذشته قابل تشخیص است ، تأثیر بگذارد ، اگر افزایش قبلی در نرخ ارز به اندازه کافی طولانی مدت نباشد که باعث ایجاد ساختاری قابل توجهی شودتغییر دادن. این یک احتمال است که بانک ذخیره در چند سال گذشته به آن اشاره کرده است.[6]

حداقل یک عارضه دیگر در ارزیابی رفتار اخیر نرخ ارز وجود دارد و این اقدامات فوق العاده سیاست پولی است که در اقتصادهای اصلی ایالات متحده ، ژاپن و منطقه یورو انجام می شود. اینها نیز خارج از هر تجربه تاریخی هستند. چنین اقداماتی وجود دارد زیرا به شرایط آن اقتصادها مورد نیاز است ، اما شکی نیست که آنها به اصطلاح "جستجوی عملکرد" را پرورش داده اند. این ، پس از همه ، تمام نکته بود.

به این امر اضافه می شود ، کاهش ، حتی اگر فقط در حاشیه ، اعتبار درک شده تعدادی از حاکمیت ها باشد ، در حالی که رتبه حاکمیتی ما در بالاترین سطح باقی مانده است. این امر به افزایش سهام رسمی دارایی های استرالیا کمک کرده است زیرا دارندگان ذخیره به دنبال تنوع بودند.

بدون شک این جریان های "به دنبال بازده" و "تنوع" ، دلار استرالیا را تحت فشار قرار داده است. کمیت این اثر ساده نیست. مدل ها نشان می دهند که دیفرانسیل های بهره در نرخ ارز تأثیر داشته اند ، اما این اثر با شرایط تخمین زده شده اثرات تجاری کوتاهی می شود. اما باز هم ، شرایطی که ما دیده ایم برخلاف هر چیزی است که در دوره ای که مدل ها تخمین زده می شوند ، دیده می شود.

مطمئناً جریان ها در بعضی مواقع مهم بوده اند ، هرچند که لزوماً اخیراً نیست. داده های موجود حاکی از آن است که منابع خارجی بدهی دولت استرالیا در اواسط سال گذشته متوقف شده است. جریان های اولیه به تعهدات بانکی استرالیا نیز به طور کلی در طی آن زمان معکوس شده است. همانطور که همکار من گای دبل خاطرنشان کرده است ، بارزترین ورود سرمایه در دو سال گذشته در قالب سرمایه گذاری مستقیم در بخش معدن بوده است. البته این جریان ها به بازده مورد انتظار پاسخ می دادند ، اما نه کسانی که تحت تأثیر سیاست های نرخ بهره در اقتصادهای بزرگ قرار گرفتند.

در پایان امکان پذیر نیست که در حال حاضر بر اساس معیارهای استاندارد (و با توجه به عدم دقت آماری چنین معیارهایی) ، به ارزیابی قطعی در مورد میزان سوء استفاده از ارز در حال حاضر برسد. با گفتن این موضوع ، قضاوت من این است که دلار استرالیا در حال حاضر بالاتر از سطوح است که انتظار داریم در میان مدت آن را ببینیم.

6. مداخله

در دوره اولیه پس از شناور ، بانک ذخیره معاملات بازار را به اهداف به اصطلاح "صاف کردن و آزمایش" انجام داد. با توسعه بازار و بانک تجربه بیشتری به دست آورد ، مداخله کمتر مکرر اما نیرومندتر شد. یک انگیزه مهم برای مداخله اغلب سعی در جلوگیری از حرکت سریع ارز به سمت پایین بود. در بیشتر دوره های شناور ، تا همین اواخر حداقل ، ارز که به نظر می رسید مستعد ضعف است ، بیشتر از معکوس یک مشکل به نظر می رسید.

همانطور که به خوبی مستند شده است، استراتژی مداخله بانک در بلندمدت سودآور بوده است.[8] موفقیت این استراتژی به طور قابل توجهی از این واقعیت کمک کرد که، در بیشتر دوره های شناور، رفتار نرخ ارز را می توان به عنوان نوسان در اطراف میانگین ثابت توصیف کرد. اگر موقعیتی پیش آمد که میانگین را تغییر داد، ممکن است استراتژی نیاز به تغییر داشته باشد.

شاید بتوان گفت که این همان چیزی است که در طول پنج سال گذشته یا بیشتر اتفاق افتاده است. شرایط تجارتی که ما در آن زندگی کرده ایم، حداقل در قرن گذشته از نظر اندازه و مدت زمان بی سابقه است. نرخ ارز پاسخ داده است. با وجود این که، به نظر من، دلار استرالیا احتمالاً در حال حاضر بالاتر از تعادل بلندمدت خود است، چندان واضح نیست که بتوانیم فرض کنیم که میانگین سطحی که در دهه 1980 تا اوایل دهه 2000 مشاهده کردیم، سطح مربوطه درآینده. در ارزیابی شایستگی مداخله، بانک متوجه بوده است که دوره فعلی برخلاف تجربه بیست یا بیست و پنج سال اول شناور است. برخی از نیروهای بسیار قدرتمند در کار بوده اند.

یکی دیگر از عوامل مرتبط با تصمیمات مداخله هزینه بوده است. مداخله در برابر دلار استرالیا شامل فروش دارایی های استرالیا با بازدهی مثلاً 3 درصدی و خرید دارایی های خارجی با بازده بسیار کمتر خواهد بود - در واقع تقریباً در سال های اخیر در مناطقی از منحنی بازدهی که بانک در آن فعالیت می کند، هیچ درآمدی کسب نکرده است. این "حمل منفی" هزینه ای برای درآمدهای بانک و در نتیجه درآمد مشترک المنافع خواهد بود.

اکنون ممکن است این بحث مطرح شود که اگر نرخ ارز به شدت ناهماهنگی را اصلاح کند، حمل منفی برای بانک مرکزی، و در نتیجه مشترک المنافع، و پذیرش ریسک های ارزش گذاری بسیار بزرگ مرتبط با آن، ارزش پرداخت را دارد. اگر چنین سیاستی مؤثر بود، اگر کاهش نرخ ارز، بار منفی را جبران کند، می توانست سودآور باشد. نکته ساده این است که هزینه ها باید در کنار اثربخشی احتمالی در نظر گرفته شود. اغلب کسانی که برای مداخله بحث می کنند، از این هزینه ها کار نمی کنند، یا تصور می کنند که این مداخله کاملاً بی هزینه است. این را نمی توان فرض کرد و این ایده باید در یک محیط هزینه و فایده در نظر گرفته شود.

به طور کلی ، در این قسمت تاکنون ، این بانک قانع نشده است که مداخله در مقیاس بزرگ به وضوح آزمون اثربخشی را در مقابل هزینه گذراند. اما این بدان معنا نیست که ما همیشه از مداخله فرار خواهیم کرد. در واقع ما نسبت به این مسئله باز هستیم. موضع ما مدتهاست که بوده است و باقی مانده است که مداخله ارزی می تواند در شرایط مناسب به طور قاطع مورد استفاده قرار گیرد ، مؤثر و مفید باشد. این نمی تواند نقاط ضعف را در سایر زمینه های سیاسی ایجاد کند و مؤثر باشد ، باید اصول را تقویت کند ، نه در برابر آنها. با توجه به این شرایط ، بخشی از ابزار ابزار باقی مانده است.

نتیجه

هنگامی که بازار ارزی در 12 دسامبر 1983 افتتاح شد ، بدون اینکه بانک ذخیره برای اولین بار در دهه ها قیمتی را بدست آورد ، مردم نامشخص بودند که چه اتفاقی می افتد. با این حال ، سیاست گذاران همه گزینه های دیگر را امتحان کرده بودند و شناور ایده ای بود که زمان آن فرا رسیده بود. این یک تصمیم عمیق بود - بخشی از شناخت که استرالیا بخشی از دنیای وسیع تری بود ، و ما مجبور شدیم سیاست و چارچوب های اقتصادی خود را اصلاح کنیم تا بتوانیم به عنوان یک جامعه به عنوان یک جامعه بخواهیم.

در 12 دسامبر امسال می توانیم انتظار داشته باشیم که نرخ ارز کمی ، یک راه یا دیگری حرکت کند و برای این کار به روشی کاملاً واقعیت در پخش اخبار گزارش شود. ما قادر خواهیم بود در مورد تلفن های هوشمند خود به روزرسانی کنیم و مقادیر تجزیه و تحلیل به ظاهر بی حد و حصر را بخوانیم که چرا این کار را انجام داده است ، و پیش بینی هایی راجع به آنچه ممکن است انجام دهد ، انجام می شود ، که بیشتر آنها (به طور معقول) نادیده می گیریم. اگر می خواستیم بتوانیم ارزهای خارجی را از آن دستگاه ها به شکلی غیرقابل تصور سی سال پیش تجارت کنیم.. شیر یا بنزین و کمتر از قیمت خانه ها.

طی سی سال گذشته ، نرخ ارز به مناسبت موضوع هیجان ، نگرانی ، حتی شوک بوده است. همانطور که در نظر گرفته شده است ، به عنوان یک شوک اسکرر عمل کرده است ، اما در بعضی مواقع به عنوان یک محدودیت نظم و انضباط نیز عمل کرده است. به طور کلی ، این برای ما خوب بود.

در مقاطع مختلف نگران این بودیم که بازار رفتار غیرمنطقی داشت و معتقد بود که نرخ ارز باید در جایی غیر از جایی باشد که هست. و گاهی در این مورد حق با ما بود. با این حال، با نگاهی به گذشته، شواهد حاکی از آن است که، فکر می کنم، بازار عمدتاً دیر یا زود نرخ ارز را به مکان مناسبی منتقل کرده است. ما گاهی اوقات مسیر را دوست نداشتیم. اما اگر این سوال را بپرسم که آیا به طور مداوم کار بهتری برای تعیین آن قیمت انجام می دادم، حتی اگر امکان پذیر بود (که اینطور نبود)، فکر نمی کنم با اطمینان بتوانم پاسخ مثبت بدهم.

بدون شک در مناسبت برخی از اقتصاددانان کسب و کار استرالیا در سالگرد آینده شناور، این موارد مجددا مورد بررسی قرار خواهند گرفت. ما نمی توانیم بدانیم نتیجه گیری چه خواهد بود. اما در حال حاضر، و احتمالاً برای مدتی طولانی، دلار شناور استرالیا بهترین خدمات را برای ما دارد.

یادداشت های پایانی

من از الکساندرا راش برای کمک در تهیه این اظهارات تشکر می کنم.[*]

در اوایل دهه 1950، جنگ کره باعث رونق قیمت پشم شد و شرایط تجارت استرالیا را به طرز چشمگیری افزایش داد. تحت نرخ ثابت ارز و بدون اثر تثبیت کننده افزایش، افزایش های مرتبط در درآمد ملی و تقاضای کل باعث شد که تورم CPI تقریباً به 24 درصد برسد.[1]

شایان ذکر است، این تصمیم در شرایطی اتخاذ شد که نرخ ارز تحت فشار صعودی قرار داشت، تنها چند ماه پس از آن که کاهش ارزش گسسته ای بر دولت تازه منتخب به دلیل خروج سرمایه های بزرگ تحمیل شد.[2]

ارقام حاصل از بررسی سه ساله بانک مرکزی BIS از فعالیت بازار ارز و مشتقات در آوریل 2013. [3]

آیا این باید ما را نگران کند؟در یک سطح ممکن است نگران کننده باشد که مردم در سایر نقاط جهان تصمیماتی می گیرند که تأثیر عمده ای بر ارزش پول «ما» دارد. اما تصمیم گیری ها در سایر نقاط جهان تأثیر عمده ای بر قیمت بسیاری از چیزهایی دارد که ما به آنها اهمیت می دهیم: انواع محصولات معامله شده، ارزش گذاری های بازار سهام شرکت های ما، نرخ بهره بدهی دولت و غیره. این بخشی از مشارکت در اقتصاد جهانی و باز بودن برای تجارت خارجی و جریان های سرمایه است که خارجی ها در قیمت گذاری ارز حرفی برای گفتن دارند. آنها می توانند و انجام خواهند داد چه معامله گران در سیدنی یا سنگاپور یا لندن بنشینند. این یک سوال جدا از اینکه آیا ما از ارائه ارزش افزوده بیشتر در خدمات مالی به سرمایه گذاران جهان توسط شرکت هایمان سود می بریم یا خیر.[4]

ما با وجود این واقعیت که تقریباً مطمئناً استفاده از فناوری اطلاعات به جای تولید آن بود که بزرگترین دستاوردهای یک جامعه را بدست آورد و در آن امتیاز استرالیا رتبه بالایی را کسب کرد ، خودمان را "خارج از نفع" پیدا کردیم. به نظر می رسید که قیمت ارز ما در بازار با چیزهای دیگر مغایرت داشته و در آن قسمت اولین استفاده از نتایج یک مدل در سخنرانی یک فرماندار بانک ذخیره برای نشان دادن این نکته مشاهده شده است (به MacFarlane 2000 مراجعه کنید).[5]

به Lowe P (2012) ، "ساختار در حال تغییر اقتصاد و سیاست های پولی استرالیا" ، خطاب به گروه صنعت استرالیا دوازدهمین مجمع اقتصادی سالانه ، سیدنی ، 7 مارس مراجعه کنید.[6]

نمودار 5 نتایج حاصل از یک مدل استاندارد را که توسط کارمندان بانک ذخیره نگهداری می شود ، نشان می دهد (Beechey و همکاران 2000 ؛ Stone ، Wheatley و Wilkinson 2005). سطح تخمین زده شده "تعادل" مبتنی بر روابط میان مدت نرخ ارز واقعی با شرایط تجارت کالا و افتراقی نرخ بهره واقعی با اقتصادهای پیشرفته مهم است. به این معنا ، تعادل تخمین زده شده ارزش نرخ ارز توجیه شده توسط این اصول میان مدت ، بر اساس روابط تاریخی است. در عمل ، شرایط تجارت از نظر تاریخی مهمترین تعیین کننده این تعادل تخمین زده شده است. در هر مقطع زمانی ، واگرایی بین نرخ واقعی ارز واقعی و تعادل تخمین زده شده ، ترکیبی از پویایی کوتاه مدل را منعکس می کند ، که شامل تعدادی از متغیرها است که تأثیرات مالی بر نرخ ارز و یک مؤلفه غیر قابل توضیح را به خود اختصاص می دهد. متغیرهای کوتاه مدت شامل اندازه گیری قیمت کالاهای مالی مبتنی بر بازار و متغیرهایی است که باعث تغییر در احساسات ریسک در بازارهای مالی می شود.[7]

به اندرو و برادبنت (1994) و بکر و سینکلر (2004) مراجعه کنید.[8]

منابع

Beechey M ، N Bharucha ، A Cagliarini ، D Gruen and C Thompson (2000) ، "یک مدل کوچک از اقتصاد کلان استرالیا" ، مقاله بحث تحقیق RBA شماره 2000-05.

Debelle G (2013) ، "تأمین بودجه رونق سرمایه گذاری منابع" ، خطاب به مجمع اقتصاد عمومی موسسه ملبورن ، کانبرا ، 16 آوریل.

Foster R (1996) ، "آمار اقتصادی استرالیا 1949-50 تا 1994-95" ، مقاله گاه به گاه RBA شماره 8.

MacFarlane I (2000) ، "تأثیرات اخیر در نرخ ارز" ، آدرس شام سالانه CEDA ، ملبورن ، 9 نوامبر.

Stone A ، T Wheatley and L Wilkinson (2005) ، "یک مدل کوچک از کلان اقتصاد استرالیا: به روزرسانی" ، مقاله بحث تحقیق RBA شماره 2005-11.

مطالب موجود در این صفحه منوط به حق چاپ است و استفاده از آنها منوط به شرایط و ضوابط مندرج در اخطار حق چاپ و سلب مسئولیت است.© بانک مرکزی استرالیا ، 2001-2022. کلیه حقوق محفوظ است. بانک ذخیره استرالیا از مردمان جزایر بومی و تورس تنگه استرالیا به عنوان متولیان سنتی این سرزمین اذعان می کند و ارتباط مداوم آنها با کشور را تشخیص می دهد. ما احترام خود را به بزرگان آنها ، گذشته ، حال و در حال ظهور می پردازیم.

مقالات آموزش فارکس...
ما را در سایت مقالات آموزش فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : بهزاد فراهانی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : دوشنبه 25 ارديبهشت 1402 ساعت: 14:23