
جان دی راکفلر یک بار گفت:
"راهی برای کسب درآمد ، خرید هنگام کار خون در خیابان ها است."
وارن بافت وقتی گفت: این بیانیه را تکرار کرد:
"وقتی دیگران حریص هستند ، ترس داشته باشید و وقتی دیگران می ترسند حریص باشید."
نکته جالب در مورد این دو جمله این است که آنها به جنبه عاطفی و نه مالی سرمایه گذاری پرداخته اند. و همانطور که امروز بررسی خواهیم کرد ، چگونه ما مؤلفه عاطفی تصمیمات سرمایه گذاری خود را مدیریت می کنیم می تواند تفاوت بین موفقیت و عدم موفقیت را ایجاد کند.
تعداد کمی از ما می خواهیم آن را بپذیریم ، اما به عنوان انسان ، احساسات ما اغلب بزرگترین عامل تصمیمات سرمایه گذاری ما هستند. به همین ترتیب ، آنها همچنین بزرگترین محرک بازده ما هستند. یادگیری چگونگی پیش بینی و کنترل احساسات ما یکی از مهمترین تلاش هایی است که هر سرمایه گذار می تواند انجام دهد.
مدل کلاسیک سرمایه گذاری نشان می دهد که سرمایه گذاران همیشه تصمیمات منطقی می گیرند و با هدف دستیابی به بهترین بازده های بلند مدت تنظیم شده ریسک سرمایه گذاری می کنند. اما تحقیقات نشان می دهد که سرمایه گذاران همواره روی کوتاه مدت تمرکز می کنند و به طور مداوم تصمیماتی می گیرند که برای هدف سرگرمی ثروت بلند مدت تولید کننده باشد.
"شکاف رفتار"
علت اصلی بسیاری از این تصمیمات ضعیف احساساتی است که سرمایه گذاران باید در طول سفر سرمایه گذاری خود با آن روبرو و مدیریت کنند. شواهد حاصل از مطالعات بیشمار در مورد امور مالی رفتاری نشان می دهد که نیاز به راحتی عاطفی به طور متوسط سرمایه گذار را در حدود 2-3 ٪ در سال در بازده سرمایه گذاری پیش پرداخت می کند.
این کمبود ، که معمولاً به آن "شکاف رفتار" گفته می شود ، ناشی از این واقعیت است که تصمیمات بهینه مالی بهینه مدت اغلب برای زندگی در کوتاه مدت بسیار ناراحت کننده است.
قبل از اینکه 2-3 ٪ را به عنوان مبلغ غیرقانونی بنویسید ، در نظر بگیرید که یک سرمایه گذار که به جای بازده 4 ٪ بازده 7 ٪ در سال کسب می کند ، بعد از 25 سال دو برابر ثروت خواهد داشت. برای برخی ، مانند کسانی که در نزدیکی بازار خریداری می کنند یا در نزدیکی بازار می فروشند ، هزینه می تواند قابل ملاحظه ای بیشتر باشد.
با این همه سوار بر تصمیمات سرمایه گذاری ما ، خودمان را مدیون هستیم تا احساساتی را که در مراحل مختلف چرخه بازار رخ می دهد ، درک کنیم. با شناسایی دوره هایی که احتمالاً از قضاوت عقلانی منحرف می شویم ، می توانیم خودمان را بهتر تجهیز کنیم تا دردهای کوتاه مدت مورد نیاز برای دستیابی به سودهای طولانی مدت را انجام دهیم.
چرخه احساسات
نمودار زیر تقریب حالات عاطفی است که با یک چرخه بازار معمولی همراه هستند. شما می توانید از خط متراکم به عنوان نمایندگی قیمت دارایی از طریق گسترش اقتصادی و رکود اقتصادی فکر کنید.

بی میلی
بهترین مکان برای شروع سفر ما در مرحله عدم تمایل است. این امر به این دلیل است که عدم تمایل به حالت پیش فرض برای بیشتر سرمایه گذاران است.
در شرایط عادی ، ترس ما از خطرات و اشتباه بودن بیشتر از ترس ما از دست رفتن است. در امور مالی رفتاری ، این امر به عنوان گریز از دست دادن نامیده می شود و گرایش افراد را به شدت ترجیح می دهد که از ضرر و زیان برای دستیابی به سود خودداری کند. گفت متفاوت ، از دست دادن 1000 دلار بیشتر از برنده شدن در 1000 دلار احساس خوبی دارد.
این تعصب ، که در آن "ضرر و زیان بزرگتر از دستاوردها" است ، پیامدهای جالبی برای سرمایه گذاران دارد. این نشان می دهد که به طور پیش فرض ، همه ما افراد ریسک پذیر هستیم. در حالی که این می تواند از دیدگاه بقا سودمند باشد ، اما وقتی سرمایه گذاری می شود علیه ما کار می کند.
یكی از مهمترین جلوه های بیزاری ضرر ، عدم سرمایه گذاری كامل (باقی ماندن پول نقد در حاشیه یا در سرمایه گذاری های بدون ریسک و کم بهره) است. در حالی که این راحتی را فراهم می کند که ما نمی توانیم آنچه را که سرمایه گذاری نمی کنیم از دست بدهیم ، کاری که واقعاً انجام می دهیم خرید راحتی عاطفی کوتاه مدت با هزینه بازده بلند مدت است.
خوش بینی به ظهور
با افزایش بازارهای مالی و گسترش اقتصاد ، وضعیت طبیعی عدم تمایل ما به آرامی شروع به کاهش می کند. از آنجا که تقریباً هر کسی می تواند به آن گواهی دهد ، اخبار خبری مکرر نشان دهنده اوج های جدید در بازار و مکالمات آب خنک کننده در مورد چگونگی ایجاد دوستان و همکاران ما می تواند به راحتی وضعیت عاطفی ما را تغییر دهد.
در این مرحله ، ترس ما از شکست به سرعت از ترس از دست رفتن غافل می شود. هر زمان که آن را تشخیص دهید ، به این تغییر خاص توجه کنید ، زیرا این یکی از فاجعه بار ترین ذهنیت های یک سرمایه گذار است.
در طی این مراحل خوش بینی ، هیجان و غرور است که گریز طبیعی ما به از دست دادن اکنون بسیاری از سرمایه گذاران را به بازار سوق می دهد. ما شروع به دیدن "ضررها" به عنوان فرصت های از دست رفته و نه ضرر واقعی می کنیم و ورود به بازار اکنون برای افزایش راحتی عاطفی کوتاه مدت عمل می کند.
ورود به بازار در این مراحل احساس راحتی می کند زیرا ما با گله در حال دویدن هستیم ، نه بر خلاف آن. و به طور معمول در این مرحله ، ما نیز وارد یک دوره پایدار از نتایج مثبت شده ایم که به محو کردن درک ما از خطر کمک می کند.
اما متأسفانه ، تا زمانی که بیشتر سرمایه گذاران نسبت به بازارها خوش بین و هیجان زده هستند ، بیشتر دستاوردها قبلاً حاصل شده اند. این سرمایه گذاران با انتظار برای اطمینان کوتاه مدت مبنی بر اینکه بازارها برای سرمایه گذاری در آن ایمن هستند ، در واقع با خرید پس از افزایش قیمت ها ، به بازده بلند مدت خود آسیب می رسانند.
سرمایه گذاران که در طی مراحل هیجان و غرور وارد بازار می شوند ، معمولاً قبل از پایان چرخه ، دستاوردهای حاشیه ای را می بینند و قیمت ها شروع به افزایش می کنند.
انکار به وحشت
نکته جالب در مورد تاپ های بازار این است که وقتی آنها اتفاق می افتند ، هیچ کس نمی داند که آیا این یک برتری واقعی است یا خیر. احساسات مثبت تمایل به ادامه مدت طولانی پس از رسیدن بازار به اوج خود دارند و در نتیجه ، سرمایه گذاران شروع به محافظت از خود (از نظر روانشناختی) از اخبار منفی می کنند. آنها به مرحله انکار حرکت می کنند.
عدم تمایل به فروش که در مرحله انکار می بینیم ، تأثیر این را دارد که بازارها را برای مدتی بالا نگه داشته و شرایط بدتر می شوند. سرمایه گذاران زرنگ و دانا که قادر به کنار گذاشتن احساسات خود هستند و به شرایط مالی نگاه می کنند ، در این مرحله شروع به کاهش منابع خود می کنند ، اما برای بیشتر سرمایه گذاران ، احساس انکار بسیار قوی است.
آنها نمی توانند باور کنند که حزب تمام شده است ، و نوشتن روی دیوار را نمی بینند. با ادامه بازارها ، آنها از ترس به ناامیدی و سرانجام به وحشت منتقل می شوند.
با کاهش قیمت ها ، بیزاری ضرر دوباره برای تأثیرگذاری بر تصمیم گیری ضعیف عمل می کند. با تمایل به جلوگیری از درد عاطفی از دست دادن (حتی یک مورد کوچک) ، سرمایه گذاران تمایل دارند به جای اینکه آنها را سست کنند ، سرمایه گذاری خود را از دست بدهند.
این امر به این دلیل است که با کاهش ارزش نمونه کارها ما ، درد فروش با ضرر افزایش می یابد ، اما با کم شدن سرعت. از دست دادن 5 ٪ اول بیشترین آسیب را دارد. اما هنگامی که 25 ٪ از دست داده اید ، تفاوت بین از دست دادن 25 ٪ و 30 ٪ اغلب ناچیز می شود. احساسات ما بار دیگر در کار سخت است که درک ما از خطر و پاداش را تحریف می کند.
کاپیتولاسیون برای عدم تمایل
سرانجام ، با ادامه خسارات ، بسیاری از سرمایه گذاران به نقطه پایتخت می رسند. آنها سرانجام می گویند ، "کافی است" و از بازار خارج شوید.
در بعضی موارد ، سرمایه گذاران با زور به این نقطه اوج می رسند. فقدان نقدینگی مالی می تواند شرایطی را ایجاد کند که سرمایه گذاری ها برای تأمین هزینه ها باید فروخته شوند. اما بیشتر اوقات ، سرمایه گذاران در این مرحله می فروشند زیرا آنها می ترسند ، استرس دارند و به امنیت پول خود به صورت نقدی نیاز دارند.
در واقع ، آنها ذخیره قدرت عاطفی خود را کاهش داده اند. آنها دیگر مقاومت لازم برای مقابله با استرس و اضطراب سرمایه گذاری را ندارند.
این شاید خطرناک ترین مکانی باشد که یک سرمایه گذار می تواند خود را در آن پیدا کند. نه تنها آنها به طور مؤثر در ضرر و زیان خود قفل شده اند ، بلکه غلتک عاطفی که آنها فقط تحمل کرده اند ، احتمالاً زخم های ماندگار را ترک می کند.
بسیاری از کسانی که در نزدیکی پایین سوگند یاد می کنند ، سرمایه گذاری را در کل انجام می دهند. آنها تصمیم می گیرند که سرمایه گذاری برای آنها نیست و خود را به امنیت پول نقد استعفا می دهد.
هنگامی که به دلایل عاطفی از بازار خارج شدید ، بازگشت به آن بسیار دشوار است. همانطور که نمودار فوق نشان می دهد ، یک سرمایه گذار باید فقط برای بازگشت به مرحله عدم تمایل ، مراحل ناامیدی ، افسردگی ، بی تفاوتی و بی تفاوتی را طی کند. این می تواند سالها طول بکشد ، و در طی این فرآیند بسیاری از این سرمایه گذاران با بهبود بازار ، دستاوردهای قابل توجهی را از دست نمی دهند.
با استفاده از چرخه احساسات سرمایه گذار به نفع شما
برای اکثر ما (جامعه شناسی مستثنی) خاموش کردن احساساتی که هنگام سرمایه گذاری احساس می کنیم غیرممکن است. از این گذشته ، معیشت مالی ما در این خط است ، بنابراین موظف است بر احساس ما تأثیر بگذارد. با این حال ، این ترفند در فاصله گرفتن از احساسات خودمان قرار دارد ، در حالی که در حالت عاطفی سایر سرمایه گذاران صفر می شود.
از نظر احساسات خودمان ، باید یاد بگیریم که چگونه راحت باشد ناراحت کننده باشیم. یعنی ما باید درک کنیم و از صمیم قلب بپذیریم که آنچه احساسات ما به ما می گوید در هر نقطه معین انجام دهند به احتمال زیاد اشتباه است. هر زمان که از سرمایه گذاری احساس خوش بین یا هیجان زده می کنیم ، احتمال اینکه بازار به اوج نزدیک شود ، و ما باید احتیاط کنیم. و هنگامی که ما در وضعیت ناامیدی یا وحشت قرار داریم ، چیزی بیشتر از فروش منابع خود می خواهیم ، یک فرصت خوب وجود دارد که باید دقیقاً برعکس انجام دهیم.
درک اینکه احساسات شما با اطمینان به شما می گوید اولین قدم برای غلبه بر تأثیر آنها بر روی نمونه کارها شما است.
راه دیگر برای سودآوری از درک چرخه احساسات سرمایه گذار صرفاً استفاده از آن به عنوان راهنمایی برای ارزیابی مکان ما در چرخه بازار است. وقتی همه دائماً در مورد چقدر پولی که در سهام (هیجان و غافلگیرکننده) کسب کرده اند صحبت می کنند ، این یک نشانه خوب است که ارزیابی ها ثروتمند هستند و شاید پول را از روی میز برداشته شود. برعکس ، هنگامی که اقتصاد و بازارها در وضعیت ناامیدی و وحشت قرار دارند ، بدانید که اوقات خوب در حال شروع و آماده شدن برای استفاده است.
یک راه آخر برای سرمایه گذاری در ماهیت عاطفی بازارهای مالی وجود دارد ، و این با پیروی از مدل های سرمایه گذاری ما است. با استفاده از یک رویکرد مبتنی بر قوانین برای سرمایه گذاری ، می توانید مؤلفه عاطفی تصمیمات سرمایه گذاری خود را به طور کامل حذف کنید. این سریعترین و ساده ترین راه برای خداحافظی از "شکاف رفتار" است که ممکن است بازده شما را محدود کند.
مقالات آموزش فارکس...
ما را در سایت مقالات آموزش فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : بهزاد فراهانی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : دوشنبه
25 ارديبهشت
1402 ساعت: 15:17