بلیک اتوود ، نویسنده کتاب "زیرزمین" ، شرح می دهد که چگونه ایرانیان وقتی دولت آنها تمام فناوری های ویدیوی خانگی را در سال 1983 ممنوع اعلام کرد ، زیرساخت های توزیع ویدئویی پر جنب و جوش و غیر رسمی را جعل کرد.

مستند "VHS Diaries" یک کیف پر از فیلم های ویدئویی را که آماده اجاره است ، نشان می دهد. منبع: خاطرات VHS (Dir. Niyaz Saghari ، 2018). حسن نیت ارائه می دهد از نیاز ساگاری.
در سال 1983 ، دقیقاً به عنوان یک صنعت اجاره ویدیو در حال رشد ، جایگاه خود را در ایران پیدا کرد ، وزارت فرهنگ و راهنمایی اسلامی ممنوعیت استفاده شخصی از تمام فناوری های ویدئویی را صادر کرد. این ممنوعیت بیش از یک دهه به طول می انجامد و صحنه را برای داستان باورنکردنی چگونگی پرورش ایرانیان روزمره دنیای زیرزمینی از ویدئوکاست ها فراهم می کند.

بلیک اتوود نویسنده "Underground: The Secret Life of Videocassettes در ایران" است
"انتخاب و تماشای فیلم از مجموعه فروشندگان ویدیو اغلب یک امر خانوادگی بود ، زیرا فیلم های ویدئویی مجموعه تلویزیونی را از یک منبع اخبار و اطلاعات به صفحه نمایش فیلم که تقریباً هر چیزی را قادر می سازد ، تبدیل می کند."زیرزمینی: زندگی مخفی ویدئوکاست ها در ایران. ""Underground" در نوبت روشن کننده ، پرخاشگرانه خنده دار و غیر منتظره ، یک گزارش عمیقاً تحقیق شده از یک فصل مملو و گریزان در تاریخ معاصر ایران ارائه می دهد.
آتود ، استاد مطالعات رسانه ای در دانشگاه آمریکایی در بیروت ، منابع بایگانی از جمله نشریات تجاری ، روزنامه ها ، خاطرات ، فیلم ها و قوانین را ترسیم می کند ، اما در قلب کتاب وی ، مصاحبه های تاریخ شفاهی که با ده ها شرکت کننده انجام می شود ، نهفته استدر زیرزمین ویدیو. به همین ترتیب ، این کتاب به همان اندازه تأمل در مورد چگونگی یادآوری ، تفسیر و تفسیر مجدد تجربیات گذشته به عنوان آنچه در دنیای زیرزمین بود ، است.
با توجه به ظلم و ستم خشونت آمیز که امروزه می بینیم ، ممکن است چیزی شبیه به ممنوعیت ویدیویی ناچیز به نظر برسد ، اما Atwood زیرزمینی توصیف می کند چیزهای زیادی در مورد چگونگی ساخت فرهنگ های پر جنب و جوش در زیر موسسات سرکوبگر نشان می دهد. او فقط این نبود که ایرانیان به فیلم های ممنوعه دسترسی پیدا کنند ، بلکه این که آنها مسیرها را تأسیس کرده اند ، دانش فنی به دست آوردند ، قانون را شکستند و با گذشت و تجارت ویدئوهای پلاستیکی ، آیین ها را ایجاد کردند. ما از آتود در مورد نقش نمایندگی های ویدئویی به عنوان واسطه های فرهنگی سؤال کردیم ، زندگی در این دوره نامشخص در ایران چگونه بود و پس از برداشت این ممنوعیت از شبکه زیرزمینی تبدیل شد.
جمهوری اسلامی ایران در سال 1979 تأسیس شد و پس از آن یکی از تاریک ترین دهه های تاریخ معاصر این کشور. در این دهه بود که دولت استفاده شخصی از فناوری ویدیوی خانگی را ممنوع اعلام کرد. آیا می توانید در این دوره زندگی در ایران را توصیف کنید؟اگر گرفتار توزیع ویدیوهای ویدئویی شد ، چه مجازاتی داشت؟
بسیاری از محققان ایران بر انقلاب 1978-1979 به عنوان مهمترین رویداد قرن بیستم متمرکز شده اند. در "زیرزمینی" ، من این ایده را به چالش می کشم - نه با تخفیف اهمیت انقلاب بلکه با جلب توجه کمی از آن و نگاه کردن به دهه 1980 به عنوان دوره ای که جمهوری اسلامی قدرت زیادی را به دست آورد. این تلاش برای فکر کردن در مورد استمرار و فرآیندهای مداوم است نه اینکه به سادگی شکستن و پارگی شود. جنگ ایران و عراق ، که بین سالهای 1980 و 1988 به طول انجامید ، برای درک دهه 1980 در ایران بسیار مهم است. این بهانه ای عالی برای جمهوری تازه تاسیس اسلامی برای شکل گیری و اجرای یک چشم انداز بسیار وحشتناک از حاکمیت بود. اگرچه جنگ ایران و عراق با حمله عراق آغاز شد ، اما به خوبی مستند است که دولت ایران از آتش بس خودداری کرد و جنگ را ادامه داد زیرا این امر اهداف داخلی خود را پیش برد. جمهوری اسلامی از شوک و هراس مردم در طول جنگ و میهن پرستی افزایش یافته آنها برای تصویب قوانین و سیاست های واقعاً سفت و سخت استفاده کرد.
یکی از این سیاست ها ، ممنوعیت آشکار در سال 1983 از فناوری ویدیویی ، از جمله فیلمبرداری ، پخش کننده های ویدئویی و دوربین های فیلمبرداری بود. البته ، در طول دهه 1980 ، دولت ها در سراسر جهان می دانستند که چگونه می توانند با رسانه جدید ویدیوی آنالوگ برخورد کنند ، که قدرت بزرگی را برای افراد عادی برای کپی و توزیع مواد سمعی و بصری فراهم می کرد. در حالی که بیشتر دولت ها سعی در تنظیم چگونگی استفاده از فیلم یا چه نوع محتوا می توانند در فیلم ایجاد کنند ، تعداد کمی از دولت ها قدم افراطی را برای ممنوعیت این فناوری برداشتند. در ایران ، ممنوعیت ویدئویی - که بیش از یک دهه تا سال 1994 به طول انجامید - با سایر سیاست های فرهنگی در آن زمان سازگار بود ، که سعی در کنترل دیدنی ها و صداهایی داشت که مردم به آن دسترسی داشتند.
آنچه واقعاً در مورد ممنوعیت ویدیو در ایران جالب است این است که چگونه به طرز چشمگیری از بین می رود. در طی یک دهه ممنوعیت ، گردش فیلم در فیلم فقط ادامه نمی یابد. با جهش و مرزها رشد می کند. یک دنیای زیرزمینی از فیلم های ویدئویی پدیدار می شود. یک صنعت اجاره زیرزمینی شکل می گیرد ، با فروشندگان ویدیوی فردی که فیلم ها را در فیلم کپی و توزیع می کنند. این کاست ها - گرچه از نظر فنی ممنوع است - تقریباً به هر گوشه کشور می رسند. دلیل این که این دنیای زیرزمینی فیلم توسعه می یابد این است که مردم می خواستند فیلم را تماشا کنند و آنچه در فیلم موجود بود کاملاً متفاوت از محتوای موجود در سینما و رسانه های پخش شده بود که از پیام های رسمی رسمی اشباع شده بودند.
برخورد با فیلم های ویدئویی - و گاهی اوقات تماشای آنها - می تواند منجر به مجازات های شدید از جمله زمان زندان ، جریمه و شلاق شود.
اگرچه پر جنب و جوش و قوی ، این عالم اموات بدون خطر نبود. برخورد با فیلم های ویدئویی - و گاهی اوقات تماشای آنها - می تواند منجر به مجازات های شدید از جمله زمان زندان ، جریمه و شلاق شود. آنچه در اینجا مهم است این است که مردم پیرامون این سیاست سخت مانور می دهند ، و من فکر می کنم که در مورد نحوه عملکرد قدرت تحت جمهوری اسلامی به ما چیزی می آموزد. مردم عادی لزوماً در برابر سیاست ممنوعیت فیلم به همین ترتیب عقب نشینی نکردند ، اما آنها از تصدیق آن در زندگی و شیوه های روزمره خودداری کردند. به همین دلیل ، سرانجام حتی دولت نیز مجبور شد اعتراف کند که در تلاش برای ممنوعیت این رسانه اشتباه کرده است.
چگونه به دنیای زیرزمینی فیلم ، به ویژه در خاورمیانه علاقه مند شدید؟و آیا می توانید کمی در مورد چگونگی تحقیق در زیر زمین صحبت کنید؟
این رایج ترین سوالی است که وقتی در مورد این پروژه تحقیقاتی صحبت می کنم، برایم پیش می آید. هر کتابی داستان های پیدایش متعددی دارد و در این مورد، من هم به دلایل شخصی و هم به دلایل فکری وارد دنیای زیرزمینی کاست های ویدئویی در ایران شدم. یکی از عوامل محرک این کتاب، رابطه خودم با کاست های ویدئویی است. من با فیلم های ویدیویی بزرگ شدم و می خواستم این تجربه را بهتر درک کنم. افراد چه نوع احساساتی را با کاست های ویدئویی ایجاد کردند؟و توانایی های آن فناوری و تلاش برای تنظیم آن چگونه تجربیات فردی از آن را شکل داد؟برای من، ایران مکانی بسیار طبیعی برای اندیشیدن به این پرسش ها بود، و نشان دهنده پروژه بزرگ تری من برای به چالش کشیدن این واقعیت است که بسیاری از گزارش های ما از فناوری های رسانه ای آمریکای شمالی و اروپا را به عنوان مکان های هنجاری برای نظریه پردازی فرض می کنند. در واقع، من چند سال قبل از «زیرزمینی» کتابی درباره صنعت فیلم در ایران در دهه های 1990 و 2000 نوشتم، و یکی از جنبه هایی که در آن کتاب بررسی می کردم، ورود فناوری ویدیوی دیجیتال به این صنعت و چگونگی تغییر آن بود. برای ساخت فیلم در کشور است. زمانی که به دنبال زمینه سازی تاریخی آن لحظه از ویدیوی دیجیتال بودم، متوجه شدم که در مورد داستان فناوری ویدئوی آنالوگ در کشور بسیار کم نوشته شده است. بنابراین این انگیزه بزرگی بود تا تاریخ طولانی تر ویدیو در ایران را برای خوانندگان وسیع تری شناخته شود.
تحقیق در مورد «زیرزمینی» مرا به مکان های غیرمنتظره ای رساند. از آنجایی که کاست های ویدیویی برای مدت طولانی ممنوع بودند، منابع بسیار کمی داریم که می تواند نحوه تجربه مردم عادی از این فناوری را روشن کند. این امر دو چندان درست است زیرا یافتن منابع مرتبط با فناوری های مصرف کننده داخلی بسیار دشوار است، زیرا زندگی خصوصی به ندرت در سوابق عمومی تأیید شده است. برای غلبه بر این مانع، ده ها مصاحبه تاریخ شفاهی با افراد مختلفی که در دهه های 1980 و 1990 در تولید، توزیع و مصرف فیلم های ویدئویی در ایران مشارکت داشتند، انجام دادم. در نتیجه، این کتاب بسیار روی داستان سرایی سرمایه گذاری شده است و به همان اندازه که مردم کاست های ویدیویی را به یاد می آورند، به همان اندازه که این دنیای زیرین واقعاً بود، انعکاس می دهد.
من فکر می کنم این بخشی از چیزی است که آن را بسیار جالب می کند - به طرز شگفت آور صمیمی و شخصی برای آنچه ظاهراً یک مونوگرافی دانشگاهی است. این مرا به یاد یکی از فصل های مورد علاقه من ، در مورد فروشندگان ویدیویی می اندازد. شما حمید را توصیف می کنید ، که به لطف چهره دوستانه اش ، "در خیابان های تهران با یک کیف بزرگ پر از کاست های بتاماکس در آغوش گرفته نشده است" که تا 10 فیلم در هفته به انتظار مشتری می پردازد. کار توزیع ویدیو برای نمایندگی هایی مانند حمید چه چیزی را نشان داد؟
هنگامی که من برای اولین بار شروع به مطالعه دنیای زیرزمینی فیلم های ویدئویی کردم ، هر منبعی را که در آن دوره از ایران در دسترس بود ، از جمله مقالات روزنامه ها ، نشریات تجاری و قوانین و سیاست ها خواندم. من متوجه شدم که گفتمان عمومی در مورد نمایندگی های ویدئویی واقعاً در مورد نقوش یک جنایتکار پول گرسنه که در فیلم های ویدئویی-که اغلب در کنار سایر محصولات غیرقانونی مانند الکل-سرو کار داشتند-فقط برای تهیه یک جنجال شکل گرفتند.
با این حال ، هنگامی که من با نمایندگی های ویدئویی صحبت کردم ، افرادی که در واقع در تولید و توزیع فیلمبرداری های زیرزمینی شرکت می کردند ، مجموعه ای از انگیزه های بسیار متفاوت را کشف کردم. اگرچه نمایندگی های ویدئویی به طور بالقوه پول خوبی کسب می کردند ، اما تقریباً هرگز کار خود را از این طریق توصیف نکردند. درعوض ، آنها از تمایل نزدیک شدن به فیلم ها ، فرصتی برای تحرک اجتماعی و فرصتی برای تأمین سرگرمی و فرار در طی یک دوره بسیار دشوار در کشور صحبت کردند. به طور خلاصه ، این کار خودآزمایی بود که برای افرادی که آن را انجام می دادند بسیار معنی داشت. این احساس غالباً تلافی می شد ، زیرا مصرف کنندگان معمولی ابراز علاقه و احترام خود به نمایندگی های ویدیویی خود ، که دنیای سرگرمی را باز می کردند که در غیر این صورت در دسترس آنها نبود.
نمایندگی ها از تمایل نزدیک شدن به فیلم ها ، فرصتی برای تحرک اجتماعی و فرصتی برای تأمین سرگرمی و فرار در طی یک دوره بسیار دشوار در کشور صحبت کردند.
در نهایت ، نمایندگی های ویدئویی در ایران در دهه 1980 و 1990 حتی در مورد کار توزیع رسانه های غیررسمی ، حتی امروز نیز به ما یاد می دهند. درست همانطور که دولت ایران فروشندگان ویدیو را به سادگی به عنوان جنایتکار مشاهده می کرد ، رژیم های حقوق مالکیت معنوی امروز نیز توزیع کنندگان غیررسمی مانند دزدان دریایی را شرور می کنند. اما این نوع کار بسیار پیچیده تر از جرم و پول است. هویت مردم به معیشت آنها وابسته است ، و توزیع کنندگان غیررسمی کارهای مهمی را برای دسترسی به رسانه ها انجام می دهند ، به ویژه برای کسانی که از اقتصاد جهانی خارج شده اند.
در همان فصل ، شما خلاقیت ضمنی در کارهایی را که نمایندگی ها انجام داده اند توضیح می دهید - مراقبت هایی که آنها در برچسب ها ، خلاصه ها ، انتقادات و پیشنهادات قرار داده اند ، که نه تنها در نحوه پخش فیلم ها در ایران بلکه در نحوه ساخت مردم نیز نقش داشتند. حس آنهامن به ویژه در مورد بخش Omid فکر می کنم ، که یادآوری می کند که "هر بار که فروشنده ویدیو کیف خود را باز می کرد ، یک دقیقه سکوت به وجود می آید که تمام خانواده عناوین و ژانرهای هر یک از فیلم های ویدئویی را می خوانند."آیا می توانید در مورد نقش خلاق فروشنده توضیح دهید؟
یک مورد که من واقعاً می خواستم در فصل خود در مورد فروشندگان ویدیویی تأکید کنم ، نقش مهمی است که آنها به عنوان واسطه های فرهنگی ایفا کردند. آنها کارگر فرهنگی بودند. اگرچه مشاهده آنها به سادگی از نظر تدارکات - انتقال کالاها از نقطه A به نقطه B - آسان خواهد بود - آنها در واقع کارهای مهم دیگری را برای کمک به فیلم ها انجام دادند تا در آن زمان برای بینندگان ایرانی حس کنند. دنیای زیرزمینی ویدئوکاست ها در ایران فقط مربوط به یک فناوری رسانه جدید یا سیاست ممنوعیت نبود. همچنین در مورد حفظ فرهنگ فیلم در کشور بود.
نمایندگی های ویدئویی در قلب آن پروژه بودند. آنها دروازه بان و طعم دهنده بودند. آنها تصمیم گرفتند که چه فیلم هایی در نهایت برای اجاره در دسترس خواهد بود و تلاش زیادی برای انتخاب انتخاب خود به گونه ای انجام می دهند که با مشتریان خود طنین انداز باشد. در سطح جهان ، ظهور فناوری ویدئوکاست امکان انتخابی را که در هنگام محدود کردن افراد در سینماهای سینما و برنامه های تلویزیونی وجود نداشت ، باز کرد. Videocassettes توانایی انتخاب آنچه را که شما تماشا کرده اید ، نشان می دهد ، اما این یک فرآیند (و یک فناوری) بود که باید با نوعی تخصص واسطه شود. نمایندگی های ویدئویی دانش فنی و خلاقانه ای را برای هدایت مصرف کنندگان از طریق این گزینه ها فراهم می کردند. به راحتی می توان چیزی مانند برچسب ها را کنار گذاشت ، اما داستان OMID که شما به آن اشاره کردید ، برجسته می کند که چگونه این جزئیات به طور برجسته در تجربه دسترسی ، تماشای و درک سینما در این دوره مشخص می شود.
افرادی که بیشتر علاقه مند به تماشای آن بودند ، چه نوع فیلم بودند؟
این سوال خیلی جالبی است. به طور خلاصه ، مردم علاقه مند به تماشای هر آنچه که می توانستند دست خود را بگیرند. همکاران من تقریباً همیشه با داستانی از تماشای یک فیلم ، من را مجدداً تنظیم می کردند ، حتی اگر این یک نسخه بد بود ، آنها به سختی می توانستند آنچه را که اتفاق می افتد دنبال کنند. باید به یاد داشته باشید که نمایندگی های ویدئویی در تلاش بودند تا از سهام محدود فیلم های ویدئویی که متعلق به آنها بودند ، نهایت استفاده را ببرند ، بنابراین آنها در فیلم های قدیمی کپی می کنند تا جایی برای فیلم های جدید ایجاد کنند. این یک سیستم اجاره ای بود ، بنابراین مهم بود که انتخاب فیلم ها را به روز نگه دارید. اغلب نسخه های فیلم ها از نسخه های نسخه اصلی گرفته شده بودند ، و فیلمبرداری همه اشکالات و سایش و پاره شدن پیشینیان خود را حفظ می کرد.
گفته می شود ، آنچه در دهه 1980 و 1990 در اقتصاد اجاره ویدیو موجود بود ، انتخاب گسترده ای از سینمای جهانی بود. وقتی من در مورد این تحقیق به دوستان و همکاران می گویم ، بسیاری از آنها تصور می کنند که این فیلم ها بیشتر فیلم های ایرانی بودند که در فیلم پخش می شدند. به هر حال، هیچچیز نمیتواند از حقیقت فراتر باشد. درست است که فیلم های ایرانی - به ویژه آنهایی که از قبل از انقلاب هستند - وارد مدارهای توزیع زیرزمینی شدند. با این حال ، آنها فقط یک بخش کوچک از ترکیب بسیار التقاطی و بسیار جهانی سینمایی بودند که در این زمان در ایران مصرف می شدند. فیلم های هالیوود بسیار محبوب بودند و فیلم های هندی نیز همینطور بودند. همکاران من همچنین به یاد تماشای فیلم های اروپا و آسیای شرقی بودند. فیلم های دیزنی واقعاً ایستادند ، به خصوص برای کسانی که در آن زمان بچه بودند.
فیلم های هالیوود بسیار محبوب بودند و فیلم های هندی نیز همینطور بودند. فیلم های دیزنی واقعاً ایستادند ، به خصوص برای کسانی که در آن زمان بچه بودند.
از بعضی جهات ، فیلم های خارجی به راحتی وارد شبکه ویدیویی زیرزمینی می شوند زیرا قبلاً در جای دیگر در ویدیو توزیع شده بودند. اصلی (یا یک نسخه از نسخه اصلی) که فقط باید از طریق فرودگاه یا از مرز زمین به کشور قاچاق شود ، و می توان آن را بارها و بارها کپی کرد. با این حال ، فیلم های ایرانی نیاز به تبدیل شدن به فیلم ، یک روند گران قیمت و پر وقت که با توجه به این ممنوعیت دشوار بود.
هنگامی که این ممنوعیت در سال 1994 برداشته شد ، برای شبکه زیرزمینی چه اتفاقی افتاد؟
در کمال تعجب دولت ایران ، هنگام برداشتن ممنوعیت فیلم در سال 1994 ، خیلی تغییر نکردتغییر جزئی در سیاست. در واقع ، اگرچه بلند کردن این ممنوعیت به معنای این بود که فیلم های ویدئویی به عنوان یک فناوری دیگر غیرقانونی نبودند ، این بدان معنی نبود که همه چیز ناگهان در دسترس بود. از آنجا که دولت این ممنوعیت را برطرف می کند ، همچنین انحصار توزیع رسمی فیلم ها را در فیلم ایجاد می کند ، که باید در همان دورهای سانسور و مقرراتی که سایر محتوای رسانه ای دنبال می کردند ، پشت سر بگذارند. در نتیجه ، لیست های رسمی عناوین موجود برای اجاره پس از سال 1994 بسیار محدود است. مواردی که وجود دارند اغلب به شدت سانسور می شوند. بنابراین ، افراد عادی همچنان به دنبال و استفاده از شبکه زیرزمینی برای تحقق خواسته های خود برای فیلم ها در فیلم هستند.
یک الگوی جالب که من در طول مصاحبه هایم متوجه آن شدم ، انکار این بود که یک ممنوعیت وجود داشته است. بسیاری از همکاران من - مصرف کنندگان معمولی فیلم ها در فیلم در دهه 1980 - اصرار داشتند که فیلم ها هرگز به طور کامل ممنوع نشده اند. البته ، من می دانستم که این درست نیست ؛من تمام حساب های رسمی این ممنوعیت را خوانده بودم. اما این یک لحظه بسیار مهم در تحقیقات من بود ، زیرا فهمیدم که این ممنوعیت برای بسیاری از افراد تا حدودی اتفاقی است. به عبارت دیگر ، برای توسعه این عالم اموات ویدئویی مهم بود ، اما یک بار در جای خود ، مردم واقعاً متوجه این واقعیت نبودند که این ممنوعیت برداشته شده است زیرا آنها هنوز به فروشنده ویدیوی زیرزمینی خود بستگی داشتند تا انواع آنها را تهیه کنندفیلم هایی که از تماشای آنها هیجان زده بودند.
در فصل پایانی ، شما بررسی می کنید که چگونه مردم به دنبال یادآوری ، ضبط و نمایندگی تاریخ منحصر به فرد فناوری ویدیوی آنالوگ در ایران هستند. اهمیت این خاطرات عمومی چیست؟
من شروع به نوشتن این کتاب در زمانی کردم که نوستالژی جهانی برای دهه 1980 از جمله در ایران وجود داشت. در اواسط اواخر سال 2010 ، تعدادی از فیلم ها ، مقاله های محبوب و حساب های رسانه های اجتماعی وجود داشت که به طرز دلتنگی به فیلم های ویدئویی و تاریخ منحصر به فرد آنها در ایران نگاه می کردند. بسیاری از این تلاش ها برجسته پوچی دنیای زیرزمینی فیلم های ویدئویی بود. مطمئناً یک داستان خوب ایجاد می کند - و مطمئناً اکنون مردم در مورد آن می خندند - اما این نیز عجیب و ناعادلانه بود. خاطرات عمومی پیرامون ویدیو آنچه را که به معنای تلقین به عنوان یک شهروند تحت جمهوری اسلامی است ، مورد توجه قرار می دهد ، به ویژه مدت زمان عادی که مردم باید برای ایجاد زندگی خصوصی برای خود و خانواده های خود که از قدرت و نظارت بر قدرت و نظارت بودند ، بروندحالت.
همانطور که می دانید ، طی چند ماه گذشته ، ایرانیان به تعداد زیادی اعتراض کرده اند تا علیه جمهوری اسلامی و سیاست های ستمگرانه آن عقب نشینی کنند. ممکن است چیزی شبیه به ممنوعیت ویدیویی ناچیز به نظر برسد - فقط چیزی که مردم باید با آن کنار بیایند و در آن حرکت کنند - اما اوج بسیاری از قوانین و سیاست هایی مانند این برای افراد غیرقابل توصیف است ، که به سادگی می خواهند زندگی خود را بدون تجاوز به زندگی خود ادامه دهنددولت در هر نوبت
بلیک اتوود استادیار مطالعات رسانه ای در دانشگاه آمریکایی بیروت و نویسنده "سینمای اصلاحات در ایران" (انتشارات دانشگاه کلمبیا) و "زیرزمین" است.
مقالات آموزش فارکس...
ما را در سایت مقالات آموزش فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : بهزاد فراهانی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : سه
شنبه
30 خرداد
1402 ساعت: 14:19