(بدون دریافت ؛ فصل 13)
مدل Mundell-Fleming چیست؟
در یک اقتصاد آزاد با تجارت خارجی و معاملات مالی ، چگونه متغیرهای کلیدی کلیدی (تولید ناخالص داخلی ، تورم ، مانده پرداخت ، نرخ ارز ، نرخ بهره و و غیره) تعیین شده و با یکدیگر تعامل دارند؟تأثیر سیاست های مالی و پولی چیست؟مدل Mundell-Fleming مدل استاندارد کلان اقتصادی باز است که سعی در پاسخ به این سؤالات دارد. بیشتر مدلهای اقتصاد کلان باز در کتابهای درسی تنوع مدل مندل-فلزینگ است.
از لحاظ تئوریکی ، این محبوب ترین مدل است. اما کاربرد آن در سیاست گذاری واقعی به همان اندازه که امیدواریم (به ویژه برای کشورهای در حال توسعه و انتقال) زیاد نیست. کاربرد کور این مدل به کشور شما ممکن است نتایج خوبی به همراه نکند ، زیرا این مدل بر اساس فرضیات بسیاری است که ممکن است غیر واقعی باشد. اما این بهترین الگویی است که اقتصاددانان دارند. بنابراین با دقت از آن استفاده کنید.

در سال 1963 هنگامی که او جوان بود ، پروفسور رابرت موندل (عکس) در صندوق بین المللی پول با مارکوس فلمینگ همکاری می کرد و مقاله ای را نوشت که این مدل را به وجود آورد. وی در 25 سال گذشته در دانشگاه کلمبیا (نیویورک) بوده است. وی طرفدار قوی تثبیت ارزهای عمده و ایجاد یورو بوده است. در سال 1999 ، او جایزه نوبل اقتصاد را بدست آورد ، بخشی از آن به دلیل مدل مندل-گلینگ.
مدل Mundell-Fleming یک کاربرد کلان باز از تجزیه و تحلیل استاندارد IS-LM است. به طور دقیق تر ، این یک تحلیل IS-LM با تجارت و تحرک سرمایه بین المللی است.(اگر نمی دانید مدل IS-LM چیست ، مشکلی دارید. لطفاً به هر کتاب درسی کلان اقتصادی متوسط نگاه کنید یا از دوست خود بپرسید).
سه جنبه زیر از اقتصاد کلان را در نظر بگیرید:
(1) تقاضای کل (منحنی های IS و LM ، نماینده کالاها و بازارهای پول) (2) عرضه کل (عملکرد تولید و بازار کار) (3) مانده پرداخت (حساب جاری و حساب سرمایه)
نمایشگاه معمول کتاب درسی (بدون تجارت یا تحرک سرمایه) (1) و (2) را با یک منحنی آگهی شیب دار به سمت پایین (تقاضای کل) و منحنی شیب دار به سمت بالا به عنوان (تأمین کل) ترکیب می کند.
مدل Mundell-Fleming ترکیبی (1) و (3) ، یعنی AD و B (مانده پرداخت) منحنی است. این بدان معناست که مدل Mundell-Fleming (در ساده ترین نسخه خود) محدودیت جانبی عرضه ندارد. همانطور که در ابتدایی ترین مدل کینزی ، به طور ضمنی فرض می کند که سرمایه و نیروی کار عموماً کم کار هستند به طوری که هر محرک تقاضا تولید ناخالص داخلی واقعی را گسترش می دهد (به جای ایجاد تورم).
بگذارید اکنون به ساخت منحنی تبلیغ و منحنی B در زیر نگاه کنیم.(من اساساً از نماد کتاب Rivera-Batiz استفاده خواهم کرد اما ممکن است چند نماد دیگر اضافه کند).
تقاضای کل - منحنی است
تقاضای کل از دو بخش تشکیل شده است: جذب (A ، یعنی تقاضای داخلی) و تعادل تجارت (T ، یعنی تقاضای خارجی). ما تجارت خدمات ، درآمد فاکتور و نقل و انتقالات را نادیده می گیریم ، بنابراین حساب جاری همان تراز تجارت است.
y = a + t (تولید ناخالص داخلی با تجزیه هزینه)
A = C + I + G (تعریف جذب)
= a (y ، i ؛ g) a1>0, A2 3>0 ؛G یک هزینه اگزوژن است (پارامتر تغییر)
[A1به معنای مشتق جزئی A با توجه به متغیر اول و غیره]
t = m * - qm (تعریف مانده تجارت ، اندازه گیری شده در ارز داخلی)
= t (q ، y * ، y) t1>0, T2>0, T3
(Y: درآمد C: مصرف خصوصی I: سرمایه گذاری خصوصی G: هزینه های دولت M: واردات M*: واردات خارجی (= صادرات ما) ، من: نرخ بهره)
توجه داشته باشید که A و T به عنوان متغیرهای واقعی تعریف می شوند (با قیمت داخلی P). نرخ واقعی ارز Q به این ترتیب تعریف می شود:
q = ep * /p (افزایش q به معنای استهلاک واقعی ارز خانگی است)
لطفا توجه داشته باشید که T1>0 ، یعنی مشتق جزئی تعادل تجارت با توجه به Q مثبت است. این بدان معنی است که شرط مارشال-لرنر راضی است ، بنابراین استهلاک واقعی باعث افزایش تعادل تجارت می شود (وقتی متغیرهای دیگر بدون تغییر باقی می مانند).
از بالا ، ما داریم
جمع آوری Y به سمت چپ ،
این منحنی ماست. این در حال شیب پایین در هواپیمای (i ، y) است. علاوه بر این ، افزایش Q (استهلاک واقعی) یا افزایش G (هزینه های دولت) منحنی IS را به سمت راست و به سمت راست تغییر می دهد.

تقاضای کل - منحنی LM
منحنی LM همان نسخه کلان داخلی است. این شرط تعادل بازار پول را نشان می دهد.
به طور خاص ، ما احتمال "تعویض ارز" را نادیده می گیریم ، پدیده ای که شهروندان داخلی ارز خارجی (به طور معمول دلار آمریکا) و همچنین ارز داخلی دارند و سهام نسبی آنها را با تغییر شرایط تغییر می دهیم. هیچ تعویض ارز یک فرض معقول در کشورهای توسعه یافته است ، جایی که مردم فقط ارز داخلی دارند. اما در بسیاری از کشورهای در حال توسعه ، تعویض ارز ممکن است عامل بزرگی باشد که بر تقاضای پول تأثیر می گذارد.
تعویض ارز نیز "دلار سازی" نامیده می شود. اما دلار دو معنی دارد: (1) وضعیتی که افراد علاوه بر ارز داخلی از دلار استفاده می کنند ، زیرا به دومی اعتماد ندارند (در این حالت ، مقامات پولی معمولاً سعی می کنند از استفاده از دلار جلوگیری کند).(2) وضعیتی که دولت اعلام می کند که ارز ملی دلار آمریکا است ، بانک مرکزی را لغو می کند و سیاست های پولی مستقل را رها می کند. تعویض ارز معادل اولین (سنتی) معنی دلار است.
منحنی LM به سادگی است:
m s /p = l d (i ، y) l d1 2>0
(M S: عرضه پول P: سطح قیمت)
As in the domestic version, it is upward-sloping in the (i, Y) plane. A rise in money supply M s shifts the LM curve down and to the right. In this formulation, the price level P is assumed fixed. This may be unrealistic in a small open economy where exchange rate pass-through (E >p) قابل توجه است.

تعادل پرداخت
تراز پرداخت (ب) مجموع حساب جاری (t) و حساب سرمایه (k) است. به یاد داشته باشید ، برای سادگی ، ما جریان خدمات ، درآمد فاکتور و نقل و انتقالات را در نظر گرفته ایم تا حساب جاری با مانده تجارت یکسان باشد.
در اینجا موارد زیر را فرض می کنیم:
-نرخ ارز شناور است (نرخ واقعی ارز Q نیز انعطاف پذیر است).
-مقام پولی در بازار ارز مداخله نمی کند. این بدان معنی است که هیچ تغییری در ذخایر بین المللی وجود ندارد ، حساب پولی صفر است ، بنابراین حساب جاری و حساب سرمایه همیشه باید صفر اضافه شود (T + K = 0).
-به طور کلی ، ما فرض می کنیمتحرک عالی سرمایهبشراین بدان معنی است که i = i * ، k1 = +�� , and K is indeterminate. In other words, if i>من * یک جریان سرمایه گسترده به کشور وطن وجود خواهد داشت و اگر من-انتظار نرخ ارز ایستا است. یعنی مردم انتظار دارند که نرخ ارز آینده همانند امروز باشد (حتی اگر نرخ ارز شناور باشد). این یک فرض ساده است. بنابراین ، به جای برابری علاقه غیر معمول (i = i* + x ، به سخنرانی 4 مراجعه کنید) ، ما i = i* را داریم (زیرا x = 0).
اگر این وضعیت را در هواپیمای (i ، y) به تصویر بکشیم ، یک خط افقی در I*داریم. نرخ بهره داخلی باید برابر با نرخ بهره جهان باشد. یک جریان بزرگ سرمایه در بالای آن خط وجود خواهد داشت و یک جریان بزرگ سرمایه در زیر آن خط وجود دارد.

تعادل
تحت یک نرخ ارز آزاد شناور و تحرک سرمایه کامل ، سه معادله زیر که در بالا به دست آمده است ، موقعیت تعادل را تعیین می کند.
به یاد بیاورید که درآمد خارجی ، نرخ بهره خارجی و قیمت داخلی همه ثابت است (Y * ، I * ، P).
تعادل را می توان به شرح زیر نشان داد:

آمار مقایسه ای
استاتیک مقایسه ای به معنای بررسی چگونگی تغییر تعادل در صورت تغییر یک متغیر ورودی است. از نظر فنی تر ، این یک ماتریس از علائم (+ یا -) است که نشان دهنده تغییرات در استدرون زامتغیرها در پاسخ به تغییر در هر یکبرون مرزیمتغیر.
در این مدل ، دو سوال خاص می پرسیم:
(1) آیا می توانیم با یک سیاست مالی انبساطی (افزایش G) Y را افزایش دهیم؟
(2) آیا می توانیم با یک سیاست پولی انبساط (افزایش M) y را افزایش دهیم؟
G و M S متغیرهای ورودی هستند و Y متغیر خروجی مورد نظر است.(ممکن است ما اضافه کنیم که این سؤالات خود نشان دهنده ذهنیت نسبتاً قدیمی از تنظیم دقیق کلان است. اخیراً ، سیاست های مالی و پولی به عنوان ابزاری برای تنظیم تولید ناخالص داخلی واقعی در نظر گرفته نمی شوند.)
ابتدا ، گسترش مالی را در نظر بگیرید.
1. An increase in G shifts the IS curve upward and to the right. 2. This puts an upward pressure on the domestic interest rate (i>من * ). 3. اما این بلافاصله یک جریان بزرگ سرمایه را دعوت می کند. 4- این از نرخ ارز اسمی E و همچنین نرخ واقعی ارز Q قدردانی می کند. 5- این تعادل تجارت T را بدتر می کند.
با ساخت مدل ، هیچ تنظیم تدریجی مجاز نیست. قرار است این وقایع فوراً اتفاق بیفتد. نرخ ارز قدردانی می کند و مانده تجارت تا زمانی که افزایش اولیه G کاملاً جبران نشود ، بدتر می شود. منحنی IS به موقعیت اصلی فشار می یابد و به هیچ وجه نمی تواند افزایش یابد.
اتفاقی که افتاد این است که ، در Y = A + T ، به عنوان A با هزینه های مالی افزایش می یابد ، T دقیقاً به همان مقدار کاهش می یابد. y بدون تغییر است و فقط ترکیب نسبی y تغییر می کند. نتیجه گیری این است کهتحت نرخ ارز شناور و تحرک سرمایه کامل ، سیاست مالی بی اثر استبشردر اینجا ، "ناکارآمد" به معنای عدم توانایی در افزایش Y است.

دوم ، گسترش پولی را در نظر بگیرید.
1. افزایش M S منحنی LM را به سمت پایین و به سمت راست تغییر می دهد. 2. این فشار رو به پایین بر نرخ بهره داخلی وارد می کند (من
باز هم ، فرض بر این است که کل دنباله در یک لحظه اتفاق می افتد. در مقایسه با نسخه داخلی IS-LM ، سیاست های پولی قدرتمندتر است زیرا تغییر بیرونی LM از یک تغییر خارجی اضافی IS دعوت می کند. هم LM و هم برای افزایش درآمد همکاری می کنند. نتیجه گیری این است کهتحت نرخ ارز شناور و تحرک سرمایه کامل ، سیاست پولی بسیار مؤثر است.

این نتیجه گیری ها با نتایج نسخه داخلی مدل IS-LM تفاوت معنی داری دارند. در نسخه داخلی ، سیاست های مالی و پولی هم مؤثر هستند و هم اثربخشی نسبی آنها به کشش و دامنه های مختلف بستگی دارد. اما در این حالت ، یک سیاست کاملاً ناتوان است و سیاست دیگر دو برابر قدرتمند است. در حال حاضر ، شما باید به وضوح ببینید که چرا (با چه مکانیسم و فرضیات) این نتیجه گیری ها حاصل می شود.
در سخنرانی بعدی ، پرونده ای را که نرخ ارز ثابت است بررسی خواهیم کرد. خواهید دید که نتیجه گیری در مورد این دو سیاست کاملاً معکوس شده است. مدل Mundell-Fleming نتایج شدید تولید می کند.
یک بار دیگر ، اجازه دهید فرضیات Mundell-Fleming را خلاصه کنیم:
-شناور رایگان [این فرض را می توان تغییر داد-به سخنرانی بعدی مراجعه کنید]-تحرک سرمایه ای [این فرض همچنین می تواند اصلاح شود]-منابع مورد استفاده در آنها وجود دارد و هیچ محدودیت عرضه وجود ندارد-شرایط مارشال-لرنررضایت دارد-سطح قیمت ثابت است (به ویژه ، هیچ نرخ ارز از طریق آن وجود ندارد)-بدون دلار (بدون تعویض ارز)-انتظار نرخ تبادل استاتیک است و/یا هیچ حق بیمه ای وجود ندارد* ، y * ، من * داده می شود
اطمینان حاصل کنید که تمام (یا تقریباً همه) این فرضیات قبل از استفاده از این مدل در دنیای واقعی برآورده می شوند.
بیماری هلندی
[به صفحه 355-357 در کتاب Rivera-Batiz مراجعه کنید]
ما به عنوان یک ضمیمه مدل Mundell-Fleming ، ما می خواهیم در مورد بیماری هلندی بحث کنیم. این یک سؤال مهم برای بسیاری از کشورهای در حال توسعه و در حال انتقال ، به ویژه مواردی است که منابع طبیعی زیادی دارند یا مقدار زیادی ODA ، FDI یا حواله نسبت به تولید ناخالص داخلی دریافت می کنند.
سوال:آیا کشورهایی با منابع طبیعی غنی (نفت ، مواد معدنی و غیره) به احتمال زیاد صنعتی می شوند؟
ممکن است به نظر برسد که داشتن مقدار زیادی از منابع طبیعی یک مزیت بزرگ برای صنعتی شدن است زیرا کشور می تواند ارز خارجی بیشتری برای سرمایه گذاری کسب کند. اما تاریخ نشان می دهد که این لزوماً چنین نیست. ژاپن ، کره ، تایوان ، سنگاپور ، هنگ کنگ و سایر کشورهایی که موفق به جذب شدند ، چگالی جمعیت نسبتاً بالایی دارند و منابع طبیعی نسبتاً کمی دارند. از طرف دیگر ، عربستان سعودی ، کویت ، برونئی ، بولیوی ، نیجریه و سایر کشورهایی که به شدت دارای منابع طبیعی هستند ، صنعتی نشده اند.
برخی از اقتصاددانان (به عنوان مثال جفری ساکس) حتی استدلال می کنند که داشتن منابع طبیعی برای صنعتی شدن بهتر است. شاید این منابع انسانی باشد ، نه منابع طبیعی ، که حساب می شود.
اما چرا چنین؟فرضیه بیماری هلندی یک توضیح احتمالی را ارائه می دهد.
در دهه 1960 ، با نرخ ارز ثابت تحت سیستم برتون وودز ، هلند گاز طبیعی خارج از ساحل را کشف کرد. با استخراج گاز طبیعی ، درآمد داخلی و هزینه را افزایش داد. سرمایه گذاری به سمت بخش گاز طبیعی هدایت شد. دستمزدها و قیمت های هلندی به تدریج افزایش یافت. گیلر هلندی از نظر واقعی بیش از حد مورد توجه قرار گرفت ، محصولات صنعتی آنها غیر رقابتی شد و بخش تولید کاهش یافت. این پدیده از صنعت سازی در حضور منابع طبیعی غنی ، بیماری هلندی نامیده شد. آنها گاز طبیعی گرفتند اما تولید را از دست دادند.
در اواخر دهه 1970 و اوایل دهه 80 ، انگلیس با رژیم نرخ ارز شناور ، توسعه مشابهی را تجربه کرد. آنها مزارع نفتی دریای شمال را کشف و سوءاستفاده کردند. از آنجا که قیمت جهانی نفت در حال افزایش بود ، انتظار می رفت انگلیس در آینده مبلغ زیادی ارز خارجی کسب کند. اما حتی قبل از تحقق این درآمد ، پوند انگلیس به طور ناگهانی از نظر اسمی و واقعی قدردانی کرد. این به بخش تولید انگلیس آسیب رساند.
با شروع تولید نفت ، انگلستان از تولید صنعتی استفاده می کند

منبع: F. L & L. A. Rivera-Batiz ، اقتصاد بین المللی مالی و اقتصاد باز (کتاب درسی اختیاری) ، چاپ دوم ، 1994 ، ص 357. مقیاس سمت چپ برای تولید سهم و مقیاس مناسب برای سهم نفت و گاز در تولید ناخالص داخلی.
تعریف؛بیماری هلندی وضعیتی است که گسترش بخش منابع طبیعی منجر به کاهش سایر صنایع قابل معامله از طریق ارزیابی بیش از حد می شود.
چگونگی تولید ارزش بیش از حد به رژیم نرخ ارز بستگی دارد. تحت نرخ ارز ثابت ، ارزش افزوده به تدریج از طریق افزایش دستمزد و قیمت های داخلی اتفاق می افتد. تحت نرخ ارز شناور ، ارزیابی بیش از حد به طور ناگهانی ناشی از قدردانی از نرخ ارز اسمی (اغلب با بیش از حد) است.
بیماری هلندی در اثر تزریق زیاد قدرت خرید جدید به اقتصاد ایجاد می شود. این اتفاق می افتد زیرا عوامل داخلی تولید (نیروی کار ، سرمایه) محدود هستند در حالی که یک کشف جدید تقاضای اضافی برای این عوامل ایجاد می کند. بنابراین برخی از صنایع موجود برای ایجاد راه باید کوچک شوند. بیماری هلندی اغلب با نفت ، گاز و سایر مواد معدنی همراه است ، زیرا تمایل دارند که به طور ناگهانی و به مقدار زیادی کشف شوند. از نظر تئوری ، سایر صنایع مبتنی بر منابع طبیعی مانند کشاورزی ، جنگلداری و شیلات نیز می توانند باعث بیماری هلند شوند ، اما تغییرات تولید آنها معمولاً به اندازه منابع معدنی چشمگیر نیست.
علاوه بر این ، یک وضعیت مانند بیماری هلندی (ارزیابی بیش از حد) می تواند با درآمدهای زیادی از ODA ، FDI یا سایر ورودی های سرمایه ایجاد شود. اگر ارز خارجی زیادی دریافت کنید ، نرخ ارز ممکن است خیلی زیاد بماند حتی اگر محصولات داخلی گران و غیر رقابتی باشند.
آیا این بدان معنی است که داشتن منابع طبیعی چیز بدی است؟لازم نیست. منابع طبیعی به عنوان یک کمک فنر و یک جذب کننده ارزشمند ارز خارجی (مشروط بر اینکه این درآمد با عاقلانه صرف شده باشد) خدمت می کنند. اما کشورهایی که منابع طبیعی زیادی دارند باید سیاست های اقتصادی را به روشی متفاوت از سایر کشورها انجام دهند. مثلا:
-اگر به تعداد کمی از منابع طبیعی متکی باشید ، به احتمال زیاد با قیمت جهانی و نوسانات تقاضا مورد توجه قرار می گیرید. شما باید سعی کنید پایگاه صادرات را متنوع کنید.
-شما همچنین باید درآمد اضافی را برای روز بارانی پس انداز کنید. یک صندوق ویژه برای این منظور مفید است. در صورت بالا بودن قیمت باید درآمدهای اضافی پس انداز شود و این پس انداز برای سرمایه گذاری در هنگام پایین بودن قیمت (هزینه های هموار) باید برای سرمایه گذاری استفاده شود. بیش از حد سرمایه گذاری نکنید و وقتی قیمت بالا است ، تمام درآمد را خرج کنید.
-از سیاست های مالی ، پولی و نرخ ارز با عاقلانه استفاده کنید تا شوک های منفی را به بخش تولید نرم کنید ، بنابراین نیازی به کوچک شدن نیست.
-مکانیسمی را ایجاد کنید که درآمدهای منابع طبیعی به سمت سرمایه گذاری تولیدی هدایت شود. اطمینان حاصل کنید که پول از نظر سیاسی از بین نرفته است.
-در حالی که برای شوک های احتمالی آماده می شوید ، یک برنامه توسعه جامع و بلند مدت داشته باشید. بدانید که چگونه به آنها پاسخ دهید.
-خوب ، آیا منابع باید به صورت خام صادر شوند ، یا باید در داخل کشور پردازش شوند تا ارزش آن را اضافه کنند. یکی از مهمترین موضوعات این است که آیا پردازش داخلی از نظر هزینه در سطح بین المللی رقابتی است. اگر پردازش داخلی مقرون به صرفه باشد ، توسعه آن باعث اشتغال و صنعتی شدن می شود. اما اگر هزینه زیاد باشد ، روی آن سرمایه گذاری نکنید. مقدار زیادی از درآمد ملی را هدر خواهید داد.
کوردن ، مکس ، "بخش رونق و اقتصاد بیماری هلند" ، مقالات اقتصادی آکسفورد 36 ، 1984 ، صص 359-380.
فلمینگ ، J. M. ، "سیاست های مالی داخلی تحت نرخ ارز ثابت و تحت نرخ ارز ،" مقالات کارمندان صندوق بین المللی پول ، نوامبر 1962.
Mundel ، Robert ، "تحرک و تثبیت سرمایه تحت نرخ ارز ثابت و انعطاف پذیر" ، مجله اقتصاد و علوم سیاسی کانادا ، نوامبر 1963.
مقالات آموزش فارکس...
ما را در سایت مقالات آموزش فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : بهزاد فراهانی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : دوشنبه
16 مرداد
1402 ساعت: 17:32