بشرآموزه یهودی مارکسیسم ، اصل اشرافی طبیعت را رد می کند و با انبوه اعداد و وزن مرده آنها ، امتیاز ابدی قدرت و قدرت را جایگزین می کند. بنابراین ارزش شخصیت در انسان را انکار می کند ، اهمیت ملیت و نژاد را به چالش می کشد و از این طریق فرضیه وجود و فرهنگ آن را از بشریت عقب می اندازد. به عنوان پایه و اساس جهان ، این دکترین پایان هر نظمی را که از نظر فکری برای انسان قابل تصور است ، به همراه خواهد داشت. و همانطور که ، در این بزرگترین ارگانیسم های قابل تشخیص ، نتیجه کاربرد چنین قانونی فقط می تواند هرج و مرج باشد ، روی زمین فقط می تواند برای ساکنان این سیاره تخریب شود.
اگر با کمک عقیده مارکسیستی خود ، یهودی بر سایر مردمان جهان پیروز شود ، تاج او تاج تشییع جنازه بشریت خواهد بود و این سیاره ، همانطور که هزاران سال پیش انجام داد ، از طریق اتر عاری از آن حرکت می کندمردان.
طبیعت ابدی به طور غیرقانونی نقض دستورات او را انتقام می گیرد.
از این رو امروز معتقدم که من مطابق با اراده خالق متعال عمل می کنم: با دفاع از خودم در برابر یهودی ، من برای کار خداوند می جنگم [ص. 60]
بشرتا چه اندازه کل وجود این مردم مبتنی بر یک دروغ مداوم است که توسط پروتکل های بزرگان صهیون به طور غیرقابل مقایسه نشان داده می شود ، بنابراین بی نهایت از یهودیان متنفر است. آنها مبتنی بر یک جعل هستند ، هر هفته یک بار یک بار ناله و فریادهای Frankfurter می کنند: بهترین اثبات این که آنها معتبر هستند. برای یک بار این کتاب به خاصیت مشترک یک قوم تبدیل شده است ، ممکن است تهدید یهود به عنوان شکسته در نظر گرفته شود [ص. 279]
بشرغریزه ناخوشایند او در چنین چیزهایی روح اصلی (Die Urspruengliche Seele) را در همه عطرها می کند ، و خصومت او به هر کسی که روح روح او نیست ، اطمینان می یابد. از آنجا که یهودی حمله نشده است بلکه مهاجم است ، نه تنها هر کسی که به دشمن خود حمله می کند ، بلکه هر کسی را که در برابر او مقاومت می کند ، عبور می کند. اما وسیله ای که او به دنبال شکستن چنین روحهای بی پروا اما قائم است ، جنگ صادقانه نیست ، بلکه دروغ و تهمت است.
در اینجا او به هیچ وجه متوقف نمی شود ، و در حیرت خود چنان غول پیکر می شود که هیچ کس نیازی به تعجب نخواهد داشت اگر در بین مردم ما شخصیت شیطان را به عنوان سمبل همه شر شکل زندگی یهودی فرض کند.
نادانی توده های گسترده در مورد ماهیت درونی یهودی ، عدم وجود غریزه و باریک بودن طبقات بالای ما ، مردم را به یک قربانی آسان برای این کمپین یهودی دروغ تبدیل می کند.
در حالی که از ناجوانمردانه ذاتی ، طبقات بالا از مردی دور می شوند که یهودی با دروغ و تهمت حمله می کند ، توده های گسترده ای از حماقت یا سادگی همه چیز را باور دارند. مقامات ایالتی یا خود را در سکوت یا آنچه که معمولاً اتفاق می افتد ، برای پایان دادن به کمپین مطبوعات یهود ، آنها را مورد حمله ناعادلانه قرار می دهند ، که از نظر چنین الاغ رسمی ، به عنوان حفظ اقتدار دولتی می گذرد ، آزار می دهند. و حفاظت از قانون و نظم.
به آرامی ترس و سلاح مارکسیستی یهودیان مانند کابوس در ذهن و روح افراد شایسته فرود می آیند.
آنها قبل از دشمن وحشتناک شروع به لرزیدن می کنند و به این ترتیب قربانی نهایی او شده اند.
به نظر می رسد سلطه یهودیان در ایالت چنان اطمینان دارند که اکنون او نه تنها می تواند خود را دوباره یهودی بنامد ، بلکه او بی رحمانه طرح های نهایی ملی و سیاسی خود را پذیرفته است. بخشی از نژاد او آشکارا صاحب خود است که یک مردم خارجی باشد ، اما حتی در اینجا دروغ می گویند. زیرا در حالی که صهیونیست ها سعی می کنند بقیه جهان را باور کنند که آگاهی ملی یهودی رضایت خود را در ایجاد یک کشور فلسطین می یابد ، یهودیان دوباره با حیله گنگ گنگ گنگ را می گیرند. حتی برای ایجاد یک کشور یهودی در فلسطین به منظور زندگی در آنجا وارد سر آنها نمی شود. تمام آنچه آنها می خواهند یک سازمان اصلی برای کلاهبرداری در جهان بین المللی خود است که دارای حقوق حاکمیتی خود است و از مداخله سایر کشورها خارج می شود: پناهگاهی برای محکومیت های محکوم و دانشگاهی برای کلاهبرداران جوان.
این نشانه ای از افزایش اعتماد به نفس و احساس امنیت آنها است که در زمانی که یک بخش هنوز هم در حال بازی در آلمانی ، فرانسوی یا انگلیسی است ، دیگری با وجود آشکارگری باز به عنوان نژاد یهودی ظاهر می شود.
چقدر نزدیک می بینند که نزدیک شدن به پیروزی را می توان با جنبه شرور که روابط آنها با اعضای سایر مردم انجام می دهد ، مشاهده کرد.
با خوشحالی شیطانی در چهره خود ، جوانان یهودی سیاه پوست در انتظار دختر مظنون که او با خون خود را نادیده می گیرد ، کمین می کند و بدین ترتیب او را از مردم خود سرقت می کند. با هر معنی ، او سعی می کند پایه های نژادی افرادی را که برای تحقیر خود قرار داده است نابود کند. درست همانطور که خودش به طور سیستماتیک زنان و دختران را خراب می کند ، او حتی در مقیاس بزرگ ، از پایین آمدن موانع خون برای دیگران باز نمی گردد. این بود و این یهودیانی بودند که Negroes را به راینلند می آورند ، همیشه با همان فکر مخفی و هدف واضح از بین بردن نژاد سفید نفرت انگیز توسط حرامزاده لزوماً نتیجه ، پرتاب آن از ارتفاع فرهنگی و سیاسی خود ، و خود در حال افزایش است. استاد آن
برای یک مرد خالص نژادی که از خون آن آگاه است هرگز نمی تواند توسط یهودی به بردگی گرفته شود. در این دنیا او برای همیشه استاد حرامزاده و حرامزاده خواهد بود.
و بنابراین او به طور سیستماتیک سعی می کند تا با مسمومیت مداوم افراد ، سطح نژادی را پایین بیاورد.
و در سیاست او شروع به جایگزینی ایده دموکراسی توسط دیکتاتوری پرولتاریا می کند.
در توده سازمان یافته مارکسیسم ، او سلاحی را پیدا کرده است که به او اجازه می دهد تا با دموکراسی کنار بیاید و در جای خود به او اجازه می دهد تا با یک مشت دیکتاتوری و وحشیانه ، مردم را تحت الشعاع و اداره کند.
او به طور سیستماتیک برای انقلابی به معنای دوتایی کار می کند: اقتصادی و سیاسی.
در اطراف مردمی که مقاومت بیش از حد خشونت آمیز برای حمله از درون وی دارند ، به لطف نفوذ بین المللی وی ، آنها را به جنگ تبدیل می کند و در صورت لزوم ، پرچم انقلاب را در جبهه های نبرد ایجاد می کند.
در اقتصاد او ایالات متحده را تا زمانی که بنگاههای اجتماعی که سودآور نشده اند از دولت گرفته شده و تحت کنترل مالی وی قرار می گیرند.
در حوزه سیاسی ، او از دولت ابزاری برای حفظ خود امتناع می ورزد ، پایه های تمام خودآزمایی و دفاع ملی را از بین می برد ، ایمان به رهبری را از بین می برد ، از تاریخ و گذشته خود مسخره می کند و همه چیز را که واقعاً عالی است ، می کشدروده
از نظر فرهنگی ، او هنر ، ادبیات ، تئاتر را آلوده می کند ، یک احساس طبیعی را مسخره می کند ، تمام مفاهیم زیبایی و تعالی ، نجیب و خوب را سرنگون می کند و در عوض مردان را به سمت حوزه طبیعت پایه خود می کشاند.
دین مورد تمسخر قرار می گیرد ، اخلاق و اخلاق به عنوان منسوخ نشان داده می شود ، تا آخرین پیشنهادات یک ملت در تلاش خود برای وجود در این جهان کاهش یافته است.
اکنون آخرین انقلاب بزرگ آغاز می شود. یهودی برای به دست آوردن قدرت سیاسی، خرقه های اندکی را که هنوز بر تن می کند، کنار می زند. یهودی خلق های دموکراتیک تبدیل به یهودی خون و ظالم بر مردم می شود. او در چند سال تلاش می کند تا روشنفکران ملی را از بین ببرد و با ربودن رهبری فکری طبیعی مردم، آنها را برای انبوه بردگان انقیاد دائمی آماده کند.
ترسناک ترین نمونه از این نوع را روسیه ارائه می کند، جایی که او حدود سی میلیون نفر را با وحشیگری متعصبانه مثبت کشت یا گرسنگی داد، تا حدی در میان شکنجه های غیرانسانی، تا باند روزنامه نگاران یهودی و راهزنان بورس را بر مردم بزرگی تسلط بخشد..
پایان نه تنها پایان آزادی مردمانی است که توسط یهودیان تحت ستم قرار گرفته اند، بلکه پایان این انگل بر ملت ها نیز هست. پس از مرگ قربانی خود، خون آشام نیز دیر یا زود می میرد [ص. 293-296].
A. Hitler، Mein Kampf ("My Struggle")، Houghton Mifflin، New York: Hutchinson Publ. Ltd.، لندن، 1969.
مقالات آموزش فارکس...
ما را در سایت مقالات آموزش فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : بهزاد فراهانی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : شنبه
12 فروردين
1402 ساعت: 11:17