بین سالهای 1960 و 2008 ، فقط ده ها کشور با درآمد متوسط مرفه شدند. این ستون به بررسی عوامل مؤثر بر چگونگی و چرا برخی از کشورها مرفه می شود ، در حالی که برخی دیگر شکست می خورند. مطابق با تئوری های اقتصاد نهادی جدید ، اقتصادهایی که سیاست های اقتصادی و اصلاحات نهادی کشورهای موفق را اتخاذ کرده اند ، از بیشترین افزایش سعادت برخوردار بودند. این موفقیت ها به مزایای جستجوی فراتر از عناصر اقتصادی سرمایه ، نیروی کار و فناوری در سیاست های رشد است.
اشتراک گذاری
نویسندگان

لیندا یوه
استاد کمکی دانشکده تجارت لندن ؛استاد بازدید کننده ، ایده های LSE دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی لندن ؛همکار اقتصاد در دانشگاه سنت ادموند هال آکسفورد
اقتصادهای نوظهور و در حال توسعه برای اولین بار سهم بیشتری از تولید ناخالص داخلی جهانی یا تولید جهانی را نسبت به اقتصادهای توسعه یافته به خود اختصاص می دهد. یک امتیاز پس از بحران مالی سال 2008 که به سرعت ادامه یافته است فراتر رفت (شکل 1 را ببینید). آیا این بدان معنی است که اقتصاددانان کلید سعادت را پیدا کرده اند؟
اول ، کمتر از یک چهارم از اقتصادهای جهان ثروتمند هستند. این یک سؤال اقتصادی دیرینه است که چرا بیشتر کشورها مرفه نیستند. جزر و مد اکنون در حال چرخش است. هنوز ثروتمند شدن کشورها دشوار بوده است. بانک جهانی تخمین می زند که از 101 اقتصاد با درآمد متوسط در سال 1960 ، فقط ده ها سال و یا تا سال 2008 مرفه شده بود (آگنو و همکاران 2012): گینه استوایی ، یونان ، هنگ کنگ سار (چین) ، ایرلند ، اسرائیل ، ژاپن، موریس ، پرتغال ، پورتوریکو ، کره جنوبی ، سنگاپور ، اسپانیا و تایوان.
شکل 1 سهم تولید ناخالص داخلی جهان


منبع: صندوق بین المللی پول. بر اساس PPP (برابری قدرت خرید).
اما ، صدها میلیون نفر به طبقه متوسط پیوسته اند. اکنون موفقیت های بیشتری نسبت به گذشته وجود دارد. تحقیقات توسط OECD تخمین می زند که تا سال 2030 ، برای اولین بار در تاریخ ، بیش از نیمی از جمعیت جهان طبقه متوسط خواهند بود (OECD 2012). این 4. 9 میلیارد از 8. 6 میلیارد نفر تخمین زده می شود. در سال 2009 1. 8 میلیارد نفر (از حدود 7 میلیارد) مردم بین 10 تا 100 دلار در روز درآمد کسب کردند ، معیاری از درآمد که طبقه متوسط جهانی جدید را تعریف می کند. این کافی است برای خرید یخچال و فریزر ، تنظیم شده برای آنچه یک دلار در کشورهای خود خریداری می کند.
بر اساس روندهای فعلی ، در سال 2030 حدود دو سوم طبقات متوسط در سراسر جهان-نزدیک به 3 میلیارد نفر-در آسیا خواهند بود. سازمان ملل آن را به عنوان یک تغییر تاریخی که به مدت 150 سال دیده نمی شود توصیف می کند (یوه 2018). طبقات متوسط اروپایی و آمریکای شمالی از بیش از نیمی از کل جهان آن کلاس به یک سوم سقوط می کنند.
چگونه این به دست آمده است؟داشتن نهادهای خوب همان چیزی است که اقتصاددانان به آن توجه کرده اند و به نظر می رسد گسترش چنین مؤسساتی ، همانطور که پدر اقتصاد جدید نهادی پیش بینی کرده است ، مهم بوده است. کار اصلی در این زمینه توسط داگلاس شمالی بود که از مدلهای اقتصادی نئوکلاسیک که بر عوامل قابل اندازه گیری مانند کارگران و سرمایه گذاری ها متمرکز شده بود ، با تلاش برای اندازه گیری پیشرفت تکنولوژیکی ناامید شد ، حتی اگر آنها نتوانند کاملاً توضیح دهند که چرا برخی از اقتصادها به خوبی رشد می کنند و برخی دیگر نمی توانندبشر
بنابراین ، شمال اقتصاد را از منطقه راحتی خود خارج کرد ، که شامل بررسی ورودی های اندازه گیری شده تر مانند کار و سرمایه بود ، و در عوض سیاست ، روانشناسی و استراتژی و همچنین تاریخ را به وجود آورد تا درک کند که چرا برخی از کشورها موفق می شوند و برخی دیگرشکست. وی تأکید کرد که هیچ دلیلی وجود ندارد که کشورها نتوانند از اقتصادهای موفق تر برای بهتر شدن نهادهای خود بیاموزند. این سرانجام در دهه 1990 اتفاق افتاد.
در اوایل دهه 1990 ، چین ، هند و اروپای شرقی تغییر کردند. چین و هند برای ادغام با اقتصاد جهانی ، اقتصادهای خود را به بیرون جهت گیری کردند ، در حالی که اروپای شرقی نهادهای قدیمی کمونیستی را ریختند و اقتصادهای بازار را به تصویب رساندند. به عبارت دیگر ، با محاکمه برنامه ریزی مرکزی (در چین و اتحاد جماهیر شوروی سابق) و صنعتی شدن جایگزینی واردات (در هند) ، این اقتصادها رویکردهای قدیمی خود را رها کردند و به تصویب رسیدند و همچنین سیاست های اقتصادی اقتصادهای موفق تر را تطبیق دادند. به عنوان مثال ، چین ، که بخش عمده ای از کاهش فقر را از سال 1990 به خود اختصاص داده است ، یک سیاست "درب باز" را به دنبال ادغام در زنجیره های تولید جهانی که باعث افزایش رقابت در اقتصاد خود بود که تحت سلطه بنگاه های دولتی بود ، به عهده گرفت. هند نیز به همین ترتیب سیاست های حمایت گرایی قبلی خود را رها کرد و صادرات را تا حد بیشتری پذیرفت. تحول عمده فروشی سیستم اقتصادی البته در اروپای مرکزی و شرقی بود. کمونیسم جای خود را به سرمایه داری داد ، با این ملل نهادهای کاملاً جدیدی که دوباره اقتصاد خود را به سمت بازار و بسیاری از آنها به اتحادیه اروپا پیوستند ، به کار گرفتند.
بنابراین ، دهه 1990 شاهد رشد سریع اقتصادهای نوظهور بود که رشد آنها از طریق صنعتی شدن سرانجام به دلیل تقاضای ناخوشایند آنها برای مواد اولیه برای سوختن به پیشرفت آنها منجر به یک چرخه فوق العاده کالا شد. از آنجا که بسیاری از این اقتصادها ، به ویژه چین ، به کشورهای با درآمد متوسط تبدیل شده اند ، رشد اقتصادی آنها در حال کند شدن است. و ممکن است آنها تا کنون کند شوند که هرگز ثروتمند نشوند. اما ، رشد جمعی آنها یک میلیارد نفر از فقر شدید را برداشته است ، و سازمان ملل امیدوار است که رشد مداوم آنها منجر به پایان فقر ناچیز در یک دهه آینده شود ، که این یک دستاورد تاریخی خواهد بود. این اولین اهداف توسعه پایدار را که توسط هر ملتی در سراسر جهان اتخاذ شده است برای پایان دادن به فقر شدید - یعنی کسانی که کمتر از 1. 90 دلار در روز درآمد دارند ، برای آنچه که یک دلار در کشور خود خریداری می کند - تا سال 2030 تعیین می کند.
این نوع تقلید از نهادهای خوب و سیاست های اقتصادی مؤثر همانطور که توسط اقتصاددانان نهادی مانند داگلاس شمالی بیان شده است. این سقوط دیوار برلین ، نجات هند توسط صندوق بین المللی پول در سال 1991 و همچنین جهت گیری مجدد چین به سمت اقتصاد جهانی در سال 1992 طول کشید تا این اقتصادها به دنبال اتخاذ یک دوره جدید باشند. این کشورها با تقلید "بهترین روش" در سایر اقتصادها و همچنین افتتاح ، که به معنای یادگیری شرکتهای خارجی موفق تر بود ، همانطور که انتظار می رفت ، پیشرفت چشمگیری داشته است. او این اقتصادها را تأیید می کرد که بیشتر از سرمایه یا نیروی کار یا فناوری در طراحی سیاست های رشد خود به نظر می رسید.
North یک بار اظهار داشت: "حیوان خانگی من در طول بیست سال یا سی سال گذشته ، باریک بودن اقتصاددانان ، در حقیقت همه دانشمندان علوم اجتماعی ، در باز کردن مناطق جدید جدید بوده است" (North et al. 2015: 9). و ایده های او ما را از گذشته نزدیکتر کرده است تا به سؤال قدیمی درباره چگونگی ثروتمند شدن کشورها بپردازیم.
منابع
Agenor ، P-R ، O Canuto و M Jelenic (2012) ، "جلوگیری از تله های رشد درآمد متوسط" ، فرض اقتصادی 98: 1.
North ، D C ، G Brown and D Lueck (2015) ، "مکالمه با داگلاس شمالی" ، بررسی سالانه اقتصاد منابع 7: 8-9.
یوه ، ل (2018) ، اقتصاددانان بزرگ: چگونه ایده های آنها می توانند امروز به ما کمک کنند ، لندن: وایکینگ.
مقالات آموزش فارکس...
ما را در سایت مقالات آموزش فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : بهزاد فراهانی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
8 شهريور
1402 ساعت: 19:19