ترس، طمع و جنون بازارها

ساخت وبلاگ

در یک جهان کامل، سرمایه گذاران قبل از تصمیم گیری برای خرید یا فروش سهام، تمام اطلاعات موجود را در نظر می گیرند. با این حال، در واقعیت، روانشناسی فردی و گروهی یک محرک انتقادی و اغلب نادیده گرفته شده در فعالیت های مالی است.

یک رکود مشخص طولانی مدت می تواند ترس ایجاد کند، که به نوبه خود باعث رفتار غیرمنطقی سرمایه گذار و فروش وحشتناک می شود. غریزه گله عامل اصلی تعدادی از بلایای مالی بود، که اخیراً در سالهای 2000 تا 2001 "ویرانی فناوری" رخ داد. علیرغم راحتی هایی که ممکن است ارائه دهد، دویدن با گله می تواند هزینه مالی سنگینی داشته باشد.

هدف اصلی هر برنامه سرمایه گذاری بلندمدتی که CPA ها توصیه می کنند باید محافظت از ثروت و ایجاد ثروت باشد تا اطمینان حاصل شود که در زمانی که مشتری به آن نیاز دارد وجود خواهد داشت. کسانی که قصد شکست دادن وال استریت را دارند معمولاً ناامید خواهند شد.

بهترین راهی که مشتریان می توانند احساسات خود را از قضاوت شان دور نگه دارند، آگاهی از آنهاست. سرمایه گذاران باهوش به مشاورانی متکی هستند که امور مالی رفتاری را درک می کنند و قادر به تجزیه و تحلیل چگونگی تأثیر رفتار فردی و گروهی بر روند بازار هستند.

اسحاق نیوتن در سال 1721 نوشت: می تواند حرکات اجرام آسمانی را محاسبه کند، اما جنون مردم را نه."حباب دریای جنوبی".

فرهنگ لغت هریتیج آمریکا حباب مالی را به عنوان «طرح سوداگرانه ای که به نتیجه نمی رسد» تعریف می کند. این اصطلاح حتی در سال 1711 زمانی که دولت بریتانیا به شرکت دریای جنوبی انحصار تجارت با آمریکای جنوبی و جزایر اقیانوس آرام را اعطا کرد، ابداع نشد. زمان خوش بینی بی بند و باری بود، و تمام چیزی که سر آیزاک و دیگران می دانستند این بود که می توان با سرمایه گذاری در سرمایه گذاری جدید، ثروت آسانی به دست آورد.(آشنایی به نظر می رسد؟) چارلز مکی در کتاب 1841 خود با عنوان هذیان های مردمی فوق العاده و جنون جمعیت نوشت: «مردم دیگر از سودهای آهسته اما مطمئن صنعت محتاط راضی نبودند. امید به ثروت بی حد و حصر برای فردا، آنها را برای امروز غافل و اسراف کرد.

این مقاله به دنبال کمک به CPA ها برای درک بهتر شرایط بازار اغلب گیج کننده ای است که امروزه وجود دارد، با بررسی تأثیر رفتار انسان بر سرمایه گذاران و تصمیماتی که آنها می گیرند.

تولیپمانیا هلندی 1634 تا 1638

حباب می سی سی پی فرانسه 1719 تا 1720

حباب دریای جنوبی 1720

بازار خروشان دهه 20 ایالات متحده از 1924 تا 1929

"اقتصاد حبابی" ژاپن 1984 تا 1989

کسب یک هیبرید محکوم به یک نمایش اخیر و به ویژه عجیب و غریب از جنون بازارها ، کسب بدخیم AOL در سال 2001 از تایم وارنر بود ، که به طور گسترده به عنوان همگرایی نهایی رسانه های جدید و قدیمی مورد حمایت قرار گرفت. سرمایه گذاران که باید بهتر می دانستند به هیبرید جدید می روند. در آن زمان ، این دو شرکت دارای ارزش بازار ترکیبی 290 میلیارد دلار بودند. از آن زمان ، سرمایه گذاری بازار AOL Time Waer به 45 میلیون دلار پژمرده شده است. نوشتن 54 میلیارد دلاری این شرکت در آوریل 2002 بزرگترین ضرر سه ماهه تا کنون بود. هرچه سرمایه گذاران انگیزه ای داشته باشند برای پرتاب تعداد زیادی از آنها با چنین بنگاه غیر قابل اجرا ، مطمئناً منطقی نبوده است. دانیل كاهنمن ، برنده جایزه نوبل 2002 ، "روانشناسی داستانی برای گفتن در مورد سرمایه گذاری دارد." و این با یك اقتصاد متفاوت است. "

در یک دنیای کامل ، سرمایه گذاران قبل از تصمیم گیری خرید یا فروش ، تمام اطلاعات موجود را در نظر می گیرند. آنها نباید اجازه دهند احساسات یا خواسته های سرکوب شده - آنها یا بازار - وارد تفکر خود شوند. در چنین دنیایی ، حباب ها هرگز اتفاق نمی افتد.

البته مشکل این است که سرمایه گذاری هرگز یک فعالیت کاملاً چپ مغز نیست. روانشناسی فردی و گروهی همیشه محرک فعالیت مالی مهم و مهم بوده است. ما چیزهایی را نمی بینیم که آنها نیستند ، بلکه همانطور که می خواهیم آنها باشند - یا همانطور که می ترسیم آنها شوند. یا ، به همان اندازه غیر منطقی ، ما فرض می کنیم که همه چیز همیشه مانند آنها باقی می ماند و هر کاری که بازار انجام می دهد ، به طور دائمی ادامه خواهد داد.

آیا این اتفاق در یک بازار کارآمد می افتد؟پیتر برنشتاین ، اقتصاددان در برابر خدا می گوید: داستان قابل توجه خطر (جان ویلی و پسران ، 1996) می گوید چنین چیزی وجود ندارد. حتی یک دیدگاه دقیق از فعالیت مالی "الگوهای مکرر از غیر منطقی بودن ، ناسازگاری و بی کفایتی را در شیوه رسیدن انسان به تصمیمات و انتخاب ها در هنگام مواجهه با عدم اطمینان نشان می دهد."

این استدلال است: رکود طولانی مدت احتمالاً ترس ایجاد می کند ، که به نوبه خود باعث ایجاد رفتار غیر منطقی و فروش وحشت در زمانی می شود که عاقلانه ترین گزینه ممکن است برای ماندن در این دوره باشد. این اتفاقی است که هنگامی که بازار سهام در 19 اکتبر 1987 سقوط کرد. چند روز بعد ، رابرت شیلر ، اقتصاددان ییل ، از حدود 900 سرمایه گذار پرسید که چگونه آنها را به دلیل این سقوط حساب می کنند. فقط یک علل اقتصادی استناد شده سوم ؛دو سوم روانشناسی استناد کرد. نتیجه گیری شیلر: همانطور که خبر کاهش قیمت ها گسترش می یابد ، وحشت به وجود می آید ، باعث تسریع در فروش و اجبار قیمت ها می شود.

ترس بسیاری از چهره های CPA را می فهمد که ترس غیر منطقی اشکال دیگری را نیز به همراه دارد. برخی از سرمایه گذاران ، ضرر کوتاه مدت را به عنوان یک حمله به نفس خود یا شاید یادآوری دردناک از کودکی فقیر می دانند. CPA می تواند با بیان اینکه اجتناب غیر منطقی از ریسک به هر هزینه ، تا حد فروش سهام برنده به طور زودرس ، می تواند یک سرویس ارزشمند را به چنین مشتریانی ارائه دهد ، می تواند بزرگترین خطر همه باشد.

سرمایه گذاران دیگر به سمت انتخاب غیر منطقی هدایت می شوند زیرا نمی خواهند از گله خارج شوند یا از آن جدا شوند. باز هم ، CPA می تواند با بیان یک حقیقت آشکار اما غالباً غالباً نادیده گرفته شود-یعنی اینکه هیچ سود در پیگیری گله وجود ندارد ، وقتی گله در حال تعقیب سهام فناوری های درخشان با تعداد افزایش قیمت های آسمان است.

غریزه گله یک عامل اصلی در سال 2000 تا 2001 "فنی خراب" ، سقوط بازار سهام در سال 1929 و بحران ارز مکزیک 1982 و 1984 بود. درست است ، اجرای با گله می تواند قیمت مالی سنگین را دقیقاً ارائه دهد ، اما تسکین روانی را ارائه می دهد: اگر سهام ترش شود ، سرمایه گذاران می توانند در بخشی از جامعه بازنده ها آسایش داشته باشند. آنها نیز ممکن است به دنبال راهنمایی و تأیید از چهره کاریزماتیک باشند - وال استریت اوراکل ، آلن گرینسپان ، رئیس جمهور ایالات متحده یا عمو فیل. وارن بافت به دنبال افت سه روزه در میانگین صنعتی داو جونز ، گفت که زمان خوبی برای خرید سهام است. آیا روز بعد تعجب آور است ، خریداران غالب شدند و داو بالا رفت؟

در نظر بگیرید ، رفتاری که به عنوان "ترس از پشیمانی" شناخته می شود: شما یک سهام خریداری می کنید ، قیمت آن می افتد و عقل سلیم به شما می گوید خطا را تصدیق کرده و ضررهای خود را کاهش دهید. اما با فروش سهام کمتر از آنچه برای آن پرداخت کرده اید ، نه تنها ضرر خالص را متحمل خواهید شد ، بلکه باید با ناامیدی و خجالت از انجام یک سرمایه گذاری غیر منطقی مقابله کنید. برای جلوگیری از پشیمانی و حفظ عزت نفس شکننده خود ، آویزان می شوید و تماشا می کنید که قیمت بیشتر کاهش می یابد.

این به معنای مورد اختلاف با احتیاط و حتی در هنگام سرمایه گذاری نیست. یک بازار "UP" ، مانند آن چیزی که در نیمه دوم دهه 1990 دیدیم ، می تواند نوعی غرق مواد مخدر را پرورش دهد و سرمایه گذاران را وادار کند تا پس انداز زندگی خود را به شرکت های غیر سودآور فرو بریزند و قیمت آن را فراتر از هر دلیلی قرار دهند. گرفتار دیوانگی ، دیگران برای فرصتی برای پرداخت آن قیمت ها می جنگند ، که مانند اپل نیوتن ، جایی برای پایین آمدن ندارند.

بنابراین ، CPA ها متوجه خواهند شد که یک اندازه از ترس منطقی اغلب برای قرار دادن ترمز بر روی نوع خوش بینی فراری - اعتماد به نفس تورم به قدرت و توانایی های شخص - لازم است که می تواند یک استراتژی سرمایه گذاری را از بین ببرد. بارها و بارها آن را می بینید: یک سرمایه گذار در هر سهم 10 دلار سهام خریداری می کند ، ارزش آن به 100 دلار می رود و او خود را به خاطر نبوغ مالی تبریک می گوید. اما او نیستبلکه او فقط خوش شانس است. هرش شفرین ، نویسنده کتاب فراتر از حرص و آز و ترس: درک امور مالی رفتاری و روانشناسی سرمایه گذاری می گوید: "میزان شانس بر خلاف مهارت باورنکردنی است ، اما بیشتر افراد عملکرد خود را به مهارت نسبت می دهند ، نه شانس.""این یک پیاده روی تصادفی در وال استریت نیست ، اما تقریباً به آن نزدیک است."

ضرب و شتم وال استریت و اسطوره های دیگر اصطلاح بالینی برای اعتماد به نفس "بزرگ بودن" است ، و هرکسی که متقاعد شده باشد می تواند سهام را انتخاب کند ، سرمایه گذاری کند و از موقعیت ها حرکت کند تا از وال استریت بهتر از آن استفاده کند.

این استراتژی تقریباً هرگز کار نمی کند. و این تأکید می کند که یکی دیگر از بدیهیات اساسی بیش از حد که اغلب برای سرمایه گذاران گم شده است: شما نمی توانید وال استریت را شکست دهید. CPA ها اغلب می توانند آن نوع تجارت اجباری را با یک مایل دورتر تشخیص دهند. در یک تلاش نادرست برای به حداکثر رساندن بازده ، یک سرمایه گذار بزرگ به محض افزایش ارزش آن ، سهام را می فروشد ، دیگری را خریداری می کند و روند را تکرار می کند - فروش ، خرید ، فروش ، خرید. وقتی می بینید که مشتری در آن الگوی در حال لغزش است ، با او تماس بگیرید. خاطرنشان کنید که بازارهای اوراق بهادار به گونه ای طراحی شده اند که پول شما را بگیرند ، به آن بیفزایند ، و این کار را با این کار انجام می دهند که شما کنترل بیشتری بر سرمایه گذاری های خود دارید.

در واقع ، آن کانارد مهمترین محصول صنعت است و به خوبی فروخته شده است. حقیقت این است که ، همه یک سرمایه گذار می تواند انجام دهد محافظت و ساختن بر ثروت خود و اطمینان از این که در صورت نیاز به آنجا خواهد بود-هدف اصلی هر برنامه سرمایه گذاری بلند مدت. هنگامی که چند سال پیش به یک همکار من تجارت خود را به یک شرکت Fortune 1000 فروخت ، به او انتخاب شد: در صورت گرفتن درآمد موجود در انبار ، تمام پول نقد یا 20 ٪ حق بیمه بیش از قیمت نقدی. او پول را گرفت. او گفت که "به اندازه کافی باهوش نیست" برای سهام. این یک حرکت خوب بود. قیمت سهام شرکت پس از بسته شدن معامله به طور پیوسته افزایش یافت ... و سپس به طور ناگهانی سقوط کرد. او به من گفت: "من ممکن است ضیافت را از دست داده باشم ، اما من مراسم تشییع جنازه را نیز از دست دادم."

البته ، وال استریت ما را باور می کند که همه ما به اندازه کافی باهوش هستیم تا در بورس سهام کسب کنیم. تبلیغات مربوط به کارگزاران تخفیف و خدمات تجارت آنلاین در همه ما به Overachiever داخلی متوسل می شود. آنها این عقیده را تقویت می کنند که تمام آنچه که طول می کشد یک مودم و یک بخش گزارش های تحقیقاتی است و شما آماده هستید تا در برابر ارتش های انبوه اسکندر بزرگ بروید. در یک تجارت برای یک شرکت کارگزاری مشهور ، یک بازنشسته در آسایش دن مناسب خود در مقابل صفحه نمایش رایانه قرار می گیرد و وقتی که نمونه کارها خود را چک می کند ، با خوشحالی لبخند می زند. او با انتخاب سهام مناسب ، سرنوشت خود را تسلط داده و آینده خانواده خود را تضمین کرده است - یا بنابراین ما به این باور منتهی می شویم.

نکته ای که تا به حال به آن اشاره نمی کند این است که شما می توانید همه کارها را به درستی انجام دهید - سهام صحیح را بپیچید ، بهترین گزارش های تحقیق را بخوانید ، معیارهای درست را اعمال کنید - و هنوز هم به رنگ قرمز باد کنید. همانطور که تئوری نمونه کارها مدرن می آموزد ، بازارهای مالی از نظر ماهیت آنها غیرقابل پیش بینی است. عملکرد یک شرکت و قیمت سهام آن تحت تأثیر طیف گسترده ای از وقایع است که نمی توان پیش بینی یا کنترل شد.

آسایش ساختگی جای تعجب نیست که بازنشستگان با لباس مجلسی در تجارت وال استریت در واقع دچار مشکل جدی شوند. سهام وی در حال مخزن است و ارزش دارایی های وی تا ساعت از بین می رود. متقاعد شده از شکست ناپذیری خود ، او آنچه را که جاناتان گورتز ، دانشمند علوم اعصاب رفتاری دانشگاه ییل ، خریداری کرده است ، "داستانهای راحت" وال استریت می نامد.

اعتقاد به توانایی های شخص تحسین برانگیز است ، گوریرتز اعتراف می کند ، "اما چرا کسی باید" به بازار "اعتقاد داشته باشد؟واقعیت این است که بازار فاقد قصد است - به طور جدی یا بدخلقی. این نه منظم است و نه قابل پیش بینی. گفتن اینکه شما به بازار اعتقاد دارید مانند یک ملوان است که می گوید به اقیانوس اعتقاد دارد. آیا چنین شخصی را برای کاپیتان کشتی خود استخدام می کنید؟ "

با این حال مردم این کار را همیشه انجام می دهند. در پذیرش های کوکتل ، مهمانی های شام ، کنفرانس های تجاری ، در رستوران ها و سالن های فرودگاه ، مردم نکاتی را مبادله می کنند که کدام شرکت ها را خریداری می کنند و کدام یک را می توان از بین برد. یکی می گوید: "من فقط یک مقاله جذاب را در مورد شرکت XYZ بارون خواندم."وی گفت: "این یک داروی سرطانی دستیابی به موفقیت است که باید تا سال آینده تأیید FDA را بدست آورد و هیچ کس از آن خبر ندارد. سهام از پشت بام عبور می کند. "یا شخص دیگری می گوید: "کارگزار من مرا در سهام انرژی چک قرار داده است. این بخش داغ بعدی است. "

مطمئناً ، همانطور که بسیاری از CPA ها پیدا کرده اند ، انتقال اینترنت برای اطلاعات در مورد یک شرکت آسان است. یافتن اطلاعات مفید چیز دیگری است. همانطور که اقتصاددان فرانک نایت خاطرنشان کرد ، "از آنجا که محیط اقتصادی به طور مداوم در حال تغییر است ، تمام داده های اقتصادی مختص دوره زمانی خود هستند و در نتیجه آنها فقط داده های ضعیف را برای کلیات ارائه می دهند."مردم طوری صحبت می کنند که گویی اطلاعاتی که در آن تجارت می کنند ممکن است معتبر باشد و در زمان واقعی به آنها بیاید. آنچه آنها نمی توانند تحقق بخشند این است که اطلاعاتی که قبلاً به طور گسترده ای منتشر شده ، کار کرده و کم ارزش شده است ، و پول هوشمند قبلاً سود برده است. یکی از دوستانم که شطرنج تورنمنت را بازی می کند ، می گوید: "آنها فکر می کنند که در ابتدا وارد بازی شده اند ،" اما آنها فقط یک حرکت دور از چک شدن هستند. "

بیشتر افراد غیرمستقیم قادر به ایجاد اطلاعاتی نیستند و نمی دانند با آن چه کار کنند. مردم به من خواهند گفت: "من صورتهای مالی آن را تحلیل کرده ام.""به نظر می رسد که این شرکت از نظر خوبی برخوردار است."آیا آنها جدی هستند؟صورتحساب مالی معمولی شرکتی تقریباً به همان اندازه یک کتابچه راهنمای رایانه ای که در آپاچی نوشته شده است رمزگشایی می کند. قوانین حاکم بر آماده سازی آن بسیار طاقت فرسا است و زبان بسیار متراکم حتی سرمایه گذاران بسیار پیشرفته برای درک آنچه می خوانند ، سخت فشار می آورند.

شما نمی توانید برنده شوید ، فقط شاید مفیدترین مشاوره سرمایه گذاری که یک CPA می تواند به مشتری ارائه دهد این است: "خود را بشناسید."سرمایه گذاری SMART نیاز به درک روشنی از ارزش ها و اهداف زندگی شما دارد - آنچه را که امیدوار هستید با سرمایه گذاری به آن دست یابید. آیا سرمایه گذاری را به عنوان یک بازی شانس یا وسیله ای برای حفظ دارایی های خود و رشد آنها به مرور زمان می بینید؟آیا تفاوت بین فروش زودرس و ترک در حالی که جلوتر هستید ، می فهمید؟آیا می توانید هنگام تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری ، ترس ، حرص و طمع و بزرگ خود را در معرض خطر قرار دهید؟

برای CPA ضروری است که مشتری ها را ترغیب کنند که از این سؤالات خود بپرسند. اگر از آنها آگاه نیستید ، نمی توانید انتظار داشته باشید که احساسات خود را از بین ببرید. اما خودآگاهی فقط نیمی از تصویر است. همانطور که جان فون نویمان در بیان نظریه بازی های خود در سال 1944 مشاهده کرد ، ارزش منابع هلدینگ تا حد زیادی توسط اهداف دیگران تعیین می شود. این اهداف از پیش بینی سرپیچی می کنند و فردی که سعی در انجام این کار دارد ، محکوم به از دست دادن است.

برای جلوگیری از این دام ، سرمایه گذاران هوشمند به متخصصان سرمایه گذاری متکی هستند که از امور مالی رفتاری بسیار آگاه هستند - رشته ای که با دقت تجزیه و تحلیل می کند که چگونه روانشناسی فردی و گروهی بر رفتار سرمایه گذار و روند بازار تأثیر می گذارد. مسلماً ، تعداد معدودی از متخصصان غیر حرفه ای وقت ، تمایل یا خودآگاهی روانی را برای تسلط و استفاده از اصول تأمین مالی رفتاری دارند. اما CPA ها باید به این توصیه توجه کنند: هیچ استراتژی سرمایه گذاری ، هر چقدر هم که کاملاً مبتنی بر واقعیت کمی و اصول بازار باشد ، بدون آنها کامل است.

همانطور که فروید تدریس می کرد ، نه دهم زندگی مردم "زیر سطح" اتفاق می افتد. اما اگر می دانید که در کجا - و چگونه - به نظر می رسد ، آن ناشناس Terra قابل مشاهده است. بدون شک فروید با شکایت نیوتن مشکل داشت. درست همانطور که امکان تجزیه و تحلیل روان انسان امکان پذیر است ، می توان جنون بازارهای مالی را محاسبه کرد - و مهمتر از آن ، می توان تأثیر آن را بر روی نمونه کارها به حداقل رساند. همانطور که بسیاری از CPA ها از قبل می دانند ، تمام آنچه که لازم است مشاور مناسب و ابزارهای مناسب است.

مقالات آموزش فارکس...
ما را در سایت مقالات آموزش فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : بهزاد فراهانی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : شنبه 12 فروردين 1402 ساعت: 17:29