شکارچیان اصلی تمساح استرالیا چه کسانی بودند؟

ساخت وبلاگ

آنها Dundees تمساح در زندگی واقعی بودند. آبی خونریزی ، خشن و خشن مانند Aussies که خزندگان هیولا را گرفتند و برای گفتن این داستان زندگی می کردند.

شکار تمساح در انتهای بالا برای اولین بار توسط استرالیایی های بومی پیشگام شد ، اما این مردهای ماچو با چاقو و دارای چاقو از سرزمین شمالی است که حضور آنها در فرهنگ عامه انجام شده است.

بنابراین فقط این درایولها چه کسی بودند که برای تایپ کردن استرالیا به دست بیاورند؟و چه اتفاقی برای آنها افتاد؟

کنجکاو داروین سریال داستان محلی ما است که در آن شما سوالات را از ما می پرسید ، به مورد علاقه خود رای می دهید و ما تحقیق می کنیم. شما می توانید به هیچ وجه سؤالات خود را در هر موضوعی ارسال کنید یا به موضوع بعدی ما رأی دهید.

آنتونی Story ، سؤال کننده کنجکاو ، می گوید: "من هرگز در NT نبوده ام ، اما یک شکارچی مشتاق و بوشمن با تجربه هستم ، من عاشق کتاب کیت ویلی Crocodile Hunt از لحظه نجات آن از سطل پرتاب کتابخانه هستم."

این کتاب داستان شکارچیان تمساح بالای مدرسه قدیمی را نشان می دهد ، که در دشت های باتلاق رودخانه تمساح جنوبی ثبت شده است ، با هم مرز با سرزمین آرنم.

ویلی با بیل دین ، یک تیرانداز تمساح حرفه ای همکاری کرد و در کنار هم ، آنها کشف می کنند که زندگی واقعاً در دشتهای بوفالو چگونه بود.

پدر آقای داستان گریم با ویلی ملاقات کرد ، اما هر دو از آن زمان درگذشت. حالا او جواب می خواهد.

وی گفت: "این باید کمی شروع به کار کند تا کسی را از آن نسل پیدا کند که بتواند شما را از دهان اسب پر کند."

اولین سرنخ

صنعت شکار كروس واقعاً در دهه 1950 و 60 به شهرت رسید ، در حدود زمان نوشتن و انتشار كتاب ویلی ، هنگامی كه تعداد زیادی از شکارچیان در جستجوی سریع كوچك راه خود را به صدر جدول رساندند.

ردیابی این تایمرهای قدیمی چالش های خود را ایجاد می کند. بسیاری از اردوگاه های شکار سافاری هنگامی که شکار تمساح در سال 1971 در NT غیرقانونی شد ، پس از شکار حیوانات تقریباً به انقراض ، و بیشتر-اگر نه همه-از شکارچیان مدرسه قدیمی درگذشت.

اولین بینش ما در مورد زندگی این همراهان بی باک ناشی از تماس تلفنی است که در سال 2015 در West Ahem Wire منتشر شد ، یک خبرنامه آنلاین مبهم که منطقه رودخانه دالی را پوشش می دهد.

در این پیام آمده است: "سالها پیش من با مردی به نام بیل دین زندگی می کردم که یک شکارچی قدیمی بوفالو و تمساح و تیرانداز در منطقه شما بوده است."

"من از بسیاری از داستانهای بیل آگاه هستم (مواردی که در کتاب ویلی ضبط نشده اند) اما بسیار ناگفته وجود دارد و من سعی می کنم آنچه را که می توانم برای پسر و پسر بیل ، جوشوا ضبط کنم."

داروین فریبنده و کنجکاو تصمیم گرفت با نویسنده تماس بگیرد ، که فقط با نام شرورون شناخته می شود.

به زودی ، تلفن زنگ زد.

بیل دین: "تمساح واقعی داندی"

صدای فرماندهی از تلفن پایین آمد.

Sharron Capes از بوندابرگ در کوئینزلند گفت: "بیل خونین سالها مرا به نوشتن کتابی در مورد او ، برای مقابله با برخی از مطالب موجود در [کیت] ویلی ، گفت."

"ویلی می خواست بیرون برود و آن را تجربه کند [شکار] ، بنابراین همه گفتند اگر تجربه واقعی را می خواهید ، منتظر بیل دین باشید."

شارون کیپ 38 سال پیش در 15 سالگی با بیل آشنا شد و با هم یک پسر به نام جوشوا دارند.

شارون و بیل دو نخود در غلاف بودند. هر دو "Walkabouts" خود توصیف شده ، این زوج غیر معمول نبود که سالها از هم جدا شوند-و حتی دوباره ازدواج کنند (بیش از یک بار)-قبل از اینکه در آستان یکدیگر بدون اعلام نشوند.

او گفت: "او قبلاً می گفت ،" او همیشه به من باز می گردد ، این یکی ". من حتی در بستر مرگ او نیز انجام دادم."

به گفته شارون ، بیل هرگز به خاطر نقش خود در کتاب ویلی به درستی اعتبار پیدا نکرد.

اما چیزی وجود داشت که او را در طول سالها بسیار بیشتر از بین برد.

او خندید: "او آن را در تمساح داندی ترک کرد. او قبلاً شلوارک را برای آن می دید و روانی را ترک می کرد."

"او قبلاً می گفت ،" سلام ، این من هستم! این من هستم که فیلم در مورد است. "

"او هیچ پولی نمی خواست ، آنچه در مورد او وحشی بود این بود که آنها بخشی از داستان او را به سرقت می بردند و اعتبار نمی دادند."

این استدلال دارای شایستگی است. عکس های بیل دین جوان شباهت چشمگیری با شخصیت مشهور پل هوگان دارد.

به همین ترتیب ، همکاران بیل خر و ناگت - که در کتاب آقای ویلی 1966 مشخص شده اند - حدود 20 سال بعد در تمساح داندی ، این بار به "دونک" و ناگت تغییر نام داد.

"شما آن خط را به یاد دارید ،" این چاقو نیست ، این یک چاقو است؟ "من شنیدم که بیل می گوید وقتی 15 ساله بودم. "

"همه فلارهای قدیمی این حرف را می زدند ، زیرا شما می خواهید همه جوانان جوان را که می خواهند سریع ثروت خود را بدست آورند ، بدست آورید.

"آنها با چاقوهای احمقانه به نظر می رسند و پنهان ها را خراب می کنند ، بنابراین این یک چیز معمول بود که بگوییم ،" شما فکر می کنید این یک چاقو است؟ این یک چاقو نیست ، این یک چاقو است. "

پس از اینکه شکار تمساح در NT غیرقانونی شد ، بیل در انتهای بالای و کوئینزلند شمالی حرکت کرد و کارهای مختلفی را در اطراف بوردکین کار کرد.

اما او هرگز کار خود را روی رمان که سالها قبل از شرورون هجوم آورده بود ، متوقف نکرد.

وی گفت: "او نامی برای آن داشت: آنا پورو ، که زبان [بومی] برای گاومیش سفید است."

"ما شروع کردیم ، اما هرگز به پایان رسیدیم. حتی وقتی او در حال مرگ بود ، گفت:" ما هرگز آن کتاب خونین را تمام نکردیم ".

"به همین دلیل من پست را به دنبال مردم در منطقه قرار دادم ، زیرا می خواستم آن را برای پسرش تمام کنم."

پس از نبرد با آمفیزم ، بیل در سال 2014 با آرامش درگذشت.

جورج هاریتوس: مردی که به یک شاهزاده پوست کمک کرد تا یک croc

به گفته ویلی ، جورج هاریتوس "از زمانی که مردان به جای دوربین با اسلحه تمساح را با اسلحه شلیک کردند" بازمانده بود.

او پس از جنگ به عنوان نجار کار کرد ، اما اشتیاق واقعی او شکار جانوران عالی عالی بود.

سوءاستفاده های وی به عنوان یک شکارچی Croc با برادر لوله کشی خود نیکلاس و شریک تجاری جیم ادواردز مرتباً عناوین خبری را تهیه می کرد.

پدر هلن جورج هاریتوس در کتاب "من داروین هستم" به طور گسترده ای معرفی شده است.(اخبار ABC: بریجت جود)

یکی از نکات برجسته آنها کمک به دوک ادینبورگ ، شاهزاده فیلیپ ، شلیک و پوست یک تمساح در دهه 50 بود.

دخترش هلن هلنیتوس گفت: "یک بار [آنها] کشتی گرفتند ، در سال 1951 بود. این قایق در حال نشت بود ، آنها 600 مایل از خانه فاصله داشتند و آنها به سمت آبهای آلوده به کروک حرکت می کردند."

"حتی اگر آنها کشتی مورد استفاده قرار می گرفتند ، آنها نتوانستند دست به دست خالی بروند.

هلن می گوید ، هاریتوس در بین شکارچیان برتر بی نظیر بود ، زیرا او یک مطالعه مادام العمر از ساحل ، الگوهای آب و هوایی و عادت های تمساح انجام داده بود.

او شهودی بود. او از یک کانون توجه به سر خود استفاده کرد تا شب ها چشمان قرمز Crocs را انتخاب کند - نوآوری ای که او از خدمات جنگ خود بازگرداند.

اما تیراندازی کروک کار سختی بود. بعضی اوقات آنها به سختی سود می گرفتند ، و در اواخر دهه 1950 هاریتوس از تیراندازی خودداری کرد و سه MS - گل ، بدبختی و پشه ها را سرزنش کرد.

و به همین ترتیب یک حرفه گسترده و متنوع آغاز شد ، که در طی آن او به عنوان مروارید و راننده بار در میان سایر مشاغل کار کرد.

هلن به یاد می آورد: "او با مقداری گاو به تیمور رفت و قرار بود مقداری چوب صندل را به عقب برگرداند."

"در آن زمان ، ناآرامی های زیادی وجود داشت ... آنها را ترک می کردند ، حدود 12 ساعت با آن فاصله داشتند و با مردی در آب روبرو شدند و او را برداشتند.

"او فرار کرده بود و آنها [آداب و رسوم] به پدر گفتند که دور شود و او را به تیمور برگرداند ، اما پدر به همان اندازه که می توانست سوخت را از روی سوخت سوخت و گفت:" ببخشید ، من فقط به اندازه کافی سوخت برای رسیدن به داروین گرفتم'.

"و آن مرد هنوز هم امروز در اینجا [در داروین] زندگی می کند."

اگرچه او ممکن است چکمه های خود را در دنیای شکارچیان آویزان کرده باشد ، میراث هاریتوس به روش های بیشتری ادامه می یابد.

به گفته هلن ، آلبرت در سال 1958 به طور ناخواسته به خانواده Haritos پیوست.

شخصی از پدرش خواسته تمساح در یک مهمانی خواسته بود. به طور طبیعی ، جورج مستقیماً به رودخانه مری رفت تا آن را بگیرد.

اما وقتی زمان آن فرا رسید که تمساح را تحویل دهد ، خریدار هجوم آورده بود و دیگر آن را نمی خواست.

هلن گفت: "آنها واقعاً روزهای پیشگام بودند و [مردم به پدر علاقه مند هستند] زیرا این جذابیت روزهایی است که می گذرد."

"آنها زندگی بسیار مهیج داشتند. همه آنها را می شناختند ... و آنها فقط مردان خوبی بودند."

جورج هاریتوس در اواخر دهه 1980 به دلیل مشارکت وی در صنعت حمل و نقل ، قبل از درگذشت در سال 1992 ، در اواخر دهه 1980 به استرالیا اعطا شد.

Rodney Ansell: داستانی از بقا و شهرت

اگرچه راد آنسل در رمان کیت ویلی ذکر نکرد ، وقتی صحبت از شکارچیان Croc در مدرسه قدیمی می شود ، از این که از الهام بخش واقعی برای تمساح Dundee عبور کند ، پشیمان می شود.

گرچه شهرت او در نهایت به شهرت تبدیل می شد ، اما این داستان بعید او از بقاء Outback بود که او را به عنوان مأمور به دست آورد.

پس از کپسول قایق خود در رودخانه دورافتاده ویکتوریا ، آنسل بیش از هفت هفته در یک جزیره کوچک زنده ماند و در درختان آلوده به مار خوابید تا از تمساح های گرسنه در زیر آن جلوگیری شود.

اما به گفته همسر سابقش جوآن ون اوس ، او هرگز به معنای حرفه ای شکارچی تمساح نبود.

وی گفت: "او یک زن و شوهر تمساح را که سعی در خوردن سگهای خود در رودخانه فیتزماوریس داشتند ، شلیک کرد و او سالها بعد به دلیل غذا ، یک زن و شوهر را با برخی از کارگران بومی شلیک کرد ، اما هرگز آنها را به دلیل پوست شلیک نکرد."

با این وجود ، پس از آن که مصیبت اوسل با تماس های روزنامه نگاران و عموم مردم بمباران شد ، همه امیدوار بودند که این داستان را از دهان اسب بشنوند.

جوآن گفت: "[دوستان] می پرسیدند که چرا ما فیلم را چنین مخفی نگه می داشتیم."

"ما حتی نمی دانستیم که فیلم تا آن زمان وجود داشته است."

بنابراین اگر او واقعاً یک شکارچی تمساح نبود ، چرا اینقدر اغلب با تمساح Dundee در ارتباط است؟

به گفته جوآن ، آنسل کاریزماتیک بود و "می دانست که چگونه رسانه ها را کار کند".

وی گفت: "فیلم اصلی تمساح داندی ... تمام این ویژگی های بسیار استرالیایی را که ما آنها را می شناسیم و دوست داریم جشن گرفت: مقاومت ، وابستگی با بوته ، حس شوخ طبعی ، لاریكینیسم ، كه" او درست خواهد بود ".

"راد آنسل تمام این خصوصیات را در خودش به نمایش گذاشت و وقتی مجبور شد آن را برای رسانه ها بازی کند."

اما در پشت نمای گونه یک زیر بغل تاریک بود.

مارپیچ رو به پایین Ansell به اعتیاد آمفتامین در یک داد و بیداد با سوخت مواد مخدر خاتمه می یابد.

پس از کشتن گروهبان Brevet گلن آنتونی هیویتسون و زخمی شدن سه مرد دیگر ، وی در سال 1999 توسط پلیس به ضرب گلوله کشته شد.

این مقاله حاوی محتوایی است که در دسترس نیست.

گرچه همه آنها داستانها و میراث متفاوتی دارند ، آنتونی داستان سؤال ما ، گرایش استرالیا را برای "عاشقانه سازی" شکارچیان دوران اولیه شهادت می دهد تا نقش مهمی که در مهار اعداد تمساح بازی کرده اند-چیزی که او معتقد است در گذشته از کنار گذاشته شده استسالها به عنوان "Latte Swipping Lefties Ier-City" برای مخالفت با این عمل حرکت می کند.

وی همچنین اعتراف می کند که در حالی که برخی از شکارچیان مدرسه قدیمی ممکن است حق بیشتری داشته باشند که خود را به عنوان الهام بخش برای تمساح داندی ، بدون تخصص ، دانش و راهنمایی شکارچیان بومی و جمع کننده ها ، ادعا کنند ، "آنها واقعاً پوست بسیار کمی را درمان می کردند"

چه کسی سوال را پرسید؟

داستان آنتونی از دره پرشور در شمال غربی تاسمانی استقبال می کند.

او همچنین یک نوازنده از طریق تجارت و نویسنده جوان ، او همچنین یک Bushwalker مشتاق و تیرانداز Feral Pest است.

وی گفت: "[من] بیشتر در خانه در بوته با حیوانات و درختان دوستانه هستم تا با انسانهای احمقانه که در لانه های خود آشفته می شوند."

او امیدوار است که داستان های شکارچیان مدرسه قدیمی چراغی را برای رشد تعداد تمساحهای آب شور-و نیاز به عمل-بدرخشد.

وی گفت: "در پایان ، تعادل باید به عقب برگردد."

"شاید یک تناسخ از این افراد غیرقانونی برای جمع کردن چند مورد دیگر از این هیولا قبل از تعطیلات در تعطیلات ، مشمول مرگ و میر باشد و در زیر رودخانه قرار بگیرد."

این مقاله حاوی محتوایی است که در دسترس نیست.

ارسال شده 16 ژوئیه 2018 16 ژوئیه 2018 دوشنبه 16 ژوئیه 2018 در 8:39 بعد از ظهر ، به روز شده 17 ژوئیه 2018 17 ژوئیه 2018 سه شنبه 17 ژوئیه 2018 در 2:54 صبح

مقالات آموزش فارکس...
ما را در سایت مقالات آموزش فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : بهزاد فراهانی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : شنبه 12 فروردين 1402 ساعت: 18:00