آیا ایالات متحده باید برای تضعیف دلار تلاش کند؟

ساخت وبلاگ

رهبران سیاسی ایالات متحده، از پرزیدنت ترامپ گرفته تا الیزابت وارن، نامزد دموکرات ریاست جمهوری آمریکا، قدرت فعلی دلار را به عنوان یک ضربه بر اقتصاد آمریکا می دانند. دلار قوی، کالاهای آمریکایی را در بازارهای خارجی گران تر می کند و در عین حال رقابت تولیدکنندگان آمریکایی با واردات ارزان را دشوارتر می کند. نتیجه به گفته منتقدان: تعطیلی کارخانه ها و از دست دادن کارگران تولیدی. رئیس جمهور بارها سیاست های پولی سست در اروپا، ژاپن، چین و جاهای دیگر را که به عنوان «دستکاری ارز» توصیف می کند، مقصر دانسته است. او از فدرال رزرو خواسته است تا با سیاست های پولی خارجی آسان «تطبیق» کند و ایده مداخله مستقیم ارزی را مطرح کرده است. در عین حال، وزارت بازرگانی در حال بررسی مقرراتی است تا کاهش ارزش پول را به عنوان یک یارانه تجاری ناعادلانه با رعایت عوارض جبرانی تلقی کند. اما آیا درست است که دلار قوی را مانعی در برابر رشد بدانیم؟آیا قدرت فعلی دلار کاملاً به دلیل اقدامات دولت های خارجی است؟

حقایق:

  • دلار آمریکا بین ژوئیه 2011 و ژوئیه 2019 25 درصد افزایش یافته است (نمودار را ببینید). ارزش دلار در هشت سال گذشته در حال افزایش بوده است، همانطور که با شاخصی از نرخ واقعی دلار (یا با تورم تعدیل شده) اندازه گیری می شود که قیمت تمام شده کالاهای ایالات متحده را نسبت به قیمت تقریباً پنجاه شریک تجاری اصلی (بیست و پنجاه) اندازه گیری می کند. پنج کشور به اضافه منطقه یورو)، با وزن دادن به نرخ ارز آنها بر اساس میزان تجارت با ایالات متحده. البته شایان ذکر است که ارزش شاخص دلار در ژوئیه 2011 به پایین ترین حد خود از زمان شناور شدن ارزها در سال 1973 رسید و در حالی که از آن زمان افزایش یافته است، پایین تر از سطوح اوایل دهه 2000 باقی مانده است. بر اساس گزارش صندوق بین المللی پول، در سال 2018 دلار در محدوده 6 تا 12 درصد بیش از حد ارزش گذاری شد که حدود 5 درصد آن به دلیل سیاست مالی است که صندوق بین المللی پول نسبت به شرکای تجاری بیش از حد انبساطی ارزیابی می کند.
  • عامل مهم تعیین کننده ارزش دلار، بازده مورد انتظار دارایی های ایالات متحده است. این بازده به نوبه خود به قدرت مورد انتظار فعلی و آینده اقتصاد بستگی دارد (که به تعیین بازده سرمایه گذاری های ایالات متحده، از جمله نرخ بهره سیاست تعیین شده توسط فدرال رزرو کمک می کند). شکل این را نشان می دهد. این نشان می دهد که شدیدترین افزایش پایدار دلار در دو دهه گذشته در اواسط سال 2014 آغاز شد زیرا اقتصاد ایالات متحده سریعتر از بسیاری از شرکای تجاری اصلی خود گسترش یافت.
  • در حالی که دلار قوی معمولاً با قدرت نسبی در کل اقتصاد مرتبط است، قدرت دلار باعث می شود صادرات ایالات متحده برای خارجی ها گران تر و واردات برای ساکنان ایالات متحده ارزان تر شود و برخی از مزایای رشد را از تولید و سایر بخش های درگیر در بین المللی منحرف کند. تجارتدلار قوی تر فشار رقابتی بر شرکت های صادرکننده و رقیب وارداتی ایالات متحده وارد می کند، حتی اگر برخی از آنها به طور همزمان تا حدودی از تقاضای داخلی بالاتر که باعث رشد نسبی ایالات متحده و دلار قوی تر می شود، سود ببرند. شرکت هایی که بیشتر تجارت خود را در خارج از کشور انجام می دهند، یا با رقابت شدید واردات مواجه هستند، ممکن است به طور متعادل آسیب ببینند. این احتمال در پس این نگرانی ها نهفته است که یک دلار قوی می تواند با آسیب رساندن به تولید، رشد را به خطر بیندازد. در عین حال، واردات ارزان تر به تولیدکنندگانی کمک می کند که نهاده های مورد استفاده در تولید خود را وارد کنند. داده ها چه می گویند؟در حالت تعادل، مشاهده رابطه ثابتی بین قدرت دلار و اشتغال تولیدی دشوار است (محور چپ را در نمودار بالا ببینید، که اشتغال تولیدی را نسبت به کل اشتغال غیرکشاورزی نشان می دهد). به عنوان مثال، در دوره 2001-2009، که شدیدترین سقوط تاریخی در اشتغال در بخش تولید بود، دلار به طور متوسط ضعیف شد.
  • اگر نرخ ارز به هدف سیاست تبدیل شود، دولت چگونه می تواند دلار قوی را تضعیف کند؟محرک های مالی ایالات متحده به دلیل کاهش مالیات در دسامبر 2017 و متعاقب آن افزایش هزینه های دولت به تقویت اقتصاد و دلار قوی کمک کرد. کاهش این محرک، همانطور که صندوق بین المللی پول توصیه کرده است، دلار را تضعیف می کند، اما این امر به این زودی ها بعید به نظر می رسد.(رئیس جمهور ترامپ و کنگره هیچ تمایلی برای معکوس کردن کاهش مالیات مصوب در سال 2017 یا کاهش سطح هزینه ها نشان نداده اند. در واقع، رئیس جمهور ترامپ در 2 آگوست 2019 قانون جدیدی را برای تمدید محدودیت بدهی فدرال و کاهش سقف هزینه ها برای دو نفر دیگر امضا کرد. سال ها.) از طرف دیگر، اگر فدرال رزرو نرخ های بهره را کاهش دهد، دارایی های دلاری جذاب تر می شوند. این یکی از دلایل درخواست رئیس جمهور ترامپ از بانک مرکزی برای انجام این کار است. اما فدرال رزرو سیاست پولی را برای دستیابی به مأموریت دوگانه خود یعنی تورم کم و اشتغال بالا تعیین می کند و ارزش نرخ ارز نتیجه تنظیم سیاست پولی است نه عامل تعیین کننده اصلی آن. سیاست کاهش نرخ بهره برای تضعیف دلار، به جای تمرکز بر دستور دوگانه، اجازه دادن به دم سگ را تکان می دهد. علاوه بر این، کاهش سیستماتیک نرخ های بهره در زمانی که اقتصاد قوی است و در تلاش برای تضعیف دلار است، تورم بالاتری را به همراه خواهد داشت، که درست مانند دلار قوی، قیمت های خارجی کالاهای آمریکایی را افزایش می دهد و موقعیت رقابتی ایالات متحده را در بازارهای جهانی تضعیف می کند..
  • آیا سیاست هایی برای مدیریت ارزش دلار بدون منحرف کردن سیاست های پولی از اهداف اصلی آن وجود دارد؟مداخله مستقیم توسط خزانه داری ایالات متحده در بازار ارزی یک امکان را فراهم می کند ، و چندین اقتصاددانان فقط از چنین اقدامی برای مقابله با دستکاری احتمالی ارز توسط کشورهای خارجی حمایت کرده اند. در چنین عملیاتی ، خزانه داری از دلار برای خرید اوراق بهادار خارجی استفاده می کند ، قیمت های نسبی ارزهای خارجی را پیشنهاد می کند و دلار را تضعیف می کند. خزانه داری می تواند از طریق صندوق تثبیت مبادله خود مداخله کند (که به آن می تواند کمتر از 23 میلیارد دلار برای فروش بپردازد ، اگرچه فدرال رزرو می تواند به خزانه داری ، همانطور که در گذشته است ، بپیوندد تا اوراق قرضه ایالات متحده را در ترازنامه خود برای اوراق خارجی بفروشد ، بدون اینکه تغییر کند. سیاست نرخ بهره آن). مداخلات ارزی ممکن است برای جابجایی بازارها به روشی پایدار باید بزرگ باشد. به عنوان مثال ، در سال مالی 2019 تا ژوئن ، دولت فدرال 747 میلیارد دلار اوراق قرضه دلار برای تأمین مالی کسری خود یا حدود 83 میلیارد دلار در ماه (و 23 درصد بالاتر از مدت مشابه سال قبل) صادر کرد. همه چیز برابر است ، این افزایش های بزرگ در عرضه اوراق بهادار دلار باید دلار را تضعیف کند زیرا سرمایه گذاران متنوع افزایش اوراق بهادار ایالات متحده را به ارزهای خارجی متنوع می کنند ، اما اگرچه این دلیل صادر شده این اوراق نبود ، دلار کاهش نیافته است. با توجه به اندازه بازارهای بین المللی اوراق قرضه ، آیا چند میلیارد دلار دیگر (حداکثر اندازه مداخلات گذشته) تغییری ایجاد می کند؟
  • نکته اصلی که به نظر می رسید مداخله در بازار ارز بر ارزش دلار به طرز چشمگیری و مداوم تأثیر می گذارد ، توافق نامه Plaza سپتامبر 1985 بود - اما این تجربه الگوی خوبی برای آنچه امروز ممکن است اتفاق بیفتد نیست. در آن زمان ، وزرای دارایی پنج اقتصاد بزرگ صنعتی برای تضعیف دلار با هم عمل کردند. اما این یک رویداد منحصر به فرد بود و پیامدهای محدودی برای موفقیت سیاست مداخله به طور کلی دارد. یکی از ویژگی های مهم توافق نامه Plaza این بود که این یک تلاش هماهنگ بود: همه شرکت کنندگان با یک دلار ضعیف تر توافق کردند و آنها فروش مداخله خود را با دلار هماهنگ کردند. جنبه مهم دیگر این بود که دلار در صعود طولانی بوده است که در طی آن ارزش آن پس از سال 1978 بیش از 50 درصد افزایش یافته است. بیشتر اقتصاددانان با توجه به اصول رشد و سیاست ، برخی از این قدردانی را بیش از حد می دانستند و کاهش دلار قبلاً حدود شش ماه قبل از اقدام Plaza آغاز شده بود. در این حالت ، بازارها دیدند که دلار هنوز راه طولانی برای سقوط دارد ، و جلسه چند جانبه در هتل پلازا که این توافق نامه را تولید می کند ، بازارها را به بازار عرضه می کند که باعث کاهش پایدار دلار می شود.
  • برخی دیگر مالیات بر خرید خارجی دارایی های ایالات متحده را به عنوان راهی برای تضعیف دلار و کاهش کسری تجارت پیشنهاد داده اند. رسیدن به دورتر قانون جدید دو طرفه است که توسط سناتورهای تامی بالدوین (D-WI) و جاش هاولی (R-MO) پیشنهاد شده است ، که به فدرال رزرو نیاز دارد تا با هدف استفاده از "هزینه دسترسی به بازار" در خریدهای خارجی دارایی های ایالات متحده ، با هدف استفادهمدیریت نرخ ارز دلار به گونه ای که مانده تجارت ایالات متحده همیشه نزدیک به صفر باشد. با توجه به وابستگی زیاد اقتصاد ایالات متحده به تأمین اعتبار خارجی ، استفاده از مالیات های ورودی سرمایه گذاری برای دستیابی به تجارت متعادل منجر به فروپاشی سرمایه گذاری و بار بدهی دولت به شدت بالاتر می شود.

این به چه معنی است:

دلیل کلی قوی بودن دلار اخیراً این است که اقتصاد ایالات متحده نسبت به بسیاری از اقتصادهای بزرگ خارج از کشور به سرعت در حال رشد است و همچنین فدرال رزرو را به حفظ سطح بالاتر نرخ بهره به عنوان ترمزی بر تورم سوق می دهد. با این حال، مثل همیشه، مزایای رشد اقتصادی به طور مساوی توزیع نمی شود و بخش های تجارت محور اقتصاد، به ویژه تولید، ممکن است در صورت ضعیف تر شدن دلار سود ببرند. با توجه به اینکه موضع کلی سیاست پولی ایالات متحده در حال حاضر با رشد قوی و قیمت های باثبات سازگار است، تغییر سیاست پولی به سمت هدف قرار دادن نرخ ارز ضعیف تر به دم اجازه می دهد سگ را تکان دهد و در درازمدت آسیب های جانبی به شکل تورم بالاتر به اقتصاد وارد کند. و اعتبار بانک مرکزی را کاهش داد. اگر دولت ایالات متحده نیاز به حمایت از بخش های خاصی از اقتصاد را ببیند، به جای تحریف سیاست های پولی مناسب برای اقتصاد به عنوان یک کل، کارآمدتر خواهد بود که این کار را صریحاً از طریق اقدامات بودجه ای انجام دهد و مبادلات را برای رأی دهندگان آشکار کند. اقدامات محدودتر برای تأثیرگذاری بر نرخ ارز، مانند مداخله به رهبری خزانه داری ایالات متحده، بعید است که به طور پایدار مؤثر باشد مگر اینکه در مقیاس بسیار بزرگ یا در هماهنگی با شرکای تجاری انجام شود. اما ایالات متحده مدتهاست که به همراه سایر کشورهای بزرگ متعهد شده است که از مداخله در ارز خارجی برای دستیابی به مزیت رقابتی خودداری کند. بنابراین، شرکای تجاری ایالات متحده به دور از حمایت از ایالات متحده در تلاش هایش، ممکن است جبرانی بیشتری برای تلاش برای تضعیف دلار به شکل تلافی جویانه ایجاد کنند - یک "جنگ ارزی" که احتمالاً بازارهای مالی جهان را متلاطم خواهد کرد.

مقالات آموزش فارکس...
ما را در سایت مقالات آموزش فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : بهزاد فراهانی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 25 فروردين 1402 ساعت: 14:08