واحد B |ابزارهای تحلیلی

ساخت وبلاگ

اگر تجزیه و تحلیل اساسی به خودی خود ارزش ذاتی پول و بنابراین دارایی های مالی را تعیین کند ، هیچ حباب ، افسردگی و بحران مالی وجود نخواهد داشت. در حالی که عوامل اساسی در اعتماد به نفس و بدبینی شرکت کنندگان در بازار در مورد اقتصاد نقش دارند ، چرا عمل قیمت اغلب از آنچه یک مدل اساسی منطقی پیش بینی می کند ، فاصله می گیرد؟پاسخ در احساسات و احساسات شرکت کنندگان در بازار ، با یک کلمه: احساسات است.

عملکرد قیمت را می توان بیان روانشناسی جمعی در نوسان بین خوش بینی و بدبینی دانست. مانند هر نوسان ساز ، قله های هر دو افراط عاطفی باعث افزایش قیمت های بالا و پایین خواهد شد. این افراط و تفریط توضیحات بسیاری در گزارش های اقتصادی که برای یک ارز خاص مطلوب است و بازار در جهت مخالف واکنش نشان می دهد.

احساسات بازار اغلب به عنوان ویژگی رفتار جمعیت ارائه می شود. انسانها تحت تأثیر سایر انسانها رفتار می کنند و تمایل به مطابقت با جمعیت را نشان می دهند - حتی اگر جمعیت اشتباه باشد. جمعیت به طور معمول فکر می کنند و متفاوت از افراد عمل می کنند وقتی افراد تحت تأثیر دیگران قرار نمی گیرند. در بازارهای مالی ، این امر باعث می شود که شرکت کنندگان در بازار تصمیمات تجاری عینی را بر اساس نتیجه گیری منطقی بگیرند ، بلکه تصمیمات عاطفی مبتنی بر احساسات هستند.

با توجه به اینکه ذهنیت و عدم اطمینان از اهمیت زیادی در عملکرد قیمت برخوردار است ، مدلهایی مانند فرضیه پیاده روی تصادفی در اطراف این ایده تکامل یافته اند که بازارها در دراز مدت کاملاً غیرقابل پیش بینی و غیرممکن هستند. این همچنین فرضیه اصلی خویشاوند نزدیک آن ، مدل فرضیه بازار کارآمد است ، که می گوید بازارها از بسیاری از شرکت کنندگان منطقی تشکیل شده اند که دائماً نسبت به اطلاعات جدید واکنش نشان می دهند و اطلاعات جدید را در قیمت منعکس می کنند. این اطلاعات نه تنها چیزی را که در حال حاضر در مورد بازار شناخته شده است بلکه هر انتظار آینده را نیز شامل می شود. مطمئناً صحیح است که اطلاعات در بازارهای مالی 150 سال پیش به همان اندازه که امروزه هضم نشده بود ، هضم نشده است ، اما آیا سرعت پردازش اطلاعات و عقلانیت شرکت کننده باعث می شود بازار واقعاً کارآمد باشد؟

یک شوخی قدیمی در مورد یک اقتصاددان که با یک معامله گر در خیابان قدم می زند ، هنگام ورود به یک لایحه 100 دلاری که روی زمین قرار دارد ، در خیابان قدم می زند. با رسیدن معامله گر برای انتخاب آن ، اقتصاددان می گوید "زحمت نکشید - اگر این یک لایحه 100 دلاری واقعی بود ، کسی قبلاً آن را انتخاب می کرد."این شوخی با طنزآمیز ایده فرضیه بازار کارآمد را نشان می دهد: اگر نرخ ارز قابل پیش بینی باشد ، فرصت ها آنقدر سریع مورد سوء استفاده قرار می گیرند که چنین فرصت هایی در یک بازار رقابتی و کارآمد ناپدید می شود.

اما اگر بازارها کارآمد هستند ، پس چرا ما شاهد انحراف نرخ ارز از اصول آنها هستیم؟چرا شرکت کنندگان در بازار تقاضای بیشتری را ابراز می کنند و سرانجام پس از افزایش قابل توجه قیمت خریداری می کنند؟این واقعیت برخلاف معادلات متعارف عرضه و تقاضا است که تاکنون آموخته ایم ، یعنی اینکه سرمایه گذاران کم خریداری می کنند و فروش بالایی دارند. مدل کارآیی بازار این واقعیت را به گمانه زنی های بیش از حد در بازارها نسبت می دهد ، اگرچه حدس و گمان را مثبت می داند زیرا باعث افزایش کارایی و نقدینگی بازار می شود ، حتی اگر نوسانات را تشدید کند.

بیایید برای لحظه ای به عملکرد قیمت نگاهی بیندازیم. اگر مکانیک یک معامله فروشگاه خرده فروشی مشترک را ساده کنیم ، می توانیم بگوییم که در یک محیط خرده فروشی ، فروشنده قیمت را تعیین می کند و خریدار نیاز خود را برای کالای مورد نظر اندازه گیری می کند و تصمیم به خرید می گیرد یا خیر. در یک معامله بازار ، کمی پویاتر می شود زیرا هم فروشنده و هم خریدار به طور مداوم انتظارات قیمت خود را بسته به اطلاعات موجود تنظیم می کنند. توجه داشته باشید که اطلاعات می توانند هر چیزی از بازار و/یا از منابع خارجی باشد. یک فروشنده بالقوه که معتقد است ممکن است قیمت در آینده بیشتر باشد ، ممکن است به امید بدست آوردن نرخ بالاتری ، از بازار خارج شود. اگر فروشندگان کافی نیز همین کار را انجام دهند ، قیمت معاملات به سطح عرضه موجود بعدی افزایش می یابد. برعکس ، اگر معامله گران فکر کنند که ممکن است قیمت از این پس کاهش یابد ، ممکن است پیشنهادات خود را کاهش دهد تا اینکه یک خریدار را پیدا کنند ، در واقع باعث پایین آمدن قیمت بازار می شود.

می توانیم از این مثال نتیجه بگیریم که حرکت قیمت واکنش های ترکیبی شرکت کنندگان بازار به تغییر اطلاعات است. اغلب می شنوید که «بازار به این یا آن گونه اخبار واکنش نشان داد»، اما در واقع آنچه که قیمت را تغییر داد، یک تصمیم انبوه بود، یعنی قیمت نمایش آن. استفاده متداول از این شخصیت پردازی بازار، مهمترین جنبه روانشناختی رفتار بازار را پنهان می کند: «بازار» مجموعه ای از ذهن مشارکت کنندگان آن است.

آنچه باعث حرکت بازار می شود تفاوت بین آنچه اکثر شرکت کنندگان انتظار دارند یا معتقدند اتفاق می افتد و اطلاعات تازه رسیده ای است که آن انتظار یا باور عمومی را تغییر می دهد. وقتی می شنویم که یک گزارش اقتصادی خاص از قبل "قیمت گذاری شده در بازار" است، به این معنی است که گزارش اقتصادی جدید منتشر شده با نظر کلی در مورد نتیجه چه خواهد بود یا نزدیک به آن است. این نظر کلی با هیچ مدل بنیادی عقلانی مطابقت ندارد، زیرا عمدتاً از باورها ساخته شده است. به نظر می رسد که بر حرکت نرخ ارز بالاتر از مدل های تحلیلی تسلط دارد.

فرضیه بازار کارا بیان می کند که شرکت کنندگان در بازار انتظارات منطقی دارند و همچنین بیان می کند که شرکت کنندگان به طور متوسط درست هستند. همچنین ثابت می کند که تمام اطلاعات مرتبط جدید باعث می شود شرکت کنندگان انتظارات خود را به طور مناسب به روز کنند. از این نظر، مدل می پذیرد که واکنش های سرمایه گذاران تصادفی خواهد بود، اما اثر کلی از واکنش های همه شرکت کنندگان، یعنی «بازار» همیشه درست خواهد بود.

با این استدلال که قیمت های آتی را نمی توان با تحلیل قیمت های تاریخی یا سایر داده های تاریخی پیش بینی کرد، نشان می دهد که امکان سود بردن از بازار در بلندمدت وجود ندارد. این بدان معناست که نه تحلیل بنیادی و نه تکنیک های تحلیل تکنیکال قادر به تولید سود قابل اعتماد نیستند.

اما حتی پس از چندین دهه اختلافات تجربی و نظری، اقتصاددانان هنوز در مورد کارآمد بودن یا نبودن بازارهای مالی به اجماع نرسیده اند. یکی از دلایل این وضعیت این واقعیت است که فرضیه بازارهای کارآمد به خودی خود یک فرضیه کاملاً تعریف شده و از نظر تجربی قابل رد نیست. برای عملیاتی کردن آن، متغیرها و فرضیه های کمکی زیادی باید در نظر گرفته شوند، مانند اهداف سرمایه گذاران، سطح اطلاعات آنها، ترجیحات ریسک، سطوح سرمایه آنها، همه این جنبه ها که بر باورهای آنها تأثیر می گذارد.

مالی رفتاری

اینجا جایی است که یک شاخه چند رشته ای از مطالعات اقتصادی ظهور کرد: مالی رفتاری. مالی رفتاری حوزه ای از تحقیقات مالی است که عوامل روانشناختی موثر بر تصمیمات سرمایه گذاری را بررسی می کند. اقتصاددانان رفتاری آنچه را که «ناهنجاری» در بازارهای مالی می نامند به عوامل روان شناختی یا سوگیری های رفتاری نسبت می دهند که بر سرمایه گذاران تأثیر می گذارد و اطلاعات آن ها را محدود و مخدوش می کند و در نتیجه نتیجه گیری نادرست می کند حتی اگر اطلاعات صحیح باشد.

یک بازار افراطی مانند یک حباب سفته بازی یک ناهنجاری آشکار است: به نظر می رسد که فعالان بازار با نادیده گرفتن ارزش زیربنای دارایی های معامله شده، با نشاط غیرمنطقی معامله می کنند. تعداد کمی از سرمایه گذاران از چنین حباب های غیرمنطقی سود می برند، زیرا همانطور که جان مینارد کینز می گوید، «بازارها می توانند بیش از آن چه شما حلال بمانید، غیرمنطقی باقی بمانند». به عنوان مثال، یک روند طولانی مدت نیز به عنوان یک ناهنجاری دیده می شود. اما برای ما آنچه اهمیت دارد این است که روندهای بازار نتیجه منطقی شرایط کلان اقتصادی نیست، بلکه واکنش جمعی فعالان بازار به آن شرایط است که در اخبار گزارش شده است.

به منظور درک رفتار بازار و عمل قیمت، محققان رفتاری به چندین سوگیری شناختی و عاطفی انسانی و اجتماعی مانند:

  • اعتماد بیش از حد به توانایی های خود به عنوان تاجر یا سرمایه گذار
  • واکنش بیش از حد به اطلاعات تازه رسیده
  • دیدگاه بازار مغرضانه (به معنای تداوم استراتژی معاملاتی فرد حتی زمانی که چنین استراتژی شکست می خورد یا اطلاعات جدیدی را نادیده می گیرد که ممکن است با تصمیمات تجاری فرد در تضاد باشد)
  • بیزاری از دست دادن (به طور تجربی ثابت شده است که مردم ترجیح می دهند از ضرر اجتناب کنند تا به دست آوردن سود)
  • توهم پول (به این واقعیت اشاره دارد که مردم به ارز به صورت واقعی فکر نمی کنند، بلکه به صورت اسمی فکر می کنند)
  • ترس از پشیمانی (که باعث می شود سرمایه گذاران موقعیت های زیان ده را برای مدت طولانی نگه دارند، به این امید که سودآور شوند، یا برنده ها را خیلی زود نقد کنند تا قبل از تبدیل شدن به ضرر، سود را قفل کنند)
  • سودمندی نهایی پول (جایی که سرمایه اولیه ارزش بیشتری نسبت به سود اضافی دارد)
  • ناتوانی در استفاده از استدلال پیچیده به جای خطی (به معنای نسبت دادن منطقی واکنش بازار به علل خاص)
  • و انواع مختلف خطاهای انسانی قابل پیش بینی در استدلال و پردازش اطلاعات.

نمونه خوبی از انتساب عقلانی به علل خاص در گزارش روزانه اخبار دیده می شود. رسانه های مالی جریان اصلی تمایل دارند آنچه اتفاق افتاده را توضیح دهند نه آنچه در شرف وقوع است. در هر صورت، عملکرد قیمت همیشه به دلیل دلایل منطقی و منطقی گزارش می شود. اگر بازار صعودی باشد دلایلی برای افزایش آن انتخاب می شود و اگر پایین است دلایل مختلفی نیز برای توضیح آن پیدا می شود. رسانه ها آنچه را که می خواهند بشنوند به مردم می گویند، زیرا توسط خبرنگاران ساخته می شود نه معامله گران. بنابراین وسواس های خبرنگاران منعکس کننده وسواس های جمعیت است.

محدودیت اصلی در تحقیقات مالی رفتاری مانند مدل های منطقی تر است، یعنی ارتباط علت به معلول. اما جدای از محدودیت های آن، می توانیم از اصول آن برای برخورد با عمل قیمت به عنوان یک رفتار جمعی استفاده کنیم و از آن به عنوان یک شاخص مخالف برای کسب درآمد در بازارها استفاده کنیم.

در میان موضوعات جالب دیگر، در یک وبینار به نام تجارت قدرت در جهانی سازی 3. 0، جان دبلیو اودانل چشم انداز واقعی را به یک بازار ظاهراً پر هرج و مرج ارائه می کند و موضوعاتی را به عنوان تجزیه و تحلیل خلق و خوی جمعیت در مقابل تجزیه و تحلیل مرسوم، و علل رونق/شکست اقتصادی حباب ها معرفی می کند.

رویکردهای متضاد با شاخص های احساسات

این مطالعه رفتار جمعیت است که اساس سرمایه گذاری مخالف را تشکیل می دهد: فروش زمانی که خوش بینی به اوج خود رسیده است یا خرید زمانی که بدبینی به اوج خود رسیده و بازار به کف رسیده است. چنین رویکردی واقعاً نمی توانست وجود داشته باشد، اگر فرضیه بازار کارآمد درست باشد، زیرا عمل قیمت دائماً توسط منطق فاندامنتال تعیین می شود. یک رویکرد مخالف فقط می تواند وجود داشته باشد زیرا قیمت ها عمدتاً توسط احساسات بازار تعیین می شوند.

رفتار جمعیت ترکیبی از انواع مختلفی از تفکر مغرضانه است و بنابراین کمیت کردن آن تقریبا غیرممکن است. اما با این حال، ابزارهایی وجود دارند که در دسته شاخص های احساسات بازار قرار می گیرند که ما از آنها برای تعیین احساسات صعودی و احساسات نزولی بازار استفاده خواهیم کرد. بسیاری از شاخص های احساسی، و روش های تقریباً بی نهایتی برای تفسیر آنها وجود دارد. در هر صورت باید آنها را با سایر شاخص ها و حتی با تحلیل بنیادی همانطور که تاکنون توضیح دادیم استفاده کرد.

یک تصور عمومی وجود دارد که یک اندیکاتور احساسات مانند یک شاخص فنی است که بر اساس داده های قیمت گذشته در یک دوره زمانی معین است. به نوعی مانند یک نشانگر فنی نمایش داده می شود، اما با تفاوت هایی. اول از همه، آن طور که یک اندیکاتور فنی است، بر اساس عمل قیمت نیست. علاوه بر این، آنها مانند شاخص های فنی عقب نمی مانند. اندیکاتورهای احساسی اغلب همراه با اندیکاتورهای فنی به منظور تولید سیگنال های خرید و فروش استفاده می شوند. اما شاید مهمترین آنها سودمندی آنها به عنوان شاخص های کنترل ریسک باشد که ارزیابی می کنند که آیا بازارها به یک حالت افراطی رسیده اند و بنابراین ممکن است تغییر سوگیری وجود داشته باشد یا اینکه هنوز جایی برای یک روند افراطی وجود دارد.

تلاش های زیادی برای اندازه گیری دقیق احساسات بازار وجود دارد و بنابراین انواع مختلفی از شاخص های احساسات وجود دارد - فقط چند مورد در اینجا ارائه شده است. یک چیز خوب در مورد شاخص های احساسات این واقعیت است که آنها شفاف هستند و در بسیاری از موارد به راحتی قابل دسترسی هستند. بیایید به برخی از این شاخص ها نگاه کنیم که می توانند برای شناسایی چرخش های بازار بسیار مفید باشند.

گزارش تعهد معامله گران (COT)

COT اطلاعات به روزی را در مورد روند و قدرت تعهد معامله گران نسبت به آن روند با جزئیات موقعیت معامله گران سوداگرانه و تجاری در بازارهای آتی مختلف ارائه می دهد. به یاد داشته باشید که بازار نقدی فارکس یک بازار خارج از بورس است، بنابراین بازار آتی در اینجا به عنوان نماینده ای برای بازار نقدی استفاده می شود. کمیسیون معاملات آتی کالا (CFTC) هر جمعه گزارش COT جدیدی را منتشر می کند.

گزارش COT را می توان به صورت رایگان در CFTC دانلود کرد. در FXstreet.com ما یک سری مطالعات COT در اختیار شما داریم، برای بازدید از صفحه COT ما اینجا را کلیک کنید. در صورتی که مایل به استفاده از نسخه مدولار مطالعات COT هستید، لطفاً اینجا را کلیک کنید.

گزارش COT حاوی اطلاعات زیادی است، اما محتوای گزارش داده هایی است که موقعیت های خرید یا فروش خالص را برای هر قرارداد آتی موجود برای معامله گران تجاری و غیرتجاری نشان می دهد. گزارش های COT برای معامله گران سهام (آتی سهام)، معامله گران کالا (از جمله نفت و طلا) و معامله گران ارز (آتی ارز) وجود دارد.

معامله گران تجاری نماینده شرکت ها و مؤسساتی هستند که از بازار آتی برای پوشش ریسک در بازار نقدی یا نقدی استفاده می کنند. این شرکت کنندگان ترجیح می دهند با ضعف خرید کنند و به قدرت بفروشند (بازخورد منفی یا معاملات خلاف روند). آنها بدون احساس معامله می کنند، زیرا ریسک را پوشش می دهند، بلندمدت هستند، و تنها زمانی تغییر موقعیت می دهند که قیمت از ارزش منصفانه آن ها انحراف زیادی داشته باشد. الگوی معاملات تجاری معمولی کاهش میانگین در یک بازار نزولی (یا افزایش، در مورد یک بازار با روند صعودی) است. به نظر می رسد توافق یکسانی وجود دارد که آگهی های بازرگانی (هجرها) گروهی هستند که جهت قیمت ها را تعیین می کنند.

این فعالان بازار دارای جیب های بسیار عمیقی هستند، به این معنا که می توانند موقعیت ها را در برابر روندهای بازار برای مدت طولانی تحمل کنند. گزارش COT به ما ایده ای در مورد روند یک طبقه دارایی خاص می دهد و به ما می گوید که پول کلان چه می کند. به منظور شناسایی چرخش های بازار، باید به این دسته توجه کنیم، زیرا تبلیغات تجاری معمولاً در پایین ترین سطح بازار صعودی و در بالای بازار نزولی ترین هستند. آنها این کار را به دلیل یک رویکرد مخالف انجام نمی دهند، بلکه به این دلیل که در حال پوشش دادن هستند.

از سوی دیگر، تاجران غیرتجاری، سفته بازان محسوب می شوند. این دسته شامل سرمایه گذاران نهادی بزرگ، صندوق های تامینی و سایر نهادهایی است که در بازار آتی برای سود سرمایه معامله می کنند. این شرکت کنندگان معمولاً دنبال کنندگان روند هستند، وقتی قیمت ها افزایش می یابد خرید می کنند و با کاهش قیمت ها می فروشند. آنها مانند معامله گران بازخورد مثبت رفتار می کنند: زمانی که روند در جریان است دیر وارد می شوند، از هرگونه عقب نشینی رنج می برند، و زمانی که الگوریتم هایشان متقاعد شده اند که روند به پایان رسیده است دیر خارج می شوند که باعث می شود در تغییرات عمده روند ضرر زیادی داشته باشند، به ویژه وقتی در نظر می گیرند که معمولاً اهرم بالایی دارند. موقعیت هااما اشتباه نکنید: آنها بازنده نیستند، آنها به عنوان یک گروه در مقایسه با امکانات بهینه تر عملکرد ضعیفی دارند. سفته بازان بزرگ ممکن است با توانایی پیش بینی برتر مرتبط باشند، بنابراین شما می خواهید بدانید که آیا آنها خالص هستند یا خالص کوتاه و از معامله با آنها اجتناب کنید.

روندهای معاملات آتی غیر تجاری تمایل دارند که روندها را به خوبی دنبال کنند. اما شایان ذکر است که در بازار معاملات آتی همه معاملات آینده ارزهای خارجی از دلار آمریکا به عنوان ارز پایه استفاده می کنند. این بدان معناست که علاقه خالص خالص به بازار آینده برای فرانک سوئیس (CHF) احساسات صعودی را برای USD/CHF نشان می دهد. به عبارت دیگر ، بازار آینده CHF نمایانگر آینده برای CHF/USD است ، که در آن موقعیت های طولانی و کوتاه دقیقاً برعکس موقعیت های طولانی و کوتاه در USD/CHF خواهد بود.

دانستن آنچه معامله گران تجاری و غیر تجاری از طریق گزارش COT انجام می دهند ، ایده هایی در مورد افراط بازار برای یک ارز خاص به ما می دهد. جیمی Saettele ، در کتاب خود "احساسات در بازار فارکس" با توضیح این ایده را از سر می گیرد:

"شما احتمالاً متوجه شده اید که موقعیت یابی سوداگرانه و موقعیت یابی تجاری به طور معکوس به یکدیگر حرکت می کند. اگر در مورد رابطه بین موقعیت یابی سوداگرانه و قیمت بیانیه ای بیان شده است ، برعکس در مورد موقعیت یابی تجاری و قیمت صادق است. به عنوان مثال:

دلالان وقتی تبلیغات بسیار کوتاه هستند (و برعکس) بسیار طولانی هستند. بالاترین قیمت زمانی اتفاق می افتد که دلالان بسیار طولانی باشند و تبلیغات بسیار کوتاه هستند (و برعکس). موقعیت یابی سوداگرانه در سمت صحیح بازار گوشت حرکت است اما در نوبت اشتباه است. موقعیت تجاری در سمت اشتباه بازار گوشت حرکت است اما در نوبت صحیح است. "

منبع: "احساسات در بازار فارکس" توسط Jaemie Saettele ، John Weiley & Sons ، Inc. ، 2008

به دست آوردن لبه با شاخص های احساسات ، مطالعه ITC 2008 بود که توسط جیمی ساتل ارائه شد.

نویسنده در ترکیبی که از داده های COT استفاده می شود بسیار عمیق تر است و به جامعه معامله گر ابزاری تحلیلی ارائه می دهد تا بفهمد چه چیزی در عملکرد قیمت تأثیر می گذارد و چه چیزی فقط سر و صدای موقتی است. همانطور که او می گوید: "هر بازار بالای بازار با یک احساسات شدید همراه است ، اما همه احساسات شدید منجر به بالای بازار نمی شود."

Wade Hansen Expert ، نحوه استفاده از نشانگر COT را در معاملات خود توضیح دهید.

VIX (شاخص نوسانات) از محبوبیت و سودمندی نسبتاً خوبی برای معامله گران فارکس به عنوان یک شاخص احساسات بازار برای اندازه گیری نوسانات ضمنی برخوردار است. به یاد داشته باشید ، نوسانات بزرگی حرکتی است که یک قیمت از میانگین قیمت در یک دوره زمانی مشخص منحرف می شود. به طور خاص ، VIX نوسانات ضمنی را به جای نوسانات تاریخی ، از گزینه ها اندازه گیری می کند و در شاخص S& P 500 فروخته می شود. اگر گزینه ها را به عنوان یک اقدام محافظتی در برابر یک حرکت اصلاحی در برابر یک روند اصلی در نظر بگیریم ، می دانیم که هرچه نوسانات ضمنی بیشتر باشد ، ترس در بین روند زیر معامله گران بیشتر است که بازار به یک افراط رسیده است (پایین یا پایینبالا)

برخی از ارزها وجود دارند که به بازارهای سهام حساس هستند و به همین دلیل این شاخص نیز به ساخت یک روش تجارت فارکس نیز کمک می کند. مانند سایر شاخص های احساسات ، معامله گران به افراط و تفریط در VIX نگاه می کنند. اگر VIX روند نزولی را نشان دهد ، این بدان معنی است که معامله گران گزینه های کمتری را خریداری می کنند ، که به نوبه خود به این معنی است که آنها از قیمت های اساسی خودداری می کنند. هنگامی که VIX به پایین افراطی برخورد می کند ، معامله گران برای واژگونی در VIX آماده می شوند که به معنای محیط تجارت با ریسک بالاتر است. جفت هایی مانند USD/JPY یا EUR/JPY نسبت به قیمت سهام حساس هستند و بنابراین می توانند یک ابزار قابل اعتماد در این شاخص پیدا کنند. پایین در VIX می تواند به عنوان وارونه از یک افراط بالای آن جفت ها دیده شود زیرا معامله گران به بالای اعتماد به نفس و خوش بینی نسبت به روند رسیده اند.

در وب سایت CBOE می توانید به نمودار شاخص نوسانات (نماد: VIX) دسترسی پیدا کنید ، که نوسانات ضمنی شاخص S& P 500 را اندازه گیری می کند.

به منظور استفاده صحیح از شاخص های احساسات و به ویژه VIX ، معامله گر ابتدا باید بفهمد موضوع فعلی در بازار چیست. ثانیاً ، اگر VIX از پایین معکوس شود و نشان دهنده افزایش ریسک باشد ، معامله گر باید دریابد که بازارها در حال حاضر خوش بینی بیشتری را نشان می دهند ، تا بتوانند یک حرکت متضاد را وارد کنند.

این می تواند مدتی طول بکشد تا تمام این اطلاعات جدید غرق شود. یک نقطه شروع خوب به اشتراک گذاری ایده های شما در انجمن با سایر بازرگانان دیگر است.

مقالات آموزش فارکس...
ما را در سایت مقالات آموزش فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : بهزاد فراهانی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 25 فروردين 1402 ساعت: 14:36