یکی از تأثیراتی که ممکن است با تورم همراه باشد (و گاهی اوقات برای آن اشتباه گرفته می شود) افزایش قیمت ها است. یک اثر مشابه اما متضاد در نوع ، تورم است.
فهرست
تعاریف []
روش های مختلفی برای تعریف تورم وجود دارد ، با سودمندی متفاوت و توانایی توضیح این پدیده.
افزایش عرضه پول []
قیمت ها ثابت نمی ماند ، آنها همیشه در حال افزایش و رو به کاهش هستند. افزایش عرضه پول - تورم ، به درستی تعریف شده - تمایل به جمع آوری آنها به طور کلی دارد.[3]
با افزایش عرضه پول ، مردم پول بیشتری برای ارائه کالاها دارند. اگر عرضه کالا افزایش یابد - یا به اندازه عرضه پول افزایش نمی یابد - قیمت کالا بالا می رود. هر دلار جداگانه با ارزش تر می شود زیرا دلار بیشتری وجود دارد. بنابراین تعداد بیشتری از آنها در برابر یک جفت کفش یا صد بوته گندم نسبت به گذشته ارائه می شود."قیمت" نسبت مبادله بین یک دلار و یک واحد کالا است. وقتی مردم دلار بیشتری دارند ، هر دلار کمتر ارزش می دهند. کالاها پس از آن افزایش می یابد ، نه به این دلیل که کالاها از گذشته کمرنگ تر هستند ، بلکه به این دلیل که دلار فراوان تر است.[1]
افزایش سهام پول کالا با برآورده کردن بیشتر خواسته های غیر مهمی برای کالا ، استاندارد زندگی را بالا می برد. پول کاغذ جدید بدون آسیب رساندن به دیگران ، به طور واضح به نفع برخی نیست.[3]
افزایش بیش از حد زیاد در عرضه پول []
این یک تعریف محبوب در گذشته بوده است. افزایش زیاد در عرضه پول می تواند اثرات همراهی داشته باشد - مانند افزایش قیمت. با این حال ، هنوز مشخص نیست که دقیقاً باید این افزایش را در یک تماس داوری انجام داد.[4]
پول غیرقابل برگشت []
به گفته روتبارد ، تورم روند صدور پول فراتر از هرگونه افزایش سهام خاص است. به عبارت دیگر ، جایگزین های جدید پول بدون پشتوانه خاص آنها صادر می شود. سود بزرگ ناشی از انتشار پول جدید در گردش است. سود عملاً بی هزینه است ، زیرا ، در حالی که همه افراد دیگر باید کالا و خدمات را بفروشند و طلای خود را خریداری کنند ، دولت یا بانکهای تجاری به معنای واقعی کلمه در حال ایجاد پول از هوای نازک هستند. آنها مجبور نیستند آن را بخرند. هر گونه سود حاصل از استفاده از این پول جادویی سود مشخصی برای صادرکنندگان است.[3]
افزایش قیمت []
در یک تعریف مردمی ، تورم افزایش مداوم در سطح عمومی قیمت ها است.[5]
با این حال ، این توضیح نمی دهد که چرا تورم خطرناک است یا دقیقاً چگونه اثرات آن را ایجاد می کند."چرا افزایش عمومی قیمت ها باید رشد اقتصادی واقعی را تضعیف کند؟ یا چگونه تورم منجر به جابجایی منابع می شود؟ علاوه بر این ، اگر تورم فقط افزایش قیمت ها باشد ، مطمئناً می توان با تنظیم درآمد همه افراد در اقتصاد ، اثرات آن را جبران کردمطابق با این افزایش قیمت کلی. "[2]
گاهی اوقات ادعا می شود که افزایش قیمت خاص - به عنوان مثالنفت - می تواند به طور متوسط تمام قیمت ها را افزایش دهد. اما اگر مردم باید بیشتر برای نفت خرج کنند ، آیا قیمت کالاهایی را که دیگر نمی توانند از پس آن برآیند ، کاهش نمی یابد؟[6] (همچنین تعیین متوسط قیمت کالاها و خدمات مختلف غیرممکن است. [2])
ادعا می شود که افزایش قیمت کالاها اغلب قبل از افزایش عرضه پول رخ می دهد. بلافاصله پس از وقوع جنگ در کره ، مواد اولیه استراتژیک از ترس اینکه آنها کمیاب باشند ، شروع به افزایش قیمت کردند. دلالان و تولید کنندگان شروع به خرید آنها کردند تا برای سودآوری یا موجودی های محافظتی نگهداری کنند. اما برای این کار آنها مجبور شدند پول بیشتری از بانک ها وام بگیرند. افزایش قیمت ها با افزایش قابل توجه وام های بانکی و سپرده همراه بود. اگر این وام های افزایش یافته ساخته نشده بود ، و پول جدیدی علیه وام صادر نشده بود ، افزایش قیمت ها نمی توانست پایدار باشد. به طور خلاصه ، فقط با افزایش عرضه پول ، افزایش قیمت امکان پذیر شد.[1]
توسعه تاریخی تعریف []
اصطلاح "تورم" همانطور که توسط دانشکده ارز انگلیس تعریف شده بود ، به شدت مورد استفاده قرار گرفت تا حاکی از افزایش عرضه پول باشد که شامل ایجاد ارز و سپرده های بانکی است که از طلا خارج نشده است. از اواسط قرن نوزدهم در دنیای انگلیسی زبان پذیرفته شد.
با این حال ، از آنجا که نویسندگان دانشکده ارزی انگلیس از در نظر گرفتن سپرده های بانکی به عنوان بخشی از عرضه پول غفلت کردند ، سیاست های آنها که در انگلیس اتخاذ شده بود نتوانست از تورم و چرخه تجارت جلوگیری کند. آموزه ها و سیاست های مدرسه تا اواخر قرن نوزدهم به ناراحتی عمیقی افتادند و تعریف آن از تورم توسط مخالفان جایگزین شد [7]
روند تورم []
از نظر تاریخی ، دولت ها غالباً با استفاده از سکه ها متورم شده اند ، اما با ایجاد پول کاغذی در چاپخانه ، ارزان تر و سریعتر است.
در حال حاضر روش معمولا غیر مستقیم است. به عنوان مثال از ایالات متحده، دولت اوراق قرضه یا دیگر "IOU" خود را به بانک ها خواهد فروخت. در پرداخت، بانک ها «سپرده هایی» در دفاتر خود ایجاد می کنند که دولت می تواند از آن استفاده کند. یک بانک به نوبه خود ممکن است IOU های دولتی خود را به بانک فدرال رزرو بفروشد، بانکی که هزینه آنها را با ایجاد اعتبار سپرده یا چاپ بیشتر اسکناس های فدرال رزرو و پرداخت آنها پرداخت می کند. پول اینطوری ساخته می شود.[1]
ارزش پول اساساً به همان دلایلی که ارزش هر کالایی دارد متفاوت است. همانطور که ارزش یک بوشل گندم نه تنها به کل عرضه فعلی گندم بلکه به عرضه مورد انتظار آینده و کیفیت گندم بستگی دارد، ارزش یک دلار نیز به ملاحظات مختلفی بستگی دارد. ارزش پول، مانند ارزش کالاها، صرفاً توسط روابط مکانیکی یا فیزیکی تعیین نمی شود، بلکه عمدتاً توسط عوامل روانی که اغلب ممکن است پیچیده باشند، تعیین می شود.
ارزش یک واحد پول تنها به عرضه فعلی پول موجود بستگی ندارد. همچنین به عرضه مورد انتظار دلار در آینده بستگی دارد. برای مثال، اگر اکثر مردم از این بیم دارند که عرضه دلار در یک سال آینده حتی بیشتر از اکنون باشد، ارزش فعلی دلار (بر اساس قدرت خرید آن) کمتر از مقدار فعلی خواهد بود. دلار در غیر این صورت تضمین می کند.[1]
محدودیت ها [ ]
اگر دولت یک کشور یک چاپخانه را اداره می کند، ممکن است منبعی از ثروت بی نهایت به نظر برسد. اما محدودیت های عمل گرایانه ای وجود دارد که چه مقدار پول جدید را می توان در سال چاپ کرد. هرچه تورم پولی بیشتری بکارند، تورم قیمتی بیشتری درو خواهند کرد.
در برخی مواقع، یک دولت در درازمدت با اداره بیش از حد چاپخانه در حال حاضر خود را فقیرتر می کند. به عنوان مثال، اگر موجودی پول در یک سال دو برابر شود، تورم قیمتی حاصل می تواند اقتصاد را بی ثبات کند و باعث مصرف بی ضروری سرمایه شود. شهروندان کمتر مایل به سرمایه گذاری در مشاغل و سبد بازنشستگی خود خواهند بود، زیرا می دانند که پس انداز آنها ممکن است دوباره از طریق ایجاد انبوه پول جدید مصادره شود. اگر ارز فیات این کشور بیش از حد نوسان باشد، سرمایه گذاران خارجی نیز از قرار گرفتن در معرض این کشور محتاط خواهند بود.
به دلیل این ملاحظات ، دولت بدون شک هر سال پول جدیدی را چاپ می کند ، اما از این کار غافل نمی شود. او هدف خود را برای یک سطح متوسط از تورم قیمت ثابت ، با قدرت خرید ارز فیات خود به آرامی با گذشت زمان به روشی قابل پیش بینی کاهش می دهد. هر ساله ، هجوم جدید پول به اقتصاد ، انتقال ثروت از سایر دارندگان ارز به مالکیت دولت است. اگر دولت بخواهد بیشتر از آنچه از طریق مالیات و پول جدید از چاپخانه (تورم) دریافت می کند ، پول بیشتری خرج کند ، هنوز هم می تواند به وام های قدیمی متوسل شود.[8]
اثرات تورم []
سود سازندگان پول []
افزایش در عرضه پول مبادله چیزی را برای هیچ چیز آغاز می کند. آنها بودجه واقعی را از آن دسته ها منحرف می کنند ، که ثروت را به سمت دارندگان پول تازه ایجاد شده ایجاد می کنند. افزایش عمومی در قیمت ها ، که در ادامه می آید ، نشانه فرسایش قدرت خرید پول است.[2]
افزایش قیمت []
افزایش عرضه پول سطح جدیدی از قیمت ها را ایجاد می کند ، اما این سطح قدیمی قیمت ها نخواهد بود که در همه روابط و مقادیر ضرب می شود.
پول جدید عادات هزینه مردم را تغییر می دهد. همچنین ، برخی از آنها سود و ضرر می کنند و بر این اساس عادت های هزینه خود را تغییر می دهند. بنابراین ، تمام قیمت ها به طور یکنواخت افزایش نمی یابد. برخی از قیمت ها بیش از سایرین افزایش می یابد ، بنابراین ، برخی از افراد از تورم دائمی و برخی از بازندگان دائمی خواهند بود.[3]
تصورات غلط بیشتر []
سرعت پول []
غالباً گفته می شود که ارزش پول فقط به کمیت آن بستگی ندارد بلکه به "سرعت گردش" بستگی دارد. با این حال ، افزایش "سرعت گردش خون" ، دلیل سقوط بیشتر در ارزش دلار نیست. این خود یکی از پیامدهای این ترس است که ارزش دلار در حال سقوط است (یا به این عقیده که قیمت کالاها افزایش می یابد). این اعتقاد است که باعث می شود مردم مشتاق تر مبادله دلار برای کالاها شوند. تأکید برخی از نویسندگان بر "سرعت گردش خون" فقط نمونه دیگری از خطای جایگزین مکانیکی مشکوک به دلایل روانی واقعی است.[1]
همچنین ببینید آیا سرعت مانند جادو است؟توسط فرانک شوستاک.
کمبود کالا []
افزایش قیمت ها می تواند با افزایش مقدار پول (تورم) یا با کمبود کالا ایجاد شود - یا تا حدودی توسط هر دو. به عنوان مثال ، گندم ممکن است در قیمت افزایش یابد زیرا افزایش در عرضه پول یا عدم موفقیت محصول گندم وجود دارد. اما ما به ندرت ، حتی در شرایط جنگ کامل ، افزایش عمومی قیمت های ناشی از کمبود کلی کالاها را پیدا می کنیم. حتی در آلمان سال 1923 ، پس از افزایش قیمت ها صدها میلیارد میلیارد بار ، مقامات عالی و میلیون ها آلمانی همه چیز را به دلیل کمبود کالاهای عمومی مقصر دانستند - در همان لحظه که خارجی ها وارد می شدند و کالاهای آلمانی را می خریدند. با طلا یا ارزهای خود با قیمت های پایین تر از کالاهای معادل در خانه. به همین ترتیب ، افزایش قیمت در ایالات متحده از سال 1939 به "کمبود کالا" نسبت داده شد ، در حالی که آمار رسمی نشان دهنده افزایش تولید صنعتی است.
توضیحات بهتری برای گفتن اینكه افزایش قیمت در زمان جنگ ناشی از كمبود کالاهای غیرنظامی است ، نیست. حتی به حدی که کالاهای غیرنظامی در زمان جنگ واقعاً کوتاه بودند ، در صورتی که مالیات به عنوان درصد درآمد غیرنظامی از بین برد ، با افزایش مجدد کالاهای غیرنظامی ، کمبود باعث افزایش قابل توجهی در قیمت ها نمی شود.[1]
افزایش قیمت کالاها []
به گفته برخی از اقتصاددانان [9] ، افزایش قیمت کالاها مانند نفت می تواند از افزایش شدید قیمت کالاها و خدمات باشد.
اگر قیمت نفت بالا برود ، و اگر مردم همچنان به همان میزان نفت مانند گذشته استفاده کنند ، مردم مجبور می شوند پول بیشتری را به نفت اختصاص دهند. اگر سهام پول مردم بدون تغییر باقی بماند ، پول کمتری برای کالاها و خدمات دیگر در دسترس است ، همه موارد دیگر برابر است. این البته بدان معنی است که میانگین قیمت کالاها و خدمات دیگر باید پایین بیاید.(اصطلاح "میانگین" در اینجا به صورت مفهومی استفاده می شود. ما به خوبی می دانیم که چنین میانگین قابل محاسبه نیست.)
توجه داشته باشید که کل پول صرف شده برای کالاها تغییر نمی کند. فقط ترکیب هزینه ها تغییر کرده است ، و بیشتر در مورد نفت و کالاهای دیگر نیز کمتر است. از این رو میانگین قیمت کالا یا پول در هر واحد کالای خوب بدون تغییر باقی مانده است.
به همین ترتیب ، نرخ افزایش قیمت کالاها و خدمات به طور کلی با نرخ رشد عرضه پول محدود می شود ، همه موارد دیگر برابر هستند و نه با نرخ رشد قیمت نفت.
افزایش قیمت نفت بدون حمایت عرضه پول ممکن نیست که باعث افزایش عمومی قیمت کالاها و خدمات شود.[10]
کسری بودجه [ ]
کسری بودجه تنها تا حدی تورم زا است که باعث افزایش عرضه پول شود. اگر به طور کامل از طریق فروش اوراق قرضه دولتی که از محل پس انداز واقعی پرداخت می شود تأمین مالی شود، نیازی به ایجاد تورم نیست.
تورم می تواند حتی با مازاد بودجه نیز رخ دهد، اگر با وجود افزایش عرضه پول، وجود داشته باشد.[1]
مارپیچ قیمت دستمزد [ ]
گاهی اوقات از به اصطلاح "فشارهای تورمی" - به ویژه به اصطلاح "مارپیچ قیمت دستمزد" صحبت می شود.
اگر پیش از آن، همراه یا به سرعت با افزایش عرضه پول همراه نبود، افزایش دستمزدها بالاتر از «سطح تعادل» باعث تورم نمی شد. این فقط باعث بیکاری می شود. و افزایش قیمت ها بدون افزایش نقدینگی در جیب مردم صرفاً باعث کاهش فروش می شود. به طور خلاصه، افزایش دستمزد و قیمت معمولاً نتیجه تورم است. آنها فقط تا حدی می توانند باعث افزایش عرضه پول شوند.[1]
تورم در مقایسه با جعل [ ]
اگر خود دولت پول چاپ می کند چرا جعل اینقدر بد است؟فرض کنید که جو دوکس و مردان شادش یک تقلبی کامل اختراع کرده اند. چه اتفاقی خواهد افتاد؟در وهله اول، حجم کل پول کشور به میزان تقلبی افزایش می یابد. به همان اندازه مهم است که پول جدید ابتدا در دست خود جعل کنندگان ظاهر می شود. به طور خلاصه، جعل شامل یک فرآیند دوگانه است: (1) افزایش عرضه کل پول، در نتیجه افزایش قیمت کالاها و خدمات و کاهش قدرت خرید واحد پول. و (2) تغییر توزیع درآمد و ثروت، با قرار دادن نامتناسب پول بیشتر در دست جعل کنندگان.
دیوید هیوم ، به منظور نشان دادن تأثیر تورمی و غیر مولد پول کاغذ ، در واقع آنچه راتبارد را مدل "فرشته گابریل" نامید ، فرض می کند ، که در آن فرشته پس از شنیدن درخواست پول بیشتر ، جادویی سهام پول هر شخص را دو برابر کردیک شبه. یا بهره وری یا عرضه کالا. در حالی که مردم با عجله و پول جدید خرج می کردند ، تنها تأثیر آن دو برابر شدن تقریباً همه قیمت ها خواهد بود و قدرت خرید پول به نصف کاهش می یابد و هیچ فایده ای از آن اعطا نمی شود. افزایش پول فقط می تواند اثربخشی هر واحد پول را رقیق کند.
در زندگی واقعی ، نکته بسیار جعل این است که فرآیند انتقال پول جدید از یک جیب به دیگری را تشکیل دهد. این که آیا جعل جعل به صورت ساخت سکه های برنج یا پلاستیکی است که طلا را شبیه سازی می کند ، یا چاپ پول کاغذ را به نظر می رسد که مانند دولت به نظر برسد ، جعل جعل همیشه فرایندی است که در آن تقلبی در ابتدا پول جدید را بدست می آورد.
به طور خلاصه ، گیرنده های اولیه پول جدید در این زنجیره بازار از رویدادها با هزینه کسانی که پول را به انتهای زنجیره دریافت می کنند ، می رسد و بازنده های بدتر از آن هستند (به عنوان مثال ، کسانی که درآمدهای ثابت مانند سالانه ها هستند، علاقه یا حقوق بازنشستگی) که هرگز پول جدید را دریافت نمی کنند. بنابراین ، تورم پولی به عنوان "مالیات" پنهان عمل می کند که با استفاده از آن گیرنده های اولیه (با هزینه) گیرنده های دیررس را از بین می برد. از آنجا که اولین گیرنده پول جدید سود تقلبی بزرگترین است. این [11]
مقالات آموزش فارکس...
ما را در سایت مقالات آموزش فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : بهزاد فراهانی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
25 فروردين
1402 ساعت: 15:26