نجار در مقابل ایالات متحده

ساخت وبلاگ

تلفن های همراه ، هر زمان که در حال کار هستند ، به طور مداوم محیط را جستجو می کنند و بهترین سیگنال را که معمولاً از نزدیکترین برج سلولی حاصل می شود ، جستجو می کنند. این فرآیند اتفاق می افتد که آیا یک تماس در حال انجام است یا خیر. هر بار که یک تلفن با یک سایت همراه وصل می شود ، این رویداد ضبط و با مهر و موم شده است. شرکت بی سیم داده های حاصل را برای اهداف تجاری خود ذخیره می کند. این مورد شامل استفاده از چنین اطلاعات محل سایت سلولی (CSLI) در دادرسی کیفری است.

در سال 2011 ، پلیس چهار مرد مظنون به سرقت تعدادی از فروشگاه های رادیویی و T-Mobile در دیترویت را دستگیر کرد. یکی از مظنونان اعتراف کرد که طی چهار ماه گذشته این گروه به رهبری تیموتی کارپنتر ، 9 فروشگاه مختلف را در میشیگان و اوهایو سرقت کرده اند. وی پانزده همدست را که در این جنایات شرکت کرده بودند ، شناسایی کرد و برخی از شماره تلفن های همراه خود را به مقامات فدرال داد. دادستان ها طبق قانون ارتباطات ذخیره شده برای به دست آوردن سوابق تلفن همراه برای نجار و چند مظنون دیگر درخواست دادگاه را دادند. این اساسنامه به دولت اجازه می دهد تا هنگامی که "حقایق خاص و مفصلی را ارائه می دهد که نشان می دهد دلایل معقولی برای باور داشتن" وجود دارد که سوابق مربوط به تحقیقات جنایی در حال انجام است ، افشای برخی سوابق ارتباط از راه دور را وادار کند.

دادرسان فدرال دستوراتی را به حامل های بی سیم نجار ، رایانه های شخصی مترو و اسپرینت صادر کردند تا داده های موقعیت مکانی برج سلولی را برای دوره چهار ماهه هنگام وقوع سرقت ها فاش کنند. در نتیجه ، دادستان ها 12. 898 نقطه موقعیت مکانی را در طی 127 روز به دست آوردند. داده ها نشان داد که کارپنتر در زمان وقوع جنایات در مجاورت چندین سرقت بوده است. براساس این و شواهد دیگر ، وی به شش فقره سرقت و شش فقره حمل سلاح در هنگام ارتکاب جرم فدرال خشونت آمیز متهم شد.

کارپنتر برای سرکوب شواهد داده های سایت تلفن همراه حرکت کرد زیرا طبق ضمانت جستجو که توسط علت احتمالی پشتیبانی شده است ، جمع آوری نشده است ، یک استاندارد بالاتر برای دولت برای دیدار با آنچه طبق قانون ارتباطات ذخیره شده مجاز است. حرکت او رد شد. کارپنتر به جز یکی از نقض سلاح گرم محکوم شد و به بیش از 100 سال زندان محکوم شد. دادگاه تجدید نظر محکومیت را تأیید کرد.

نظر

رئیس دادگستری رابرتز نظر دادگاه را تحویل داد

اصلاحیه چهارم از "حق او" محافظت می کند که در افراد ، خانه ها ، مقالات و تأثیرات خود در برابر جستجوها و تشنج های غیر منطقی ایمن باشد. "پرونده های ما "هدف اصلی این اصلاحیه" ، "محافظت از حریم خصوصی و امنیت افراد در برابر تهاجم های خودسرانه توسط مقامات دولتی است."کامارا در مقابل دادگاه شهرداری شهر و شهرستان سانفرانسیسکو (1967). نسل بنیانگذار اصلاحیه چهارم را به عنوان "پاسخ به" ضمانت نامه های عمومی "و" نوشته های کمک "دوره استعمار ، که به افسران انگلیسی اجازه می داد تا در جستجوی بی حد و حصر برای شواهد فعالیت مجرمانه ، از طریق خانه ها شایع شوند."رایلی در مقابل کالیفرنیا (2014) ...

برای بیشتر تاریخ ما ، دکترین جستجوی اصلاحیه چهارم "به تجاوز به قانون مشترک" گره خورده بود و بر این موضوع متمرکز شد که آیا دولت "با دخالت جسمی در یک منطقه محافظت شده قانون اساسی ، اطلاعات را بدست می آورد."ایالات متحده در مقابل جونز (2012). اخیراً ، دادگاه تشخیص داده است که "حقوق مالکیت تنها اقدامات نقض اصلاحیه چهارم نیست."Soldal v. Cook County (1992). در Katz در مقابل ایالات متحده (1967) ، ما مشخص کردیم که "اصلاحیه چهارم از مردم محافظت می کند ، نه مکان" و برداشت ما از این اصلاحیه را برای محافظت از انتظارات خاص از حریم خصوصی نیز گسترش داد. هنگامی که یک فرد "به دنبال حفظ چیزی به عنوان خصوصی" است ، و انتظار او از حریم خصوصی "کسی است که جامعه آماده است تا به عنوان معقول بشناسد" ، ما این نفوذ رسمی را در آن حوزه خصوصی به طور کلی به عنوان یک جستجو واجد شرایط می کند و نیاز به یک حکم پشتیبانی می کندبه دلیل احتمالیاسمیت [مقابل مریلند ، 1979].

اگرچه هیچ یک از موضوع به طور قطعی برطرف نمی کند که انتظارات از حریم خصوصی حق حمایت از آن را داشته باشد ، این تجزیه و تحلیل با درک های تاریخی "از آنچه در هنگام اتخاذ [اصلاحیه چهارم] به عنوان یک جستجوی غیر منطقی و توقیف تلقی می شود ، آگاه می شود."کارول در مقابل ایالات متحده (1925). در این نمره ، موارد ما برخی از راهنماهای اصلی را به رسمیت شناخته است. اول ، این اصلاحیه به دنبال تأمین "حریم خصوصی زندگی" در برابر "قدرت خودسرانه" است. بوید در مقابل ایالات متحده (1886). دوم ، و به همین ترتیب ، هدف اصلی فریمرها "قرار دادن موانع در راه نظارت بیش از حد نفوذ پلیس" بود. ایالات متحده در مقابل دی ری (1948).

ما هنگام استفاده از اصلاحیه چهارم نوآوری ها در ابزارهای نظارت ، این توجه را به درک دوره های بنیانگذار در ذهن داشته ایم. از آنجا که فناوری ظرفیت دولت را برای تجاوز به مناطقی که معمولاً از چشمان کنجکاو محافظت می شود ، افزایش داده است ، این دادگاه به دنبال "اطمینان از حفظ آن درجه از حریم خصوصی در برابر دولت است که هنگام تصویب اصلاحیه چهارم وجود داشته است."Kyllo در مقابل ایالات متحده (2001). به همین دلیل ، ما در كیلو "تفسیر مکانیکی" از اصلاحیه چهارم را رد كردیم و اظهار داشت كه استفاده از تصویرگر حرارتی برای تشخیص گرما از طرف خانه متهم ، جستجو بود. از آنجا که هر نتیجه گیری دیگر باعث می شود صاحبان خانه "به رحمت پیشرفت فناوری" ، ما تشخیص دهیم که دولت-که ضمانت نامه ای دارد-نمی تواند از چنین فناوری جدید تقویت کننده برای کشف آنچه در خانه اتفاق می افتد سرمایه گذاری کند.

به همین ترتیب ، در رایلی ، دادگاه "ظرفیت ذخیره سازی عظیم" تلفن های همراه مدرن را در نظر گرفت که افسران پلیس باید به طور کلی قبل از جستجوی مطالب یک تلفن ، حکم را بدست آورند. ما توضیح دادیم که در حالی که این قانون کلی که به حادثه جستجوهای بدون ضمانت اجازه می دهد "تعادل مناسب را در زمینه اشیاء فیزیکی قرار می دهد ، اما هیچ یک از عقلانیت آن نیرو زیادی با توجه به" فروشگاه گسترده اطلاعات حساس در تلفن همراه ندارند ...

... [او] دادگاه بین آنچه شخص به خودش نگه می دارد و آنچه را با دیگران به اشتراک می گذارد ، خطی ترسیم کرده است. ما قبلاً تصریح کرده ایم که "یک شخص هیچ انتظاری قانونی از حفظ حریم خصوصی در اطلاعات ندارد که داوطلبانه به اشخاص ثالث منتقل می شود."این درست است "حتی اگر اطلاعات با این فرض که فقط برای یک هدف محدود استفاده می شود ، آشکار شود."ایالات متحده در مقابل میلر (1976). در نتیجه ، دولت معمولاً بدون ایجاد حمایت از اصلاحیه چهارم ، می تواند چنین اطلاعاتی را از گیرنده بدست آورد.

این آموزه شخص ثالث تا حد زیادی ریشه های خود را به میلر نشان می دهد. دولت ضمن تحقیق در مورد میلر برای فرار مالیاتی ، دولت بانکهای خود را احضار کرد و به دنبال چندین ماه چک های لغو شده ، لغزش سپرده ها و صورتهای ماهانه بود. دادگاه یک چالش اصلاحیه چهارم را برای مجموعه سوابق رد کرد. برای یک ، میلر می تواند "نه مالکیت و نه مالکیت" اسناد را ادعا کند. آنها "سوابق تجاری بانک ها" بودند. از طرف دیگر ، ماهیت این سوابق انتظار محدود میلر از حریم خصوصی را تأیید می کند ، زیرا چک ها "ارتباطات محرمانه نبودند بلکه ابزارهای قابل مذاکره بودند که در معاملات تجاری مورد استفاده قرار می گیرند" ، و بیانیه های بانکی حاوی اطلاعات "در معرض [کارکنان بانک] در حالت عادی است. دوره تجارت. "بنابراین دادگاه به این نتیجه رسید که میلر "در آشکار کردن امور خود به دیگری ، خطر را در پیش گرفته است که اطلاعات [توسط آن شخص به دولت منتقل می شود."

سه سال بعد ، اسمیت همان اصول را در زمینه اطلاعات منتقل شده به یک شرکت تلفنی به کار برد. دادگاه حكم داد كه استفاده از دولت از یك قلم - دستگاهی كه شماره تلفن های خروجی را كه با تلفن ثابت شماره گیری شده بود ثبت كرد - جستجو نبود. با توجه به "قابلیت های محدود" ثبت قلم ، دادگاه "شک می کند که مردم به طور کلی انتظار واقعی از حریم خصوصی را در شماره هایی که شماره گیری می کنند ، سرگرم می کنند."... [او] دادگاه توضیح داد ، چنین انتظاراتی "این نیست که جامعه آماده باشد تا به عنوان معقول بشناسد."هنگامی که اسمیت تماس گرفت ، وی "داوطلبانه" شماره های شماره گیری شده را به شرکت تلفن منتقل کرد و "این اطلاعات را به تجهیزات خود در دوره عادی تجارت" در معرض نمایش قرار داد. "یک بار دیگر ، ما اظهار داشتیم که متهم "این خطر را به عهده گرفته است" که سوابق این شرکت "به پلیس تقسیم می شود."

سوالی که امروز با آن روبرو هستیم این است که چگونه اصلاحیه چهارم را برای یک پدیده جدید اعمال کنیم: امکان توجیه حرکات گذشته شخص از طریق ضبط سیگنال های تلفن همراه وی. چنین مواردی از بسیاری از خصوصیات نظارت بر GPS که در جونز در نظر گرفتیم ، شرکت می کند. تقریباً مانند ردیابی GPS وسیله نقلیه ، اطلاعات مربوط به موقعیت مکانی تلفن همراه به تفصیل ، دائر ycl المعارف و بدون زحمت گردآوری شده است.

در عین حال ، این واقعیت که فرد به طور مداوم موقعیت خود را به شرکت مخابراتی بی سیم خود نشان می دهد ، اصل شخص ثالث را نشان می دهد ... اما در حالی که دکترین شخص ثالث در مورد شماره تلفن و سوابق بانکی اعمال می شود ، مشخص نیست که آیا منطق آن به سمت آن گسترش می یابداز نظر کیفی متفاوت از سوابق سایت سلولی. از این گذشته ، هنگامی که اسمیت در سال 1979 تصمیم گرفت ، کمتر کسی می توانست جامعه ای را تصور کند که در آن تلفن به هر کجا که صاحب آن می رود ، می رود ، و به حامل بی سیم نه فقط ارقام شماره گیری شده بلکه یک رکورد دقیق و جامع از حرکات شخص را منتقل می کند.

ما از گسترش اسمیت و میلر برای پوشش این شرایط جدید خودداری می کنیم. با توجه به ماهیت منحصر به فرد سوابق موقعیت مکانی تلفن همراه ، این واقعیت که این اطلاعات توسط شخص ثالث نگهداری می شود ، به خودی خود بر ادعای کاربر برای محافظت از اصلاحیه چهارم غلبه نمی کند. این که آیا دولت از فناوری نظارتی خود مانند جونز استفاده می کند یا از فناوری یک شرکت هواپیمایی بی سیم استفاده می کند ، ما معتقدیم که یک فرد انتظار قانونی از حفظ حریم خصوصی را در سابقه حرکات فیزیکی خود به عنوان ضبط شده از طریق CSLI حفظ می کند. اطلاعات موقعیت مکانی به دست آمده از حامل های بی سیم نجار محصول یک جستجو بود.

یک شخص با ورود به حوزه عمومی ، تمام حفاظت از اصلاحیه چهارم را تسلیم نمی کند. در مقابل ، "آنچه [یکی] به دنبال حفظ خصوصی است ، حتی در منطقه ای که در دسترس عموم است ، ممکن است از قانون اساسی محافظت شود."کاتزاکثریت این دادگاه قبلاً تشخیص داده اند که افراد در کل حرکات جسمی خود انتظار منطقی از حریم خصوصی دارند ...

امکان دسترسی دولت به سوابق سایت سلولی ، انتظار آن را دارد. اگرچه چنین سوابق برای اهداف تجاری ایجاد می شود ، اما این تمایز پیش بینی حریم خصوصی کارپنتر را در محل فیزیکی وی نفی نمی کند. نقشه برداری از مکان تلفن همراه در طی 127 روز ، سابقه ای همه جانبه از محل نگهدارنده را ارائه می دهد. همانطور که با اطلاعات GPS ، داده های مهر و موم شده یک پنجره صمیمی در زندگی یک شخص فراهم می کند و نه تنها حرکات خاص او را نشان می دهد ، بلکه از طریق آنها "انجمن های خانوادگی ، سیاسی ، حرفه ای ، مذهبی و جنسی" او را نشان می دهد. این سوابق مکان "برای بسیاری از آمریکایی ها حریم خصوصی زندگی را برای بسیاری از آمریکایی ها نگه می دارد."و مانند نظارت بر GPS ، ردیابی تلفن همراه در مقایسه با ابزارهای تحقیقاتی سنتی بسیار آسان ، ارزان و کارآمد است. فقط با کلیک بر روی یک دکمه ، دولت می تواند به مخزن عمیق هر شرکت حامل اطلاعات مکان تاریخی با هیچ هزینه ای دسترسی پیدا کند ...

علاوه بر این ، کیفیت گذشته نگر داده ها در اینجا به پلیس امکان دسترسی به دسته ای از اطلاعات را می دهد که در غیر این صورت ناشناخته است. در گذشته ، تلاش برای بازسازی حرکات شخص با کمبود سوابق و ضعف یادآوری محدود شده بود. با دسترسی به CSLI ، دولت اکنون می تواند به موقع سفر کند تا محل زندگی یک شخص را پس بگیرد ، فقط به سیاست های نگهدارنده شرکت های بی سیم ، که در حال حاضر سوابق خود را تا پنج سال حفظ می کنند ، سفر می کنند. از نظر انتقادی ، از آنجا که اطلاعات مکان به طور مداوم برای همه 400 میلیون دستگاه در ایالات متحده ثبت شده است - نه فقط کسانی که متعلق به افرادی هستند که ممکن است تحت بررسی قرار بگیرند - این ظرفیت ردیابی تازه وارد علیه همه است. بر خلاف دستگاه GPS در جونز ، پلیس حتی لازم نیست که آیا می خواهد از یک فرد خاص پیروی کند یا چه موقع.

هر کس مظنون معلوم شود ، او هر لحظه از هر روز به مدت پنج سال به طور موثری به خود اختصاص داده است ، و ممکن است پلیس - از نظر دولت - بدون توجه به محدودیت های اصلاحیه چهارم ، نتایج آن نظارت را نشان دهد. فقط تعداد معدودی از تلفن های همراه می توانند از این نظارت خستگی ناپذیر و مطلق فرار کنند ...

به هر حال ، قاعده ای که دادگاه تصویب می کند "باید سیستم های پیشرفته تری را که قبلاً در حال استفاده هستند یا در حال توسعه هستند ، در نظر بگیرد."در حالی که سوابق موجود در این مورد نشان دهنده وضعیت فناوری در آغاز دهه است ، صحت CSLI به سرعت به دقت سطح GPS نزدیک می شود. از آنجا که تعداد سایت های سلولی در حال گسترش است ، منطقه جغرافیایی تحت پوشش هر بخش سلولی به ویژه در مناطق شهری کاهش یافته است. علاوه بر این ، با استفاده از فناوری جدید ، زمان و زاویه سیگنال هایی که به برج های خود می رسد ، حامل های بی سیم در حال حاضر این توانایی را دارند که مکان تلفن را در 50 متر مشخص کنند.

بر این اساس ، هنگامی که دولت از حامل های بی سیم به CSLI دسترسی پیدا کرد ، به انتظار معقول کارپنتر از حریم خصوصی در کل حرکات جسمی وی حمله کرد.

اختلاف اصلی دولت برعکس این است که دکترین شخص ثالث بر این پرونده حاکم است. از نظر آن ، سوابق سایت سلولی بازی عادلانه است زیرا آنها "سوابق تجاری" هستند که توسط شرکت های بی سیم ایجاد و نگهداری می شوند. دولت تشخیص می دهد که این مورد دارای فناوری جدید است ، اما ادعا می کند که سؤال قانونی با این وجود درخواست متغیر باغ را برای اطلاعات از یک شاهد شخص ثالث روشن می کند.

موضع دولت نتواند با تغییرات لرزه ای در فناوری دیجیتال مقابله کند که امکان ردیابی نه تنها موقعیت کارپنتر بلکه همه افراد دیگر را نیز فراهم می کند ، نه برای یک دوره کوتاه بلکه برای سالها و سالها. شرکت Sprint و رقبای آن شاهد معمولی شما نیستند. بر خلاف همسایه دلسوز که چشم و کار را حفظ می کند ، همیشه هوشیار هستند و حافظه آنها تقریباً معصوم است. بین انواع محدودی از اطلاعات شخصی که در اسمیت و میلر مورد بررسی قرار گرفته است و وقایع جامع اطلاعات مکان به طور اتفاقی توسط شرکتهای بی سیم امروز جمع آوری شده است ، دنیای تفاوت وجود دارد. بنابراین دولت درخواست کاربرد ساده ای از دکترین شخص ثالث را ندارد ، بلکه در عوض گسترش قابل توجهی از آن به یک دسته از اطلاعات مشخص است.

دکترین شخص ثالث تا حدودی از این تصور ناشی می شود که فرد انتظار کاهش یافته از حریم خصوصی در اطلاعات را دارد که آگاهانه با دیگری به اشتراک گذاشته شده است. اما واقعیت "کاهش منافع حریم خصوصی کاهش یافته است به این معنی نیست که اصلاحیه چهارم کاملاً از تصویر خارج می شود."رایلیاسمیت و میلر ، از این گذشته ، فقط به عمل اشتراک گذاری تکیه نکردند. درعوض ، آنها "ماهیت اسناد خاص به دنبال" را برای تعیین اینکه آیا "انتظار قانونی" از حریم خصوصی در مورد محتوای آنها وجود دارد ، در نظر گرفتند. میلراسمیت به قابلیت های محدود ثبت قلم اشاره کرد. همانطور که در رایلی توضیح داده شد ، گزارش های تماس تلفنی در روش "شناسایی اطلاعات" کمی نشان می دهد. به همین ترتیب میلر خاطرنشان كرد كه چک ها "ارتباطات محرمانه نبودند ، اما از ابزارهای قابل مذاکره برای استفاده در معاملات تجاری استفاده می شوند."در استفاده مکانیکی آموزه شخص ثالث در این مورد ، دولت نمی تواند قدردانی کند که هیچ محدودیتی قابل مقایسه در ماهیت آشکار CSLI وجود ندارد ...

نه دلیل دوم که در مورد دکترین شخص ثالث-قرار گرفتن در معرض حواس پرتی-در هنگام صحبت از CSLI قرار دارد. اطلاعات مربوط به موقعیت مکانی تلفن همراه واقعاً "به اشتراک گذاشته شده" نیست ، همانطور که معمولاً این اصطلاح را درک می کند. در وهله اول ، تلفن های همراه و خدماتی که آنها ارائه می دهند "چنین بخشی فراگیر و اصرار از زندگی روزمره" است که حمل آن برای مشارکت در جامعه مدرن ضروری است. دوم ، یک تلفن همراه یک رکورد سایت سلولی را با استفاده از عملکرد خود ، بدون هیچ گونه عمل مثبت از طرف کاربر فراتر از قدرت ، ثبت می کند. تقریباً هرگونه فعالیتی در تلفن باعث ایجاد CSLI می شود ، از جمله تماس های ورودی ، متون یا نامه های الکترونیکی و سایر اتصالات داده بی شماری که یک تلفن به طور خودکار هنگام چک کردن اخبار ، آب و هوا یا به روزرسانی های رسانه های اجتماعی انجام می دهد. جدا از قطع تلفن از شبکه ، هیچ راهی برای جلوگیری از پشت سر گذاشتن دنباله داده های موقعیت مکانی وجود ندارد. در نتیجه ، به هیچ وجه معنی دار کاربر داوطلبانه "خطر" را برای تغییر یک پرونده جامع از حرکات فیزیکی خود "فرض می کند.

… با توجه به ماهیت منحصر به فرد اطلاعات موقعیت مکانی تلفن همراه ، این واقعیت که دولت اطلاعات را از شخص ثالث بدست آورده است ، بر ادعای نجار برای حمایت از اصلاحیه چهارم غلبه نمی کند. کسب دولت از سوابق سایت سلولی جستجو به معنای اصلاحیه چهارم بود ...

با دریافتم که دستیابی به CSLI CARPENTER یک جستجو بود ، ما همچنین نتیجه می گیریم که دولت باید قبل از دستیابی به چنین سوابق ، حکم پشتیبانی شده توسط علت احتمالی را بدست آورد. اگرچه "اندازه گیری نهایی قانون اساسی بودن جستجوی دولت" معقول بودن "است ، اما پرونده های ما نشان می دهد که جستجوهای بدون ضمانت به طور معمول غیر منطقی است که" جستجو توسط مقامات اجرای قانون برای کشف شواهدی از تخلفات جنایی انجام می شود. "دور مدرسه ورنونیا. 47J (1995). بنابراین ، "[من] عدم وجود حکم ، جستجو فقط در صورتی منطقی است که در یک استثناء خاص از ضمانت نامه قرار بگیرد."رایلی

دولت سوابق سایت سلولی را به موجب دستور دادگاه صادر شده تحت قانون ارتباطات ذخیره شده به دست آورد ، که دولت را ملزم به نشان دادن "دلایل معقول" برای اعتقاد به اینكه سوابق "مربوط و مادی برای تحقیقات مداوم" است ، نشان داد. این نشان از علت احتمالی مورد نیاز برای حکم بسیار کوتاه است ... طبق استاندارد در قانون ارتباطات ذخیره شده ... اجرای قانون فقط نشان می دهد که شواهد سایت سلول ممکن است مربوط به یک تحقیق در حال انجام باشد-یک عزیمت "غول پیکر" از محتملعلت قاعدهدر نتیجه ، دستور صادر شده در بخش 2703 (د) قانون ، مکانیسم مجاز برای دسترسی به سوابق تاریخی سلول نیست. قبل از مجبور کردن یک شرکت مخابراتی بی سیم برای تغییر CSLI مشترکین ، تعهد دولت یک آشنا است - یک حکم را کسب کنید ...

این مطمئناً به این معنی نیست که تمام سفارشات قانع کننده تولید اسناد نیاز به نشان دادن علت احتمالی دارند. دولت قادر به استفاده از احضاریه برای به دست آوردن سوابق در اکثریت تحقیقاتی است. ما فقط در این مورد در مورد نادر مورد نیاز است که مظنون به حریم خصوصی مشروعیت در سوابق مربوط به شخص ثالث داشته باشد.

علاوه بر این ، حتی اگر دولت به طور کلی برای دسترسی به CSLI به حکم نیاز داشته باشد ، استثنائات خاص موردی ممکن است از جستجوی بدون ضمانت سوابق سلول یک فرد تحت شرایط خاص پشتیبانی کند."یک استثناء به خوبی شناخته شده هنگامی اعمال می شود که" ظرافت اوضاع "نیازهای اجرای قانون را چنان قانع کننده می کند که [یک جستجوی بدون ضمانت تحت اصلاحیه چهارم معقول است."کنتاکی در مقابل کینگ ، (2011). چنین مواردی شامل نیاز به پیگیری یک مظنون فرار ، محافظت از افرادی که در معرض آسیب قریب الوقوع هستند یا از تخریب قریب الوقوع شواهد جلوگیری می کنند ...

همانطور که عدالت براندیس در مخالفت معروف خود توضیح داد ، دادگاه موظف است-به عنوان "[اوتلر و وسایل بسیار دور از حمله به حریم خصوصی برای دولت در دسترس دولت قرار گرفته است"-برای اطمینان از اینکه "پیشرفت علم" چهارم نمی شودحمایت از اصلاحات. Olmstead در مقابل ایالات متحده (1928). در اینجا پیشرفت علم به اجرای قانون ابزاری جدید قدرتمند برای انجام مسئولیت های مهم خود داده است. در عین حال ، این ابزار به خطر می افتد که دولت از قاب ها برخورد کند ، "پس از مشورت با درس های تاریخ" ، اصلاحیه چهارم را برای جلوگیری از آن تهیه کرد.

ما از اعطای دسترسی بدون محدودیت به بانک اطلاعاتی حامل بی سیم از اطلاعات موقعیت مکانی فیزیکی خودداری می کنیم. با توجه به ماهیت عمیقاً آشکار CSLI ، عمق ، وسعت و دسترسی جامع آن و ماهیت غیرقابل اجتناب و اتوماتیک مجموعه آن ، این واقعیت که چنین اطلاعاتی توسط شخص ثالث جمع آوری می شود ، آن را کمتر از اصلاحات چهارم نمی کندحفاظت. کسب دولت از سوابق سایت سلولی در اینجا جستجو تحت این اصلاحیه بود.

حكم دادگاه تجدیدنظر برعكس است و پرونده برای دادرسی بیشتر مطابق با این نظر بازگردانده می شود.

خیلی سفارش داده شده است

[یادداشت ویرایشگر: در یک پاورقی رئیس دادگستری رابرتز حکم خود را به تلاش های اجرای قانون که داده های CSLI را شامل می شود که دوره ای بیشتر از شش روز را در بر می گیرد ، محدود می کند.]

عدالت کندی ، که با آنها عدالت توماس و عدالت آلیتو به هم می پیوندند ، مخالف

این پرونده شامل فناوری جدید است ، اما عزیمت آشکار دادگاه از پیشینه ها و اصول اصلاحیه چهارم مربوطه ، در ارسال من ، غیر ضروری و نادرست است و نیاز به این مخالفت محترم دارد.

به نظر می رسد قاعده جدیدی که دادگاه تدوین می کند ، تحقیقات جنایی مورد نیاز ، معقول ، پذیرفته شده ، قانونی و مجاز به کنگره را در معرض خطر جدی در موارد جدی قرار می دهد ، غالباً وقتی اجرای قانون به دنبال جلوگیری از تهدید جرایم خشونت آمیز است. و این محدودیت های ناعادلانه بر اختیارات قانونی و لازم برای اجرای قانون نه تنها توسط دولت فدرال بلکه توسط اجرای قانون در هر ایالت و محلی در سراسر کشور اعمال می شود. پیروی از موارد دیرینه و چارچوب تحلیلی این دادگاه ، روشی مناسب و محتاطانه برای حل این پرونده خواهد بود.

دادگاه دو بار اظهار داشته است كه افراد هیچ گونه منافع اصلاحیه چهارم را در سوابق جنجالی ندارند كه توسط شخص ثالث در اختیار دارند ، متعلق به آن و كنترل هستند. ایالات متحده در مقابل میلر (1976) ؛اسمیت در مقابل مریلند (1979). این حتی در مواردی که سوابق حاوی اطلاعات شخصی و حساس هستند صادق است. بنابراین ، هنگامی که دولت از احضاریه برای به دست آوردن ، به عنوان مثال سوابق بانکی ، سوابق تلفنی و صورتهای کارت اعتباری از مشاغل ایجاد و نگه داشتن این سوابق استفاده می کند ، دولت درگیر جستجوی مشتریان مشاغل به معنای این استاصلاحیه چهارم

در این حالت ، درخواست کننده حق دولت را برای استفاده از فرآیند اجباری برای به دست آوردن یک نوع رایج در حال حاضر به چالش می کشد: سوابق سایت سلولی که توسط ارائه دهندگان خدمات تلفن همراه نگهداری می شود. دولت سوابق را از طریق یک فرایند تحقیقاتی تصویب شده توسط کنگره به دست آورد. پس از تصویب یک دادرس خنثی ، و بر اساس وظیفه دولت برای نشان دادن ضرورت معقول ، صادر کردن سوابق و اطلاعاتی که تحت کنترل و مالکیت ارائه دهنده خدمات تلفن همراه هستند ، نه مشتری آن را مجاز می کند ...

سوابق سایت سلولی ... هیچ تفاوتی با انواع دیگر سوابق تجاری ندارد که دولت حق قانونی برای دستیابی به فرآیند اجباری دارد. مشتریانی مانند درخواست کننده ، سوابق خود را در اختیار ندارند ، در اختیار ندارند ، کنترل می کنند و از آنها استفاده نمی کنند و به همین دلیل هیچ انتظار منطقی ندارند که طبق روند اجباری قانونی ، آنها را نمی توان افشا کرد.

امروز دادگاه مخالف است. برای نخستین بار است که با استفاده از فرآیند اجباری برای به دست آوردن سوابق یک نهاد تجاری ، دولت فقط درگیر یک اقدام غیرمجاز نشده است ، بلکه جستجوی مشتری تجارت را انجام داده است. دادگاه در ادامه نتیجه می گیرد که جستجو در این پرونده غیر منطقی بوده و دولت برای به دست آوردن بیش از شش روز سوابق در محل سلولی نیاز به دریافت حکم دارد.

در نتیجه اینكه دولت مشغول جستجوی است ، دادگاه آموزه اصلاحیه چهارم را از مفاهیم مبتنی بر اموال كه مدتهاست چارچوب تحلیلی را كه در این موارد مربوط می شود ، محكوم می كند. با انجام این کار ، یک خط غیر اصولی و غیرقابل کار بین سوابق سایت سلول از یک طرف و سوابق مالی و تلفنی از سوی دیگر ترسیم می کند. طبق نظر اکثریت امروز ، دولت می تواند سابقه خرید کارت اعتباری و تماس تلفنی را که شخص بیش از ماه ها یا سالها انجام می دهد ، بدون ناراحت کردن انتظار قانونی از حریم خصوصی بدست آورد. اما ، از نظر دادگاه ، دولت هنگامی که تصویب دادگاه برای صدور احضار بیش از شش روز سوابق در محل سلولی را صادر می کند ، از یک خط مشروطه عبور می کند تا مشخص کند که آیا یک شخص در چند صد بلوک شهر یک صحنه جرم قرار دارد. واداین تمایز غیر منطقی است و کاربرد اصولی اصلاحیه چهارم را در بسیاری از عملیات معمول و در عین حال حیاتی اجرای قانون ناامید می کند.

درست است که عصر سایبر پتانسیل گسترده ای برای گسترش و محدود کردن آزادی های فردی در ابعادی که در زمان های اولیه در نظر گرفته نشده اند ، وجود دارد. یا از دیدگاه حقوقی و یا عوام ، باید تصور می کرد که این قانون متعلق به وی است یا کنترل می شود.

عدالت توماس ، مخالف

این مورد نباید "آیا" جستجو را روشن کرد. در عوض ، باید در مورد آن جستجو شود. اصلاحیه چهارم این حق را به افراد تضمین می کند که از جستجوی غیر منطقی "افراد ، خانه ها ، مقالات و تأثیرات آنها" ایمن باشند.(تأکید اضافه شده است.) به عبارت دیگر ، "هر شخص حق دارد در برابر جستجوهای غیر منطقی ایمن باشد ... در شخص ، خانه ، مقالات و تأثیرات خود."مینسوتا در مقابل کارتر (1998) (اسکالیا ، جی. ، همزمان). دولت با به دست آوردن سوابق سایت سلولی MetroPCs و Sprint ، دولت اموال نجار را جستجو نکرد. او سوابق را ایجاد نکرد ، آنها را حفظ نمی کند ، او نمی تواند آنها را کنترل کند ، و او نمی تواند آنها را نابود کند. نه شرایط قراردادهای وی و نه مقررات قانونی ، سوابق را وی نمی کند. سوابق متعلق به MetroPCS و Sprint است.

دادگاه نتیجه می گیرد که ، اگرچه سوابق مربوط به نجار نیست ، اما دولت باید حکم دریافت کند زیرا کارپنتر در اطلاعات موقعیت مکانی که آنها فاش می کنند ، "انتظار از حریم خصوصی" را داشت. من با عدالت کندی ، عدالت آلیتو ، عدالت گورسوچ و هر دادگاه تجدید نظر موافق هستم تا این سؤال را در نظر بگیرند که این بهترین خواندن موارد قبلی ما نیست.

با این حال ، مشکل اساسی تر با نظر دادگاه ، استفاده از آن از آزمون "انتظار معقول از حریم خصوصی" است که برای اولین بار توسط دادگستری هارلان در کاتز در مقابل ایالات متحده (1967) بیان شد (نظر همزمان). آزمون Katz هیچ مبنایی در متن یا تاریخ اصلاحیه چهارم ندارد. و ، دادگاه ها را به داوری درباره سیاست دعوت می کند ، نه قانون. تا زمانی که با این آزمون با مشکلات روبرو شویم ، Katz همچنان به تحریف فقه اصلاحیه چهارم ادامه خواهد داد ...

از آنجا که آزمایش Katz یک آزمایش ناکام است ، این دادگاه وظیفه دارد که آن را تجدید نظر کند. تا زمانی که این کار را انجام دهد ، من با خواندن همکاران مخالفم از موارد قبلی خود موافقم. بر این اساس ، من با احترام مخالفت می کنم.

عدالت آلیتو ، که با او عدالت توماس به هم پیوسته است ، مخالف است

من نگرانی دادگاه را در مورد تأثیر فناوری جدید بر حریم شخصی شخصی به اشتراک می گذارم ، اما می ترسم که تصمیم امروز به مراتب بیشتر از خیر آسیب برساند. استدلال دادگاه دو ستون اساسی قانون اصلاحیه چهارم را شکستگی می کند ، و با انجام این کار ، یک کولاک دادرسی را تضمین می کند ، در حالی که بسیاری از شیوه های تحقیقاتی قانونی و ارزشمند را تهدید می کند که اجرای قانون به درستی به آن اعتماد کرده است.

اول ، دادگاه تمایز اساسی بین یک جستجوی واقعی (اعزام مأموران اجرای قانون برای ورود به محل های خصوصی و ریشه در مقالات و تأثیرات خصوصی) و دستور صرفاً نیاز به طرف را برای جستجوی سوابق خود و تولید اسناد مشخص نادیده می گیرد. اولی ، که به حریم شخصی شخصی بسیار عمیق تر حمله می کند ، نیاز به علت احتمالی دارد. دومی چنین نمی کند. همانطور که تصمیم امروز انجام می دهد ، نظم برای تولید مانند یک جستجوی واقعی ، انقلابی است. این هم درک اصلی اصلاحیه چهارم و هم بیش از یک قرن از سابقه دیوان عالی کشور را نقض می کند. مگر در مواردی که به نوعی به وضعیت خاص در پرونده فعلی محدود نشود ، حرکت دادگاه باعث تحقیر خواهد شد. آیا باید هر احضارگاه هیئت منصفه را به دلیل احتمالی پشتیبانی کند؟در این صورت ، تحقیقات مربوط به تروریسم ، فساد سیاسی ، جرم یقه سفید و بسیاری از جرائم دیگر از بین می رود. و در مورد احضاریه ها و سایر سفارشات تولید اسناد صادر شده توسط سازمان های اداری چیست؟

دوم ، دادگاه به متهم اجازه می دهد تا به جستجوی اموال شخص ثالث اعتراض کند. این نیز انقلابی است. اصلاحیه چهارم از "حق او" محافظت می کند که در افراد ، خانه ها ، مقالات و تأثیرات خود از امنیت برخوردار باشد "(تأکید افزود) ، نه افراد ، خانه ها ، مقالات و تأثیرات دیگران. تا امروز ، ما مراقب این ویژگی اساسی متن اصلاحیه بودیم. این درست بود که اصلاحیه چهارم به قانون املاک گره خورده بود ، و پس از کاتز در مقابل ایالات متحده (1967) صادق بود ، دسترسی این اصلاحیه را گسترش داد.

دادگاه با عزیمت چشمگیر از این اصول اساسی ، دکترین اصلاحیه چهارم بلند مدت تأسیس شده را بی ثبات می کند. ما برای مدت زمان طولانی تعمیرات را انجام خواهیم داد - یا قطعات را برداشت می کنیم.

مقالات آموزش فارکس...
ما را در سایت مقالات آموزش فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : بهزاد فراهانی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : پنجشنبه 7 ارديبهشت 1402 ساعت: 12:53