
Stockholm-این یک کشور با مالیات بالا و پرپشت است که در آن کارمندان مزایای اجتماعی سخاوتمندانه و مقدار زیادی از زمان تعطیلات را دریافت می کنند. ارتدوکسی اقتصادی نشان می دهد پویایی یک کشور رفاهی مانند سوئد برای کارآفرینی مضر خواهد بود: مطالعات نشان داده اند که هرچه دولت یک کشور بیشتر سرانه را خرج کند ، تعداد نوآوری های آن کمتر از هر کارگر تمایل دارد-ایده این است که این ایده است که این استمالیات بر درآمد بالا باعث کاهش سود مورد انتظار کارآفرینان و در نتیجه انگیزه آنها برای راه اندازی شرکت های جدید می شود.
و با این حال سوئد در ارتقاء شکل گیری مشاغل جدید جاه طلبانه ، در سطحی که برای کشوری غیر منتظره است که جمعیت آن تقریباً 10 میلیون نفر آن را در اندازه جمعیت 89 در جهان قرار می دهد ، برتری دارد. شرکت های جهانی مانند Spotify ، سرویس پخش موسیقی ؛کلارا ، شرکت پرداخت آنلاین ؛و کینگ ، شرکت بازی ، همه در اینجا تأسیس شدند. استکهلم بعد از سیلیکون ولی ، دومین تعداد برتر شرکت های فناوری میلیارد دلاری را تولید می کند ، و به طور کلی در سوئد ، 20 راه اندازی وجود دارد-در اینجا به عنوان شرکت هایی با هر اندازه تعریف شده است که حداکثر سه سال استبراساس داده های سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) ، 1000 کارمند ، در مقایسه با تنها پنج نفر در ایالات متحده. فلاویو کالوینو ، اقتصاددان OECD ، به من گفت: "آنچه شما می بینید این است که استارتاپ ها در سوئد میزان بقای بالایی دارند و رشد نسبتاً سریع دارند."سوئد همچنین در مورد درک فرصت در رتبه بالاترین در جهان توسعه یافته قرار دارد: حدود 65 درصد از سوئدی ها 18 تا 64 ساله فکر می کنند فرصت های خوبی برای شروع یک بنگاه در جایی که در آن زندگی می کنند وجود دارد ، در مقایسه با تنها 47 درصد آمریکایی ها در آن گروه سنی.
تولید استارت آپ ها برای هر اقتصادی که برای کارآمدی، ایجاد شغل و پویایی همه جانبه تلاش می کند، اهمیت دارد، اما این امر به ویژه برای کشورهایی مانند ایالات متحده که در آن ها ایجاد کسب وکار جدید کند شده است، مهم است. با وجود شیفتگی فرهنگی کنونی به استارت آپ ها، تنها 8 درصد از کل شرکت ها در ایالات متحده امروز با این تعریف مطابقت دارند، در مقایسه با 15 درصد در سال 1978. در سوئد این روند معکوس شده است: سرعت ایجاد کسب وکار جدید از زمانی کهدهه 1990از آنجایی که رشد تولید ناخالص داخلی ایالات متحده کند است، اقتصاد سوئد با نرخ 4 درصد در سال 2015 و 3 درصد در سال 2016 رشد کرد - یک جهش بزرگ، حتی با توجه به اینکه اقتصاد این کشور در ابتدا بسیار کوچکتر از ایالات متحده است. و تولید ناخالص داخلی سوئد نیز از اواسط دهه 1990 بهتر از سایر کشورهای بزرگ اروپایی بوده است. بنابراین، سوئد چه کاری را به درستی انجام داده است؟
برای پاسخ به این سؤال ابعاد مختلفی وجود دارد که بسیاری از آنها شامل تغییراتی است که در 30 سال گذشته رخ داده است. از سال 1990، سوئد رقابت تازه کاران را با شرکت های بزرگ و جاافتاده آسان تر کرده است. جوزف شومپیتر، اقتصاددان قرن بیستم، این نظریه را مطرح کرد که اقتصادها زمانی رشد می کنند که "تخریب خلاقانه" رخ می دهد، به این معنی که تازه واردان می توانند جایگزین شرکت های تاسیس شوند. سوئد قبلاً دارای یک اقتصاد به شدت تنظیم شده بود که در آن انحصارات عمومی بر بازار تسلط داشتند، که انجام چنین جایگزینی را دشوار می کرد، اما مقررات از آن زمان کاهش یافته است. لارس پرسون، اقتصاددان در پژوهش سوئد، استدلال می کند که در حالی که سوئد تسلط انحصارها بر بازار را سخت تر می کرد، ایالات متحده چشم انداز نظارتی خود را به نفع شرکت های بزرگ و بنگاه های تأسیس کرد (عمدتاً از طریق لغو قوانین ضد انحصار و اجازه ادغام صنعت) تغییر می داد. موسسه اقتصاد صنعتی که ایجاد کسب و کار جدید را در سوئد مطالعه کرده است.
اصلاحات سوئد پاسخی به یک بحران مالی در دهه 1990 بود ، هنگامی که رشد تولید ناخالص داخلی غرق ، بیکاری شد و دولت در تلاش برای جلوگیری از کاهش ارز خود ، نرخ بهره را به 500 درصد افزایش داد. به گفته پرسسون ، برای شروع رشد اقتصادی ، صنایع دولت از جمله تاکسی ، برق ، ارتباطات ، راه آهن و سفرهای هوایی داخلی را برای افزایش رقابت مقرر کرد. مقررات زدایی به پایین آمدن قیمت در صنایعی مانند ارتباطات از راه دور کمک کرد که باعث جذب مشتریان بیشتری شد. برخی از خدمات عمومی مانند مراقبت از سالمند و آموزش ابتدایی به شرکتهای خصوصی برون سپاری شدند. پرسون گفت ، به اصطلاح "اصلاحات بازار محصول" مجوز شرکت های جدید را آسانتر کرده و به مجبور کردن شرکت های میراث ناکارآمد از بازار کمک کرده است. یک قانون جدید رقابت در سال 1993 به دنبال مسدود کردن ادغام های بزرگ و شیوه های ضد رقابتی بود. به گفته پونتوس براونرژلم ، استاد اقتصاد در انستیتوی سلطنتی فناوری سوئد ، "درس کلی این است که اگر تسلط بر انحصارها را برای انحصارها سخت تر کنید ، شرکت های جدیدی را وارد بازار خواهید کرد."
سوئد همچنین به این ایده بحث برانگیز اعتبار می دهد که کاهش نرخ مالیات شرکت ها می تواند به تحریک کارآفرینی کمک کند. اصلاحات سال 1991 مالیات بر درآمد شرکت ها را از 52 درصد به 30 درصد کاهش داد.(نرخ مالیات شرکتهای سوئد امروز ، با 22 درصد ، بسیار پایین تر از 39 درصد ایالات متحده است ، اگرچه تعداد کمی از شرکت ها در واقع نرخ بالایی را پرداخت می کنند.) قبل از اصلاحات دهه 1990 ، سوئد طرفداران شرکت های مستقر را نسبت به افرادی که می خواستند شروع کنند ، طرفداری می کردیک تجارت از چند طریق: افراد در سوئد مجبور به پرداخت مالیات بر درآمد شرکت خود و درآمد خود از مشاغل بودند ، در حالی که مشاغل مستقر چندین روش برای کاهش این مالیات مضاعف داشتند.
پرسسون گفت ، این اصلاحات "به طور قابل توجهی" زمین بازی را رقم زد. پرسسون سال گذشته در مقاله ای نوشت: "تا سال 1991 ، سیستم مالیاتی سوئد ضمن طرفداری از بنگاه های بزرگ و مالکیت نهادی ، بنگاه های جدید ، کوچک و کم فشار سرمایه را نادیده گرفت."در دهه 2000 ، سوئد همچنین از مالیات بر میراث خود و مالیات بر ثروتمندان خلاص شد و این باعث شد تا مردم برای بدست آوردن مبالغ زیادی و غالباً آن را به اقتصاد بازگردانند. Braunerhjelm گفت: "سرمایه بیشتری در دسترس بود ، بنابراین سرمایه گذاران فرشته شروع به ظاهر شدن کردند."امروز ، معافیت های مالیاتی قابل توجهی برای شروع و داشتن یک تجارت وجود دارد. به عنوان مثال ، کارآفرینان اکنون می توانند سهم بیشتری از درآمد خود را به عنوان درآمد سرمایه داشته باشند که نرخ مالیات کمتری دارد.
این لزوماً به معنای این نیست که کاهش مالیات شرکتها برای ایجاد ایجاد مشاغل جدید تضمین شده است. مهمتر از آن ، چنین کاهش هایی همچنین می تواند نابرابری اقتصادی را افزایش دهد. اما پرونده سوئد نشان می دهد که کاهش مالیات هدفمند می تواند یک اقتصاد پویاتر شود. سوئد به دلیل داشتن مالیات بر درآمد بالا شهرت دارد ، اما امروزه مالیات بسیار پایین تر از گذشته است و برای شرکت ها نسبت به سایر کشورهای توسعه یافته پایین تر است. اصلاحات از سال 1991 نرخ بالاترین نرخ مالیات بر درآمد حاشیه ای را از 85 درصد به 57 درصد کاهش داد و امروز ، سیستم مالیاتی نسبتاً مسطح است ، به این معنی که بیشتر افراد ، نه فقط افراد ثروتمند ، نرخ مالیات نسبتاً بالایی را پرداخت می کنند. اگرچه این بدان معناست که طبقه متوسط مالیات بر درآمد زیادی می پردازد ، بسیاری از سوئدی که با آنها مصاحبه کردم گفتند که آنها مالیات های بالایی را نمی دانند زیرا در عوض چیزهایی را دریافت می کنند ، مانند آموزش رایگان و مراقبت های بهداشتی ، که در غیر این صورت مجبور به پرداخت هزینه هستند.
قبل از دهه 1990 ، رقابت خارجی نیز در سوئد نیز وجود داشت. قانون حمایت گرایانه خارجی ها را از گرفتن مالکیت قابل توجهی در شرکت های سوئدی منع کرد و کمتر از 5 درصد از کارمندان بخش خصوصی در دهه 1980 در شرکت های خارجی کار می کردند. سپس ، سوئد در دهه 1990 بازار خود را به رقابت های خارجی باز کرد که از چند طریق به آن کمک کرد. فوراً ، شرکت های بیشتری وجود داشتند که می توانند راه اندازی های بالغ را بدست آورند ، که برای شروع مشاغل جدید به انگیزه ها افزود. به عنوان مثال ، Mojang ، شرکت بازی سازی ، در سال 2014 توسط مایکروسافت با قیمت 2. 5 میلیارد دلار به دست آمد. و شرکت های داخلی ناکارآمد که قادر به رقابت با شرکت های خارجی نبودند ، تمایل به خارج شدن از تجارت داشتند و خلاء ایجاد می کنند که شرکت های جدید می توانند بوجود بیایند. سهم مالکیت خارجی شرکتهای سوئدی از 7 درصد در سال 1989 به 40 درصد در سال 1999 افزایش یافته است.
تمام این مقررات زدایی همزمان با ظهور اینترنت بود ، به این معنی که افراد بیشتری در همان زمان که در حال آزمایش با فناوری جدید بودند ، مشاغل ایجاد می کردند. در دهه 1990 ، دولت به شرطی که این رایانه ها در دسترس همه قرار داشتند ، خواه آنها شرکت را مدیریت کنند یا توالت ها را تمیز کنند ، به شرکت هایی که به کارمندان خود رایانه های خانگی داده اند ، معافیت مالیاتی داد. در همین زمان ، دولت در اوایل سرویس سریع اینترنت سرمایه گذاری کرد. گرچه میزان پذیرش رایانه سوئد مشابه ایالات متحده بود ، اما کارآفرینان را به این نتیجه می رساند که وقتی اصلاحات دهه 1990 کشور را برای توسعه باز کرد ، به صورت دیجیتالی فکر کنند. PJ Pärson ، شریک زندگی در Northzone ، یک شرکت سرمایه گذاری مستقر در لندن ، به من گفت: "هر یک از ساکنان سوئد زیر 40 سال اساساً با یک کامپیوتر در خانه خود بزرگ شده است.""در دهه 1990 ، تقریباً همه آنلاین بودند."(حتی امروز ، سوئد در بین سریعترین سرعت اینترنت در جهان قرار دارد ، با متوسط سرعت 22. 5 مگابیت در ثانیه ، در مقایسه با 18. 7 مگابیت در ثانیه در ایالات متحده.)
این تجربه Birk Nilson ، یکی از بنیانگذاران Tictail ، یک شرکت تجارت الکترونیکی سوئدی است که 32 میلیون دلار بودجه جمع آوری کرده است. وی به من گفت ، داشتن رایانه ای به عنوان كودك انگیزه نیلسون را برای شروع برنامه نویسی در سنین جوانی به من گفت ، در دفاتر استکهلم Tictail ، جایی که برنامه نویسان در یک فضای اداری آزاد قرار می گیرند و در آنجا میزهای Foosball به جای بازیکنان فوتبال ، بازیکنان هاکی را نشان می دهند. نیلسون ، که اکنون 33 سال دارد ، در 11 سالگی کدگذاری کرد. او وقتی در دبیرستان بود ، کار خود را در فناوری شروع کرد و در 16 سالگی یک وبلاگ برای یک مجله سوئدی ایجاد کرد. در زمان 19 سالگی ، او با او ملاقات کردبنیانگذاران و شروع به کار بر روی Tictail کردند.
مانند بسیاری از مبتدیان سوئدی ، Tictail به عنوان یک شرکت جهانی آغاز شد و نیلسون و همدستانش همیشه قصد داشتند بین المللی بفروشند. از آنجا که اندازه سوئد به این معنی است که بازار محدودی برای محصولات شرکت های خود وجود دارد ، این شرکت ها غالباً از ابتدا قصد دارند بین المللی بفروشند ، و بنابراین در معرض رقابت بین المللی زیادی قرار دارند که تمایل دارد آنها را مبهم کند. در مقابل ، در ایالات متحده ، بنگاهها می توانند تقریباً به طور انحصاری روی پایگاه بزرگ مصرف کنندگان در داخل کشور تمرکز کنند ، بدون آنکه با رقبای خارجی و رقبا روبرو شوند. نیلسون به من گفت: "ما به نوعی مطرح شده ایم تا در مورد صادرات فکر کنیم."Tictail اخیراً دفتر مرکزی خود را به نیویورک منتقل کرد و یک فروشگاه را در قسمت پایین شرقی باز کرد. ایالات متحده در حال حاضر بزرگترین بازار Tictail است.
همه این پویایی ها ، اضافه شده ، مشاغل زیادی ایجاد می کنند که به نوبه خود افراد زیادی را به کار می گیرند. شرکتهای سوئدی که حداقل سه سال زنده مانده اند ، طبق OECD ، برای هر 100 شغل موجود در اقتصاد پنج شغل جدید ایجاد می کنند ، در حالی که این تعداد فقط در ایالات متحده آمریکا دو است. کشورهای دیگر ، سوئد یکی از بهترین کشورهای عملکردی است. "کالوینو ، اقتصاددان OECD ، گفت. نوآوری در سوئد نیز پس از سه سال در بین بالاترین میزان بقا است. 74 درصد از کل مبتدیان آن سه سال گذشته را رقم می زند.
سابقه کارآزمایی چشمگیر سوئد همچنین می تواند به برخی از جنبه های وسیع تر از نحوه راه اندازی کشور نسبت داده شود. به عنوان مثال ، شبکه ایمنی اجتماعی آن به کارآفرینان کمک می کند تا از ریسک پذیری احساس امنیت کنند. در سوئد ، دانشگاه رایگان است و دانشجویان می توانند برای هزینه های زندگی وام دریافت کنند ، که به هر کسی امکان می دهد آموزش عالی را دنبال کند. مراقبت های بهداشتی نیز رایگان است و مراقبت از کودک به شدت یارانه می گیرد. هیچ یک از این مزایا مشروط بر داشتن شغل نیست ، به این معنی که مردم می دانند که می توانند خطرات کارآفرینی را در پیش بگیرند و هنوز هم می دانند بسیاری از نیازهای آنها تحت پوشش قرار خواهد گرفت.
میکائیل دامبرگ ، وزیر شرکت و نوآوری سوئد ، به من گفت: "من فکر می کنم اگر شما می خواهید یک کشور نوآورانه باشید ، باید به مردم امنیت دهید تا آنها جرات کنند خطرات خود را برطرف کنند."به عنوان مثال ، Birk Nilson می دانست که اگر شرکت وی از هم جدا شود ، او هنوز هم پوشش بهداشتی دارد. او همچنین هیچ بدهی وام دانشجویی برای پرداخت هزینه نداشت. وی به من گفت: "حتی اگر شما شکست بخورید ، حتی اگر برای ورشکستگی پرونده کنید ، سوئد دارای یک شبکه ایمنی شناخته شده و جاه طلب است.""بنابراین من فکر می کنم که ریسک پذیری در سوئد به همان اندازه که در ایالات متحده است دلهره آور نیست."
به نظر می رسد که استارت آپ های این کشور از ویژگی هایی که کمتر در مورد اقتصاد و بیشتر در مورد فرهنگ هستند بهره مند می شوند. به عنوان مثال ، به دلیل اینکه سوئد نسبتاً کوچک است ، نیلسون و بنیانگذاران وی اغلب با بنیانگذاران شرکت هایی مانند Spotify و Klaa و سایر سرمایه گذاری های موفق با آنها همکاری می کردند و به دنبال مشاوره بودند. این به اشتراک گذاری دانش بین کارآفرینان می تواند آنها را تولید کند. همچنین استدلال شده است که سوئدی ها دارای صفات فرهنگی هستند که باعث می شود آنها بیشتر همکاری کنند. اریک استام ، استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه اوترخت ، می گوید که سوئدی ها نسبت به سایر کشورها اعتماد زیادی به یکدیگر دارند ، به این معنی که آنها کمتر برای کار با یکدیگر به قراردادهای پیچیده نیاز دارند و این باعث می شود همکاری آسان تر شودبشرهمچنین استدلال وجود دارد که به دلیل این اعتماد ، سرپرستان تمایل دارند که به کارکنان انعطاف پذیری در کاری که در محل کار انجام می دهند اجازه دهند ، که می تواند ایده های جدیدی را برانگیزد.
به همین ترتیب ، سوئد دارای درجه بالایی از "intrapreneurship" است ، که به زمانی که همکاران در پروژه های خارج از تکالیف معمول خود همکاری می کنند ، اشاره دارد. به عنوان مثال ، شرکت مخابراتی اریکسون دارای بخش ای به نام Garage Ericsson است که در آن کارکنان می توانند روی پروژه هایی از فناوری پوشیدنی گرفته تا ابزارهایی برای مراقبان که به افراد سالخورده کمک می کنند ، کار کنند. در سوئد ، 28 درصد از بزرگسالان شاغل در سه سال گذشته در یک فعالیت داخل رحمی درگیر بودند ، در مقایسه با 11. 7 درصد آمریکایی ها ، براساس یک مطالعه اخیر توسط Stam و Mikael Stenkula ، از موسسه تحقیقات اقتصاد صنعتی استکهلم.
البته بخش هایی از سیستم سوئد وجود دارد که می تواند شروع و اداره یک شرکت را دشوار کند. Rune Andersson ، بنیانگذار و رئیس ملبی گورد ، یک غول صنعتی سوئد گفت: استخدام کارمندان با استعداد از خارج از کشور دشوار است زیرا مالیات بر درآمد برای طبقه متوسط نسبت به سایر کشورها بسیار زیاد است. و سوئد در حال حاضر مالیات بر درآمد را در گزینه های سهام ، نوعی جبران خسارت که بسیاری از مبتدیان برای استخدام استخدامهای آینده نگر ارائه می دهند ، پرداخت می کند.(دولت در اوایل سال آینده این سیاست را تغییر می دهد.)
اما سوئد ثابت می کند که یک اقتصاد پویا می تواند با مالیات نسبتاً زیاد و یک شبکه ایمنی قوی همزیستی باشد. و همچنین ثابت می کند که اقتصادها می توانند با گذشت زمان تغییر کنند ، از مکانهایی که مشاغل جدید در مکانهایی که در آن شکوفا می شوند ، فاصله کمی دارند. اندرسون به من گفت که در 25 سال از زمان شروع کار خود ، سوئد برای کارآفرینان بهتر و بهتر شده است. Braunerhjelm گفت: "ما در سوئد به یک کشور نوپا تبدیل شده ایم و این یک پدیده جدید است."این یک شوک اقتصادی غول پیکر به وجود آورد تا کشور را به این مرحله برساند. یکی امیدوار است که سایر کشورها بتوانند همین کار را با فوریت های فوری کمتر انجام دهند.
این داستان بخشی از سریال است که توسط کمک هزینه های آبه برای روزنامه نگاران ، کمک هزینه گزارش از شورای تحقیقات علوم اجتماعی و مرکز بنیاد ژاپن برای مشارکت جهانی پشتیبانی می شود.
مقالات آموزش فارکس...
ما را در سایت مقالات آموزش فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : بهزاد فراهانی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : شنبه
12 فروردين
1402 ساعت: 12:21