معرفی تجارت بین المللی ، توضیح ساده ای از مدل ساده است که از آن می توانیم اقدامات مربوط به تأثیرات رفاهی را برای مصالح مختلف مکانی یا بازار بدست آوریم.
اصطلاحات مرتبط:
- اقتصاد بین المللی
- ذخایر ارز خارجی
- قیمت ارز
- سرمایه گذاری خارجی
- تقسیم کار
- شرکت فراملی
- SME
- شبکه تجاری
- کارآفرینی
زنگوله اطلاعات
درباره این صفحه
چارچوبهای تئوری و نظری
تجارت بین المللی یکی از نیروهای محرک گروه های منطقه ای مانند SADC است و پیامدهای آن برای رشد اقتصادی و هزینه های دولت نیز دارد. باز بودن در تجارت بین المللی تأثیر افزایش کارآیی در بازارها را دارد ، بنابراین رفاه اجتماعی را بازسازی می کند که در غیر این صورت از طریق اعمال تعرفه ها و سهمیه های تجاری از بین می رود (Begovic & Ciftcioglu ، 2008). مزایای تجارت شامل بازار گسترده ای برای کالاهای داخلی در حالی است که افزایش رقابت از شرکتهای خارجی باعث نوآوری بیشتر بنگاه ها می شود زیرا آنها برای بقا می جنگند و در نهایت منجر به محصولات بیشتر و ارزان تر می شوند. علاوه بر این ، باز بودن امکان انتقال فناوری ها را فراهم می کند و فرصت هایی را برای یادگیری از خارج از کشور ایجاد می کند. تجارت می تواند هزینه های دولت را از طریق تقاضا برای خدمات تسهیل تجارت افزایش دهد. اقتصاد بیشتر به دولت ها اجازه می دهد تا از طریق مالیات درآمد بیشتری کسب کنند و این به افزایش هزینه های عمومی تبدیل می شود. در مطالعه ای از عوامل تعیین کننده رشد اقتصادی با استفاده از داده ها برای 100 کشور برای دوره از سال 1960 تا 1990 ، بارو (1996) نشان داد که تجارت به طور قابل توجهی و مثبت با رشد اقتصادی مرتبط است. با این حال ، وی خاطرنشان کرد: این یک عنصر اصلی برای رشد اقتصادی در کشورهای فقیر مانند کشورهای کشورهای جنوب صحرای آفریقا نبود. تجارت در این مطالعه گنجانده شده است تا ارزیابی کند که آیا کشورهایی در منطقه SADC از نظر اقتصادی از گروه بندی خود بهره مند شده اند و ادراک بارو (1996) را دوباره بررسی کرده اند.(Maparara ، 2016 ، صص 2-3)
URL: https://www. sciencedirect.com/science/article/pii/b9780128130100000107
تغییرات نسبی قیمت ، توزیع مجدد درآمد و سیاست حسادت
حقایق
به نظر می رسد مداخله سیاست در تجارت بین المللی به طور سیستماتیک با رویدادهای اقتصادی مرتبط است. محدودیت های تجاری در سراسر هیئت مدیره ناشی از کند شدن رشد اشتغال نیست. در عوض ، مهمترین تعیین کننده سیاست های مهم کاهش تجارت از سال 1960 ، بدتر شدن تعادل تجارت بوده است. در سطح صنعت ، داستان کاملاً متفاوت است. با این حال ، کاهش رشد اشتغال یک صنعت یا بازده سهام آن نسبت به میانگین اقتصاد ، منجر به افزایش قابل توجهی در سیاست های حمایت گرایی خاص صنعت می شود.
شواهد تجربی نشان می دهد که محدودیت تجارت بیشتر از نه ، به اهداف اعلام شده آنها نمی رسد. در طول زمان محدودیت های در سراسر هیئت مدیره اعمال می شود ، ارزش های سهام و کاهش اشتغال به جای بهبود [7]. حتی سیاست هایی که با هدف محافظت از صنایع خاص انجام می شود ، تمایل به دستیابی به هدف اعلام شده خود دارند. ارزش سهام عدالت پس از اجرای سیاست های حمایت گرایانه در کفش رهبر ، تلویزیون رنگی ، خودرو و سایر صنایع سقوط کرد. عملکرد اشتغال پیرامون اعلام محدودیت های تجاری نیز رو به وخامت گذاشت. تجربه صنعت فولاد با محدودیت های تجاری با وخامت در شاخص قیمت سهام صنعت همراه بود [8].
پیامدهای سیاست گذاران ، مدیران پول و تحلیلگران مالی واضح است: یک اقتصاد حفاظت شده یا یک صنعت حفاظت شده تمایل دارد نسبت به اقتصادها و صنایعی که مجبور به تحقق سخت گیری های رقابت عمدی هستند ، تحت تأثیر قرار گیرند. از همه بدتر ، سیاست های حمایت گرایانه فقط اجتناب ناپذیر را به تأخیر می اندازند. این بخش های حفاظت شده باید مجدداً مورد استفاده قرار گیرند تا در بازار مناسب باشند. در این میان ، منابع اقتصاد یا هدر می روند یا به طور ناکارآمد استفاده می شوند.
URL: https://www. scienceirect.com/science/article/pii/b9780128139936000180
نقش عوامل/بازیگران بالقوه و مدل سازی سوئیچینگ رژیم
2. 2 تجارت بین المللی
در ادبیات رشد اقتصادی ، تأثیر تجارت بین المللی به ویژه اخیراً ، هنگامی که جهانی سازی و پیامدهای آن برجسته است ، مورد توجه قرار گرفته است. همانطور که رحمان و مامون (2016 ، ص 807) خاطرنشان کردند: "عدم وجود متغیر تجارت بین المللی (صادرات به علاوه واردات) در یک مدل رشد ممکن است تأثیر مصرف انرژی بر رشد کلان اقتصادی را دست کم ارزیابی کند یا بیش از حد ارزیابی کند."هر دو رشد تجارت (جایی که فرض بر این است که صادرات و واردات برای رشد اقتصادی کشور کمک می کند) و تجارت با رشد رشد (جایی که فرض رشد اقتصادی باعث افزایش عملکرد تجارت کشور می شود) فرضیه های گسترده ارزیابی می شوند. در ادبیات ، چهار جهت ممکن از رابطه در ادبیات مشاهده شد: (1) انتقال دانش و فناوری دانشگاهی و فنی و همچنین سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) می تواند باعث رشد اقتصادی شود.(2) رشد اقتصادی ممکن است شرایطی را برای یک کشور ایجاد کند تا مزیت رقابتی در تجارت با سایر کشورها داشته باشد.(3) تجارت و رشد اقتصادی مستقل هستند.(4) بین تجارت و رشد اقتصادی رابطه منفی وجود دارد ، که معمولاً به واردات بالاتر از صادرات که بر رشد اقتصادی تأثیر می گذارد ، نسبت داده می شود.
در ادبیات انرژی ، مسئله تجارت بین المللی اخیراً در بین سایر عوامل اهمیت پیدا کرد. همانطور که در Katircioglu و همکاران توضیح داده شد.(2016) و Sadorsky (2012) ، تجارت ، رشد اقتصادی و الگوهای مصرف انرژی به مرور زمان با هم در حال حرکت هستند و از این رو ، روابط علّی احتمالی ابتدا باید نه تنها برای درک بهتر پویایی ضمنی بلکه برای کمک به طراحی سیاست تجارت مورد بررسی قرار گیرد. و اجرایچند کانال از این رابطه سه جانبه ارائه شده است:
هنگامی که رشد اقتصادی با فعالیت های صادراتی ترویج می شود ، بخش های صادراتی برای افزایش بازده آنها به مقادیر بالاتری و کیفیت بهتر تولید نیاز دارند و از این رو تقاضای آنها برای ورود انرژی افزایش می یابد.
هنگامی که سیاست گذاران بر کاهش مصرف انرژی به دلایل زیست محیطی یا مواردی (همانطور که اخیراً در بسیاری از کشورهای در حال توسعه رخ داده است) تمرکز می کنند ، با وقفه های مکرر ، محدودیت های اضافی از دیدگاه در دسترس بودن ورودی در تولید کالاها و در تولید کالاها قرار می گیرند. خدمات هم در داخل کشور (و از این رو ، رشد اقتصادی تحت فشار قرار می گیرد) و برای اهداف تجاری (و از این رو ، صادرات تحت فشار قرار می گیرد).
ارتباط ساده تر بین این سه مورد زیر است. با افزایش بازده اقتصادی واقعی ، متعاقباً فشار رو به بالا در ظرفیت انرژی و مصرف وجود دارد. بر اساس تفکر اساسی اقتصادی ، این امر معمولاً منجر به افزایش واردات در دوره های بعدی می شود. این اثر برای کشورهای وارد کننده انرژی شدیدتر است.
افزایش کلی مصرف انرژی از پتانسیل بالایی برای تقویت فعالیت اقتصادی کشور در کشور و درآمد خانوار برخوردار است که منجر به فرصت های تجاری بالاتری از دیدگاه صادرات و واردات خواهد شد.
سیاست های حفاظت از انرژی که هدف از کاهش انتشار گازهای گلخانه ای است ، باعث کاهش حجم تجارت بین المللی می شود ، در حالی که فعالیت های معاملاتی با مصرف انرژی بسیار همراه است (Sadorsky ، 2012). این فعالیت ها ، به عنوان مثال ، حمل و نقل را شامل می شود که دارای انرژی پر انرژی و به ویژه به روغن وابسته است.
تجارت را می توان در تجزیه و تحلیل کمی با صادرات (حجم کل یا درصد به تولید ناخالص داخلی) یا واردات (حجم کل یا درصد به تولید ناخالص داخلی) یا باز بودن ، در تجزیه و تحلیل کمی انجام داد. باز بودن تجارت را می توان به عنوان سهام تجاری تعریف کرد (مجموع صادرات و واردات تقسیم شده توسط تولید ناخالص داخلی). یا موانع تجاری (مالیات بر تجارت بین المللی یا شاخص های تعرفه و موانع غیرقانونی). یا نرخ ارز و قیمت های مقایسه ای ، به عنوان یک سیگنال یا نشانه ای از مزایای رقابتی کشور.
تحلیلگران کمی باید با دقت پروکسی را برای انرژی انتخاب کنند ، زیرا رابطه علی بستگی به این دارد که آیا انرژی از دیدگاه عرضه یا تقاضا در نظر گرفته می شود (Abidin et al. ، 2015). علاوه بر این ، نوع انرژی نیز نقش ویژه ای در ایجاد رابطه با رشد اقتصادی و تجارت دارد: Amri (2017) توضیح می دهد که به طور خاص انرژی تجدید پذیر "به ادغام کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته در تجارت بین المللی کمک می کند."
همه مواردی که در نظر گرفته شده است ، هنگام طراحی و برنامه ریزی انرژی و سیاست های زیست محیطی نباید از نقش تجارت بین المللی بر انرژی غافل شود. برای دستیابی به پایداری مورد نظر از طریق سیاست گذاری ، تلاش کاملاً هماهنگ برای تعادل پویایی مصرف انرژی و تجارت بین المللی ضروری است. سیاست های تجاری همچنین باید پایداری و پیامدهای انرژی را در نظر بگیرد (رحمان و مامون ، 2016).
URL: https://www. scienceirect.com/science/article/pii/b9780128127469000043
اساس نظری مطالعات GPN میکروسکوپی
2. 3 نظریه تجارت جدید "جدید"
از ابتدای قرن بیست و یکم ، یک سیستم تجارت بین المللی جدید با شرکت های اصلی با شرکت بین المللی کار و جهانی سازی فعالیت های تجاری بیشتر می شود. تأثیر ویژگی های مختلف بنگاهها بر تجارت بین المللی در زمینه های مختلف به یک موضوع تحقیقاتی داغ اقتصاد بین المللی تبدیل شده است."جدید" تئوری تجارت جدید 3 که توسط مدلهای تجاری با شرکتهای ناهمگن و الگوی مرزی درون زا شرکت ارائه شده است به عنوان آخرین تئوری تجارت بین المللی ظاهر شده است. نظریه تجارت جدید "جدید" با فرض همگن بودن بنگاه در نظریه تجارت سنتی و نظریه تجارت جدید شکسته می شود و شامل ناهمگونی در چارچوب تحلیلی برای بنگاه ها است به طوری که متغیرهای تجزیه و تحلیل از کشورها و صنایع موجود در ماکرول به شرکتهای موجود در میکرولول تغییر می یابد (فن ، 2007). تجزیه و تحلیل تجارت و سرمایه گذاری بنگاهها برای بین المللی سازی و برون سپاری و ادغام سازمان جهانی تولید ، حوزه جدیدی از تحقیقات تجارت بین المللی را نشان می دهد.
مفهوم نظریه تجارت جدید "جدید" برای اولین بار توسط بالدوین و نیکود (2004) ارائه شد اما اولین مطالعات توسط ملیتز (2003) ، آنتراس (2003) و برنارد و همکاران انجام شد.(2003). این تئوری دارای دو شاخه است. یکی از آنها مربوط به انتخاب بین المللی سازی ، بر اساس مطالعه Melitz (2003) است ، همچنین به عنوان مدل های تجاری با شرکت های ناهمگن شناخته می شود و توضیح می دهد که چرا در واقعیت فقط برخی از بنگاه ها صادرات و FDI را انتخاب می کنند. سایر موارد مربوط به انتخاب سازمان جهانی تولید ، بر اساس مطالعه توسط Antras (2003) است و همچنین به عنوان مدل مرزی درون زا شرکت شناخته می شود. این مفاهیم سازمان صنعت و قرارداد را در مدل تجارت ادغام می کند ، به خوبی تجارت را توضیح می دهد و نوآوری نظری را در تحقیقات در تولید جهانی بنگاه ها معرفی می کند. 4
2. 3. 1 مدل های تجاری با شرکت های ناهمگن
در اوایل دهه 1980 ، نظریه تجارت جدید شامل ناهمگونی در الگوی تجارت برای توضیح پدیده تجارت بین صنعت بود اما ناهمگونی عمدتاً در تفاوت های محصول و رقابت انحصاری منعکس می شد و به تفاوت بین بنگاه ها در بهره وری توجه نمی شد. بنابراین ، فرض بر این است که بنگاه های یک صنعت یکسان متقارن و در همان سطح فناوری هستند ، همه بنگاه ها سطح بهره وری یکسانی دارند و در صورت صادرات یک شرکت نیز همه بنگاه ها نیز صادر می کنند. با این حال ، مطالعات تجربی بیشتر و بیشتر ثابت کرده اند که فرض تقارن نظریه تجارت جدید محدودیت های عمده ای دارد. در دهه 1990 ، تعداد زیادی از مطالعات تجربی در مورد بنگاه ها نشان داد که فقط برخی از شرکت ها محصولات را به سایر کشورها صادر می کنند و شرکت های صادر کننده از نظر اندازه و بهره وری بهتر از شرکت های غیرقانونی هستند.
ملیتز (2003) الگوی رقابت انحصاری نظریه تجارت جدید را با فرض ناهمگونی شرکت ترکیب می کند و الگویی از پویایی داخل صنعت را با شرکتهای ناهمگن می سازد. این مدل مدل رقابت انحصاری تعادل عمومی را با پویایی صنعت Hopenhayn (1992) ایجاد می کند ، مدل تجارت کروگمن (1980) را گسترش می دهد و تفاوت شرکت ها را در بهره وری معرفی می کند. ملیتز رابطه بین تجارت بین المللی و تخصیص منابع داخل صنعت را بررسی می کند و ثابت می کند که شرکت های دارای بهره وری بالاتر ابتکار عمل را برای ورود به بازار صادرات می گیرند در حالی که بنگاه های دارای بهره وری پایین تر مجبور به خروج از بازار هستند تا سطح بهره وری کل صنعت افزایش یابد واین تجارت فرصت های توسعه را برای برخی از بنگاه ها و چالش های بزرگ برای دیگران به ارمغان می آورد. پیش بینی های انجام شده بر اساس این مدل اساساً با مطالعات تجربی انجام می شود ، بنابراین به طور گسترده ای اذعان می شود که تحقیقات در مورد ناهمگونی شرکت و چارچوب اساسی تجارت و سرمایه گذاری بین المللی از اهمیت بالایی از بنیاد نظری برخوردار است. 5،6
بسیاری از مدلهای نظری که پس از ملیتز (2003) معرفی شده اند می توانند رابطه بین بنگاه های ناهمگن و حرکت بین المللی آنها را توضیح دهند. با تکیه بر مدل Melitz ، Helpman و همکاران.(2004) شامل شرکتهای ناهمگن ، صادرات و FDI در همان چارچوب تحلیلی ، ساخت یک مدل چندگانه ، چند منظوره ، تعادل عمومی برای بررسی صادرات شرکتها و فعالیتهای FDI ، و اثبات این که تفاوت بهره وری بنگاهها عامل مهمی است که بر صادرات و صادرات آنها تأثیر می گذارد و تأثیر می گذارد. FDIYeaple (2005) تلاش می کند تا تفاوت های سیستماتیک بین شرکت های صادرکننده و بدون گزارش را توضیح دهد و به طور مؤثر توضیح می دهد که چرا حق بیمه مهارت با اتصال هزینه های تجارت با تصمیم گیری بنگاهها از چهار جنبه ، یعنی ورود ، فناوری ، صادرات و نوع کارگر در حال رشد استبشرMelitz و Otaviano (2008) یک مدل نشانه گذاری متغیر را در تجزیه و تحلیل روابط بین اندازه بازار ، بهره وری و تجارت ایجاد می کنند و ثابت می کنند که اندازه و تجارت بازار بر شدت رقابت و تصمیم تولید شرکتهای ناهمگن تأثیر خواهد گذاشت. برنارد و همکاران.(2007) علل تجارت داخل صنعت را با موفقیت توضیح می دهد و عواملی را پیدا می کند که با معرفی ناهمگونی شرکت در یک مدل تجاری استاندارد ، تأثیر ورود بنگاه ها به بازار صادرات را بر می دارد. Helpman و همکاران.(2007) یک مدل نظری برای تجزیه و تحلیل انتخاب استراتژی ادغام MNCs با ترکیب ناهمگونی شرکت با دو نوع FDI (FDI عمودی و FDI افقی) ایجاد کنید. MANOVA (2008) محدودیت اعتبار را در مدل Melitz (2003) ادغام می کند و می یابد که شرکت های دارای بهره وری بالاتر از مزایای کسب پشتیبانی از اعتبار صادرات برخوردار هستند و بنگاه های کشورهای توسعه یافته دارای دسترسی آسان تر به بازار صادرات و صادرات محصولات بیشتری هستند ، به ویژه در بخش هاکه به تأمین مالی خارجی متکی هستند.
2. 3. 2 مدل مرزی درون زا شرکت
دو مدل اساسی از مرز شرکت وجود دارد. یکی استفاده از تئوری هزینه معامله Coase و ویلیامسون برای مطالعه بین المللی سازی تجارت است. مورد دیگر اتخاذ روش تجزیه و تحلیل صحیح خاصیت Grossman و همکاران است.(2003) نظریه شرکت Grossma n-Har t-Moore را با تئوری تجارت جدید Helpma n-Krugman در همان چارچوب تحلیلی ترکیب می کند و الگویی از مدل ناقص قرارداد و دارایی درست در مورد مرز شرکت برای تجزیه و تحلیل موقعیت و کنترل MNCS ارائه می دهد ، که نشان می دهدنقطه شروع مدل مرزی درون زا شرکت. این مدل مرز MNCS و موقعیت بین المللی تولید را تعریف می کند و می تواند برای پیش بینی نوع تجارت داخل عضلانی مورد استفاده قرار گیرد. بازرسی توسط متغیرها نشان می دهد که ویژگی های کیفی و کمی مدل و داده ها سازگار هستند. Antras and Helpman (2004) مدل های تجارت را با شرکت های ناهمگن ارائه شده توسط Melitz (2003) و مدل مرزی درون زا از شرکت ارائه شده توسط Antras (2003) برای ایجاد یک مدل نظری جدید که رفتار شرکت ها در تجارت بین المللی را از تفاوت های آنها تجزیه و تحلیل می کند ، ترکیب می کنند. در ساختار سازمانی و نتیجه گیری می کند که تصمیمات مربوط به برون سپاری یا ادغام ، فعالیت در خانه یا خارج از کشور و غیره ، همه انتخاب های سازمانی درون زا شرکت ها هستند. Antras (2005) یک مدل تعادل عمومی پویا از تجارت شمال و جنوب ایجاد می کند تا ظاهر چرخه عمر محصول ناشی از ناقص بودن قراردادهای بین المللی را توضیح دهد. Antras and Helpman (2006) مدل سازمان تولید بین المللی را با شرکت های ناهمگن که توسط Antras و Helpman (2004) پیشنهاد شده است ، تعمیم می دهند ، اصطکاک های قراردادی را در مدل معرفی می کنند و درجات مختلف آنها را با توجه به ورودی ها و کشور امکان پذیر می کنند. این مدل نشان می دهد که سطح بهره وری بنگاهها بر انتخاب استراتژیک فرم سازمانی تأثیر می گذارد. 7،8
به طور کلی ، الگوی مرزی درون زا شرکت از انتخاب سازمانی بنگاه های انفرادی ناشی می شود و تئوری تجارت بین المللی را با تئوری شرکت در همان چارچوب ترکیب می کند. این یک پیشرفت بیشتر در تئوری تجارت با شرکت های ناهمگن است و چشم انداز جدیدی را برای تحقیق در مورد جهانی سازی شرکت ها و سازمان صنعتی ارائه می دهد. مدل مرزی درون زا شرکت به طور معمول با مطالعات Antras (2003) و Antras و Helpman (2004) آغاز می شود ، تأثیر ناهمگونی شرکت را در انتخاب استراتژیک برون سپاری و بازرگانی بررسی می کند و بررسی می کند که چگونه شکل سازمانی شرکت ها بر مدل تجارت تأثیر می گذارد.
2. 3. 3 تفسیر شبکه های تولید جهانی در نظریه تجارت جدید "جدید"
نظریه تجارت جدید "جدید" با مطالعات GPN میکروسکوپی بسیار سازگار است. گنجاندن این تئوری در چارچوب GPN میکروبیس جدید و دیدگاه های جدید برای تحقیق در مورد GPN ها را فراهم می کند. این تئوری می تواند ناهمگونی و عدم تقارن قدرت بنگاه ها در GPN ها را توضیح دهد ، از جمله الگوی رفتاری و صفات درونی بنگاه ها و بهره وری ، فناوری و کارگران با مهارت های ناهمگن به عنوان منبع ناهمگونی. در رابطه با هزینه های ثابت تجارت ، این تئوری می تواند تفاوت های بهره وری بنگاه ها را توضیح دهد و برای تجزیه و تحلیل تأثیر فرم سازمانی بنگاهها در تجارت بین المللی و GPN ها و به ویژه ، ویژگی ها و دلایل تجارت بین المللی در MNC ها استفاده شود. غنی سازی تحقیقات در مورد GPN. نظریه تجارت جدید "جدید" عمدتاً موضوعات زیر را در مورد GPN ها توضیح می دهد: چه نوع بنگاه هایی می توانند GPN هایی را برای خدمت به بازارهای بین المللی ایجاد کنند. آنها چه اشکال سازمانی را انتخاب می کنند (صادرات یا FDI ، FDI افقی یا عمودی ، ایجاد تجارت جدید یا مرزی M& A و برون سپاری یا ادغام). آنها چگونه مکان ها را انتخاب می کنند (داخلی یا بین المللی و جنوبی یا شمال). آیا GPN می تواند عملکرد و رقابت شرکت ها را بهبود بخشد. بنابراین ، نظریه تجارت جدید "جدید" پشتیبانی قابل توجهی از مطالعات GPN میکروسکوپی ارائه می دهد.
نظریه تجارت جدید "جدید" از ناهمگونی شرکت در توضیح مزایای GPN ها ناشی می شود. کشورها و مناطقی که از آن عقب مانده اند باید به طور فعال در بخش بین المللی کار شرکت کنند و سطح باز بودن را به جهان خارج افزایش دهند و این به ارتقاء بهره وری صنعت و ارتقاء توسعه اقتصادی محلی کمک می کند. این تئوری روش جدیدی برای بهبود بهره وری پیدا می کند. تحت این شرط که بهره وری بنگاه های جداگانه بدون تغییر باقی بماند ، یک کشور هنوز هم می تواند سطح بهره وری را در یک صنعت و حتی در همه بخش ها از طریق تجارت و باز کردن افزایش دهد. همچنین نشان می دهد که GPN ها ممکن است تأثیرات منفی در مناطق کمتر توسعه یافته داشته باشند. افتتاح بازار ممکن است صنایع با راندمان کمتری در مناطق کمتر توسعه یافته به رکود اقتصادی و صنایع وارد مناطق کمتر توسعه یافته ممکن است صنایعی با بهره وری پایین و هزینه های زیست محیطی بالا باشد. جابجایی تجارت ممکن است منجر به بازگشت در سودهای بهره وری در کشورهای کوچک شود و در عین حال به افزایش سودآوری کشورها کمک کند. GPN ها منجر به جابجایی منابع و تغییر سود و سهم بازار به بنگاه هایی با بهره وری بالا می شوند که ممکن است باعث انحصار بیش از حد منابع و در نتیجه از دست دادن کارایی در کل بازار شود.
URL: https://www. scienceirect.com/science/article/pii/b9780128148471000026
زیربناهای نظری
Constantinos Ikonomou ، در بودجه بحران یونان ، 2018
2. 1. 6. 2 رقابت و تجارت بین المللی
رقابت ملی در گذشته عمدتاً با صادرات و تجارت بین المللی همراه بود (مک گیرهان ، 1968). حذف موانع تجاری در طول 30 سال گذشته ، از طریق توافق های متوالی در مورد تجارت بین المللی به تدریج ایجاد سیستم جدید تجارت بین المللی رایگان و گسترش جهانی تجارت که از طریق بسیاری از تغییرات در محیط بین المللی ترویج می شود ، شرکت های داخلی را در معرض رقابت بین المللی قرار داده است. آسیب پذیری آنها و سطح رقابت داخلی در اکثر ایالت ها. نگرانی های زیادی در مورد تولید خودکفا دولت ، یعنی ظرفیت واقعی آنها برای تولید کالاها و خدمات و عدم ارائه فضای کافی برای واردات برای تأمین نیازهای تولید آنها مطرح شده است. این نگرانی ها همچنین با افزایش فزاینده فن آوری های جدید ، تحقیقات تحقیق و توسعه ، سرریز آنها و سایر پیشرفت های تکنولوژیکی که باعث رشد و بازسازی بسیاری از اقتصادها و محصولات فناوری و همچنین با ظهور یک سن مرتبط شده است - بیش از آنکه بیشتر از آن باشد. هر کس دیگری قبل - با استفاده از فن آوری های اطلاعات و ارتباطات. کشورهای ملت اکنون با لزوم مقابله با چنین تغییراتی و افزایش ظرفیت تولید در طیف وسیعی از صنایع ، حفظ یا افزایش بهره وری و صادر کردن محصولات خود ، سنگین هستند ، بدون این که در عین حال استانداردهای زندگی خود را تضعیف کنندشرایط تجارت آنها را بدتر می کند.
رابطه بین رقابت و تجارت متفاوت است ، و نظریه ها یا دیدگاه های مختلف تجاری پیشنهاد شده است که تجارت با ظرفیت دولت برای رقابت و حفظ رقابت آنها مربوط می شود (کروگمن ، 1996). در نمای کلاسیک - دیکاردیان - ، ایالت ها هنگام ارائه محصولات و خدماتی که با استفاده از عوامل تولید ارائه شده در هزینه های پایین تر تولید می کنند ، یک مزیت مقایسه ای کسب می کنند. عامل اصلی تولید آزمایش شده در مدل ریکاردی کار است. هزینه های پایین کار ، به ویژه حقوق ، به عنوان هزینه فرصت عمل می کند و تولید از یک ایالت به ایالت دیگر را از طریق تجارت منتقل می کند (کروگمن و Obstfeld ، 2000). ایالت هایی که هزینه نیروی کار کمتری در تولید کالاها و خدمات خاص دارند ، در این تولید خاص از مزیت مقایسه ای برخوردار می شوند. تجارت ، کشورها را به سمت تخصص تولید خود سوق می دهد ، زیرا نیروی کار مورد استفاده در تولید داخلی از آن صنایع حرکت می کند که در آن کمتر تولید می شود تا در جایی که نسبتاً تولیدی تر باشد (کروگمن و Obstfeld ، 2000). این فرایند بازسازی صنعتی را در داخل ایالت ها به ارمغان می آورد. اما مسلم نیست که آیا ایالات موفق به دستیابی به تخصص صنعتی در یک صنعت جدید خواهند شد. حذف تخصص صنعتی از یک صنعت لزوماً تخصص های صنعتی را در دیگری به ارمغان نمی آورد. برای اولین بار باید شرایط مختلفی برآورده شود ، مانند مثال ایجاد موسساتی که از بنگاه ها در یک صنعت جدید و نوزادان حمایت می کنند و اطلاعات مربوط به تولید را ارائه می دهند (همانطور که در Best ، 1990 بحث شد). در دیدگاه هکچ ر-اوهلین ، قیاس عوامل تولید موجود و در کشورهایی است که تجارت را هدایت می کند. اما پارادوکس Leontief ثابت کرد که صادرات ایالات متحده با تأکید بر اولویت هزینه های کار ، مانند نظر ریکاردین ، جدا از نقش حفاظت (در آن زمان بیشتر) ، قیاس کمتری از سرمایه با کار خود دارد. این پارادوکس به نظر می رسد همچنین می تواند مربوط به اقتصادهای مقیاس ایجاد شده در بین صنایع داخلی باشد و یک مزیت جمع از اقتصادهایی را تشکیل می دهد که به یک مزیت مقایسه ای تبدیل می شوند (کروگمن و Obstfeld ، 2000).
به طور کلی ، تعادل بزرگتر و مثبت تجارت احتمالاً حاکی از ظرفیت یک کشور برای رقابت است ، بیشتر به موقع گسترش می یابد.
با این حال ، تجارت مشمول نرخ ارز است و از نظر قیمت با رقابت همراه است. تضعیف ارزش ارز یک دلیل موقت و فنی برای ایجاد مازاد تجارت است. حتی اگر کسری بزرگ تجارت بتواند آسیب پذیری یک اقتصاد را نشان دهد ، اما می تواند از سرمایه گذاری های مستقیم خارجی نیز ناشی شود (Candace and Singh ، 2000). به همین ترتیب ، پرونده مکزیک در دهه 1980 که مجبور شد مازاد تجارت بزرگی را برای بازپرداخت منافع وام های خود انجام دهد ، نمونه ای از محدودیت استفاده از تجارت به عنوان یک شاخص رقابت است (کروگمن ، 1994). مانده های تجارت می تواند عملکرد صادرات را نشان دهد. با این حال ، این امر منوط به موانع تجاری و تصمیمات مربوط به حمایت از تجارت استراتژیک است که در سراسر جهان یکنواخت نیستند. از این رو آنها ممکن است عملکرد مقایسه ای دولت را در تجارت به خوبی نشان ندهند. به همین دلایل ، مانده های تجارت به تنهایی ممکن است برای اندازه گیری رقابت دولت "نامناسب" باشد (کروگمن ، 1994).
همانطور که پارادوکس تجربی کالدور فاش کرده است ، مازاد تجارت نه تنها مشمول هزینه ها و قیمت ها نیست. طبق این پارادوکس ، آلمان و ژاپن تجارت جهانی خود را در دهه 1960 و اوایل دهه 1970 بهبود بخشیدند ، در حالی که قیمت و هزینه آنها به جای کاهش یافته ، برخلاف ایالات متحده و انگلستان که بدتر شدن موقعیت آنها در حالی که قیمت ها و هزینه های آنها کاهش یافته است (کاهش یافته است (کالدور ، 1978).
رابطه تجارت با رقابت بستگی به این دارد که آیا تجارت یک بازی با مبلغ صفر یا یک بازی مثبت است. در مورد سابق که امروزه کمتر پذیرفته می شود ، کشورهایی که افزایش مازاد تجارت در برابر سایر کشورها به آن می رسند و بنابراین رقابت نسبی آنها بیشتر خواهد بود. اما اگر تجارت یک بازی با ارزش مثبت باشد (همانطور که در کروگمن ، 1994 ؛ کروگمن و Obstfeld ، 2000 ؛ و بسیاری دیگر) ، یک سابقه تجارت خوب یک کشور لزوماً نقاط ضعف دیگری را نشان نمی دهد ، به ویژه در خانواده های ملل ،مانند اتحادیه اروپا در نظر گرفته شده است.
قضیه Balassa-Samuelson ، که بیان می کند که رشد بهره وری بیشتر از نظر کشور در بخش کالاهای معامله شده متفاوت است (به جای بخش کالاهای غیرقانونی) ، رقابت در سطح دولتی را نشان می دهد ، که از طریق بهره وری اندازه گیری می شود ، دوباره به کالاهای معامله شده و تجارت بین المللی ایالتی باز می گردد. ادغام بخش کالاهای غیرقابل تحمل در مقایسه های بین المللی در مورد رقابت ، به دور شدن از تجزیه و تحلیل های استاتیک در مورد رقابت بر اساس تجارت و دیدن تصویر گسترده تر از یک اقتصاد کمک می کند.
هر دو قضیه Balass a-Samuelson و تأکید بر نقش کار توسط تئوری تجارت ، اهمیت نیروی کار و بهره وری آن را برجسته می کند.
URL: https://www. scienceirect.com/science/article/pii/b9780128145661000021
ادغام ها و ادغام های مرزی
یکپارچه جهانی در مقابل بازارهای سرمایه تقسیم شده
اقتصاد جهان از زمان جنگ جهانی دوم به دلیل گسترش تجارت بین المللی به هم وابسته تر شده است. از آنجا که محدودیت های سرمایه گذاری خارجی حذف شده است ، بازارهای مالی کشور نیز وابستگی متقابل یا ادغام مشابهی را نشان داده اند به گونه ای که نوسانات بازده مالی در بازارهای سهام یک کشور بر بازده در بازارهای سهام سایر کشورها تأثیر می گذارد. بین سالهای 1960 و 1990 ، همبستگی بین بازده مالی بازار سهام برای هفت کشور بزرگ توسعه یافته افزایش یافته است که نشان دهنده ظهور یک بازار سرمایه جهانی است. علاوه بر این ، همبستگی بین بازده بازار سهام در اقتصادهای نوظهور در مقایسه با بازده بازار مالی جهانی پس از آزادسازی بازار سهام آنها افزایش یافته است. 5
با این حال ، بر خلاف مطالعات قبلی ، به نظر نمی رسد افزایش روند صعودی در همبستگی بین بازده مالی برای 23 کشور توسعه یافته بین سالهای 1980 تا 2003 وجود داشته باشد (جدول 17. 2). 6 استثناء اصلی همبستگی بین بازده بازار سهام در کشورهای اروپایی است. با این حال ، به نظر می رسد که این همبستگی نسبت به دوره زمانی مورد بررسی بسیار حساس است. به عنوان مثال ، همبستگی بین عملکرد ایالات متحده و سهام اروپا از کمتر از 30 ٪ در دهه 1970 به 90 ٪ برای دوره پنج ساله منتهی به سال 2006 افزایش یافته است. 7
جدول 17. 2. حرکات بلند مدت در همبستگی بازده مالی کشور بین سالهای 1980 تا 2003
| گروه بندی کشور | همبستگی متوسط |
| همه کشورها | 0. 37 |
| G7 | 0. 37 |
| اروپا | 0. 54 |
| شرق دور | 0. 30 |
| ایالات متحده در مقابل خاور دور | 0. 27 |
| ایالات متحده در مقابل اروپا | 0. 39 |
| ایالات متحده در مقابل سایر کشورها | 0. 35 |
منبع: Bekaert ، Hodrick و Zhang (2009).
بازارهای سرمایه یکپارچه در سطح جهانی ، دسترسی بی وقفه به بازارهای سرمایه محلی و ساکنان محلی را با دسترسی به بازارهای سرمایه خارجی فراهم می کند. عوامل مؤثر در ادغام بازارهای جهانی سرمایه شامل کاهش موانع تجاری ، حذف کنترل سرمایه ، هماهنگی قوانین مالیاتی ، نرخ ارز شناور و تبدیل رایگان ارزها است. بهبود استانداردهای حسابداری و حاکمیت شرکت ها همچنین جریان سرمایه مرزی را تشویق می کند. هزینه های معاملات مرتبط با اوراق بهادار سرمایه گذاری خارجی نیز به دلیل پیشرفت در فناوری اطلاعات و رقابت کاهش یافته است. در نتیجه ، شرکت های چند ملیتی می توانند به راحتی در بازارهای سرمایه داخلی و خارجی بودجه جمع کنند. این افزایش رقابت بین وام دهندگان و سرمایه گذاران منجر به کاهش هزینه سرمایه برای چنین بنگاه هایی شده است.
بر خلاف بازارهای سرمایه یکپارچه جهانی ، بازارهای سرمایه تقسیم شده قیمت های مختلف اوراق قرضه و سهام را در مناطق مختلف جغرافیایی برای دارایی های یکسان از نظر خطر و بلوغ نشان می دهند. داوری باید قیمت ها را در بازارهای مختلف یکسان کند ، زیرا سرمایه گذاران آن دارایی هایی را که برای خرید ارزش کم ارزش هستند ، می فروشند. تقسیم بندی زمانی بوجود می آید که سرمایه گذاران به دلیل کنترل سرمایه قادر به انتقال سرمایه از یک بازار به بازار دیگر نیستند یا به این دلیل که ترجیح می دهند در بازارهای محلی خود سرمایه گذاری کنند. تقسیم یا تعصب محلی ممکن است به دلیل سرمایه گذاران اطلاعات بهتری در مورد محلی و نه شرکت های دور افتاده تر ایجاد شود. 8
سرمایه گذاران در بازارهای تقسیم شده با نگه داشتن سهم نامتناسب از سرمایه گذاری های خود در بازار محلی خود ، بر خلاف سطح ریسک در صورت سرمایه گذاری در یک سبد جهانی متنوع ، سطح بالاتری از ریسک دارند. با تأکید بر این سطح بالاتر از ریسک ، سرمایه گذاران و وام دهندگان در چنین بازارهایی نیاز به بازده بالاتری از سرمایه گذاری در بازار محلی نسبت به سرمایه گذاری در یک سبد جهانی متنوع از سهام دارند. بنابراین ، هزینه سرمایه برای بنگاه ها در بازارهای تقسیم شده بدون دسترسی آسان به بازارهای جهانی اغلب بالاتر از هزینه جهانی سرمایه است.
شواهدی وجود دارد که نشان می دهد بازارهای سرمایه در برخی از کشورها ممکن است به حدی تقسیم شوند که عوامل محلی در تعیین جریان نقدی ، دسترسی به سرمایه و قیمت سهم بنگاه های کوچک نسبت به بنگاه های بزرگ از اهمیت بیشتری برخوردار باشند. 9 در نتیجه ، قیمت سهم یک خرده فروش بزرگ فرانسوی مانند کارفور ممکن است بسیار شبیه به خرده فروش غول پیکر ایالات متحده وال مارت باشد. با این حال ، سهام یک زنجیره تخفیف خرده فروشی کوچک فرانسوی ، که بیشتر تحت تأثیر عوامل بخش بازار محلی خود قرار گرفته است ، ممکن است متفاوت از کارفور یا وال مارت تجارت کند و هزینه بسیار بالاتری از سرمایه را نشان دهد.
URL: https://www. scienceirect.com/science/article/pii/b9780123854858000177
وام و ریسک اعتباری
اوراق بهادار قابل فروش توسط بانک ها
پذیرش بانکداران: این ابزارها بیشتر در ارتباط با تجارت بین المللی بوجود می آیند. پذیرش یک بانکدار یک بدهکار بانکی است که مشتری بانک به شخص ثالث است. این ابزار معمولاً به عنوان پیش نویس زمانی که توسط یک شرکت نوشته شده است به منظور پرداخت برخی از کالاها یا به صورت ارز محلی و یا در ارز ، بوجود می آید. پیش نویس سپس توسط بانک "پذیرفته شده" است ، یعنی این بانک ارزش چهره خود را در زمان بلوغ تضمین می کند. پذیرش پس از آن توسط بانک نگهداری می شود یا در بازار ثانویه فروخته می شود و ممکن است توسط یک بانک دیگر نگهداری شود. بانک مبدا به طور معمول هزینه ای را برای ضمانت (پذیرش) که مستقل از سود پرداخت شده در وام است ، هزینه می کند. بلوغ معمولاً کمتر از 6 ماه است.
پذیرش یک بانکدار تجارت بین احزاب را که در سیستم های حقوقی مختلف با جدایی جغرافیایی و فرهنگی گسترده فعالیت می کنند ، تسهیل می کند. اگر صادرکننده وارد کننده را به اندازه کافی نمی شناسد ، کالاها را حتی بر اساس COD حمل نمی کند. با این حال ، این احتمال وجود دارد که بانک وارد کننده بهتر شناخته شود و از این رو تمایل خود را برای تضمین پرداخت - که به منظور جایگزینی ریسک اعتباری خود برای آن وارد کننده است - تجارت را تسهیل می کند. از بانک صدور ضمانت نیز می توان انتظار داشت که در مورد وارد کننده ، معمولاً مشتری بانک اطلاعات بیشتری کسب کند. مزیت اطلاعاتی آن در مقابل صادرکننده به بانک اجازه می دهد تا هزینه ای را برای پذیرش بدست آورد. بنابراین ، پذیرش بانکداران از نزدیک با نقش بانک در ارائه حل و فصل کارآمدتر از مشکلات اطلاعاتی مرتبط است. برای اطلاعات بیشتر در این مورد ، به فصل 10 مراجعه کنید.
مقاله تجاری: این بدهی ناامن است که بر قدرت نام صادرکننده صادر شده است. این کشور به صورت تخفیف مانند قبض خزانه داری ، 6 با سررسید از 3 تا 270 روز و نرخ بهره به طور معمول پایین تر از نخست و قابل مقایسه با کسانی که در CDS و پذیرش بانکداران هستند ، فروخته می شود. فقط بنگاههای مشهور مقاله تجاری را صادر می کنند زیرا مستقیماً به سرمایه گذاران فروخته می شود ، بدون واسطه برای حل مشکلات اطلاعاتی.
اوراق بهادار دولتی ایالات متحده: این ابزارهای مهم برای بانکهای تجاری به دلیل ماهیت بدون پیش فرض و بازارهای بسیار نقدی که در آن معامله می شوند. همانطور که در فصل 3 دیدیم ، محتوای اطلاعات خصوصی نقدینگی را تضعیف می کند ، بنابراین اوراق بهادار دولتی ایالات متحده - که تقریباً هیچ اطلاعات خصوصی را تجسم می کند - نقدینگی را در اختیار بانک ها قرار می دهد.
درآمد حاصل از همه اوراق بهادار دولتی آمریكا مشمول مالیات بر درآمد فدرال و همچنین مالیات بر سود سرمایه است ، اما از مالیات بر درآمد ایالتی و محلی معاف است. اوراق بهادار دولتی ایالات متحده از سه نوع است: لوایح ، یادداشت ها و اوراق قرضه. صورتحساب خزانه داری (T-Bills) اوراق بهادار دولت کوتاه مدت ایالات متحده (با سررسید اصلی 91 روز ، 182 روز و 1 سال) است که مانند کاغذ تجاری به صورت تخفیف فروخته می شوند. یادداشت های خزانه داری شبیه به خطوط T است به جز این که آنها دارای سررسید کمتر از 1 سال و بیش از 7 سال نیستند. اوراق بهادار خزانه داری با سررسید اصلی صادر می شود که اغلب از 10 سال فراتر رفته و می تواند تا 30 سال باشد.
اوراق بهادار آژانس دولتی آمریكا: این گواهینامه های بدهی صادر شده توسط آژانس های دولت آمریكا ، مانند بانک اعتباری متوسط فدرال ، انجمن ملی وام مسکن فدرال (FNMA یا Faie Mae) ، بانک وام فدرال خانه (FHLB) و دولت است. انجمن ملی وام مسکن (GNMA یا جینی مای). آنها تعهدات مستقیم دولت آمریكا نیستند و به طور معمول با حق بیمه كوچك نسبت به بدهی خزانه داری تجارت می كنند. درآمد این اوراق بهادار ، مانند تعهدات مستقیم دولت ایالات متحده ، از مالیات های ایالتی و محلی معاف است ، اما از مالیات های فدرال نیست.
اوراق بهادار ایالتی و محلی و اوراق قرضه شهرداری: این ابزارهای بدهی معمولاً نسبت به خزانه داری و اوراق بهادار آژانس با مدت زمان قابل مقایسه به دلیل خطر پیش فرض بالاتر و نقدینگی ضعیف ، عملکرد پس از مالیات بالاتر دارند. پرداخت بهره آنها از مالیات بر درآمد فدرال و همچنین مالیات های خانگی و محلی معاف است. اوراق قرضه دولت و محلی را می توان به سه دسته گسترده تقسیم کرد: اوراق قرضه اداره مسکن ، اوراق تعهد عمومی و اوراق بهادار درآمد. اوراق قرضه اداره مسکن توسط آژانس های مسکن محلی برای ساخت و اداره مسکن صادر می شود. آنها توسط دولت فدرال تضمین می شوند و به همین دلیل واقعاً بی خطر هستند. اگر ایمان و اعتبار کامل صادرکننده در پشت بدهی باشد ، اوراق قرضه تعهد عمومی نامیده می شود. در مقابل ، علاقه و اصلی اوراق بهادار درآمد صرفاً با جریان نقدی یک پروژه عمومی تعیین شده یا تعهد پشتیبانی می شود. درآمدهای پشتیبانی از این اوراق قرضه ممکن است از این طریق حاصل شود: (i) به طور خاص مالیات های اختصاصی مانند سیگار ، بنزین و آبجو ، (ب) عوارض برای جاده ها ، پل ها و فرودگاه ها ، (iii) پرداخت اجاره به ساختمانها ، فضاهای اداری و و اجارهمانند. به طور معمول ، پرداخت اوراق قرضه به درآمدهای تولید شده توسط پروژه از اوراق قرضه برای تأمین مالی استفاده می شود.
دارایی های دیگر: این موارد شامل نقدی طاق و سپرده در فدرال رزرو ، سهام عدالت در شرکتهای تابعه ، سرمایه فیزیکی مانند ساختمانها ، رایانه ها و وام های سرچشمه داده شده توسط سایر بانکها است که ممکن است به عنوان بخشی از فروش وام یا از طریق اوراق بهادار به دست آمده باشد. برای مدت زمان کوتاهی ، این بانک همچنین ممکن است انواع دارایی های دیگری را که به عنوان وثیقه از وام گیرندگان بزهکار به دست می آید ، داشته باشد.
مقالات آموزش فارکس...
ما را در سایت مقالات آموزش فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : بهزاد فراهانی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : پنجشنبه
7 ارديبهشت
1402 ساعت: 16:29