در مقاله ، ما یک روش جامع از تجزیه و تحلیل زنجیره ارزش را در چارچوب بین المللی ورودی و خروجی ارائه می دهیم که یک اندازه گیری جدید از مشارکت زنجیره ارزش و یک نوع شناسی گسترده از زنجیره های ارزش را ارائه می دهد ، با گنجاندن جدید زنجیره ارزش داخلی برای پرداختن به میزان وسعتتکه تکه شدن تولید کاملاً داخلی. این امر امکان تجزیه و تحلیل همزمان قطعه قطعه شدن تولید جهانی و داخلی ، الگوهای پیچیده تکامل آنها و تأثیر آنها بر توسعه اقتصادی را فراهم می کند. سهم اصلی روش پیشنهادی مفهومی است: اندازه گیری تمام مسیرهای زنجیره ای ارزش را که از هر بخش کشور از تولید به مصرف نهایی منتقل می شود ، امکان پذیر می کند ، خواه مسیر شامل پیوندهای پایین دست ، پیوندهای بالادست یا ترکیب آنها باشد. کاربرد تجربی این روش اهمیت شامل تکه تکه شدن داخلی در تجزیه و تحلیل زنجیره ارزش را نشان می دهد: تکه تکه شدن سطح جهانی و داخلی تولید همبستگی مثبت معنی داری با رشد اقتصادی دارد. این بدان معنی است که اثرات قطعه قطعه شدن تولید جهانی باید همراه با ساختار در حال تغییر تکه تکه شدن تولید داخلی برای به دست آوردن کل تصویر مورد بررسی قرار گیرد ، که ممکن است اطلاعات مهمی را برای سیاست گذاری و سیاست های صنعتی ارائه دهد.
معرفی
در دهه های اخیر ، پیچیدگی فزاینده تقسیم کار در این واقعیت منعکس شده است که تولید بیشتر در زنجیره های ارزشی ، چه در داخل و چه در خارج از کشور اتفاق می افتد. رویکردهای نظری و تجربی برای تجزیه و تحلیل زنجیره های ارزش به سرعت پیشرفت کرده اند ، اما بسیار التقاطی و ناهمگن هستند. اولین تعاریف پاورقی زنجیرهای کالا 1 تاریخ به تئوری پاورقی سیستم های جهانی 2 باز می گردد: "منظور ما از چنین زنجیرهایی موارد زیر است: یک مورد مصرفی نهایی را بگیرید و مجموعه ای از ورودی هایی را که در این مورد به پایان رسیده است ، ردیابی کنید. تحولات ، مواد اولیه ، مکانیسم های حمل و نقل ، ورود نیروی کار به هر یک از فرآیندهای مواد ، مواد غذایی وارد نیروی کار می شوند. این مجموعه از فرآیندهای مرتبط که ما آن را زنجیره کالا می نامیم (هاپکینز و والرشتاین 1977). "در دهه 1990 ، برنامه تحقیقاتی زنجیره های کالاهای جهانی برای اولین بار توسط سهم منی Gereffi به طور سیستماتیک بیان شد (Gereffi 1994) که سه بعد همبستگی تحقیق را تعریف کرد: بعد ورودی و خروجی ، بعد مکانی و سوال پاورقی حاکمیت زنجیره کالا3این دوره تحقیق با دور شدن از یک دیدگاه تاریخی و کلان اقتصادی به سمت تمرکز ویژه بر زنجیره های صنعتی و دیدگاه همکاری بین شرکت ، با مطالعات موردی متعدد در مورد زنجیره های ارزش مشخص شد. چارچوب زنجیره ارزش جهانی در اوایل قرن جدید با هدف صریح و متحد اتحاد ناهمگن قبلی پدیدار شد (Gereffi 1999 ؛ Gereffi et al. 2001). از یک طرف ، رویکرد زنجیره ارزش جهانی تمرکز را بر روی سطح شرکت افزایش داده و با ادبیات از پاورقی بین المللی تجارت و مدیریت 4 ادغام شده است ، در حالی که از پاورقی جدید هزینه معاملات نهادی جدید نیز استفاده می کند. از طرف دیگر ، ایجاد پاورقی بین المللی جدول ورودی و خروجی بین المللی منجر به احیای رویکرد کلان اقتصادی جمع شده به زنجیره های ارزش جهانی ، هرچند با تمرکز متفاوت از رویکرد سیستم های جهانی. پاورقی 7
در این مقاله ، ما یک روش جدید برای اندازه گیری نرخ مشارکت زنجیره ای ارزش مختلف در چارچوب بین المللی ورودی و خروجی ارائه می دهیم. در مقایسه با اندازه گیری گسترده ترین مشارکت زنجیره ارزش که توسط وانگ و همکاران معرفی شده است.(2017) ، ما دو پیشرفت اساسی مفهومی ایجاد می کنیم.
اول ، روش ما یک اندازه گیری واحد و مداوم از مشارکت زنجیره ارزش در سطح کشور را ایجاد می کند ، بر خلاف نرخ مشارکت دو (بالادست و پایین دست) که در روش وانگ وجود دارد. استدلال و منطق مورد استفاده برای به دست آوردن سهم مشارکت زنجیره ای واحد در سطح بخش کشور بسیار شبیه به رویکرد Arto و همکاران است.(2019) ، که رویکردهای مبتنی بر منبع و سینک را برای تجزیه صادرات ترکیب می کند. ایده این است که تجزیه مبتنی بر تقاضای نهایی (تجزیه مبتنی بر سینک) مستقل از تجزیه ارزش افزوده پایین دست (مبتنی بر منبع) است و بنابراین هر دو می توانند به صورت خطی ترکیب شوند تا هر دو اطلاعات مربوط به منبع ارزش افزوده و همچنین درک کنندمسیر تقاضای نهایی همزمان. روشهای تجزیه صادرات اخیراً پیشرفت های چشمگیری داشته است (Arto et al. 2019 ؛ Borin and Mancini 2019 ؛ Miroudot and Ye 2021). با این حال ، روشهای نرخ مشارکت زنجیره ارزش یا هنوز هم به طور عمده به ماتریس صادراتی ارزش افزوده متکی هستند تا جریان ارزش بین هر دو بخش کشور در اقتصاد را توصیف کنند (جانسون و نوگورا 2012) و منجر به اقدامات نرخ مشارکت در بالادست و پایین دست یا پایین دست می شوندیک اقدامات سینک و منبع مبتنی بر صرفاً در اقدامات یک طرفه و رو به جلو ترکیب کنید. رویکرد ما به تجزیه زنجیره ای ارزش دیگر از ماتریس صادرات ارزش افزوده استفاده نمی کند و در عوض زنجیره ارزش نامتقارن را که همزمان پایین دست و بالادست از هر بخش کشور مربوط می شود ، تجزیه می کند. ایجاد یک متغیر ثابت در سطح کشور که اندازه گیری سطح کلی مشارکت در زنجیره های ارزش است ، آزمایش تجربی بسیاری از پایان نامه های تحقیقاتی را که قبلاً یا محدود به سطح کل بودند ، امکان پذیر می کند یا باید از نظر اندازه گیری تأثیرات به طور جداگانه بیان شوندادغام زنجیره ارزش بالادست و پایین دست.
دوم ، روش شناسی ما اجازه می دهد تا با رویکرد وانگ به تجزیه فعالیتهای تولیدی یا با تجزیه صادرات ، پسوندهای نوع شناسی زنجیره ای ارزش را فراهم کند. ما یک اندازه گیری جدید از نرخ مشارکت زنجیره ارزش داخلی برای اندازه گیری سهم تولید که نشان دهنده میزان تکه تکه شدن تولید داخلی است ، معرفی می کنیم. به جای یک مؤلفه داخلی منفرد و تمایز نیافته ، ما تولید داخلی را که تکه تکه شده است (شامل همکاری قابل اندازه گیری بین بنگاه های داخلی) و تولید داخلی است ، که تکه تکه نیست (متشکل از تولید ارزش مستقیم برای مصرف بدون همکاری بنگاه های داخلی) است. واداین باعث می شود مفهوم ما از زنجیره ارزش داخلی در مقایسه با مؤلفه داخلی وانگ ، یک مفهوم کاملاً جدید و متفاوت باشد ، که این دو را متمایز نمی کند و هر دو دسته را در یک مفهوم تمایز نیافته ترکیب می کند. در حالی که سهم وانگ از مؤلفه داخلی فقط یک باقیمانده ساده است - نفی سهم تکه تکه شدن تولید جهانی و سهم تجارت جهانی ریکاردیا که اطلاعاتی در مورد ماهیت اقتصاد داخلی ارائه نمی دهد ، روش جدید ما به ما امکان می دهد اندازه گیری کنیممیزان تکه تکه شدن تولید داخلی علاوه بر مطالعه معمول از تکه تکه شدن تولید بین المللی.
هدف ما این است که از رویکرد خود برای ارائه ابزارهای روش شناختی استفاده کنیم که اکتشاف ارتباطات پیچیده زنجیره های ارزش جهانی و داخلی و تکامل آنها را با گذشت زمان تسهیل می کند. ما معتقدیم که این امر به درک الگوهای متنوع ادغام ساختاری کشورها/بخش های مختلف و تأثیرات مختلف چنین الگوهای بر توسعه اقتصادی می افزاید. در حالی که این در درجه اول یک کمک روش شناختی است ، ما باید از داده های تجربی ابتدایی استفاده کنیم تا سعی کنیم ارتباط احتمالی بین سطح تکه تکه شدن تولید جهانی و داخلی و رشد کلی اقتصادی را نشان دهیم.
مقاله به شرح زیر است: در بخش. 2 ، ما شاخص های زنجیره ارزش موجود را مرور می کنیم و به کاستی های آنها می پردازیم. در فرقه3 ، ما روش خود را ارائه می دهیم. در فرقه3. 1 ، ما یک مفهوم سازی جدید از زنجیره ارزش را در چارچوب بین المللی I-O ارائه می دهیم و هدف خود را از تفکیک تعریف می کنیم. یک نوع شناسی زنجیره ارزش جدید در بخش ارائه شده است. 3. 2 که در آن سهام شرکت را نیز استخراج می کنیم. در فرقه4 ، ما نمونه ای از کاربردهای تجربی و برخی از نتایج اساسی تجربی از روش جدید را ارائه می دهیم تا بینش هایی را در مورد ساختارهای اقتصادی نشان دهیم که با استفاده از اقدامات زنجیره ارزش جدید می توان به دست آورد و پیوندها بین الگوهای ادغام زنجیره ارزش و رشد کلی اقتصادی وجود داشته باشد. سرانجام ، ما در مورد سهم مقاله ، محدودیت ها و امکانات آن برای تحقیقات بیشتر بحث می کنیم.
زمینه
جدیدترین تجزیه و تحلیل کلان اقتصادی زنجیره های ارزش جهانی به روش بین المللی ورودی و خروجی متکی است. از آنجا که داده های بین المللی I-O در اصل یک مجموعه داده های حسابداری استاندارد یکپارچه است که در سطح بخش هماهنگ شده است ، اطلاعات فاقد نوع شناسی حاکمیت زنجیره ارزش است. این بدان معناست که بانک اطلاعاتی بین المللی I-O نمی تواند تنها منبع مطالعه شبکه های تولید باشد ، که از لحاظ نظری با معاملات تجاری صرفاً باز از طریق حداقل برخی از سلسله مراتب متفاوت است و در مورد تعبیه محلی پیوندهای تولیدی بررسی می شود (باکلی 2009 ؛هندرسون و همکاران 2002 ؛ هس و کو 2006 ؛ هورتاسا و سیورسون 2009). با این حال ، چارچوب کلی زنجیره های ارزش جهانی می تواند بدون چنین تمایزاتی عمل کند و این باعث می شود داده های بین المللی I-O یکی از مهمترین منابع اطلاعات خود را تنظیم کند. مزیت اصلی استفاده از روش I-O در تجزیه و تحلیل زنجیره ارزش جهانی این است که می توان اطلاعات جمع شده در مورد ساختار زنجیره های ارزش را بدست آورد ، برخلاف مطالعات موردی جدا شده شرکت که می تواند درک دقیق تری از جنبه های مختلف a ارائه دهدزنجیره ارزش داده شدهبنابراین ، از سه بعد تحقیقات زنجیره ای کالا که توسط Gereffi (1994) ذکر شده است ، هر دو جنبه I-O و بعد مکانی را می توان در رویکرد بین المللی I-O در نظر گرفت ، در حالی که جنبه حاکمیت نمی تواند. شاخص ها ، شاخص ها و اقدامات مختلف زنجیره ارزش جهانی و بخش های مختلف ارائه شده است ، همه از چارچوب بین المللی I-O مشتق شده است. شاخص های GVC ممکن است تقریباً به اقدامات پاورقی طول 8 و نرخ مشارکت تقسیم شود ، که ما به طور خلاصه در مورد آن صحبت خواهیم کرد.
اقدامات اولیه I-O از ساختار GVC شاخص های ساده در بالادست و پایین دست بود که مطابق با اندازه گیری فاصله تا تقاضای نهایی (بالادست) و اندازه گیری Leontief پیوند عقب مانده (پایین دست) بود و اغلب به عنوان طول زنجیره ارزش گفته می شد(احمد و همکاران 2017). Fally (2011) و Antràs و همکاران.(2012) شاخص پایین دست را تعریف کرد تا "منعکس کند که تعداد گیاهان (مراحل) یکی پس از دیگری درگیر تولید هستند" تا نقطه مشاهده شده و نشانگر بالادست برای "اندازه گیری چند گیاه این محصول از آن عبور می کند (به عنوان مثال توسط مونتاژ با مونتاژ با مونتاژ با مونتاژ با مونتاژ با مونتاژ با مونتاژمحصولات دیگر) قبل از رسیدن به تقاضای نهایی (Fally 2011 ، 10) ". Fally (2011) آنها را به عنوان تعداد مراحل عمودی وزن شده توسط ارزش افزوده هر مرحله تعریف کرد ، با فاصله بین هر مرحله به 1 تنظیم شدهزنجیره ارزش در چارچوب بین المللی I-O. میلر و تمورشوف (2015) با ارائه شاخص های بالادست و پایین دست در یک فرمول ماتریس با استفاده از ماتریس های ضریب عقب گوش و لئونتف ، اقدامات موجود را بیشتر مشخص کردند (Ghosh 1958 ؛ Leontief 1936). این اقدامات بالادست و پایین دست اقدامات ساده ای از طول بالادست و پایین دست زنجیره های ارزش است که با فاصله متوسط عمودی اندازه گیری می شوند. در این چارچوب ، پیشرفت های بیشتر توسط مرادوف (2016) معرفی شد ، که ضمن محاسبه طول زنجیره های ارزش ، بر جدا کردن داخلی از مؤلفه تولید جهانی متمرکز شده است.
مفهوم سازی غالب موجود در اقدامات مشارکت GVC تا حد زیادی مبتنی بر کار جانسون و نوگورا (2012) است که یک ماتریس صادراتی با ارزش افزوده تولید کرده است که اطلاعات مربوط به جریان های ارزش را در اقتصاد بین هر دو نقطه (بخش های کشور) در این کشور ضبط می کند. اقتصاداین پایه و اساس عدم تفکیک ارزش در سطح کشور را فراهم می کند ، بسته به اینکه آیا این ارزش در داخل کشور برای مصرف داخلی تولید شده است یا معاملات مرزی را برای مصرف نهایی یا تولیدی درگیر می کند (کوپمن و همکاران 2014 ؛ لوس و همکاران. 2015 ؛ وانگ و همکاران 2017). از آنجا که ماتریس صادراتی با ارزش افزوده در مورد منبع و مقصد ارزش افزوده به ما می گوید و تمام مسیرهای ممکن را بین هر دو بخش کشور در اقتصاد پوشش می دهد ، دو شاخص از سهم مشارکت GVC وجود دارد-سهم بالادست و پایین دست. مفهوم سهم مشارکت بالادست مشارکت از ارزش افزوده صنایع فردی (بخش های کشور) شروع می شود ، و تمام مسیرهای ممکن را که منجر به تحقق ارزش آنها شود ، جدا می کند ، در حالیتمام مسیرهای ممکن پیوندهای تولید پایین دست. در این چارچوب ، تفکیک در قسمت داخلی ، "تجارت ریکاردین" در کالاهای نهایی ، GVC ساده و GVC پیچیده تعریف شده است ، که در حال حاضر بیشترین استفاده از چارچوب حسابداری برای مشارکت GVC است و تاکنون توسط بهترین ها استفاده شده استتحقیقات شناخته شده در مورد GVC به طور مشترک توسط WTO ، گروه WB ، OECD ، IDE-Jetro ، RCGVC-Uibe و بنیاد تحقیقات توسعه چین (گزارش های توسعه GVC) انجام شده است. پیشرفت ها و توضیحات بیشتر این چارچوب توسط Borin و Mancini (2019) انجام شده است ، که با تجزیه صادرات به آن نسبت به تجارت سنتی و تجارت GVC ، اندازه گیری خود را از جریان تجارت دو جانبه مربوط به GVC انجام می دهند. شاخص آنها از بخش های عقب و مبتنی بر سینک مبتنی بر سینک از تجزیه صادرات آنها تشکیل شده است که می تواند در یک کشور دو جانبه ، کشور و جهان محاسبه شود.
توسعه اقدامات سهم مشارکت I-O از زنجیره های ارزش ، که علاقه اصلی این مقاله است ، به طور همزمان با توسعه روش های تجزیه تجارت در ارزش افزوده (جانسون و نوگورا 2012) و همچنین ارزش افزوده در تجارت تکامل یافته است (Artoو همکاران 2019 ؛ بورین و مانچینی 2019 ؛ میردوت و یو 2021). با این حال ، علیرغم شباهت ها و برخی از همپوشانی ریاضی مفهومی و رسمی ، زمینه های اقدامات سهم مشارکت زنجیره ارزش و ارزش افزوده در تجارت توسط سؤالات تحقیقاتی کاملاً مجزا و علایق تحقیق هدایت می شود. از یک سو ، علاقه اصلی به تجزیه صادرات ، ارزیابی صحیح جریان های مرزی (حذف صحیح شمارش مضاعف) ، ارزیابی تأثیرات سیاست تجارت و انجام تجزیه و تحلیل تأثیر کلی ، یا در یک مکان دو جانبه یا با تمرکز بر یک کشور خاص است. از طرف دیگر ، اقدامات مشارکت زنجیره ای ارزش سعی در درک ساختار یک اقتصاد ، وابستگی های متقابل بخش و کشور و تعبیه خاص هر واحد تولید در ساختارهای زنجیره ای مختلف ، چه در داخل و چه در خارج از کشور دارد. اقدامات سهم مشارکت زنجیره ارزش معمولاً با سهم تولید مطابقت دارد ، که از نظر آماری برخی از معیارهای پیشینی را برآورده می کند ، مانند "حداقل دو معاملات مرزی" یا "حداقل یک معامله تقسیم تولید مرزی". ادبیات بررسی شده در درک بهتر زنجیره های ارزش و تحقیقات کاربردی I-O آنها نقش داشته است ، اما هنوز هم دو کاستی را متحمل می شود که ما سعی می کنیم با رویکرد خود به آن بپردازیم و پیشرفت کنیم.
اولین کاستی اصلی همه شاخص های سهم مشارکت زنجیره ارزش فعلی ، عدم وجود یک اندازه یکنواخت برای نرخ مشارکت زنجیره ای با ارزش مختلف در سطح بخش کشور است. اول ، تجزیه زنجیره ارزش وانگ و همکاران.(2017) منجر به نرخ مشارکت زنجیره ای ارزش پایین دست و بالادست می شود ، که دو نوع اطلاعات مختلف را در سطح بخش کشور ارائه می دهد. این مربوط به برخی از انواع تجزیه و تحلیل است که با رابطه بین مشارکت بالادست و پایین دست در GVC ها سروکار دارد ، اما موقعیت های متنوعی وجود دارد که یک اندازه گیری مشترک از مشارکت GVC ، تعریف شده به طور یکنواخت در سطح کشور ، یا به عنوانهدف اصلی تجزیه و تحلیل یا به عنوان یک متغیر تکمیلی یا کنترل. پاورقی 10 ثانیه ، اقدامات GVC بر اساس تجزیه صادرات ، حتی اگر آنها بر تجزیه غرق و منبع مبتنی بر منبع در یک چارچوب متحد تجزیه صادرات غلبه کنند (Arto et al. 2019 ؛ Borin and Mancini 2019) ، از نظر مفهومی قادر به ارائه نیستندیک راه حل مداوم برای سوال از یک اندازه گیری مشارکت زنجیره ای ارزش کشور. دلیل این امر این است که معیارهای تجزیه صادرات (جدا کردن ارزش افزوده داخلی از ارزش افزوده خارجی و حذف شمارش مضاعف) با معیارهای کلی زنجیره های ارزش مختلف در سطح کشور (سهم تولید با تعداد مشخصی مطابقت ندارد. معاملات مرزی). اگرچه صادرات را می توان با توجه به منشأ ارزش افزوده و همچنین تقاضای نهایی تجزیه کرد ، اما این واقعیت که هدف تجزیه صادرات به معنای آن است که یک جهت گیری یک طرفه و رو به جلو دارد زیرا تجزیه صادرات نمی تواند به قطعه قطعه شدن قطعه قطعه شودتولید یک بخش کشوری که صادرات کمی یا بدون آن ندارد (اما هنوز هم می تواند بخشی از تکه تکه شدن یک زنجیره ارزش جهانی در پایین دست باشد). به این معنا ، تلاش بورین و مانچینی (2019) برای ارائه یک اقدام GVC از تجارت دو جانبه با تجزیه صادرات نمی تواند سهم تولید یک بخش کشور خاص را که معیار تعداد مشخصی از معاملات مرزی را برآورده می کند ، شناسایی کند. اما فقط بخش رو به جلو خود را بررسی می کند و از این رو از نظر مفهومی شبیه به اندازه گیری GVC رو به جلو وانگ است. تلاش ما برای حل این مسئله نیاز به تجزیه خروجی ناخالص (کل تولید) هر بخش کشور دارد تا همزمان پیوندهای زنجیره ای ارزش پایین دست و بالادست را به حساب آورد.
دومین کاستی اصلی شاخص های زنجیره ارزش موجود عدم اندازه گیری قطعه قطعه شدن زنجیره ارزش داخلی است. تجزیه و تحلیل توسط وانگ و همکاران.(2017) شامل یک "مؤلفه داخلی" کاملاً تعریف شده است ، که تمام مقادیری را که مطابق با معیارهای تجارت GVC و ریکاردین نیست ، در بر می گیرد. یکی از مهمترین سهم این مقاله ، تقسیم بیشتر این مؤلفه داخلی داخلی به بخش اول است که شامل قطعه قطعه شدن تولید داخلی (شامل تقسیم تولید بین حداقل دو شرکت داخلی) و بخش دوم نیست. این اطلاعات جدید در مورد سهم تولیدی که در تکه تکه شدن تولید جهانی دخیل نیست ، به دست می آورد ، اما بخشی از تکه تکه شدن تولید داخلی است و تحقیقات را در مورد نقش قطعه قطعه شدن تولید داخلی امکان پذیر می کند ، که با مفهوم سازی های موجود غیرممکن بود. در نتیجه تفکیک فعلی سهام مشارکت در "مؤلفه داخلی" و نرخ مشارکت GVC (و سهم تجارت ریکاردیا) متشکل از یک دوگانگی ساده که در ساخت و ساز آن به 1 ، هرگز از مؤلفه داخلی استفاده نمی شوددر رگرسیون (به دلیل هماهنگی) و هرگز حتی به عنوان یک مفهوم نظری مورد بررسی قرار نمی گیرد. این صرفاً یک باقیمانده است ، سهمی که به محققان علاقه ای ندارد با توجه به اینکه تمام اطلاعاتی که از آنها جدا می شوند در نرخ مشارکت GVC خود گنجانده شده است. رویکردهای موجود توسط محققان مورد استفاده قرار می گیرد تا منحصراً بر بعد بین المللی تکه تکه شدن تولید متمرکز شوند و از پتانسیل استفاده شده توسط روش بین المللی I-O که امکان تجزیه و تحلیل قطعه قطعه شدن تولید داخلی را فراهم می کند ، غفلت می کنند. رویکرد ما در این زمینه شکست می خورد زیرا مفهوم جدیدی از قطعه قطعه شدن داخلی را ارائه می دهد که به تنهایی و مطابق تعریف خاص خود اندازه گیری می شود و این با مجموع نرخ مشارکت GVC خطی نیست.
رویکرد روش شناختی ما با معیارهای رسمی شروع می شود ، که برای بیشتر ادبیات GVC که زنجیره های ارزش با توجه به معیارهای خاص معامله تعریف می شوند (تعداد معاملات تقسیم تولید مرزی یا مشابه) مشترک است. توجه به این نکته حائز اهمیت است که هرگونه معیارهایی از این دست خودسرانه و بالقوه چنین معیارهایی است و از این رو نوع شناسی زنجیره ارزش می تواند همزیستی باشد و محققان را در کاربردهای تجربی خود به محققان ارائه دهد. پاورقی 11 با هدف ایجاد یک اندازه گیری زنجیره ارزش یکنواخت در سطح بخش کشور ، ما از کل خروجی هر بخش کشور به عنوان نقطه شروع تفکیک خود استفاده می کنیم. تجزیه کل خروجی (بر خلاف صادرات یا ارزش افزوده کل) ما را قادر می سازد تا همزمان مسیرهای زنجیره ارزش پایین دست و بالادست و همچنین ساختار اقتصاد را که کاملاً داخلی است درک کنیم. تجزیه ما با مجموعه ای از ماتریس های درخت زنجیره ارزش ارائه شده ( ( tau _i )) که تمام مسیرهای زنجیره ارزش را توصیف می کند ، از هر بخش کشور با منشاء اولیه تا هر بخش تولید کشور برای مصرف نهایی شروع می شود. عبور از (شامل مرحله تولید) یک بخش خاص کشور. منطق رویکرد ما بسیار شبیه به آرتو و همکاران است.(2019) برای ترکیب تجزیه و تحلیل های مبتنی بر سینک و منبع صادرات: از آنجا که تجزیه مسیرها به تقاضای نهایی مستقل از تجزیه ارزش افزوده پایین دست است ، این تجزیه می تواند به صورت خطی ترکیب شود تا هر دو نوع اطلاعات را در یک تجزیه واحد ضبط کند. در طول دو بعد مختلف به طور همزمان. تمایز بزرگ با این رویکرد این است که موضوع تجزیه متفاوت است-در مورد ما ، این کل تولید (خروجی ناخالص) هر بخش کشور است. انتخاب ما از هدف تجزیه ، پیش نیاز برای گرفتن صحیح پیوندهای پایین دست و مهمتر از همه ، به درستی ، ساختار داخلی اقتصاد است. این فرمولاسیون اولین تلاش برای ضبط اطلاعات در مورد درخت زنجیره ارزش نامتقارن است که یک ویژگی خاص از هر بخش کشور است (شکل 1). ماتریس درخت زنجیره ارزش پیشنهادی منحصر به فرد است از آنجا که به ما امکان می دهد همزمان ساختار مسیرهای زنجیره ارزش پایین دست و بالادست را ضبط کنیم و نرخ مشارکت زنجیره ارزش را به عنوان یک معیار واحد برای هر بخش کشور تعریف کنیم.
نکته مهم روش پیشنهادی ، امکان تفکیک زنجیره های ارزش صرفاً بر اساس ساختار مسیرهای زنجیره ارزش است - در نظر گرفتن اینکه آیا این مسیرها فقط شامل تکه تکه شدن تولید داخلی ، تکه تکه شدن تولید بین المللی یا به هیچ وجه تکه تکه شدن تولید است. این به ما اجازه می دهد تا مفهوم قطعه قطعه شدن زنجیره ارزش داخلی را معرفی کنیم که به سادگی نمی توان در چارچوب موجود 2 شاخص مشارکت جداگانه ایجاد کرد. این فرصت های تحقیق ارائه شده توسط روش زنجیره ارزش را بر اساس ساختار بین المللی ورودی و خروجی با اجازه تجزیه و تحلیل کلی از تکه تکه شدن تولید داخلی و جهانی و وابستگی متقابل آنها به همراه هرگونه اثرات متقابل توسعه آنها ضرب می کند.
با استفاده از این روش ، ما نشان می دهیم که افزایش تکه تکه شدن تولید جهانی در دهه های اخیر یک روند کلی برای اکثر کشورها بوده است (با واکنش شدید در سالهای بعد) ، اما ترتیبات مختلف نهادی و مواضع اقتصادی ساختاری منجر به انواع مختلف ادغام اقتصادی جهانی شده است. اثرات متنوع برای تکه تکه شدن داخلی. با استفاده از روش خود ، ما به صورت تجربی نشان می دهیم که در بسیاری از کشورها با رشد بالا و ادغام جهانی همیشه قوی تر نیز افزایش یافته است. با این حال ، می توان مواردی را پیدا کرد که تکه تکه شدن داخلی راکد می شود یا حتی کاهش می یابد در حالی که تکه تکه شدن زنجیره ارزش جهانی افزایش یافته است. انواع مختلف ادغام در زنجیره های ارزش جهانی نتیجه چندین تحولات ساختاری و نهادی است. پاورقی 12 از یک طرف ، افزایش همزمان در تکه تکه شدن داخلی و جهانی فقط می تواند نتیجه ای از پیچیدگی و تقسیم کار باشد. با این حال ، از طرف دیگر ، افزایش همزمان در تکه تکه شدن جهانی و کاهش شدید ادغام داخلی ممکن است به دلیل شکستگی شرکتهای یکپارچه عمودی داخلی باشد که بخش هایی از آنها به عنوان شرکتهای تابعه در زنجیره های ارزش جهانی ادغام می شوند ، یا به دلیل جایگزینی تدریجی ازتأمین کنندگان داخلی توسط ورودی های معامله شده در سطح جهانی ، که ممکن است پس از تصرف یا خصوصی سازی خارجی افزایش یابد. طیف گسترده ای از امکانات بدان معنی است که هر واحد تولید ممکن است موقعیت ساختاری متفاوتی را در تولید جهانی به عنوان یک کل داشته باشد ، و موقعیت های ساختاری مختلف ممکن است حاکی از سطوح مختلف وابستگی باشد ، که می تواند عاملی برای عملکرد اقتصادی باشد ، به خصوص در طول بحران (هوروات وGrabowski 1999).
مواد و روش ها
درخت زنجیره ارزش
مفهوم سازی
ما یک زنجیره ارزش را به عنوان یک سری مراحل در تولید یک محصول یا خدمات برای کاربر نهایی درک می کنیم ، جایی که هر مرحله به ارزش اضافه می کند و مقدار کل محصول نهایی مجموع ارزش افزوده در هر مرحله است. برای وجود یک زنجیره ارزش ، باید حداقل دو مرحله تولید جداگانه وجود داشته باشد. چارچوب GVC موجود از نظر تحلیلی و تجربی مبتنی بر این ایده است که ارزش در فرآیند تولید ایجاد می شود و به ارزش موجود در کالاهای واسطه ای که مورد استفاده قرار می گیرد ، اضافه می شود. مقدار قدیمی (مقدار واسطه ها) فقط به محصول جدید منتقل می شود ، در حالی که مقدار تازه ایجاد شده به صورت خطی به مقدار منتقل شده اضافه می شود. همین ایده همچنین در پشت از بین بردن شمارش مضاعف در آمار تجاری ناخالص استاندارد و اکتشاف تجارت مخفی اساسی در ارزش افزوده ، که بینش ساختار بین المللی تجارت را ارائه می دهد (Arto et al. 2019 ؛ Johnson and Noguera 2012 ؛ Miroudot وشما 2021). ما همان فرضیات اساسی را برای تجزیه و تحلیل زنجیره ارزش انجام می دهیم.
ما ساختار اقتصاد را از منظر یک پاورقی واحد کوچک 13 (بخش کشور) بررسی می کنیم و با اندازه گیری میزان ادغام در زنجیره های ارزش داخلی یا جهانی ، موقعیت ساختاری آن را در تولید داخلی و بین المللی به دست می آوریم. هر واحد تولید در ساختار تولید با تعدادی از معاملات تقسیم تولید قرار دارد. از یک طرف ، شرایط تولید با ورودی های تولید شده توسط سایر شرکت ها در پیوندهای پایین دست مرتبط است و از طرف دیگر ، مصرف نهایی محصول آن فقط پس از یک سری پیوندهای بالادست که در آن از خروجی آن به عنوان یک استفاده می شود ، می توان به آن رسیدورودی توسط بنگاه های دیگر.

بر این اساس ، اگر کسی روی یک واحد خاص (بخش کشور) متمرکز شود و هدف آن ضبط پیوندهای زنجیره ای ارزش بالادست و پایین دست به طور همزمان باشد ، بر خلاف مار یا قیاس عنکبوتی می توان زنجیره ارزش را به عنوان یک درخت مشاهده کرد (شکل 1 را ببینید). پاورقی 14 در مورد کلی ، این محصول تا حدودی بلافاصله پس از تولید مصرف می شود ، اما بخشی از آن نیز به مراحل بیشتر تولید ارسال می شود و از هر یک از این مراحل بالادست ، بیشتر به همان روش تجزیه می شود (و غیره ، ad infinitum) ، گسترش می یابد. مانند شاخه ها و برگها تا زمانی که کاملاً در مصرف نهایی به پایان برسد. به طور مشابه ، فعالیت اولیه ایجاد ارزش را می توان با ساختار ریشه ها نشان داد ، که به موجب آن مقدار فقط در هر مرحله تا حدی ایجاد می شود زیرا به واسطه های از قبل موجود نیاز دارد ، که به نوبه خود به همان روش AD Infinitum تجزیه می شوند.
درخت زنجیره ارزش. منبع: مفهوم سازی و طراحی خود. فلش نمایانگر معاملات تقسیم تولید است-ساخت و فروش محصولات میانی برای تولید. رنگ نارنجی تولیدی را نشان می دهد که هیچ گونه تقسیم تولید را شامل نمی شود ، در حالی که هر ترکیبی از مسیرهای قرمز یا نارنجی نمایانگر تکه تکه شدن تولید داخلی است. هر مسیر زنجیره ای ارزش که شامل یک معامله تقسیم تولید متقابل کشور (یک فلش سیاه) است ، بخشی از یک زنجیره ارزش جهانی از منظر واحد خاص در تمرکز است. مسیرهای ایجاد ارزش و تحقق ارزش در یک مورد کلی همچنان به شاخه ad infinitum ادامه می دهند (سه سطح فقط برای اهداف تظاهرات انتخاب می شوند)
برای مفهوم سازی و اندازه گیری ساختار زنجیره ارزش هر کوچکترین واحد تجزیه و تحلیل (بخش کشور) ، ما مفهوم مسیر زنجیره ارزش را معرفی می کنیم. از منظر یک شرکت ، یک مسیر زنجیره ارزش مجموعه ای از معاملات بین بنگاه ها است که از یک فرآیند ارزش افزوده به تقاضای نهایی منتهی می شوند. در حالی که در حال حاضر هیچ داده ای وجود ندارد که برای هر معامله بین تمام شرکت های پاورقی 15 شرکت ها به حساب می آید ، معاملات شرکت هنوز پایه ای برای هر تجمع بخش I-O نشان می دهد ، که می تواند به ما در تشخیص تفاوت های ملموس در ساختار مسیر زنجیره ارزش در بخش های مختلف کشور کمک کند. در حالی که با محدودیت های داده شده داده های حسابداری غیرممکن است که مسیر زنجیره ارزش خاصی از هر محصول خاص از هر شرکت خاص را دنبال کنید ، با این وجود می توان ساختار متوسط بخش مسیرهای زنجیره ارزش را تحت تأثیر اینکه آیا معاملات جمع شده بین بنگاه ها را تجزیه و تحلیل کنید ، می توان تجزیه و تحلیل کرد. و به مصرف کننده نهایی) داخلی یا جهانی است. استفاده ما از نشان دهنده "معاملات بین بنگاهها" و "معاملات تقسیم تولید" بنابراین به معاملات فردی اشاره نمی کند ، بلکه در عوض به اطلاعات ضبط شده توسط داده های بین المللی بخش بین المللی I-O مربوط به ساختار متوسط معاملات زنجیره ارزش اشاره دارد. از آنجا که ما روی معاملات زیر برای یک محصول جداگانه تمرکز نمی کنیم بلکه داخلی را از معاملات مرزی بین واحدهای تولیدی متمایز می کنیم ، داده های جمع شده I-O یک نقطه شروع کافی هستند. در حالی که قوانین حسابداری نیاز به معاملات بین بنگاه ها در همان بخش و همان کشور دارد که به طور رسمی به حساب می آیند (به شکل جمع شده توسط عناصر کاملاً مورب ماتریس ضریب بین المللی Leontief) ارائه می شود ، همین کار برای معاملات بین شرکتهای داخلی از بخش های مختلف انجام می شود (به شکل جمع شده توسط عناصر مورب بلوک ماتریس ضریب بین المللی Leontief با عناصر صرفاً مورب 0) نشان داده شده است. در این تنظیمات جمع شده ، می توان بین معاملات داخلی و مرزی (از نظر کمی از نظر سهام) تمایز قائل شد ، که پایه و اساس تجزیه مسیرهای زنجیره ارزش مختلف را بر اساس معیار تعداد معاملات مرزی یا تقسیم تولید داخلی فراهم می کند. وادهمانطور که در شکل 1 نشان داده شده است ، مسیر زنجیره ارزش را می توان با توجه به دو بعد تجزیه کرد: مبدا (جایی که مقدار در درجه اول ایجاد شده است) و مرحله نهایی تولید (جایی که محصول نهایی برای مصرف به پایان رسیده است).
هدف ما از استخراج یک اندازه گیری سهم مشارکت زنجیره ای واحد در سطح بخش کشور ، نیاز به مشتق کردن یک شیء دارد که بتواند ارزش عبور از یک بخش خاص کشور را در تمام مسیرهای ممکن از منشأ آن تا استفاده نهایی ردیابی کند. به این ترتیب ، ما مقداری را که بخشی از روند تولید یک بخش کشور خاص را در تمام مسیرهای آن تشکیل می دهد ، تجزیه می کنیم ، که نه تنها شامل مسیرهای پایین دست منتهی به بخش کشور تحت مطالعه و مسیرهای بالادست منتهی از آن به نهایی است. مصرف ، اما همچنین ، و مهمتر از همه ، مسیرهایی که پیوندهای بالادست و پایین دست را با هم ترکیب می کنند و از آن بخش کشور عبور می کنند. به طور کلی ، هر سهم ارزش می تواند در هر بخش کشور سرچشمه بگیرد و همان سهم ارزش نیز می تواند به عنوان محصول هر بخش کشور به مصرف نهایی برسد. در مقایسه با رویکرد جانسون و نوگورا ، ما یک پاورقی بعد سوم - نقطه میانی - سیفون را اضافه می کنیم که از طریق آن مقدار از هر منشأ تا جریان مرحله نهایی (شکل 1) ، با ترکیب تجزیه بر اساس ارزش افزوده و نهایی ،مسیر زنجیره ارزش تقاضا. این رویکرد به استدلال مشابه به عنوان تجزیه صادرات بر اساس ارزش افزوده و تقاضای نهایی متکی است (Arto et al. 2019).
درخت زنجیره ای ارزش هر بخش کشور به عنوان ساختار مسیرهای زنجیره ارزش تعریف می شود ، جایی که این بخش کشور سیفون است که از طریق مسیرهای زنجیره ارزش عبور می کند. ما نشان می دهیم که هر واحد از تجزیه و تحلیل (بخش کشور) دارای یک ساختار زنجیره ارزش منحصر به فرد است که نشان دهنده موقعیت ساختاری آن در اقتصاد است. خروجی آن را می توان در هر مسیر ممکن در درخت زنجیره ارزش آن تجزیه کرد - یعنی. در طول هر مسیر زنجیره ای ارزش که منشأ اصلی خود را در هر بخش کشور دارد ، از طریق پیوندهای پایین دست به مرحله تولید بخش کشور که درخت زنجیره ارزش (سیفون) را تعریف می کند ، عبور می کند و از طریق پیوندهای بالادست به عنوان ارتباطات نهایی به پایان می رسدمحصول نهایی هر بخش کشور.
درک ساختار زنجیره های ارزش با اندازه گیری تجربی تمام مسیرهای هر بخش کشور (کوچکترین واحد تجزیه و تحلیل) در حال حاضر به خودی خود پایان یافته است و می تواند در درک بیشتر اقتصاد و ساختار در حال تغییر آن از نظر ادغام جهانی کمک کند. اشکال منطقه ای و بخش خاص و تعامل پیچیده بین قطعه قطعه شدن تولید داخلی و جهانی.
استخراج
هدف تفکیک، تولید کل یک بخش کشور است. تولید کل هر بخش کشور در امتداد پیوندهای پایین دستی و بالادستی که برای ساختار زنجیره ارزش خاص آن منحصر به فرد است، تفکیک می شود. تفکیک پایین دستی نشان دهنده تمام مسیرهای زنجیره ارزش ممکن از مبدأ تولید و تفکیک بالادست همه مسیرهای ممکن برای برآوردن تقاضای نهایی است، هر دو با توجه به درخت زنجیره ارزش منحصر به فرد هر کشور-بخش. به این ترتیب، ما یک شی - کل خروجی هر کشور - بخش - را به طور همزمان در مسیرهای پایین دست و بالادست آن تفکیک می کنیم.
برخلاف رویکردهای مبتنی بر ماتریس صادرات ارزش افزوده (جانسون و نوگوئرا 2012؛ وانگ و همکاران 2017) برای پوشش تمام جریان های ارزش افزوده بین هر دو بخش کشور در یک اقتصاد، ما یک شی جدید - یک مجموعه پیشنهاد می کنیم. ماتریس هایی که ساختار زنجیره ارزش هر بخش کشور را به طور جداگانه توصیف می کنند و تمام مسیرهای زنجیره ارزش را از هر مبدا اولیه تا هر مرحله نهایی از طریق خروجی یک بخش کشور خاص پوشش می دهند (شکل 1). در این مفهوم سازی، هر کشور-بخش دارای یک درخت زنجیره ارزش متناظر است که با ماتریس درخت زنجیره ارزش توصیف می شود - در حالی که ساختار زنجیره ارزش اقتصاد به عنوان یک کل با مجموعه چنین ماتریس هایی توصیف می شود.<hat>ما تفکیک خود را در مدل بین المللی استاتیک مبتنی بر تقاضا Leontief استخراج می کنیم. C، F و x مجموعه داده های اصلی حسابداری هستند که نشان دهنده ماتریس مصرف میانی، ماتریس مصرف نهایی و بردار خروجی کل هستند. ماتریس ضریب لئونتیف معمولاً به صورت (A=C) مشتق می شود<hat>^) . متغیرهای دارای کلاه بردارهایی هستند که به ماتریس های مورب تبدیل شده اند، (<hat>) نشان دهنده یک ماتریس مورب تقاضای نهایی و (
مقالات آموزش فارکس...
ما را در سایت مقالات آموزش فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : بهزاد فراهانی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : دوشنبه
25 ارديبهشت
1402 ساعت: 11:45