بهره وری منبع اصلی رشد اقتصادی و رقابت است و به همین ترتیب ، شاخص های قابل مقایسه بین المللی از بهره وری برای ارزیابی عملکرد اقتصادی مهم هستند. بهره وری معمولاً به عنوان نسبت بین حجم خروجی و حجم ورودی (ها) تعریف می شود. این اندازه گیری می کند که چگونه ورودی های تولیدی مانند نیروی کار و/یا سرمایه در یک اقتصاد برای تولید سطح معینی از تولید استفاده می شود.
اقدامات مختلف بهره وری زیادی وجود دارد. انتخاب اندازه گیری تا حد زیادی نشان دهنده تمرکز سیاست است ، در دسترس بودن داده ها اغلب محدودیت دیگری را تشکیل می دهد.
بهره وری نیروی کار ، اندازه گیری شده به عنوان تولید ناخالص داخلی (تولید ناخالص داخلی) یا ارزش افزوده ناخالص (GVA) در هر ساعت کار یا برای هر کارگر ، یکی از پرکاربردترین اقدامات بهره وری است. اقدامات بهره وری نیروی کار بر اساس ساعت ها کار بهتر از استفاده از ورودی کار را در مقایسه با اقدامات مبتنی بر تعداد افراد شاغل (تعداد سر) به دلیل اختلاف بین کشور در الگوهای زمان کار (به عنوان مثال مربوط به اشتغال پاره وقت) و اشتغال انجام می دهد. قوانین (به عنوان مثال زمان کار قانونی).
تولید ناخالص داخلی (تولید ناخالص داخلی) به طور گسترده ای به عنوان اندازه گیری خروجی در تدوین شاخص های بهره وری مورد استفاده قرار می گیرد. این اندازه گیری استاندارد از ارزش افزوده تولید شده توسط یک اقتصاد ، یعنی ارزش کالاها و خدمات تولید شده در یک دوره معین ، منهای ارزش مصرف میانی مورد استفاده در فرآیند تولید است. کشورها تولید ناخالص داخلی را در ارزهای خود اندازه گیری می کنند. برای مقایسه این تخمین ها در کشورها ، آنها باید به یک ارز مشترک تبدیل شوند. این تبدیل اغلب با استفاده از نرخ ارز اسمی انجام می شود اما اینها می توانند مقایسه ای گمراه کننده از حجم واقعی کالاها و خدمات اندازه گیری شده توسط تولید ناخالص داخلی ارائه دهند. یک رویکرد بهتر استفاده از Perities Power Power (PPPs) است که مبدل های ارزی هستند که تفاوت در سطح قیمت بین کشورها را کنترل می کنند و امکان مقایسه بین المللی از حجم تولید ناخالص داخلی و اندازه اقتصاد را فراهم می کنند (OECD ، 2017 ؛ بانک جهانی، 2020).
یافته های کلیدی
استفاده از PPP ها برای تبدیل تولید ناخالص داخلی کشورها به یک ارز مشترک ، بر خلاف استفاده از نرخ ارز اسمی ، به تحلیلگران این امکان را می دهد تا اختلافات متقابل کشور در سطح قیمت را به خود اختصاص دهند. در واقع ، هنگام استفاده از PPP به جای نرخ ارز به عنوان مبدل ارز به دلار آمریکا (USD) ، شکاف بین تولید ناخالص داخلی یک کشور و تولید ناخالص داخلی ایالات متحده برای اکثریت بزرگ کشورهای OECD کاهش می یابد. به عنوان مثال ، در سال 2019 ، تولید ناخالص داخلی در هنگام استفاده از PPP ها به جای نرخ ارز برای کلمبیا ، مجارستان ، مکزیک و لهستان ، بیش از دو برابر شده است و برای ترکیه سه برابر می شود.
ایالات متحده هنگام استفاده از PPP ها برای تبدیل تولید ناخالص داخلی کشورها به یک ارز مشترک ، بیشترین سهم (بیش از یک سوم) تولید ناخالص داخلی را در سال 2019 در منطقه OECD و به دنبال آن ژاپن ، آلمان ، فرانسه ، انگلستان ، ایتالیا و مکزیک به خود اختصاص می دهد. بشررتبه بندی و سهام هنگام استفاده از نرخ ارز اسمی متفاوت است.
شاخص ها
نحوه خواندن شاخص ها
تدوین تولید ناخالص داخلی مبتنی بر مفاهیم و تعاریف حسابداری هماهنگ است که مقایسه آن در سراسر کشورها را تضمین می کند. در عمل ، با این حال ، اندازه گیری تولید ناخالص داخلی می تواند تحت تأثیر دو موضوع اصلی باشد:
اندازه گیری اقتصاد غیر وسواس. دستیابی جامع فعالیتهای تولیدی می تواند در برخی از کشورها دشوار باشد و تخمین های ملی ممکن است در پوشش آنها از فعالیت های غیر وسواس متفاوت باشد. اندازه اقتصاد غیر مسموم به طور کلی در اقتصادهای بازار نوظهور بزرگتر است که تا حدودی میزان بالاتری از فعالیت های غیررسمی و اشتغال را منعکس می کند.
ترتیبات تولید بین المللی. در دهه های گذشته ، جهانی سازی منجر به تکه تکه شدن فرآیندهای تولید در سراسر کشورها شده است. در بعضی موارد ، حساب های ملی در کشور که دارایی های مالکیت معنوی (IP) در آن قرار دارد ، به جای اینکه در کشوری که تولید از نظر جسمی تولید می شود (به عنوان مثال در مورد تولید قرارداد) ثبت می کند. این می تواند منجر به قطع ارتباط بین تولید ناخالص داخلی و عوامل تولید و همچنین تغییر در تولید ناخالص داخلی به دلیل جابجایی دارایی های IP از یک کشور به کشور دیگر شود. علاوه بر این ، برخی از درآمد حاصل از دارایی های IP ممکن است در نهایت به خارج از کشور منتقل شوند. این می تواند ، به عنوان مثال ، هنگامی که دارایی های IP در ترازنامه های شرکت های وابسته به شرکت های چند ملیتی قرار دارند که در نهایت مزایای مرتبط را به شرکت مادر خود منتقل می کنند (Unece ، 2015). شکاف زیادی بین تولید ناخالص داخلی و درآمد ناخالص ملی (GNI) ، که جریان درآمد املاک در سراسر کشورها را به خود اختصاص می دهد ، احتمالاً نشانگر نقل و انتقالات درآمد مربوط به دارایی های IP است.
وقتی صحبت از اندازه گیری تولید ناخالص داخلی از نظر حجم یا واقعی است (یعنی به استثنای تأثیر تورم) ، توجه به این نکته حائز اهمیت است که بیشتر کشورها در این گزارش برآورد سالانه تولید ناخالص داخلی واقعی را با استفاده از شاخص های حجم مرتبط با زنجیره ای سالانه انجام می دهند (یعنی پیوند دادنشاخص های حجم بین دوره های متوالی). با این حال ، مکزیک و آفریقای جنوبی در حال حاضر برآورد حجم پایه ثابت (یعنی پیوند دادن شاخص های حجم به یک دوره معین ثابت) را با سال پایه که کمتر به روز می شوند ، تولید می کنند. سیستم حساب های ملی سال 2008 (SNA 2008) تولید تخمین ها را بر اساس سری حجم سالانه زنجیره ای توصیه می کند.
برای اطلاعات بیشتر روش شناختی ، با آمار بهره وری OECD مشورت کنید-یادداشت های روش شناختی در https://www. oecd.org/sdd/productivity-stats/oecd-productivity-statistics-methodological-note. pdf.
در تجزیه و تحلیل بهره وری ، حجم ورودی نیروی کار به عنوان تعداد کل ساعات کار واقعاً اندازه گیری می شود ، یعنی ساعاتی که به طور موثری در تولید استفاده می شود ، چه پرداخت می شود یا نه. ساعت ها در واقع بازتاب ساعتهای منظم کارگران تمام وقت و پاره وقت ، اضافه کاری پرداخت شده و بدون پرداخت ، ساعت کار در مشاغل اضافی ، به استثنای زمان کار به دلیل تعطیلات عمومی ، مرخصی سالانه پرداخت شده ، مرخصی بیمار ، مرخصی زایمان ، اعتصاب ، بداز جمله دلایل دیگر آب و هوا و شرایط اقتصادی. به این ترتیب ، مفهوم مربوط به اندازه گیری ورودی نیروی کار ساعت ها در واقع کار می شود ، بر خلاف ساعت های پرداخت شده ، ساعات قراردادی یا ساعات معمول کار می کند. با این حال ، تعداد افراد شاغل (یعنی کل اشتغال) اغلب به عنوان یک پروکسی برای ورود به نیروی کار استفاده می شود ، به ویژه هنگامی که داده های مربوط به ساعت های کل کار شده (یا در واقع کار شده یا پرداخت شده) تخمین زده نمی شود.
یافته های کلیدی
ایالات متحده بیشترین سهم (حدود یک چهارم) از کل ساعات کار و کل اشتغال در منطقه OECD را تشکیل می دهد. با این حال ، رتبه بندی کشورها از نظر سهم آنها در کل ورودی نیروی کار با اندازه گیری ورودی نیروی کار مورد استفاده ، یعنی ساعت کار یا اشتغال متفاوت است. تغییرات در الگوهای زمان کار (به عنوان مثال پاره وقت در مقابل اشتغال تمام وقت) و قوانین اشتغال (به عنوان مثال ساعات قانونی) در سراسر کشورها و با گذشت زمان بر مقایسه کل ارقام اشتغال تأثیر می گذارد ، توجیه می کند ، در صورت امکان ، استفاده از کل ساعت ها به عنوان یک کار به عنوان یک کار انجام می شود. اندازه گیری ورودی نیروی کار در تجزیه و تحلیل بهره وری.
برآوردهای متوسط ساعت کار در هر کارگر در کشورها متفاوت است. در حالی که برخی از کشورها نزدیک به 2000 ساعت کار در هر کارگر در یک سال معین ثبت می کنند ، سایر کشورها کمتر از 1400 ثبت می کنند. در حالی که اختلاف در ساعت متوسط کار برای هر کارگر در سراسر کشورها تا حدودی منعکس کننده تفاوت های ساختاری در سازمان بازارهای کار است ، شواهد تجربی وجود دارد که اندازه گیری وجود داردهمچنین می تواند در توضیح این تفاوت ها نقش داشته باشد (Ward ، Zii and Mariaa ، 2018). مقایسه برآوردهای رسمی حساب های ملی ساعات کار در هر کارگر در کشورها با استفاده از رویکرد مستقیم با برآورد OECD بر اساس یک روش مؤلفه ساده ، به کاهش متوسط ساعت کار در هر کارگر در حدود 8 ٪ در مقایسه با تخمین های رسمی حساب های ملی اشاره می کند. علاوه بر این ، تغییرات قابل توجهی در رتبه بندی بین المللی ساعت متوسط کار شده برای هر شخص با استفاده از روش مؤلفه ساده وجود دارد (به نحوه خواندن شاخص ها برای جزئیات بیشتر مراجعه کنید).
شاخص ها
نحوه خواندن شاخص ها
در بیشتر کشورها ، منبع اصلی برای انجام اقدامات ساعاتی که در واقع کار می کردند ، بررسی نیروی کار است. با این حال ، بسیاری از کشورها فقط یا علاوه بر این ، به نظرسنجی های تأسیس و منابع اداری متکی هستند. استفاده از منابع مختلف ممکن است بر مقایسه سطح بهره وری نیروی کار تأثیر بگذارد اما مقایسه رشد بهره وری نیروی کار کمتر تحت تأثیر قرار می گیرد (Ward ، Zii و Mariaa ، 2018).
محاسبات محاسبات ساعت ها در واقع همچنین به معنای تنظیم فعالیت های تحت پوشش اقدامات ورودی نیروی کار (اشتغال و ساعات کار) به مواردی است که تحت پوشش اندازه گیری خروجی قرار دارند. این امر مستلزم تطبیق مرزهای جغرافیایی و اقتصادی اشتغال و ساعات کار در مرز تولید حساب های ملی است تا افراد مقیم کار در واحدهای تولید غیر مقیم را محروم کنند و افراد غیر مقیم را که در واحدهای تولید مقیم کار می کنند ، شامل شود.
در عمل ، کشورها یکی از دو روش را برای برآورد متوسط ساعت کار در هر کارگر اتخاذ می کنند و کل ساعات کار برای تجزیه و تحلیل بهره وری کار می کنند:
روش مستقیم ، که ساعتهای واقعی کار می کند که توسط پاسخ دهندگان در نظرسنجی ها ، به طور کلی بررسی های نیروی کار (LFS) گزارش شده است.
روش مؤلفه ، که از ساعتهای پیمانکاری ، پرداخت شده یا معمول در هفته از نظرسنجی های تأسیس ، منابع اداری یا LFS شروع می شود ، با تنظیمات بعدی برای غیبت و اضافه کاری و سایر تنظیمات برای تراز کردن ساعات کار با مفاهیم ساعت ها واقعاً کار می کند و مفهومخروجی داخلی
در حالی که رویکرد مستقیم به دلیل سادگی آن درخواست تجدیدنظر می کند ، به شدت به فراخوان پاسخ دهنده بستگی دارد ، نمی تواند تعصب پاسخ را به خود اختصاص دهد ، و یک تراز کامل از اقدامات کارگران و خروجی را فرض می کند. رویکرد مؤلفه پیچیده تر است ، اما به طور سیستماتیک سعی در رسیدگی به این موضوعات دارد. OECD شواهد محکمی ارائه داد که نشان می دهد تعصب پاسخ و تنظیمات کافی برای هماهنگی با مفهوم خروجی داخلی منجر به تعصبات به سمت بالا در تخمین ساعات متوسط کار شده در هر کارگر بر اساس رویکرد مستقیم ، در مقایسه با رویکرد مؤلفه می شود.
مسلماً ، روش مؤلفه ساده OECD لزوماً به منابع داده موجود متکی است. به ویژه ، فرض می کند که کارگران در همه کشورها ، به طور متوسط ، تمام مرخصی را که به آنها حق دارند ، می گیرند. با این حال ، نرخ واقعی مرخصی به دست آوردن تفاوت در فرهنگ های کاری در سراسر کشورها است. به همین دلیل و دلایل دیگر ، مانند دسترسی به دفاتر آمار ملی به انواع منابع ملی داده های ملی ، تخمین های روش ساده Component OECD فقط باید به عنوان یک توقف برای آن دسته از کشورهایی در نظر گرفته شود که در حال حاضر از یک رویکرد مستقیم با حداقل یا بدون تنظیمات استفاده می کنند ، در حالی که اینهاکشورها در جهت بهبود روشهای خود تلاش می کنند (Ward ، Zii و Mariaa ، 2018).
سرانجام ، مقدار مؤثر ورودی نیروی کار نه تنها به تعداد کل ساعات کار واقعاً بلکه به آموزش ، تجربه کار ، کارکردهای تجاری و ویژگی های دیگر کارگران نیز بستگی دارد. اندازه گیری ورودی نیروی کار مورد استفاده در این نشریه ، یعنی کل ساعات کار ، ترکیب یا "کیفیت" نیروی کار را به خود اختصاص نمی دهد و احتمالاً سهم مؤثر کار در تولید را دست کم می گیرد.
برای اطلاعات بیشتر روش شناختی ، با آمار بهره وری OECD مشورت کنید-یادداشت های روش شناختی در https://www. oecd.org/sdd/productivity-stats/oecd-productivity-statistics-methodological-note. pdf.
بهره وری نیروی کار بیشترین شاخص بهره وری محاسبه شده است. این نشان دهنده حجم خروجی تولید شده در هر واحد ورودی نیروی کار است. نسبت بین خروجی و ورودی نیروی کار به میزان زیادی به حضور ورودی های دیگر ، مانند سرمایه فیزیکی (به عنوان مثال ساختمانها ، ماشین آلات و وسایل نقلیه حمل و نقل) و دارایی های نامشهود مورد استفاده در تولید (به عنوان مثال دارایی های مالکیت معنوی) ، راندمان فنی و تغییر سازمانی بستگی دارد. بشربهره وری نیروی کار یک بعد اساسی در عملکرد اقتصادی و محرک اساسی تغییر در استانداردهای زندگی است.
دارایی های نامشهود نقش فزاینده ای در رشد اقتصادی و بهره وری دارند. این امر با چالش های اندازه گیری مربوط به ضبط احتمالی خروجی که در آن دارایی های مالکیت معنوی قرار دارد به جای اینکه در محل تولید جسمی در آن قرار داشته باشد ، همراه است. علاوه بر چالش های مربوط به اندازه گیری تولید و تولید ناخالص داخلی ، دارایی های مالکیت معنوی ممکن است باعث انتقال زیاد درآمد بین کشورهایی شود که در آن ثبت نام کرده اند ، معمولاً به دلایل مالی (حوزه های قضایی پایین) و مواردی که صاحبان نهایی اینها هستنددارایی ها مقیم هستند و به این ترتیب منجر به شکاف بزرگی بین تولید ناخالص داخلی و GNI می شوند (به بخش اندازه خروجی مراجعه کنید). در چنین مواردی ، اقدامات بهره وری نیروی کار بر اساس GNI بیشتر از اقدامات مبتنی بر تولید ناخالص داخلی است.
یافته های کلیدی
اختلافات زیادی در سطح بهره وری نیروی کار در سراسر کشورها وجود دارد ، از جمله در منطقه OECD. هنگامی که به عنوان تولید ناخالص داخلی در هر ساعت به صورت PPP کار می کرد ، متوسط بهره وری نیروی کار در منطقه OECD در سال 2019 نزدیک به 60 دلار در ساعت بود ، با انحراف استاندارد در کشورهای حدود 21 دلار. هنگامی که به عنوان تولید ناخالص داخلی در هر ساعت کار می کرد ، بهره وری نیروی کار تقریباً دو برابر میانگین OECD در ایرلند و لوکزامبورگ بود (به تصویر زیر مراجعه کنید) و حدود 40 ٪ از میانگین OECD در مکزیک و آفریقای جنوبی.
از آن زمان تاکنون بیشتر کشورها با سطح بهره وری نیروی کار پایین تر از میانگین OECD در سال 2000 شاهد انقباض قابل توجهی در این شکاف بوده اند و به فرایند همگرایی سطح بهره وری نیروی کار در کشورهای OECD اشاره می کنند. با این حال ، شکاف با میانگین OECD برای یونان ، اسرائیل ، ژاپن ، مکزیک و نیوزیلند در 20 سال گذشته عمیق تر شد.
در بیشتر کشورها اقدامات بهره وری کار بر اساس تولید ناخالص داخلی و GNI مشابه هستند ، زیرا جریان درآمد اساسی نسبتاً کوچک است یا یکدیگر را جبران می کند. در ایرلند و لوکزامبورگ ، با این حال ، تفاوت های معنی داری بین اقدامات بهره وری نیروی کار بر اساس تولید ناخالص داخلی و GNI ایجاد می شود که نشان دهنده نقش قابل توجهی که توسط چند ملیتی در بازده و انتقال درآمد بازی می شود. در چنین مواردی ، اقدامات بهره وری نیروی کار بر اساس GNI معنی دار تر است.
مقالات آموزش فارکس...
ما را در سایت مقالات آموزش فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : بهزاد فراهانی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : سه
شنبه
30 خرداد
1402 ساعت: 11:27