فعالیت ها و جهت های وارن بافت

ساخت وبلاگ

Berkshire Hathaway Inc.

کتابچه راهنمای یک مالک*

پیامی از Warren E. Buffett ، رئیس و مدیر عامل

*کپی رایت &#169 1996 توسط وارن E. بافت کلیه حقوق محفوظ است

با توجه به ادغام عمومی مجدداً ، تعداد سهامداران برکشایر در سال گذشته به حدود 250،000 دو برابر شده است. چارلی مونگر ، نایب رئیس برکشایر و شریک زندگی من ، و من از هر یک از شما استقبال می کنم. به عنوان یک سلام بیشتر ، ما چاپ دوم این جزوه را برای کمک به شما در درک تجارت ، اهداف ، فلسفه و محدودیت ها آماده کرده ایم.

این صفحات با هدف توضیح اصول گسترده کار ما انجام می شود ، نه این که جزئیات بسیاری از مشاغل برکشایر را به شما ارائه دهیم. برای جزئیات بیشتر و به روزرسانی مداوم در مورد پیشرفت ما ، باید به گزارش های سالانه ما نگاه کنید. ما خوشحال خواهیم شد که یک نسخه از گزارش ما در سال 1997 را برای هر سهامدار درخواست آن ارسال کنیم. اطلاعات اضافی زیادی ، از جمله نامه های سالانه ما در سال 1977-1996 ، در سایت اینترنتی ما موجود است: www.berkshirehathaway.com.

اصول تجاری مرتبط با مالک

در زمان ادغام تراشه آبی در سال 1983 ، من 13 اصل کسب و کار مربوط به مالک را تنظیم کردم که فکر می کردم به سهامداران جدید کمک می کند تا رویکرد مدیریتی ما را درک کنند. همانطور که برای "اصول" مناسب است ، امروز 13 نفر زنده و خوب هستند و در اینجا به صورت ایتالیایی بیان شده اند. چند کلمه تغییر کرده است تا آنها را به روز کند و به هر یک از آنها یک تفسیر کوتاه اضافه کردم.

 

  1. اگرچه شکل ما شرکتی است ، اما نگرش ما مشارکت است. من و چارلی مونگر و سهامداران خود را به عنوان صاحب شریک و خودمان به عنوان شرکای مدیریت می دانیم.(به دلیل اندازه سهامداران ما ، ما نیز برای بهتر یا بدتر شرکای کنترل کننده هستیم.) ما خود شرکت را به عنوان صاحب نهایی دارایی های تجاری خود نمی بینیم بلکه در عوض شرکت را به عنوان مجرا که از طریق آن سهامداران ما در اختیار دارند ، مشاهده می کنیمدارایی های.

     

چارلی و من امیدوارم که شما خود را صرف داشتن یک تکه کاغذی نکنید که قیمت آنها روزانه در اطراف خود می پیچد و این کاندیدای فروش است وقتی برخی از رویدادهای اقتصادی یا سیاسی شما را عصبی می کند. ما امیدواریم که به جای آن ، خود را به عنوان یک صاحب بخشی از شغلی که انتظار دارید با نامحدود بمانید ، تجسم کنید ، به همان اندازه ممکن است اگر صاحب یک مزرعه یا خانه آپارتمان با همکاری اعضای خانواده خود باشید. از طرف ما ، ما سهامداران برکشایر را به عنوان اعضای بی چهره در یک جمعیت همیشه در حال تغییر نمی بینیم ، بلکه به عنوان همدستانی که بودجه خود را به ما واگذار کرده اند ، برای آنچه ممکن است باقیمانده زندگی آنها باشد ، به ما واگذار کرده اند.

شواهد نشان می دهد که اکثر سهامداران برکشایر واقعاً از این مفهوم مشارکت بلندمدت استقبال کرده اند. درصد گردش سالانه در سهام برکشایر کسر کوچکی از آن است که در سهام سایر شرکت های بزرگ آمریکایی اتفاق می افتد، حتی زمانی که سهام من از محاسبه خارج شده باشد.

در واقع، سهامداران ما در رابطه با سهام برکشایر خود به همان اندازه رفتار می کنند که خود برکشایر در رابطه با شرکت هایی که در آنها سرمایه گذاری دارد، رفتار می کند. به عنوان صاحبان سهام کوکاکولا یا ژیلت، ما برکشایر را به عنوان یک شریک غیرمدیریت در دو کسب و کار خارق العاده می دانیم که در آن ها موفقیت خود را با پیشرفت بلندمدت شرکت ها می سنجیم و نه بر اساس ماه. حرکت ماهانه سهام آنهادر واقع، اگر چندین سال گذشته باشد که در آن معاملات یا قیمت گذاری در سهام آن شرکت ها وجود نداشته باشد، اصلاً اهمیتی نمی دهیم. اگر انتظارات بلندمدت خوبی داشته باشیم، تغییرات کوتاه مدت قیمت برای ما بی معنی است، مگر در حدی که فرصتی برای افزایش مالکیت با قیمتی جذاب به ما می دهد.

خانواده چارلی 90 درصد یا بیشتر از دارایی خالص خود را در سهام برکشایر دارند. من و همسرم سوزی بیش از 99 درصد داریم. علاوه بر این، بسیاری از بستگان من - برای مثال خواهران و پسرعموهای من - بخش عظیمی از دارایی خالص خود را در سهام برکشایر نگه می دارند.

من و چارلی با این وضعیت تخم مرغ در یک سبد کاملاً احساس راحتی می کنیم زیرا خود برکشایر دارای طیف گسترده ای از مشاغل واقعاً خارق العاده است. در واقع، ما بر این باوریم که برکشایر از نظر کیفیت و تنوع کسب وکارهایی که در آن ها دارای سهام کنترل کننده یا اقلیت مهم است، تقریباً منحصر به فرد است.

من و چارلی نمی توانیم به شما قول نتیجه بدهیم. اما ما می توانیم تضمین کنیم که ثروت مالی شما در هر دوره زمانی که به عنوان شریک ما انتخاب کنید، مطابق با ثروت ما خواهد بود. ما هیچ علاقه ای به حقوق های زیاد یا گزینه ها یا ابزارهای دیگر برای به دست آوردن "نقطه" بر شما نداریم. ما فقط زمانی می خواهیم که شرکایمان و دقیقاً به همان نسبت پول در بیاورند. علاوه بر این، وقتی من یک کار احمقانه انجام می دهم، از شما می خواهم که از این واقعیت که رنج مالی من متناسب با رنج شماست، آرامشی کسب کنید.

از آنجا که در سال 1983 نوشته شده است ، ارزش ذاتی ما (موضوعی که بعداً در مورد آن بحث خواهم کرد) با نرخ سالانه بیش از 25 ٪ افزایش یافته است ، سرعتی که قطعاً هم چارلی و هم من را شگفت زده کرده است. با این وجود ، اصل فقط بیان شده معتبر است: کار با مقادیر زیادی سرمایه همانطور که امروز انجام می دهیم ، ما نمی توانیم به عملکرد نزدیک شویم و همچنین یک بار با مبالغ بسیار کمتری انجام دادیم. بهترین نرخ سود در ارزش ذاتی که حتی می توانیم به آن امیدوار باشیم به طور متوسط 15 ٪ در سال است و ممکن است ما به خوبی از این هدف کوتاه بیاییم. در واقع ، ما فکر می کنیم تعداد بسیار کمی از مشاغل بزرگ شانس ترکیب ارزش ذاتی را در 15 ٪ در سال در طی یک دوره زمانی طولانی دارند. بنابراین ممکن است که ما در پایان با هدف بیان شده خود - بالاتر از حد متوسط - با دستاوردهایی که به میزان قابل توجهی از 15 ٪ کاهش می یابد ، برآورده کنیم.

همانطور که معمولاً اتفاق می افتد ، امروزه خرید قطعات کوچک از مشاغل برجسته از طریق بورس سهام آسانتر از خرید مشاغل مشابه به طور کلی خود به صورت مذاکره آسان تر است. با این وجود ، ما همچنان خرید 100 ٪ را ترجیح می دهیم و در بعضی از سالها خوش شانس می شویم: در سه سال گذشته ، در واقع ، ما هفت کسب کردیم. اگرچه سالهای خشک نیز وجود خواهد داشت ، ما انتظار داریم که در دهه های آینده تعدادی از کسب ها را انجام دهیم و امید ما این است که آنها بزرگ باشند. اگر این خریدها به کیفیت کسانی که در گذشته ساخته ایم نزدیک شود ، برکشایر به خوبی ارائه می شود.

چالش برای ما ایجاد ایده هایی است که به سرعت تولید می کنیم. از این نظر ، یک بورس سهام افسرده احتمالاً مزایای قابل توجهی را به ما ارائه می دهد. از یک چیز ، تمایل دارد قیمت هایی را که کل شرکت ها برای خرید در دسترس قرار می گیرند ، کاهش دهد. دوم ، یک بازار افسرده ، خرید قطعات کوچک از مشاغل شگفت انگیز - از جمله قطعات اضافی از مشاغل مورد نظر ما - با قیمت های جذاب ، برای شرکت های بیمه ما آسانتر می کند. و سوم ، برخی از همان مشاغل شگفت انگیز ، مانند Coca-Cola ، خریداران مداوم سهام خود هستند ، به این معنی که آنها و ما از قیمت های ارزان تری که می توانند خریداری کنند ، می گیرند.

به طور کلی ، برکشایر و سهامداران بلند مدت آن به عنوان یک خریدار معمولی از مزایای مواد غذایی از کاهش قیمت مواد غذایی از یک بورس سهام در حال غرق شدن بهره مند می شوند. بنابراین ، هنگامی که بازار - همانطور که هر از گاهی به وجود می آید - نه وحشت و عزاداری. خبر خوبی برای برکشایر است.

برای بیان چیزها ، ما سعی می کنیم سالانه شماره ها و سایر اطلاعاتی را که واقعاً مهم هستند ، به شما بدهیم. من و چارلی توجه زیادی به چگونگی کار خوب مشاغل ما می کنیم ، و ما همچنین برای درک محیطی که هر مشاغل در آن فعالیت می کند ، تلاش می کنیم. به عنوان مثال ، آیا یکی از مشاغل ما از یک صنعت در صنعت لذت می برد یا با یک پیشانی روبرو است؟من و چارلی باید دقیقاً بدانیم که کدام وضعیت غالب است و انتظارات خود را بر این اساس تنظیم می کنیم. ما همچنین نتیجه گیری های خود را به شما منتقل خواهیم کرد.

با گذشت زمان ، عملاً همه مشاغل ما از انتظارات ما فراتر رفته است. اما گاهی اوقات ما ناامید کننده هستیم و سعی خواهیم کرد که در آگاه کردن شما در مورد کسانی که در توصیف تجربیات شادتر هستیم ، به شما اطلاع دهیم. هنگامی که ما از اقدامات غیر متعارف برای ترسیم پیشرفت خود استفاده می کنیم - به عنوان مثال ، شما در گزارش های سالانه ما در مورد بیمه "شناور" می خوانید - ما سعی خواهیم کرد این مفاهیم را توضیح دهیم و چرا آنها را مهم می دانیم. به عبارت دیگر ، ما به شما اعتقاد داریم که چگونه فکر می کنیم تا بتوانید نه تنها مشاغل برکشایر را ارزیابی کنید بلکه رویکرد ما را در مدیریت و تخصیص سرمایه ارزیابی کنید.

ما سعی می کنیم با گزارش منظم درآمد "نگاه" (هرچند ، به دلایل خاص و غیرقانونی ، گاهی اوقات آنها را از بین ببریم ، کاستی های حسابداری معمولی را جبران کنیم. شماره های ظاهری شامل درآمد عملیاتی گزارش شده برکشایر ، به استثنای سود سرمایه و تنظیمات خرید (توضیحاتی که بعداً در این پیام رخ می دهد) به علاوه سهم Berkshire از درآمد نامشخص سرمایه گذاران اصلی ما-مبالغی که در Berkshire گنجانده نشده است. ارقام تحت حسابداری معمولی. از این درآمدهای نامشخص سرمایه گذاران ما ، مالیاتی را که مدیون آن بودیم ، در صورت پرداخت سود به ما به عنوان سود سهام ، کم می کنیم. ما همچنین سودهای سرمایه ، تنظیمات حسابداری خرید و هزینه های فوق العاده یا اعتبار را از شماره های سرمایه گذار حذف می کنیم.

ما با گذشت زمان دریافتیم که درآمد نامشخص سرمایه گذاران ما ، به طور کلی ، کاملاً برای برکشایر سودمند بوده است که گویی آنها به ما توزیع شده اند (و به همین دلیل در سودهایی که رسما گزارش می دهیم گنجانده شده است). این نتیجه خوشایند اتفاق افتاده است زیرا بیشتر سرمایه گذاران ما درگیر مشاغل واقعاً برجسته هستند که اغلب می توانند سرمایه افزایشی را به نفع زیادی به کار گیرند ، یا با قرار دادن آن برای کار در مشاغل خود یا با خرید مجدد سهام آنها. بدیهی است ، هر تصمیمی که سرمایه گذاران ما گرفته اند به عنوان سهامدار به نفع ما نبوده است ، اما در کل ما برای هر دلار که آنها حفظ کرده اند بیش از یک دلار ارزش کسب کرده ایم. در نتیجه ، ما درآمد ظاهری را به عنوان واقع بینانه سود سالانه ما از عملیات را به تصویر می کشیم.

در سال 1992 ، درآمد نگاه ما 604 میلیون دلار بود ، و در همان سال هدف ما این بود که آنها را به طور متوسط 15 ٪ در سال به 1. 8 میلیارد دلار در سال 2000 افزایش دهیم. از آن زمان ، با این حال ، ما بیشتر صادر کرده ایمسهام - از جمله تعداد قابل توجهی در ادغام سال 1998 با General Re - به طوری که اکنون ما نیاز به درآمد 2. 4 میلیارد دلاری در سال 2000 برای مطابقت با هدف هر سهم که در ابتدا برای تیراندازی بودیم ، نیاز داریم. این هدفی است که ما هنوز امیدواریم که به آن ضربه بزنیم.

حساب مالی که من و چارلی به کار می بریم ، هرگز اجازه نمی دهیم که یک خواب خوب شبانه را برای شلیک با چند درصد درصد بازده بازگرداند. من هرگز اعتقاد نداشته ام که آنچه را که خانواده و دوستانم دارند ، به خطر بیاندازم تا آنچه را که ندارند و نیازی به آنها ندارند ، دنبال کنم.

علاوه بر این ، برکشایر به دو منبع اهرمی کم هزینه و غیرری دسترسی دارد که به ما امکان می دهد دارایی های بسیار بیشتری را نسبت به سرمایه سهام خود به تنهایی داشته باشیم: مالیات معوق و "شناور" ، وجوه دیگران که تجارت ما در اختیار داردزیرا قبل از نیاز به پرداخت ضرر ، حق بیمه دریافت می کند. هر دوی این منابع بودجه به سرعت رشد کرده اند و اکنون در کل حدود 32 میلیارد دلار است.

با این وجود بهتر ، این بودجه تا به امروز بدون هزینه بوده است. بدهی های مالیاتی معوق هیچ علاقه ای ندارند. و تا زمانی که بتوانیم حتی در زیرنویس بیمه خود - که به طور متوسط در طول 32 سال در تجارت انجام داده ایم - شکسته شویم - هزینه شناور توسعه یافته از آن عملیات صفر است. البته هیچ یک از موارد عدالت نیست. این بدهی های واقعی است. اما آنها بدون میثاق یا خرما به آنها وصل می شوند. در واقع ، آنها سود بدهی را به ما می دهند - توانایی داشتن دارایی های بیشتر برای ما - اما ما را با هیچ یک از اشکالات آن زین می کنند.

البته هیچ تضمینی وجود ندارد که بتوانیم بدون هیچ هزینه ای شناور خود را در آینده بدست آوریم. اما ما احساس می کنیم که شانس ما برای دستیابی به این هدف به اندازه هر کسی که در تجارت بیمه است خوب است. نه تنها در گذشته به هدف رسیده ایم (با وجود چندین اشتباه مهم رئیس شما) ، کسب ما در سال 1996 از Geico از نظر مادی چشم اندازهای ما برای رسیدن به آنجا را در آینده بهبود بخشید.

من و چارلی فقط به کسب علاقه مندیم که معتقدیم ارزش ذاتی هر سهم سهام برکشایر را افزایش می دهد. اندازه چک های ما یا دفاتر ما هرگز مربوط به اندازه ترازنامه برکشایر نخواهد بود.

ما همچنان آزمون را پشت سر می گذاریم ، اما چالش های انجام این کار دشوارتر شده است. اگر به این نکته برسیم که با حفظ درآمد نمی توانیم ارزش اضافی ایجاد کنیم ، آنها را پرداخت می کنیم و به سهامداران خود اجازه می دهیم وجوه را مستقر کنیم.

وقتی سهام کلاس B را در سال 1996 فروختیم ، اظهار داشتیم که سهام برکشایر کم ارزش نیست - و برخی از افراد این تکان دهنده را پیدا کردند. این واکنش به خوبی بنیادی نبود. در صورت کمبود سهام ما سهام خود را صادر می کرد ، شوک باید در عوض ثبت نام کند. مدیریت هایی که می گویند یا دلالت می کنند در طی یک پیشنهاد عمومی که سهام آنها کم ارزش است ، معمولاً با حقیقت یا غیر اقتصادی با پول سهامداران موجود خود اقتصادی هستند: صاحبان ناعادلانه اگر مدیرانشان عمداً دارایی را برای 80� بفروشند ، از دست می دهند که در واقع 1 دلار ارزش دارد. ما در ارائه سهام کلاس B این نوع جرم را مرتکب نشده ایم و هرگز چنین نخواهیم کرد.(با این حال ، ما در زمان فروش نگفتیم که سهام ما بیش از حد ارزش گذاری شده است ، اگرچه بسیاری از رسانه ها گزارش داده اند که ما انجام داده ایم.)

ما همچنان از رفتار جین رامی جلوگیری می کنیم. درست است ، ما تجارت نساجی خود را در اواسط دهه 1980 پس از 20 سال تلاش با آن بستیم ، اما فقط به این دلیل که احساس کردیم محکوم به ضررهای عملیاتی بی پایان است. با این حال ، ما تصور نمی کردیم که به فروش عملیاتی بپردازیم که قیمت های بسیار فانتزی را فرمان می دهد و نه ، ما عقب مانده های خود را رها نکرده ایم ، اگرچه ما روی درمان مشکلاتی که باعث تاخیر در آنها می شود ، سخت تمرکز می کنیم.

در Berkshire هیچ مانورهای حسابداری "حمام بزرگ" یا بازسازی ها و یا "هموار سازی" نتایج سه ماهه یا سالانه پیدا نخواهید کرد. ما همیشه به شما خواهیم گفت که چند سکته مغزی را روی هر سوراخ گرفته ایم و هرگز با کارت امتیازی بازی نمی کنیم. هنگامی که اعداد بسیار "حدس و گمان" بسیار خشن هستند ، زیرا لزوماً باید در رزرو بیمه باشند ، ما سعی خواهیم کرد که هم در رویکرد ما سازگار و هم محافظه کار باشیم.

ما از چند طریق با شما ارتباط برقرار خواهیم کرد. از طریق گزارش سالانه ، من سعی می کنم به همه سهامداران به همان اندازه که می توان اطلاعاتی را تعیین کرد ، در یک سندی که به طول معقول نگه داشته می شود ، ارائه دهم. ما همچنین سعی می کنیم مقدار لیبرال از اطلاعات متراکم اما مهم را در گزارش های سه ماهه خود منتقل کنیم ، اگرچه من آن ها را نمی نویسم (یک تلاوت در سال کافی است). با این وجود یک مورد مهم دیگر برای ارتباطات ، نشست سالانه ما است که من و چارلی خوشحالیم که پنج ساعت یا بیشتر به سؤالات مربوط به برکشایر پاسخ دادیم. اما یک راه وجود دارد که ما نمی توانیم ارتباط برقرار کنیم: به صورت یک به یک. با توجه به هزاران نفر از صاحبان برکشایر ، این امکان پذیر نیست.

در تمام ارتباطات ما ، ما سعی می کنیم اطمینان حاصل کنیم که هیچ سهامدار واحدی از این امر برخوردار نیست: ما از عمل معمول درآمدی "راهنمایی" یا سایر اطلاعات ارزش به تحلیلگران یا سهامداران بزرگ پیروی نمی کنیم. هدف ما این است که همه صاحبان ما همزمان به روز شویم.

یک اصل اضافه شده

تا آنجا که ممکن است ، ما دوست داریم که هر یک از سهامداران برکشایر در دوره مالکیت خود که متناسب با سود یا ضرر در هر ارزش ذاتی در هر سهم است که توسط شرکت در آن دوره برگزار می شود ، سود یا ضرر در ارزش بازار را ثبت کند. برای به وجود آوردن این امر ، رابطه بین ارزش ذاتی و قیمت بازار سهم برکشایر باید ثابت بماند و با ترجیحات ما در 1 به 1. همانطور که این امر دلالت دارد ، ما ترجیح می دهیم قیمت سهام برکشایر را در سطح عادلانه ای از سطح بالایی ببینیم. بدیهی است که من و چارلی نمی توانیم قیمت برکشایر را کنترل کنیم. اما با توجه به سیاست ها و ارتباطات ما ، می توانیم رفتار آگاهانه و منطقی صاحبان را ترغیب کنیم که به نوبه خود تمایل به تولید قیمت سهام که منطقی است نیز باشد. رویکرد ما به عنوان-به عنوان بیش از حد ارزشمند-به عنوان-به-زیر ارزش ممکن است برخی از سهامداران را ناامید کنیم. با این حال ، ما معتقدیم که بهترین چشم انداز جذب سرمایه گذاران بلند مدت که به دنبال سودآوری از پیشرفت شرکت هستند و نه از اشتباهات سرمایه گذاری شرکای خود ، بهترین چشم انداز را برای جذب سرمایه گذاران بلند مدت فراهم می کند.

حال بیایید روی دو اصطلاح که قبلاً به آنها اشاره کردم تمرکز کنیم و در گزارش های سالانه آینده با آنها روبرو خواهید شد.

بیایید با ارزش ذاتی شروع کنیم ، یک مفهوم همه مهم که تنها رویکرد منطقی برای ارزیابی جذابیت نسبی سرمایه گذاری ها و مشاغل ارائه می دهد. ارزش ذاتی را می توان به سادگی تعریف کرد: این ارزش تخفیف نقدی است که می تواند در طول زندگی باقی مانده از یک تجارت خارج شود.

محاسبه ارزش ذاتی ، هرچند ، چندان ساده نیست. همانطور که تعریف ما نشان می دهد ، ارزش ذاتی یک تخمین است نه یک شکل دقیق ، و علاوه بر این یک تخمین است که در صورت حرکت نرخ بهره یا پیش بینی جریان های نقدی آینده باید تغییر کند. علاوه بر این ، دو نفر که به همان مجموعه حقایق نگاه می کنند - و این حتی برای چارلی و من نیز صدق می کند - تقریباً ناگزیر با حداقل ارقام ارزش ذاتی کمی متفاوت روبرو می شوند. این یکی از دلایلی است که ما هرگز برآوردهای خود را از ارزش ذاتی به شما نمی دهیم. آنچه گزارش های سالانه ما ارائه می دهد ، واقعیت هایی است که خودمان برای محاسبه این مقدار از آن استفاده می کنیم.

در همین حال ، ما به طور مرتب ارزش کتاب هر سهم خود را گزارش می کنیم ، یک عدد به راحتی قابل محاسبه ، اگرچه یکی از استفاده های محدود است. محدودیت ها از منابع ما از اوراق بهادار قابل فروش ، که با قیمت های فعلی آنها بر روی کتاب های ما حمل می شود ، ناشی نمی شود. در عوض عدم کفایت ارزش کتاب مربوط به شرکتهایی است که ما کنترل می کنیم ، که ارزشهای آنها در کتابهای ما ممکن است بسیار متفاوت از ارزشهای ذاتی آنها باشد.

اختلاف می تواند به هر جهت پیش برود. به عنوان مثال ، در سال 1964 می توانستیم با اطمینان بیان کنیم که ارزش کتاب هر سهم برکشایر 19. 46 دلار بوده است. با این حال ، این رقم به طور قابل توجهی ارزش ذاتی شرکت را نادیده گرفت ، زیرا تمام منابع این شرکت در یک تجارت نساجی زیربخش گره خورده بودند. دارایی های نساجی ما نه نگرانی و نه ارزش انحلال برابر با مقادیر حمل آنها. با این حال ، امروز ، وضعیت برکشایر معکوس شده است: اکنون ، ارزش کتاب ما ارزش ذاتی برکشایر را درک می کند ، نکته ای که به دلیل اینکه بسیاری از مشاغلی که ما کنترل می کنیم بسیار بیشتر از ارزش حمل آنها ارزش دارند.

ناکافی است که آنها در حال گفتن داستان هستند ، ما به شما چهره های ارزش کتاب برکشایر را می دهیم زیرا امروزه آنها به عنوان یک اندازه گیری خشن ، البته قابل درک و قابل توجه برای ارزش ذاتی برکشایر عمل می کنند. به عبارت دیگر ، درصد تغییر در ارزش کتاب در هر سال معین احتمالاً نزدیک به تغییر آن سال در ارزش ذاتی است.

با دیدن یک شکل از سرمایه گذاری ، آموزش دانشگاه می توانید بینش بین ارزش کتاب و ارزش ذاتی بینش کسب کنید. هزینه آموزش را به عنوان "ارزش کتاب" خود فکر کنید. اگر این هزینه دقیق باشد ، باید درآمدی را که دانش آموز در آن قرار دارد ، شامل شود زیرا او کالج را به جای شغل انتخاب می کرد.

برای این تمرین ، ما مزایای مهم غیر اقتصادی یک آموزش را نادیده می گیریم و به ارزش اقتصادی آن توجه می کنیم. اول ، ما باید درآمدی را که فارغ التحصیل در طول عمر خود دریافت می کند تخمین بزنیم و از این رقم تخمین آنچه را که می توانست بدست آورد ، در صورت عدم تحصیلات خود ، از آن رقم خارج شود. این رقم درآمد اضافی را به ما می دهد ، که پس از آن باید با نرخ بهره مناسب ، به روز فارغ التحصیلی تخفیف داد. نتیجه دلار برابر با ارزش ذاتی اقتصادی آموزش است.

برخی از فارغ التحصیلان متوجه می شوند که ارزش کتاب تحصیلات آنها از ارزش ذاتی آن فراتر می رود ، به این معنی که هرکسی که برای تحصیلات پرداخت می کرد ، ارزش پول وی را دریافت نکرد. در موارد دیگر ، ارزش ذاتی یک آموزش به مراتب از ارزش کتاب خود فراتر خواهد رفت ، نتیجه ای که ثابت می کند سرمایه عاقلانه مستقر شده است. در همه موارد ، آنچه مشخص است این است که ارزش کتاب به عنوان شاخص ارزش ذاتی بی معنی است.

بعدی: زمان اسفناج. من می دانم که بحث در مورد فنی حسابداری بسیاری از خوانندگان را خاموش می کند ، بنابراین به شما اطمینان دهم که اگر تصمیم دارید از این بخش صرف نظر کنید ، زندگی کامل و شاد هنوز هم می تواند مال شما باشد.

با این حال ، کسب GEICO ما در سال 1996 ، به این معنی است که تعدیل حسابداری در حدود 40 میلیون دلار در برابر درآمد سالانه ما که طبق اصول حسابداری به طور کلی پذیرفته شده (GAAP) ثبت شده است ، شارژ می شود. کسب مجدد عمومی ما این تعداد را بارها بار سالانه ایجاد می کند ، اما ما در حال حاضر ارقام نهایی نداریم. بزرگی این تغییرات باعث می شود که آنها برای برکشایر موضوع اهمیت داشته باشند. بنابراین ، در گزارش های سالانه ما ، ما گاهی اوقات از درآمدی صحبت خواهیم کرد که "قبل از تعدیل حساب های حسابداری" توصیف خواهیم کرد. بحثی که در زیر آمده است به شما می گوید که چرا فکر می کنیم درآمد آن توضیحات معنای اقتصادی بیشتری نسبت به درآمد حاصل از GAAP دارد.

هنگامی که برکشایر یک تجارت را برای حق بیمه بیش از ارزش خالص GAAP خریداری می کند - همانطور که معمولاً اتفاق خواهد افتاد ، زیرا بیشتر شرکت هایی که می خواهیم خریداری کنیم با تخفیف حاصل نمی شوند - این حق بیمه باید روی دارایی وارد شودسمت ترازنامه ما. بسیاری از قوانین در مورد چگونگی ثبت یک شرکت حق بیمه وجود دارد. اما برای ساده کردن این بحث ، ما روی "حسن نیت" تمرکز خواهیم کرد ، کالای دارایی که تقریباً تمام حق بیمه کسب برکشایر به آن اختصاص داده شده است. به عنوان مثال ، هنگامی که ما در سال 1996 نیمی از Geico را که قبلاً متعلق به آن بودیم به دست آوردیم ، حسن نیت را حدود 1. 6 میلیارد دلار ثبت کردیم.

GAAP برای استهلاک - یعنی نوشته شده - در طی یک دوره بیشتر از 40 سال ، نیاز به حسن نیت دارد. بنابراین ، برای خاموش کردن 1. 6 میلیارد دلار در حسن نیت GEICO ، ما سالانه حدود 40 میلیون دلار تا سال 2036 هزینه می کنیم. این مبلغ برای اهداف مالیاتی کسر نمی شود ، بنابراین درآمد قبل از مالیات و پس از مالیات ما را 40 میلیون دلار کاهش می دهد.

به معنای حسابداری ، در نتیجه ، حسن نیت Geico ما به تدریج در نیش های یکدست ناپدید می شود. اما تنها چیزی که می توانم به شما تضمین کنم این است که حسن نیت اقتصادی که در Geico خریداری کرده ایم به همان روش اندازه گیری کاهش نمی یابد. در حقیقت ، بهترین حدس من این است که حسن نیت اقتصادی که به GEICO اختصاص یافته است از زمان خرید ما به طرز چشمگیری افزایش یافته است و احتمالاً همچنان در حال افزایش است - احتمالاً به روشی بسیار اساسی.

من در گزارش سالانه سال 1983 در مورد حسن نیت منتسب به آب نبات See ، بیانیه مشابهی بیان کردم ، وقتی از آن شرکت به عنوان نمونه در بحث حسابداری حسن نیت استفاده کردم. در آن زمان ، ترازنامه ما حدود 36 میلیون دلار حسن نیت See را به همراه داشت. ما از آن زمان به منظور استهلاک دارایی حدود 1 میلیون دلار در برابر درآمد شارژ کرده ایم و حسن نیت See در ترازنامه ما اکنون به حدود 21 میلیون دلار کاهش یافته است. به عبارت دیگر ، از دیدگاه حسابداری ، See اکنون به عنوان از دست دادن حسن نیت از سال 1983 ارائه شده است.

حقایق اقتصادی نمی تواند متفاوت تر باشد. در سال 1983 ، SEE حدود 27 میلیون دلار پیش از مالیات با 11 میلیون دلار دارایی عملیاتی خالص درآمد کسب کرد. در سال 1997 59 میلیون دلار با 5 میلیون دلار دارایی خالص عملیاتی درآمد کسب کرد. به وضوح می بینید که حسن نیت اقتصادی در طول بازه به جای کاهش ، به طرز چشمگیری افزایش یافته است. همانطور که واضح است ، See دارد صدها میلیون دلار بیشتر از ارزش اعلام شده در کتابهای ما ارزش دارد.

البته ما می توانیم اشتباه کنیم ، اما انتظار داریم که از دست دادن تدریجی ارزش حسابداری GEICO با افزایش عمده در ارزش اقتصادی آن جفت شود. مطمئناً این الگوی در بیشتر شرکتهای تابعه ما بوده است ، نه فقط دیدن. به همین دلیل است که ما به طور مرتب درآمد عملیاتی خود را به شکلی ارائه می دهیم که به شما امکان می دهد همه تنظیمات حسابداری را نادیده بگیرید.

قبل از ترک این موضوع ، ما باید یک هشدار مهم صادر کنیم: سرمایه گذاران غالباً توسط مدیر عاملان و تحلیلگران وال استریت گمراه می شوند که هزینه های استهلاک را با هزینه های استهلاک که اخیراً در مورد آنها بحث کرده ایم ، مساوی می کنند. به هیچ وجه این دو یکسان نیستند: با استثنائات نادر ، استهلاک یک هزینه اقتصادی است که هر بیت به اندازه دستمزدها ، مواد یا مالیات واقعی است. مطمئناً این مسئله در برکشایر و تقریباً در تمام مشاغل دیگری که ما مطالعه کرده ایم صادق است. علاوه بر این ، ما فکر نمی کنیم به اصطلاح EBITDA (درآمد قبل از بهره ، مالیات ، استهلاک و استهلاک) یک اندازه گیری معنی دار از عملکرد باشد. مدیریت هایی که اهمیت استهلاک را برطرف می کنند - و بر "جریان نقدی" یا EBITDA تأکید می کنند - برای تصمیم گیری های معیوب مناسب هستند و باید در هنگام تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری خود ، این موضوع را در نظر داشته باشید.

مدیریت برکشایر

من فکر می کنم مناسب است که من با بحث در مورد مدیریت برکشایر ، امروز و آینده نتیجه گیری کنم. همانطور که اولین اصل مربوط به مالک ما به شما می گوید ، من و چارلی شرکای مدیریت برکشایر هستیم. اما ما همه بلند کردن سنگین را در این تجارت به مدیران شرکتهای تابعه خود تقسیم می کنیم. در حقیقت ، ما تقریباً به نقطه ربودن تفویض می کنیم: گرچه برکشایر حدود 45000 کارمند دارد ، اما فقط 12 نفر از این موارد در دفتر مرکزی هستند.

من و چارلی عمدتاً در تخصیص سرمایه و مراقبت و تغذیه مدیران کلیدی خود شرکت می کنیم. بسیاری از این مدیران وقتی تنها مانده اند تا مشاغل خود را اداره کنند ، خوشحال هستند و این به طور معمول دقیقاً نحوه ترک آنها است. این امر آنها را مسئول کلیه تصمیمات عملیاتی و اعزام پول اضافی که برای دفتر مرکزی ایجاد می کند ، مسئولیت می دهد. آنها با ارسال آن به ما ، آنها با جذابیت های مختلفی که به دست می آیند ، منحرف نمی شوند ، در صورتی که آنها مسئولیت استقرار پول نقد خود را از دست می دهند. علاوه بر این ، من و چارلی در معرض طیف گسترده تری از امکانات برای سرمایه گذاری در این وجوه قرار داریم تا اینکه هر یک از مدیران ما بتوانند در صنعت خود پیدا کنند.

بسیاری از مدیران ما به طور مستقل ثروتمند هستند ، و بنابراین این وظیفه ماست که آب و هوایی ایجاد کنیم که آنها را ترغیب به انتخاب کار با برکشایر بر سر گلف یا ماهیگیری کند. این امر باعث می شود که ما نیاز به رفتار عادلانه و به روشی داشته باشیم که در صورت برگشت موقعیت های ما مایل به برخورد با آنها باشیم.

در مورد تخصیص سرمایه ، این فعالیتی است که هم چارلی و هم از آن لذت می بریم و در آن تجربه مفیدی به دست آورده ایم. به معنای کلی ، موهای خاکستری در این زمین بازی صدمه نمی بینند: شما به هماهنگی خوب چشم و یا عضلات با رنگ مناسب نیاز ندارید تا پول را به اطراف خود فشار دهید (با تشکر از آسمان). تا زمانی که ذهن ما به طور مؤثر به عملکرد خود ادامه دهد ، من و چارلی می توانیم کارهای خود را تقریباً همانطور که در گذشته انجام داده ایم ادامه دهیم.

در مورد مرگ من ، تصویر مالکیت برکشایر تغییر خواهد کرد اما به شکلی مخرب تغییر نخواهد کرد: اول ، فقط 1 ٪ از سهام من برای مراقبت از بوقلمون ها و مالیات ها باید فروخته شود. دوم ، اگر او از من زنده بماند ، یا اگر این کار را انجام دهد ، تعادل سهام من به همسرم ، سوزان می رود. در هر صورت ، برکشایر دارای یک سهامدار کنترل کننده با هدایت همان فلسفه و اهداف است که اکنون دوره ما را تعیین می کند.

در آن مقطع ، خانواده بافت فقط در انتخاب و نظارت بر مدیرانی که انجام می دهند ، در مدیریت مشاغل شرکت نخواهند کرد. البته این که این مدیران چه کسی خواهند بود ، به تاریخ مرگ من بستگی دارد. اما من می توانم پیش بینی کنم که ساختار مدیریتی چه خواهد بود: اساساً کار من به دو بخش تقسیم می شود که یک مدیر اجرایی مسئول سرمایه گذاری و دیگری برای عملیات است. اگر کسب مشاغل جدید در آینده باشد ، این دو در تصمیم گیری های مورد نیاز همکاری می کنند. هر دو مدیر به هیئت مدیره گزارش می دهند که به سهامدار کنترل کننده پاسخگو خواهند بود ، که منافع آنها به نوبه خود با شما مطابقت خواهد داشت.

اگر ما به ساختار مدیریتی احتیاج داشته باشیم که من به تازگی به طور فوری توضیح داده ام ، خانواده ام و چند فرد کلیدی می دانند که من برای پر کردن هر دو پست چه کسی را انتخاب می کنم. هر دو در حال حاضر برای برکشایر کار می کنند و افرادی هستند که من در آنها اعتماد به نفس کامل دارم.

من همچنان خانواده ام را در مورد مسئله جانشینی قرار می دهم. از آنجا که سهام برکشایر تقریباً کل املاک من را تشکیل می دهد و بخش مشابهی از دارایی های همسر من یا بنیاد را برای مدت قابل توجهی پس از مرگ من به خود اختصاص می دهد ، می توانید مطمئن باشید که من از طریق سؤال جانشینی با دقت فکر کرده ام. شما می توانید به همان اندازه مطمئن باشید که اصولی که تا به امروز در اجرای برکشایر به کار گرفته ایم ، همچنان به راهنمایی مدیرانی که موفق من هستند ادامه خواهد داد.

مبادا ما به یک یادداشت مرموز پایان دهیم ، من همچنین می خواهم به شما اطمینان دهم که هرگز احساس بهتری نکرده ام. من عاشق دویدن برکشایر هستم ، و اگر لذت بردن از زندگی باعث طول عمر شود ، رکورد Methuselah در معرض خطر است.

مقالات آموزش فارکس...
ما را در سایت مقالات آموزش فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : بهزاد فراهانی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : شنبه 12 فروردين 1402 ساعت: 12:44