نهادی

ساخت وبلاگ

در حالی که تمام تلاش برای پیروی از قوانین سبک استناد شده است ، ممکن است اختلافاتی وجود داشته باشد. اگر سوالی دارید ، لطفاً به کتابچه راهنمای مناسب یا منابع دیگر مراجعه کنید.

ویراستاران ما آنچه را که شما ارسال کرده اید را مرور می کنند و تعیین می کنند که آیا مقاله را تجدید نظر کنید.

در حالی که تمام تلاش برای پیروی از قوانین سبک استناد شده است ، ممکن است اختلافاتی وجود داشته باشد. اگر سوالی دارید ، لطفاً به کتابچه راهنمای مناسب یا منابع دیگر مراجعه کنید.

نهادگرایی ، در علوم اجتماعی ، رویکردی که بر نقش نهادها تأکید می کند.

مطالعه موسسات شجره نامه طولانی دارد. این بینش از کارهای قبلی در طیف گسترده ای از رشته ها ، از جمله اقتصاد ، علوم سیاسی ، جامعه شناسی ، انسان شناسی و روانشناسی ، به دست می آورد. ظاهر مجدد علاقه به مؤسسات در اوایل دهه 1980 از الگوی آشنا پیروی کرد: این واکنشی به رشته های غالب اندیشه بود که از نهادهای ، زمینه تاریخی و روند به نفع نظریه پردازی عمومی غفلت می کردند. بر این اساس ، نهادگرایی غالباً با توجه به تاریخ مشخص می شود. نهادگرایی که در دهه 1980 پدیدار شد ، نهادگرایی جدید (NI) نامیده می شود ، اما کمتر از آن است که بازگرداندن بورس های قبلی "جدید" باشد. بحث زیر توسعه نهادگرایی از قرن نوزدهم تا ظهور NI در دهه های گذشته قرن بیستم را نشان می دهد.

نهادگرایی اروپا در طول قرن نوزدهم

مروری کامل از سنت نهادگرایی به بحث ارسطو در مورد انواع رژیم (مودبیا) باز می گردد. علاقه اخیر به نهادها در طول قرن نوزدهم در میان اقتصاددانان تاریخی آلمان (GHE) ، که همچنین اقتصاددانان نهادی نامیده می شوند ، پدید آمد. این محققان با ارائه یک پاسخ انتقادی به تئوری های جهانی اقتصاددانان کلاسیک ، کار قیاسی را نادیده گرفتند ، که آنها را مدل سازی ریاضی خود مرجع دانستند. آنها استدلال می کردند که زندگی اقتصادی بهتر از طریق فلسفه منطقی از طریق کار تجربی درک می شود.

بینش اصلی آنها نیاز به تجزیه و تحلیل تجربی از نظر تاریخی و جامعه شناختی از واقعیت بود. اولین چهره این گروه ، اقتصاددان آلمان ویلهلم روزچر بود. کار او بر اهمیت زمینه - تاریخی ، اجتماعی و نهادی - برای درک قوانین اقتصاد سیاسی ، رفتار اقتصادی و تنوع تجربی زندگی اجتماعی اصرار داشت. تحقیقات اولیه بر رابطه بین سازمان اجتماعی و اقتصادی جامعه ، مراحل توسعه و فرآیندهای تکاملی متمرکز شده است. درگیری های تلخ با معاصران مارکسیستی خود (پیروان نظریه های کارل مارکس) با وجود این ، برخی از محققان آمده اند تا یک میل تحلیلی نزدیک بین این دو سنت ببینند.

مرسوم است که GHE را به سه نسل تقسیم کنیم: اوایل ، جوان تر و آخرین. مورد دوم قابل توجه است زیرا برخی از کارهای جامعه شناس آلمانی مکس وبر را که تحت تأثیر Early GHE قرار گرفته است ، محاصره می کند. وبر شاید تأثیرگذارترین نهادگرایی مدرن باشد. آثار نهادی معاصر که مؤسسات را به عنوان یک متغیر مستقل و غیر امنی مطرح می کنند ، مدیون نظریه پردازی وبر هستند که یک قلمرو سیاسی که از اقتصاد و ایده ها خودمختار است. وی در بحث خود در مورد دولت و بوروکراسی ، یک تئوری ماکروسوسیولوژیکی مؤسسات را پیشنهاد می کند.

بینش نهادیستی نیز در نظریه اقتدار وبر وجود دارد. برای وبر ، اقتدار کاریزماتیک ذاتاً گذرا است. همانطور که کاریزما خود را خسته می کند و به صورت روتین می شود ، اشکال سنتی یا قانونی-قانونی اقتدار جای خود را می گیرد. با روال سازی ، روابط اجتماعی و تعامل به طور فزاینده ای منظم ، قابل پیش بینی و غیر شخصی می شود. تحت سرمایه داری مدرن ، اینها شکل عقلانی-قانونی به دست می آورند و گسترده تر و مفصل تر می شوند. برخی از استفاده های مربوط به اصطلاح نهادینه شدن ، زیر مجموعه ای از روند روتین سازی وبر است.

نهادگرایی اوایل قرن بیستم آمریکا

نهادگرایی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در آثار اقتصاددانان نهادی آمریکا (AIE) در بورس تحصیلی آمریکا ظاهر شد. اقتصاددان و جامعه شناس آمریکایی ، تورشتاین Veblen یک شخصیت مهم بود که از رویکرد نئوکلاسیک به دلیل تمرکز بر روی افراد انتقاد کرد. وی تصریح کرد که افراد با زمینه نهادی و اجتماعی فرهنگی خود شکل می گیرند. وی بر عادت ، غریزه و تقلید به عنوان گزینه های دیگری برای مدل های محاسبات ابزار رفتار تأکید کرد. Veblen تداوم نهادی را تئوریزه کرد و چندین مکانیسم تغییر را ایجاد کرد ، از جمله درگیری بین نهادها ، شوک های برون زا و تعامل بین روالها و عمل متغیر و بی ثبات عوامل.

اگرچه سبلن از رویکرد ارگانیک گرایانه در مورد علوم اجتماعی استقبال کرد و به نفع استعاره بیولوژیکی تکامل بر استعاره فیزیکی مکانیک های مستقر در اقتصاددانان بود ، اما وی صریحاً ضد عملکرد بود. وی احتمال تجزیه اجتماعی را مطرح کرد و تاریخ را به عنوان یک فرآیند آشکار توصیف کرد که تجمعی است بلکه به عنوان یک سیستم همواره در حال تغییر در حال تغییر است.

چهره بعدی در میان AIE ، جان آر. عوام ، اقتصاددان آمریکایی بود ، که در دهه 1920 و 30 میلادی چارچوب اقتصاددانان کلاسیک را که در آن مشیت می کند افراد را با آزادی وارد روابط مبادله اقتصادی و اقتصاد جدا می کند ، جدا از سیاست است. عوام استدلال كرد كه اقتصاد مجموعه ای از معاملات است كه با حمایت های نهادی امکان پذیر شد. وی سه نوع معاملات را شناسایی کرد: جیره بندی ، مدیریتی و مذاکره شده (به ترتیب با کمونیسم ، فاشیسم و سرمایه داری همراه است). قبل از انجام معاملات مذاکره ، موسسات باید آزادی و اموال را تضمین کنند. وی مؤسسات را به عنوان قوانین کار اقدام جمعی تعریف کرد که توسط سازمان های مختلف از جمله دولت وضع شده و اجرا می شود. نهادها با ایجاد انتظاراتی که افراد می توانند رفتار اقتصادی خود را جهت گیری کنند ، نظم تولید می کنند. این تفسیر نهادها در قلب نهادگرایی انتخاب منطقی (RCI) و اقتصاد نهادی جدید (NIE) قرار دارد.

نهادگرایی آمریکایی در اواسط قرن بیستم

نسخه انسان شناسی نهادگرایی اقتصادی بعداً در کار کارل پولانی پدیدار شد. وی تحت تأثیر GHE ، اظهار داشت كه روابط اقتصادی از لحاظ تاریخی مشروط است و در خارج از زمینه اجتماعی آنها قابل درک نیست. برای پولانی ، اقتصاد همیشه در جامعه تعبیه شده است. پولانی اظهار داشت ، به جای روابط اقتصادی که ادغام اجتماعی را ایجاد می کند ، پیشینه اجتماعی و نهادها به ویژه اقتصاد را ادغام می کند. با توجه به این منطق ، بازارها محصول اعمال خود به خودی نیستند. در عوض ، اقدامات سطح شخصی مبادله فقط تحت یک سیستم بازارهای قیمت گذاری ایجاد می کند-سیستمی که فقط از اعمال تصادفی مبادله نمی شود. از نظر تاریخی ، سیستم بازار یک نوآوری نسبتاً اخیر است و تنها یکی از چندین راه حل مؤسست مؤثر برای مشکل ادغام اقتصادی است. اشکال اضافی ادغام متقابل (به عنوان مثال ، اجاره وام) و توزیع مجدد (به عنوان مثال ، اتحاد جماهیر شوروی) است.

پولانی مؤسسات را به طور گسترده به عنوان اتحاد ، تثبیت و ساختار به روند اقتصادی تعریف کرد. اگرچه مؤسسات اقتصادی مانند قیمت و پول مهم هستند ، اما پولانی نیز بر اهمیت نهادهای غیر اقتصادی مانند دین و دولت تأکید کرد. افزایش قیمت و انتخاب فردی به عنوان محصول موسسات شناخته می شود. این نهادگرایان جامعه شناختی بعدی (SI) را پیش بینی می کند که رفتار انسان را به عنوان "منطق مناسب بودن" و نهادها به عنوان ایجاد هویت دنبال می کنند. پولانی مانند پیشینیان خود این ایده را رد کرد که علم اقتصادی معاصر می تواند روابط جهانی را به دست آورد.

نهادگرایی همچنین در اواسط قرن بیستم در علوم سیاسی ظاهر شد ، هنگامی که علوم سیاسی آمریکا تحت سلطه مطالعه پیشرفت دموکراتیک در ایالات متحده بود. تجزیه و تحلیل سایر کشورها نادر بود. با این وجود ، نظریه پردازان مانند کارل جی. فردریش در کار متقابل خود در مورد مشروطه ، بر نهادها متمرکز شده اند. برای فردریش ، مشروطه گرایی با نگرانی از استقلال فردی و ترتیبات نهادی - دولت و فدرالیسم تقسیم شده - برای جلوگیری از تمرکز قدرت ، به ویژه در ایالت مشخص شد. نهادها قوانین سیاست و ابزارهای اجرای آنها هستند. با این حال ، فردریش مراقب بود توجه داشته باشد كه نهادها باید واقعیت اجتماعی و سیاسی را منعكس كنند و بدون اعتقاد به مشروعیت خود بسیار تضعیف می شوند. فردریش به شدت در تضاد مشروطه گرایی مدرن از سیستم های غیر مؤثر مانند توتالیتاریسم و کار وی در مورد دومی بر نسل کامل شوروی شناسان تأثیر گذاشت. سرانجام ، وی همچنین به سؤالات مربوط به هنر و صنعت نهادی علاقه داشت ، اگرچه در مورد وجود "مخرج مشترک جهانی" برای طراحی نهادی آگنوستیک بود. بینش های فردریش را می توان در HI و RCI مشاهده کرد.

نهادگرایی در جامعه شناسی با ظهور علوم سازمانی (OS) ظاهر شد ، که پاسخی به رشد سریع اندازه بنگاه ها از دهه 1860 بود. اولین و تأثیرگذارترین چهره چستر ایروینگ بارنارد بود که در دهه 1930 استدلال کرد که یک سازمان یک سیستم همکاری پیچیده است و نیاز به درک رفتار افرادی را که آن را تشکیل می دهند ، برجسته می کند. وی ارتباط بین سیستم هماهنگی آگاهانه سازمان (جنبه های رسمی) و فرآیندهای ناخودآگاه آن (جنبه های غیررسمی) را مشخص کرد. دومی شامل آداب و رسوم ، عادت ، نگرش و درک است. نقش اجرایی ایجاد ارتباطات باز و القاء برای اعضای جداگانه است.

بارنارد بر اهمیت القاء غیر ماده تأکید کرد ، که انجام دستورات افراد را بدون اینکه از اقتدار آگاهانه سؤال کند ، تسهیل می کند. از این منظر ، یک مدیر ارزش های سازمان را هدایت می کند تا افراد به سمت یک هدف مشترک کار کنند. وی همچنین استدلال كرد كه اشکال سازمانی در بین سازمان ها متفاوت است زیرا پیکربندی افراد برای هر سازمان ، مانند راه حل سازمانی مناسب ، منحصر به فرد است.

مرور مجدد نهاد

پس از جنگ جهانی دوم ، نهادگرایی برخی از برجستگی های خود را در علوم اجتماعی از دست داد ، که توسط تئوری های متمرکز بر ساختارهای اجتماعی یا رفتار فردی آواره شد. با این حال ، در دهه 1980 ، تحقیقات در مورد ساختارهای اجتماعی منجر به احیای علاقه به نهادها و ظهور نهادگرایی جدید (NI) شد. نظریه پردازان سیاست تطبیقی اظهار داشتند که دولت خودمختار بوده و خواستار بازگشت دولت به عنوان یک متغیر توضیحی است. مطالعه نهادها با تحقیقات در زمینه اقتصاد سیاسی در مورد توسعه دولت NEI های آسیایی و همچنین اصلاحات نهادی در کشورهای توسعه یافته به طور قابل توجهی پیشرفته بود. محققان همچنین با هدف درک روند دموکراتیک سازی ، به طور فزاینده ای به مقایسه بین ملی نهادها علاقه مند شدند. سرانجام ، گسترش جهانی سرمایه داری و ادغام اتحادیه اروپا (EU) منجر به تحقیقات قابل توجهی شد که نقش نهادها را به عنوان واسطه بین ساختارها و نتایج نشان می دهد.

برخی از دانشمندان علوم اجتماعی صریحاً در خواستار بازگرداندن مؤسسات به آثار نهادی قبلی مراجعه کرده اند. این بدنه جدید از کار که به عنوان NI برچسب گذاری شده اند ، به دنبال تحقیق در مورد سایر موارد تعامل جامعه و نهادها ، منابع انسجام نهادی ، چگونگی فرآیندهای تاریخی بودندمنجر به تأخیر در نتایج و الگوهای رفتار غیرقانونی می شود.

مقالات آموزش فارکس...
ما را در سایت مقالات آموزش فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : بهزاد فراهانی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 30 خرداد 1402 ساعت: 14:23