یکی از روش هایی که برای اندازه گیری درجه حمایت گرایی در یک اقتصاد استفاده می شود، میانگین نرخ تعرفه است. از آنجایی که تعرفه ها به طور کلی واردات محصولات خارجی را کاهش می دهد، هر چه تعرفه بالاتر باشد، حمایت بیشتری از صنایع رقیب وارداتی کشور صورت می گیرد. زمانی، تعرفه ها شاید رایج ترین سیاست تجاری بود. بسیاری از کشورها از تعرفه ها به عنوان منبع اصلی بودجه برای بودجه دولت خود استفاده می کنند. با این حال، با پیشرفت آزادسازی تجارت در نیمه دوم قرن بیستم، بسیاری از انواع دیگر موانع غیر تعرفه ای برجسته تر شدند.
جدول زیر فهرستی از متوسط نرخ تعرفه در کشورهای منتخب در سراسر جهان را ارائه می دهد. این نرخ ها همگی از خلاصه های بازنگری سیاست تجاری سازمان تجارت جهانی گرفته شده اند. جزئیات بیشتر در مورد سیاست های تجاری این کشورها را می توان در وب سایت WTO به نشانی: http://www. wto. org/english/tratop_e/tpr_e/tp_rep_e. htm یافت.
به طور کلی، متوسط نرخ های تعرفه در اکثر کشورها کمتر از 20 درصد است، اگرچه اغلب برای کالاهای کشاورزی کمی بالاتر است. در توسعه یافته ترین کشورها، متوسط تعرفه ها کمتر از 10٪ و اغلب کمتر از 5٪ است. به طور متوسط، کشورهای کمتر توسعه یافته موانع تعرفه ای بالاتری را حفظ می کنند، اما برای بسیاری از کشورهایی که اخیراً به WTO ملحق شده اند، اخیراً تعرفه ها به میزان قابل توجهی کاهش یافته است تا بتوانند وارد شوند.
مشکلات استفاده از تعرفه های متوسط به عنوان یک اقدام حفاظتی
اولین مشکل استفاده از تعرفه های متوسط به عنوان معیار حمایت در یک کشور این است که چندین روش مختلف برای محاسبه میانگین نرخ تعرفه وجود دارد و هر روش می تواند تصور بسیار متفاوتی در مورد سطح حمایت بدهد.
بیشتر تعرفه های فوق به صورت میانگین ساده محاسبه می شوند. برای محاسبه این نرخ، به سادگی تمام نرخ های تعرفه را جمع کرده و بر تعداد دسته های وارداتی تقسیم می کنیم. یکی از مشکلات این روش زمانی پیش می آید که کشوری بیشتر تجارت خود را در چند دسته با تعرفه صفر داشته باشد، اما در بسیاری از رده های وارداتی تعرفه های بالایی داشته باشد که هیچ گاه برای واردات سودمند نباشد. در این مورد، تعرفه متوسط ممکن است میزان حفاظت در اقتصاد را بیش از حد بیان کند.
در صورت محاسبه تعرفه متوسط وزن ، می توان از این مشکل جلوگیری کرد. این اندازه گیری وزن هر تعرفه با سهم کل واردات در آن دسته از واردات. بنابراین ، اگر یک کشور بیشتر واردات خود را در یک گروه با تعرفه های بسیار کم داشته باشد ، اما دارای دسته های وارداتی زیادی با تعرفه های بالا است اما تقریباً هیچ وارداتی وجود ندارد ، پس تعرفه متوسط وزن نشان دهنده سطح پایین محافظت است. روش استاندارد برای محاسبه این نرخ تعرفه تقسیم درآمد تعرفه کل با ارزش کل واردات است. از آنجا که این داده ها به طور مرتب توسط بسیاری از کشورها گزارش می شود ، این یک روش متداول برای گزارش متوسط تعرفه است. برای نشان دادن تفاوت ، کانادا در بالا با یک تعرفه متوسط ساده 7. 1 ٪ ذکر شده است. با این حال ، در مقابل ، میانگین وزنهای تجاری کانادا فقط 0. 9 ٪ است.
با این حال ، تعرفه متوسط وزنی بدون نقص نیست. به عنوان نمونه ، فرض کنید یک کشور تجارت نسبتاً کمی دارد زیرا تعرفه های ممنوعه (یعنی تعرفه ها به اندازه ای که برای از بین بردن واردات از بین می رود) در بسیاری از دسته های واردات وجود دارد. اگر این تجارت در چند دسته از واردات با تعرفه نسبتاً کم تجارت داشته باشد ، تعرفه متوسط وزارت تجارت نسبتاً کم خواهد بود. از این گذشته ، هیچ تعرفه ای در مقوله ها با تعرفه های ممنوع وجود نخواهد داشت. در این حالت ، یک تعرفه متوسط متوسط می تواند برای یک کشور بسیار محافظت گرایانه گزارش شود. توجه داشته باشید که ، در این حالت ، تعرفه متوسط ساده تعرفه متوسط بالاتر را ثبت می کند و ممکن است شاخص بهتری از سطح حمایت در اقتصاد باشد.
البته بهترین راه برای بیش از حد میزان حفاظت استفاده از میانگین تعرفه در واردات قابل استفاده است. این اقدام جایگزین ، که گاهی اوقات گزارش می شود ، فقط دسته هایی را در نظر می گیرد که در آن تعرفه در واقع به آنها تعلق می گیرد و تمام دسته هایی را که تعرفه در آن صفر است ، نادیده می گیرد. از آنجا که امروزه بسیاری از کشورها دسته های زیادی از کالاها را با تعرفه صفر اعمال می کنند ، این اقدام تخمین بالاتری از تعرفه متوسط نسبت به سایر اقدامات دیگر ارائه می دهد.(1)
دومین مشکل مهم در استفاده از میانگین نرخ تعرفه برای اندازه گیری میزان حفاظت این است که تعرفه ها تنها سیاست تجاری مورد استفاده کشورها نیستند. کشورها همچنین سهمیه ، مجوز واردات ، محدودیت های صادرات داوطلبانه ، مالیات صادرات ، یارانه های صادراتی ، سیاست های تهیه دولت ، قوانین محتوای داخلی و موارد دیگر را پیاده سازی می کنند. علاوه بر این ، انواع مختلفی از مقررات داخلی وجود دارد که حداقل برای اقتصادهای بزرگ می تواند و در جریان تجارت تأثیر بگذارد. هیچ یک از این مقررات ، محدودیت ها یا موانع تجارت ، تأثیرگذاری بر واردات و صادرات ، با استفاده از هر یک از اقدامات متوسط تعرفه اسیر نمی شود. با این وجود ، این موانع غیر تعرفه می توانند تأثیر بسیار بیشتری بر جریان تجارت نسبت به خود تعرفه داشته باشند.
اندازه گیری ایده آل از حمایت گرایی
در حالت ایده آل ، آنچه ما می خواهیم اندازه گیری کنیم ، درجه ای است که سیاست های دولت (چه سیاست های داخلی و چه تجاری) بر جریان کالاها و خدمات (از طرف واردات و صادرات) بین خود و سایر نقاط جهان تأثیر می گذارد. بنابراین ، ما ممکن است یک شاخص از حمایت گرایی (IP) را به شرح زیر تصور کنیم:
در جایی که شمارنده با توجه به مجموعه فعلی سیاست های تجاری ، مبلغ کلیه صادرات و واردات را در کلیه دسته های تجاری N نشان می دهد ، و مخرج نمایانگر جمع کلیه صادرات و واردات است که در صورت استفاده از دولت مجموعه ای از سیاست های داخلی که هیچ یک از سیاست های داخلی را به کار می برد ، به دست می آورد. تأثیر بر تجارت کالاها و خدمات با سایر نقاط جهان. اگر IP = 1 ، این نشان می دهد که سیاست های فعلی دولت کاملاً غیر محدود است و اقتصاد می تواند در وضعیت خالص "تجارت آزاد" مشخص شود. اگر IP = 0 باشد ، پس سیاست های دولت چنان محدود کننده خواهد بود که اقتصاد را به حالت انزوا یا خودآزمایی مجبور کند.
اگر می توانستیم شاخص را در بسیاری از کشورها محاسبه و مقایسه کنیم ، می توان گفت که کشورهایی که دارای ارزش کمتری هستند از کشورهایی با ارزش بالاتر حمایت گرایانه تر بودند. ما همچنین می توانیم تغییرات در شاخص را به مرور زمان برای یک کشور خاص کنترل کنیم. افزایش در ارزش شاخص نشانگر آزادسازی تجارت است ، در حالی که کاهش در شاخص نشانگر افزایش حمایت گرایی است.
با این حال ، مشکل این شاخص این است که اگرچه تعریف آن آسان است ، اما اندازه گیری آن تقریباً غیرممکن خواهد بود. حداقل ، من بدون ایجاد جهش شدید ایمان ، هیچ راهی برای انجام این کار نمی دانم. با این وجود ، تعریف شاخص به عنوان روشی برای نشان دادن اینکه هرگونه اقدامات سنتی محافظت از جمله نرخ متوسط تعرفه از ایده آل است ، مفید است.
1. اغلب ادعا می شود که میانگین تعرفه در ایالات متحده توسط قانون تعرفه Smoot-Hawley در سال 1930 تقریباً 60 ٪ افزایش یافته است. این رقم ، اگرچه صحیح است ، اما نشان دهنده متوسط تعرفه در واردات قابل قبول است. بنابراین ، این رقم تا حدودی از درجه واقعی محافظت بیش از حد غافلگیر می شود. در مقایسه ، میانگین تعرفه وزنه برداری در سالهای بعد فقط در سال 1932 به 24. 8 ٪ افزایش یافت و پس از آن نرخ تعرفه کاهش یافت.
نظریه و سیاست تجارت بین المللی - فصل 20-1: آخرین به روز شده در تاریخ 6/14/06
مقالات آموزش فارکس...
ما را در سایت مقالات آموزش فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : بهزاد فراهانی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : پنجشنبه
29 تير
1402 ساعت: 0:22