علل پویایی بازار من

ساخت وبلاگ

در فصل 7 ("انتخاب مصرف کننده و خاصیت ارتجاعی") ، پوشش مطالب مربوط به مکمل ها ، جایگزین ها و کشش درآمد وجود دارد. ممکن است بخواهید برای تکمیل مطالب در اینجا به این فصل مراجعه کنید.

در بخش قبلی ، ما هنگام حرکت منحنی عرضه و/یا تقاضا ، در تعادل بازار چه اتفاقی می افتد. از آنجا که بازارها چیزهای پویا هستند ، یعنی همیشه با گذشت زمان تغییر می کنند ، تعادل بازار همیشه در حال حرکت است. از بخش قبلی ، باید درک کنید که وقتی منحنی های تقاضا و عرضه به سمت بالا یا پایین حرکت می کنند (یا در داخل یا خارج) چه اتفاقی می افتد.

یادآوری این نکته حائز اهمیت است که نمودار عرضه و تقاضا یک شیء استاتیک است ، اما اقتصاد استاتیک نیست و همه چیز در حال تغییر است. نمودار عرضه و تقاضا فقط عکس فوری از بازار در برخی از نقاط ثابت است. ما باید درک کنیم که چه عواملی باعث ایجاد تغییرات می شود و چه چیزی از این تغییرات نتیجه می گیرد.

علل حرکات منحنی تقاضا

وقتی به این موارد فکر می کنم ، همیشه دوست دارم به "اصول اول" برگردم. یا آنچه که گاهی اوقات "اصول" خوانده می شود. یعنی هنگام تلاش برای درک اینکه چرا اتفاقی می افتد ، سعی کنید به دلایل اصلی ریشه برگردید. برای انجام این کار در این مورد ، ابتدا باید بفهمیم منحنی تقاضا چیست. شما باید بتوانید در این مرحله به من بگویید: این یک رابطه کاربردی است که مقدار کالاهایی را که مصرف کنندگان در یک بازار می خواهند با هر قیمت معین خریداری کنند ، توصیف می کند. با حفر کمی عمیق تر به اصول ، می فهمیم که منحنی تقاضا از کجا ناشی می شود: ابزار حاشیه ای یا چقدر خوشبختی مصرف کنندگان از مصرف کالاها به دست می آورند.

بنابراین ، اگر منحنی تقاضا ناشی از میزان ابزار مصرف کننده از مصرف کالا باشد ، در صورتی که مصرف کنندگان مقدار متفاوتی از ابزار را از کالاهای مورد نظر دریافت کنند ، می تواند تغییر کند.

این کمی لقمه استمن سعی خواهم کرد که آن را ساده تر کنم: منحنی های تقاضا تغییر می کنند زیرا مردم تمایل خود را برای پرداخت تغییر می دهند. آنها می خواهند کم و بیش از کالاها بخرند. سوال بعدی پس از آن مطرح می شود: چه عواملی باعث این تغییر در ابزار می شود؟

عوامل مختلفی وجود دارد که می تواند باعث تغییر منحنی تقاضا شود. اگر منحنی به سمت بالا (یا به خارج ، به دور از مبدا) تغییر کند ، پس از آن تعداد کالاهای مورد نیاز مصرف کنندگان با قیمت معین خواسته می شود. یا به روش دیگری نگاه کرد ، برای یک مقدار ثابت ، قیمت بیشتر خواهد بود. این بدان معنی است که مردم از یک واحد خوب استفاده می کنند. اگر معکوس اتفاق بیفتد ، و منحنی به سمت پایین (یا به سمت داخل ، به سمت منشأ) تغییر می کند ، پس از آن کمتر با یک قیمت معین تقاضا می شود ، یا قیمت پایین تر برای مقدار مشخصی ارائه می شود ، و این اتفاق می افتد زیرا چیزی باعث شده است که مصرف کننده استخراج شودکمتری از مصرف کالاهای خوب.

برخی از دلایل تغییر تقاضا

علت شماره 1 - جمعیت

این یکی بسیار بی اهمیت است. همانطور که می دانیم ، منحنی تقاضای بازار صرفاً تجمع منحنی تقاضای فردی هر مصرف کننده است. بنابراین ، درک این نکته که اگر مصرف کنندگان بیشتری وجود داشته باشند ، این مسئله حسابی است که اگر بیشتر مصرف کننده وجود داشته باشد ، منحنی تقاضای فردی بیشتری برای افزودن به هم وجود دارد ، بنابراین ، منحنی تقاضا به سمت راست خواهد بود. نمونه های زیادی از این موارد وجود دارد. به عنوان مثال ، هنگامی که پن ایالت یک مدرسه بسیار کوچکتر بود ، در دهه 1960 و 1970 ، مجتمع های آپارتمانی بسیار کمتری در کالج ایالتی وجود داشت. اکنون ما آپارتمان های بیشتری نسبت به سال 1970 داریم زیرا دانش آموزان بسیار بیشتری وجود دارند ، و نه به این دلیل که دانش آموزان امروز می خواهند بیشتر از 40 سال پیش آپارتمان مصرف کنند.

علت شماره 2 - درآمد

از آنجا که یک شخص درآمد بیشتری کسب می کند ، توانایی آنها در مصرف بیشتر کالاها افزایش می یابد."تمایل به پرداخت" افزایش می یابد زیرا مصرف کننده پول بیشتری برای خرج کردن دارد. به همین دلیل ، برای بسیاری از کالاها ، به عنوان یک شخص درآمد بیشتری کسب می کند ، منحنی تقاضای فرد به سمت راست تغییر می کند. در یک جامعه ، جامعه ثروتمندتر ، منحنی تقاضای کل به سمت بالا حرکت می کند. این توضیح می دهد که چرا فروشگاه هایی که کالاهای لوکس را می فروشند ، معمولاً در حومه های خوب انجام می شوند و محله های ضعیف و ضعیف نیستند.

برای توصیف این وضعیت ، ما چیزی را به نام "کشش درآمد تقاضا" تعریف می کنیم. این به شرح زیر نوشته شده است:

η (i) = ٪ δ q ٪ Δ i = q 2 - q 1 q 1 i 2 - i 1 i 1

جایی که "من" نماد درآمد است

به این معنی ، این بدان معنی است که "درصد تغییر در مقدار مورد نیاز برای تغییر درصدی درآمدی درآمدی است."اگر مصرف سوشی شما از 2 بار در ماه به 3 برسد وقتی که حقوق شما 10 ٪ افزایش می یابد ، پس ارتجاعی درآمد شما تقاضا برای سوشی 50 ٪ 10 ٪ = 5 است.

به عنوان مثال ، اگر میانگین درآمد واقعی مشتریان از 60،000 دلار به 50،000 دلار کاهش یابد ، فرض کنید تقاضا برای اتومبیل اقتصادی از 4000 به 3000 واحد در سال کاهش یابد. کشش درآمد تقاضا برای ماشین اقتصاد در این شهر را پیدا کنید.

q 1 = 4 ، 000 q 2 = 3 ، 000 i 1 = 60 ، 000 i 2 = 50 ، 000

با استفاده از کشش درآمد فرمول تقاضا ،

η (i) = ٪ δ q ٪ Δ i = q 2 - q 1 q 1 i 2 - i 1 i 1

η (i) = 3 ، 000 - 4 ، 000 4 ، 000 50 ، 000 - 60 ، 000 60 ، 000 = 1. 25

کشش درآمد می تواند مثبت یا منفی باشد. اگر مثبت باشد ، با افزایش درآمد ، مقدار مورد نیاز افزایش می یابد (تعداد مثبت تقسیم بر تعداد مثبت). کالاهایی که دارای خاصیت ارتجاعی درآمدی مثبت هستند ، معمولاً توسط اقتصاددانان به عنوان کالاهای "عادی" گفته می شود. اتومبیل های لوکس دارای کشش درآمد مثبت هستند.

همچنین ممکن است یک سود منفی درآمد منفی داشته باشد. این بدان معنی است که با افزایش من ، Q کاهش می یابد (یک عدد منفی تقسیم بر یک عدد مثبت = یک عدد منفی). این یعنی چی؟این بدان معناست که هرچه شخص درآمد بیشتری کسب می کند ، ابزار حاشیه ای آنها از مصرف یک کالای خوب خاص است. من در بالا به این نکته اشاره کردم که در حالی که اتومبیل های لوکس دارای کشش درآمدی مثبت هستند ، ممکن است بگوییم که اتومبیل های استفاده شده یا اتومبیل های اقتصادی دارای خاصیت ارتجاعی منفی هستند: از آنجا که افراد در یک جامعه درآمد بیشتری کسب می کنند ، کمتر احتمال دارد که مصرف خوبی داشته باشند. من می دانم که هرچه زندگی را پشت سر گذاشته ام ، تمایل من برای خرید اتومبیل های جدید افزایش یافته است و تمایل من به خرید اتومبیل های استفاده شده کاهش یافته است.

مثال دیگر ممکن است رشته فرنگی رامن باشد: دانش آموزان به طور معمول پول زیادی ندارند ، بنابراین غذای ارزان زیادی می خرند و رشته فرنگی رامن به همان اندازه ارزان است. با این حال ، هنگامی که دانشجویان فارغ التحصیل می شوند و شغل می گیرند ، می توانند وعده های غذایی بهتر و رضایت بخش تری داشته باشند و با توجه به اینکه بیشتر ما مقدار ثابت غذا می خوریم ، این بدان معنی است که با افزایش درآمد ، مقدار نودل رامن کاهش می یابد.(برای رکورد ، من هنوز هم هر چند وقت یک بار آجر رشته فرنگی را دوست دارم ، اما تقریباً به اندازه دانش آموز آنها را نمی خورم.)

کالاهایی که دارای خاصیت ارتجاعی درآمدی منفی هستند ، توسط اقتصاددانان به عنوان کالاهای "فرومایه" گفته می شود. یک کالای فرومایه ، چیزی است که ما با ثروتمندتر شدن کمتر مصرف می کنیم. از آنجا که پول بیشتری داریم ، می توانیم با چیزی گرانتر ، اما لذت بخش تر ، کالاهای فرومایه را جایگزین کنیم. ما در یک دقیقه بیشتر در مورد جایگزین ها صحبت خواهیم کرد.

علت شماره 3 - قیمت کالاهای دیگر

تمایل به پرداخت یک کالای خوب همیشه مربوط به تمایل به پرداخت هزینه های کالا و سایر کالاها است. قیمت برخی از کالاهای دیگر می تواند در انتخاب مصرف ما تأثیر بگذارد.

وقتی فکر می کنیم که چگونه قیمت یک کالای خوب می تواند بر منحنی تقاضا برای کالای دیگر تأثیر بگذارد ، باید دو دسته کالاها را تعریف کنیم: جایگزین ها و مکمل ها.

جایگزین خوبی است که شما به جای خوب مورد نظر مصرف می کنید. همانطور که در بالا ذکر شد ، نودل و استیک های رامن را می توان به عنوان جایگزین تصور کرد: اگر یکی از آنها را می خورید ، به احتمال زیاد دیگر دیگری را نمی خورید. زندگی پر از گزینه های جایگزینی است: کار به جای رفتن به مدرسه ، سوار شدن به جای رانندگی ، اجاره خانه به جای خرید ، گرفتن تعطیلات گران قیمت در مقابل خرید بلیط های فوتبال ، رفتن به یک فیلم به جای رفتن به یک کلوپ شبانه ، و بنابراینبر.

یک مکمل خوب است که شما علاوه بر موارد مورد نظر ، مصرف می کنید ، با این شرط که بدون آن ، دیگری را مصرف نکنید. به عنوان مثال ، اتومبیل و بنزین (و لاستیک) همه مکمل هستند. به خودی خود ، هر یک از این کالاها نسبتاً بی فایده است. اما از آنها استفاده کنید و ناگهان ارزش بیشتری دارند. و همانطور که بیشتر از آن استفاده می کنید ، احتمالاً بیشتر از آن استفاده خواهید کرد. به دی وی دی و پخش کننده های دی وی دی ، یا iPod و گوشواره یا کفش و کفش فکر کنید.

حال ، ما باید در مورد این که چگونه قیمت یک کالای خوب می تواند بر قیمت دیگری تأثیر بگذارد ، فکر کنیم. برای این کار ، ما اصطلاح "تقاضای متقابل تقاضا" را تعریف می کنیم. این به شرح زیر تعریف شده است:

η (x y) = ٪ Δ q x ٪ Δ p y q x 2 - q x 1 q x 1 p y 2 - p y 1 p y 1

جایی که x و y اشتراک های مربوط به دو کالای مورد نظر هستند.

در این بیانیه آمده است: این بیانیه متقابل کالاهای x و y ، درصد تغییر در مقدار x خوب است که مربوط به تغییر درصد در قیمت خوب Y است.

فرض کنید تقاضا برای مرغ 2000 پوند در روز و قیمت گوشت گاو 3 دلار در هر پوند است. با نگه داشتن هر چیز دیگری ، تقاضا برای مرغ به 3000 پوند در روز افزایش می یابد که قیمت گوشت گاو به 4 دلار در هر پوند افزایش می یابد. محاسبه اقلیت متقابل تقاضا برای مرغ.

q x 1 = 2000 lbs /day q x 2 = 3000 lbs /day p y 1 = 3 $ /lb p y 2 = 4 $ /lb

η (x y) = q x 2 - q x 1 q x 1 p y 2 - p y 1 p y 1 = 3000 - 2000 2000 4 - 3 3 = 1. 5

اشخاص متقاطع می تواند مثبت یا منفی باشد و علامت به ما می گوید که آیا کالاها جایگزین یا مکمل هستند. در مثال قبلی ، اقلیت های متقاطع مرغ و گوشت گاو مثبت است. بنابراین ، می توانیم بگوییم که آنها جایگزین هستند.

بیایید به دو جایگزین مشترک فکر کنیم: مرغ و گوشت گاو. درک این مسئله دشوار نیست که اگر قیمت گوشت گاو بالا برود در حالی که قیمت مرغ یکسان باقی می ماند ، مردم تمایل دارند مرغ را برای گوشت گاو جایگزین کنند. بنابراین ، با افزایش قیمت گوشت گاو ، مقدار مرغ مورد نیاز افزایش می یابد. در این حالت ، اقلیت های متقابل یک عدد مثبت است که بر اساس یک عدد مثبت (یا منفی تقسیم بر منفی) تقسیم می شود ، که به ما تعداد مثبت می دهد. بنابراین ، کالاهای جایگزین دارای یک اقلیت متقابل مثبت هستند.

حال ، بگذارید در مورد مکمل ها فکر کنیم. در دهه 1980 ، بازیکنان CD به بازار آمدند. در ابتدا ، بازیکنان CD بسیار گران بودند و افراد بسیار کمی آنها را داشتند. به همین ترتیب ، سی دی های موسیقی کمتری فروخته می شدند. با گذشت زمان ، قیمت بازیکنان CD پایین آمد و در نتیجه ، مقدار CDS فروخته شده به طرز چشمگیری افزایش یافت (حتی اگر قیمت سالها تغییر زیادی نداشته باشد). به راحتی می توان دید که پخش کننده های CD و CD مکمل هستند: یکی از این دو بدون استفاده دیگر از آن استفاده می کند. بنابراین ، هنگامی که ما به فرمول خود برای اقلیت های متقابل نگاه می کنیم ، کاهش قیمت بازیکنان CD منجر به افزایش مقدار CD های مورد نیاز شد. یک عدد مثبت (Δ q x) توسط یک عدد منفی (Δ p y) تقسیم می شود. بنابراین ، اقلیت متقابل منفی است.

این امر منجر به تعریف یک قانون مفید می شود: اگر نشان داده شود که می توان از یک کالای متقابل دو کالای به طور مداوم مثبت برخوردار بود ، کالاهای جایگزین هستند. اگر نشان داده شود که به طور مداوم منفی باشد ، کالاها مکمل هستند. اگر خاصیت ارتجاعی یا متناقض باشد ، یا متناقض است ، احتمالاً کالاها نه مکمل و نه جایگزین هستند بلکه نامربوط هستند. بدیهی است ، در اقتصاد پیچیده ما ، همه چیز به هر چیز دیگری مربوط می شود - قیمت هواپیماهای جت در اروپا احتمالاً تاثیری در قیمت ذرت در ایلینویز دارد ، اما تأثیر یکی از طرف دیگر آنقدر پراکنده است که در هر یک از این موارد غیرقابل کنترل استروش معنی دار

مقالات آموزش فارکس...
ما را در سایت مقالات آموزش فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : بهزاد فراهانی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 13:55