- سطح چرخش زیاد (محورها ، که در آن حرکت قیمت از صعود به روند صعودی تغییر یافته است) شناسایی کنید.
- با استفاده از خط محورهای بالا را وصل کنید
- این خط را به محوری کم کپی و بکشید.

این استراتژی تقریباً مشابه برنامه قبلی است. شما باید به دنبال نقطه افتتاحیه در قسمت بالای کانال باشید و موقعیت را در پایین ببندید.
کانال افقی (مسطح)
کانال افقی متناقض ترین گزینه است و ویژگی های زیر را دارد:
- محدودیت های این کانال توسط Extremums از هر دو طرف تعیین شده است.
- این نمونه از کانال افقی است که حاوی بسیاری از شکستگی های کاذب است.
- قیمت بیشتر ارزش آن را در کانال تغییر نمی دهد که به حد خود نرسد.

بهترین شیوه های من در تجارت کانال قیمت
من قوانین زیر تجارت کانال را فهمیدم:
- کانال بالا و تجارت کانال پایین تر از تجارت کانال افقی است.
- شکستگی های کاذب بهترین سیگنال برای باز کردن موقعیت است.
من در مورد شکستن کاذب در درس اختصاص داده شده به سطح پشتیبانی و مقاومت بیشتر به شما خواهم گفت. برخی از معامله گران معتقدند که بازیکنان اصلی حرکات قیمت دروغین را برای مختل کردن عملکرد توقف بازیکنان کوچکتر آغاز می کنند و موقعیتی را برای فروش یا خرید با هزینه خود بدست می آورند. این معنی دارد و من ترجیح می دهم شکستگی های دروغین را از این طریق توضیح دهم. هیچ کس نمی داند که واقعاً چگونه کار می کند اما مهم نیست.
هدف اصلی یک معامله گر درک این است که در صورت الگوی خاص چه کاری انجام دهید.
به طور کلی ، معامله گران از سیگنال های زیر برای باز کردن موقعیت ها استفاده می کنند:
- لمس و گزاف گویی از سطح.
- شکست کاذب از حد کانال (شکستن و بسته شدن پایین تر از سطح مقاومت یا بالاتر از سطح پشتیبانی)
- مدل شمعدان معکوس در نزدیکی محدوده کانال.
در درس بعدی در مورد الگوهای شمعدانی صحبت خواهیم کرد. ویژگی چنین دهانه ای این است که یک معامله گر صبر نمی کند تا قیمت آن مرز کانال را لمس کند ، اما وقتی او اولین علائم نوبت را می بیند ، موقعیتی را از قبل باز می کند.
قبل از رسیدن به کانال مخالف ، باید موقعیت را ببندید.
شما باید تصمیم بگیرید که آیا فقط پس از انجام آزمایشات خود ، این توصیه را دنبال کنید یا پیروی کنید. هنگامی که شما آزمایش استراتژی را شروع می کنید ، کانال های قیمت را ایجاد کرده و نتیجه مالی بالقوه را محاسبه کنید و تجزیه و تحلیل کنید که کدام رویکرد بهتر عمل می کند:
- سفارش سود را در حد مخالف کانال تنظیم کنید.
- سفارش متوقف شده در نقطه 20-40 ٪ از حد کانال تنظیم شده است.
ابزارهای مختلف تجاری ممکن است در بازه های زمانی مختلف به گونه ای مختلف کار کنند ، بنابراین شما نیاز به آزمایش آنها دارید.
- بستن موقعیت توسط شاخص ، نوسان ساز ، مدل شمعدان یا هر سیگنال دیگر.
به عبارت دیگر ، شما باید یک نکته دیگر به استراتژی تجارت اضافه کنید تا یک بسته دقیق تر انجام شود.
- شما باید از هر دو گزاف گویی و از سطح کانال در تجارت خود استفاده کنید.
در صورت شکستن ، باید در نظر داشته باشید که شکستن سطح بالا (سطح مقاومت) کانال در یک پایین آمدن به معنای سوئیچ روند است که به همین ترتیب از نظر اندازه حرکت قیمت پتانسیل بیشتری دارد.

شکستن سطح پایین کانال (سطح پشتیبانی) در پایین آمدن به معنای تقویت روند خواهد بود. با این حال ، در عمل من ، چنین شکستگی ها اغلب موارد کاذب هستند و پس از کمی حرکت ، قیمت به کانال باز می گردد. در صورت صعود ، اوضاع کاملاً یکسان است.
من نتیجه گیری زیر را از آن انجام دادم. در صورت نزولی ، باید بهتر از سطح مقاومت تجارت کنید و در صورت صعود ، باید یک سطح پشتیبانی را تجارت کنید. من به شما توصیه می کنم که آن را به اعتماد نزنید ، بلکه این تئوری را در آزمون قرار دهید.
- پس از ورود محورهای جدید ، باید کانال قیمت را دوباره تغییر دهید.
در صورت شکستن و تعیین قیمت فراتر از کانال قیمت ، شما نیاز به تغییر مجدد آن دارید. بازگرداندن خطوط با دست مؤثرتر از استفاده از شاخص هایی است که به طور خودکار پس از این رویداد مجدداً تنظیم می شوند. فکرش کن
مهمترین نتیجه گیری از این درس که دوست دارم شما را درک کنید این است:
هرچه بازه های زمانی طولانی تر باشد ، ارقام تجزیه و تحلیل نمودار کمتر قابل اعتماد هستند. اگر در D1 و M15 همان الگوی را آزمایش می کنید ، نتیجه ممکن است براساس زمان متفاوت باشد.
همان استراتژی را در بازه های زمانی مختلف بررسی کنید و نتیجه گیری خود را ترسیم کنید!
الگوی مثلث
در مورد کانال ها ، ما معمولاً محورها را وصل می کنیم و سطح پشتیبانی یا مقاومت را تشکیل می دهیم و سپس خط را به حد کانال مخالف کپی می کنیم.
سه نوع مثلث وجود دارد:
- یک مثلث صعودی. دارای سطح افقی در ارتفاع با محورهای کم وصل شده توسط خط صعودی است.

- یک مثلث نزولی. دارای سطح افقی در پایین با محورهای ارتفاع در خط نزولی است.

- مثلث نامتقارن. این توسط دو خط همزمان تشکیل شده است.

از لحاظ تئوریکی ، مثلث نامتقارن باید به این معنی باشد که هر دو خط با یک زاویه یکسان به خط افقی تنظیم می شوند.
به طور طبیعی ، در شرایط واقعی بازار کار نمی کند.
من همچنین در مورد طبقه بندی مثلث ها به موارد صعودی ، نزولی و متقارن کاملاً شکاک هستم. من می توانم از تجربه خود به شما بگویم که در 90 ٪ موارد معاملاتی از مثلث به اصطلاح متقارن استفاده می کنم.
معامله گران فقط افراط و تفریط را که در یک خط قرار دارند متصل می کنند و یک شکل را تشکیل می دهند.
تقسیم مثلث ها به صعود و نزولی فقط ممکن است مفید باشد زیرا یک معامله گر فقط از سطح افقی در این ارقام مشاهده می کند. این بدان معنی است که:
- ما یک موقعیت طولانی در مثلث صعودی (شکستن سطح مقاومت) باز می کنیم.
- ما یک موقعیت کوتاه در مثلث نزولی (شکستن سطح پشتیبانی) باز می کنیم.
من باید یک بار دیگر به شما یادآوری کنم. هر آنچه را یاد می گیرید آزمایش کنید! با این حال ، باید اعتراف کنم که:
- بسیاری از معامله گران ، بدون در نظر گرفتن شکل گیری ، هر دو موقعیت طولانی و کوتاه را در هر مثلث باز می کنند.
- مثلث های کلاسیک با سطح افقی به سختی وجود دارد.
- منطق ارقام نمودار معنی اساسی را ایجاد می کند ، به همین دلیل معامله گران دوست دارند این شکل گیری را تجارت کنند.
همگرا سطح پشتیبانی و مقاومت ، که یک مثلث (یا یک پنبه) تشکیل می دهند که نمایانگر ادغام قیمت در محدوده است. به طور کلی پذیرفته شده است که بازیکنان اصلی در این محدوده موقعیت هایی کسب می کنند. اگر این روند را به صورت استعاری توصیف کنیم ، می توانیم مبارزه یک گاو و خرس را تصور کنیم. فقط یک نفر می تواند در مورد ما پیروز شود و سطح را بدست آورد.
چرا مطالعه سایر الگوهای عملکرد قیمت معنی ندارد؟
حتی اگر درسهای من کاملاً گسترده است ، من سعی می کنم از تهیه اطلاعات بی فایده به خوانندگانم جلوگیری کنم. من معتقدم اگر شما اصل اساسی سطح شیب دار را درک کنید ، نیازی نیست که وقت خود را در جستجوی الگوهای نمودار محبوب مانند:
دلیل این امر این است که هر یک از این ارقام دارای یک چیز اساسی ساده است که سطح شیب آن است که ما تجارت می کنیم. از نظر من ، بیشتر معامله گران قابل اطمینان ترین الگوی را دو برابر ، سه گانه و غیره می دانند. در حالی که با استفاده از الگوی دو برابر/سه گانه ، می توان نتیجه گیری مهمی را برای همه ارقام موجود در تجزیه و تحلیل نمودار به دست آورد. بگذارید با جزئیات در مورد آن برای شما تعریف کنم.
الگوی دوتایی و نتیجه گیری مهم
ما قبلاً در مورد اصل اساسی بسیار ساده بر اساس این الگوی صحبت کرده ایم.
اگر قیمت دو بار به سطح معینی رسیده و پرش کرده است ، می توانیم این سطح را قوی در نظر بگیریم.
سطح پشتیبانی به پایین دوتایی گفته می شود (وقتی قیمت پایین تر از قیمت فعلی است).

سطح مقاومت به عنوان دو برابر (هنگامی که قیمت بالاتر از قیمت فعلی است) نامیده می شود.

باید اعتراف کنم که در نسخه کلاسیک در مورد سطح افقی است. یعنی ، حتی اگر یک بالا از سطح دوم کمی بالاتر یا پایین تر باشد ، یک معامله گر هنوز از سطح افقی عبور می کند. با این وجود ، من به این دلیل به این الگوی اشاره می کنم.
هرچه این سطح محورهای بیشتری ایجاد کند ، این سطح قوی تر است.
این نتیجه گیری کلیدی است که به کلیه مدلهای نمودار و روند ایجاد سطح پشتیبانی و مقاومت به طور کلی اعمال می شود.
به همین دلیل الگوی برتر سه گانه از الگوی دوتایی دو برابر قابل اطمینان تر است. مثلث که بیش از یک ماه تشکیل شده است ، حرکت قوی تری نسبت به مثلث یک روزه می کند.
در زمینه تجارت ، ممکن است سطح قوی را از دو طریق توضیح دهید:
- گزاف گویی از چنین سطحی شانس آماری بهتری نسبت به شکست دارد.
- در صورت بروز یک شکست ، یک جنبش پرشور قوی بیشتر از یک شکست کاذب یا بازگشت به محدوده معاملات اتفاق می افتد.
این اظهارات را نمی توان همه را بهبود بخشید ، به خصوص اگر ما فقط در مورد احتمالات صحبت می کنیم. یک معامله گر باید چنین رویکردی را انجام دهد که به او امکان می دهد از هر سناریوی تنظیمات سطح پشتیبانی و مقاومت سود کسب کند. ما در درس زیر در مورد این سناریوها بحث خواهیم کرد.
الگوی 1-2-3 و حرکات مجدد
همانطور که گفتم ، پس از درک اصول اصلی شکل گیری سطح ، نیازی به جستجوی الگوی جداگانه نخواهید داشت. الگوی "1-2-3" نشان دهنده تعریف کلاسیک از روند است و حرکت معمول بازار را در یک روند جهت دار توصیف می کند.

باید بگویم که این رقم یک مدل معکوس است و می توانید آن را بیشتر در سوئیچ روند اصلی یا پایان تصحیح روند اصلی مشاهده کنید.
الگوی "1-2-3" و سایر مدل های کلاسیک یک مزیت مهم دارند که قبلاً به آنها اشاره نکرده ام:
هر مدل دارای یک هدف قیمت است که این نکته برای معامله گر است که بتواند سفارش سود را تعیین کند.
به عنوان مثال ، الگوی "1-2-3" شامل حرکات قیمت زیر است (ما یک مدل از پایین به بالا را با معکوس به عنوان نمونه می گیریم):
- شکل گیری بالا (نقطه شماره 1) ؛
- تصحیح و معکوس (نقطه شماره 2) ؛
- حرکت به سمت بالا و معکوس (نقطه 3). نقطه شماره 3 بین نقطه شماره 1 و #2 است.
- حرکت به سمت نقطه شماره 2 و از سطح خارج شوید.
پارامترهای موقعیت تجاری به این شکل به نظر می رسند:
- سفارش در انتظار بر روی شکاف سطح نقطه شماره 2 تنظیم شده است.
- سفارش از دست دادن را بعد از سطح نقطه شماره 3 متوقف کنید.
- تنظیم سفارش سود را بین نقطه شماره 2 و نقطه شماره 3 تنظیم کنید.
اگر زمان آزمایش این مدل را در حالت تستر استراتژی پیدا کنید ، بسیار عالی خواهد بود. بعد از تجزیه و تحلیل بازار واقعی ، خواهید دید که در بیشتر موارد قیمت فراتر از حداقل هدف تعیین شده است. اگر این درست است ، می توانید بفهمید که چگونه می توانید هنگام کار کردن از الگوی "1-2-3" برای بهبود عملکرد مالی خود ، سفارش سود را تنظیم کنید.
شاخص های مورد استفاده برای جستجوی الگوهای نمودار
من هرگز از شاخص ها برای جستجوی ارقام موجود در نمودار استفاده نمی کنم. همانطور که ممکن است توجه داشته باشید ، من به جای جستجوی برخی از الگوهای نمودار خاص مانند الماس یا الگوهای سر و شانه ، سطح پشتیبانی و مقاومت را ایجاد می کنم.
با این وجود ، معامله گران وجود دارند که اتوماسیون ، شاخص ها و مشاوران متخصص را دوست دارند. باید برای آنها توضیح دهم که برخی از شاخص ها الگوهای نمودار را با تشکیل برخی از قیمت ها ترسیم می کنند.
من چند شاخص زیر پیدا کردم:
- نمودار الگوی
- الگوهای قیمت
- تجارت هارمونیک PZ
من نمی خواهم توجه زیادی به شاخص های این درس کنم. من یک مقاله کامل را برای هر یک از آنها اختصاص خواهم داد و شما همیشه قادر خواهید بود آن را در وب سایت من بخوانید. هر شاخص باید با مزایا و مضرات آن در یک مقاله جداگانه توصیف شود.
انجام آزمایشات در تجزیه و تحلیل نمودار
ما قبلاً در یک درس قبلی در مورد آزمایش استراتژی بحث کرده ایم. اگر آن را نخوانده اید ، من به شما توصیه می کنم که روی پیوند کلیک کنید و نگاهی به آن بیندازید.
وقتی رویکردهای معاملاتی از جمله نمودارها را آزمایش می کنم ، از چیز دیگری جز نمودار و تستر استراتژی استفاده نمی کنم. من از تاریخ تجارت دیرتر از 6 ماه در تستر استراتژی استفاده نمی کنم. اگر با تستر استراتژی آشنا نیستید ، توصیه می کنم مقاله ای را که در پاراگراف قبلی ذکر کرده ام بخوانید.
خلاصه کردن
سالها پیش ، من تجزیه و تحلیل نمودار را به عنوان ابزار اصلی تجارت برای کلیه بازارهایی که در آن تجارت می کنم انتخاب کردم اما محدود به بازار فارکس ، بازار سهام و بازار آتی نیست. در اینجا دلایل اصلی انتخاب من آورده شده است:
- نیازی به صرف وقت صرف پردازش تعداد زیادی از اطلاعات مانند اخبار یا گزارش های تحلیلی ندارید.
- ممکن است تعامل واقعی بین فروشندگان و خریداران پشت میله ها و شمعدان ها را ببینید. همه بازیکنان بازار نمودار مشابهی را می بینند.
- ایده های اصلی تجزیه و تحلیل نمودار برای هر بازار مالی از جمله رمزنگاری مشترک است.
من می خواهم در این مرحله درس را در مورد تجزیه و تحلیل نمودار به پایان برسانم. من در این مقاله به عمد برخی از رویکردهای تجاری محبوب مانند ابزارهای فیبوناچی و گان را ذکر نکرده ام. می توانید اطلاعات زیادی در مورد این ابزارها در وب سایت من که توسط سایر معامله گران نوشته شده است پیدا کنید. بیایید مستقیماً به نتیجه گیری های اصلی در مورد تجزیه و تحلیل نمودار فارکس برویم ، که می خواهم دوباره به خوانندگانم تکرار کنم.
ایده های کلیدی درس
- سطح یک نقطه نیست بلکه یک خط است.
- تعاریف سنتی از اصطلاحات "روند" و "سطح" داده شده بیش از صد سال پیش هنوز به روز است.
- شکستن کاذب بهترین الگوی برای باز کردن موقعیت تجاری است.
- می توانید تمام ارقام نمودار محبوب را به چند نظم ساده تقطیر کنید.
- هرچه سطح محوری بیشتر باشد ، قوی تر است.
- حتی اگر مقدار زیادی از ادبیات را که به الگوهای اختصاص داده شده است ، خوانده اید ، باید همه آنها را در نمودارهای زنده واقعی آزمایش کنید.
من دوست دارم نظرات شما را در مورد درس در نظرات ببینم و خوشحال می شوم که در درس های زیر شما را ملاقات کنم ، که در آن ما در مورد عملکرد قیمت صحبت خواهیم کرد و در مورد مدل های شمعدانی بحث خواهیم کرد.