افزایش جریان سرمایه جهانی عمدتا برای بهبود تخصیص بین المللی سرمایه ، اعتبار و خطرات مفید است ، اما این روند بدون خطری برای ثبات مالی جهانی نیست. نظارت جهانی گسترده بر جریان سرمایه بین المللی باید دانش ما را در مورد دلایل اساسی برای افزایش نوسانات جریان سرمایه عمیق تر کند. به عنوان بخشی از سیستم نظارت جهانی ، نمونه کارها و استراتژی های تعادل بانکهای فعال جهانی و سرمایه گذاران نهادی می توانند به طور قابل توجهی در درک بهتر پویایی بازار ، داروها ، سرریز شدن به اقتصاد واقعی و آسیب پذیری های کشورها نقش داشته باشند.
بحران مالی به وضوح نشان داد كه ما به دانش عمیق تر از دلایل اساسی جریان سرمایه ، نوسانات آنها ، ترکیبات به سرعت در حال تغییر آنها و به ویژه رانندگان اصلی آنها نیاز داریم. از این نظر اجماع قابل توجهی در بین اقتصادهای پیشرفته ، بازارهای نوظهور و کشورهای در حال توسعه وجود دارد. اما به دلیل عدم شفافیت ، اهمیت روزافزون بانکداری سایه و عدم وجود داده های قابل مقایسه به موقع و بین المللی ، این سؤال که چگونه می توان به این امر دست یافت ، پیچیده تر است. در این مقاله مزایای بالقوه نظارت جهانی گسترده جریان سرمایه بین المللی در خط مقدم قرار می گیرد و هدف آن مقابله با سؤالات کلیدی زیر است:
- چرا نظارت جهانی شدید جریان سرمایه بین المللی مهم است؟
- اصلی ترین دلایل اصلی افزایش نوسانات جریان بین المللی سرمایه چیست؟
- استراتژی های نمونه کارها می تواند بانک های فعال جهانی و سرمایه گذاران نهادی را در مورد نوسانات جریان سرمایه و پیامدهای آن به ما بگوید؟
- به نظر می رسد مؤثرترین تکلیف نقش ها در سطح جهانی ، منطقه ای و ملی است؟
اهداف اصلی نظارت جهانی
هدف اصلی نظارت شدید بر جریان سرمایه جهانی تقویت ثبات مالی جهانی و ملی است. نظارت جهانی بر کلیه جنبه هایی که به ارزیابی بهتر ثبات سیستم های مالی به عنوان یک کل کمک می کنند ، متمرکز است و پیشرفت در ایجاد نقشه ریسک جهانی را افزایش می دهد ، همانطور که توسط کمیته ISS ارائه شده است. حجم فزاینده جریان سرمایه بین المللی تا زمانی که به تخصیص کارآمدتر اعتبار و سرمایه کمک کنند ، سودمند است. در دهه های اخیر ، با این حال ، جریان سرمایه بین المللی از مهمترین مکانیسم های انتقال شوک های خارجی در بازارها و کشورها بود. نظارت جهانی گسترده ، که یکی از مهمترین چالش های پیش رو است ، در درجه اول بر فراز و نشیب نرخ ارز ، بازده یا نرخ بهره متمرکز نیست. این امر بر روی عوامل تعیین کننده جریان سرمایه ، رفتار بازیکنان اصلی جهانی ، تغییرات ناشی از ساختار بازارهای مالی - که الگوی اصلی پاسخ به شوک های خارجی را ایجاد می کند - و تغییر کانال های انتقال بین المللی متمرکز شده است. این نه تنها با توجه به هدف اصلی - برای جلوگیری از بحران مالی دیگر این بعد - بلکه با توجه به پشتیبانی از فرآیند جمع آوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل برای پیشرفت در جهت تنظیم موثرتر در سطح جهانی و منطقه ای صادق است.
بحران مالی فعلی به دلایل مختلف به طور غیرقابل انکار تأکید کرده است.
عوامل مالی جهانی از اهمیت فزاینده ای برای بازارهای مالی ملی و توضیح پویایی روزافزون داروها برخوردار هستند. مطالعات تجربی نشان می دهد ، به عنوان مثال ، 50 ٪ از واریانس گسترش اقتصادهای بازار در حال ظهور (EMES) تحت تأثیر عوامل جهانی مانند نقدینگی جهانی و اشتهای ریسک سرمایه گذاران نهادی است.
وابستگی متقابل بین حوزه های مالی و واقعی افزایش یافته است. انتقال شوک از مالی به حوزه واقعی اقتصاد گسترده تر و پیچیده تر شده است. عوامل مالی جهانی برای چرخه های تجاری ملی و جهانی از اهمیت فزاینده ای برخوردار هستند و کانال انتقال مالی در حال تغییر پویا از اصلی ترین عوامل تعیین کننده تغییر در وابستگی متقابل بین حوزه های مالی و واقعی اقتصاد است. قدرت و سرعت سرریزها به اقتصاد واقعی توسط اکثر مدلهای کلان اقتصادی دست کم گرفته شده است. بیشتر این متغیرهای مالی که به شاخص های اصلی اولیه چرخه های تجاری واقعی در اکثر کشورهای صنعتی تبدیل شده اند و بسیاری از EME ها به طور عمده تحت تأثیر عوامل بین المللی یا جهانی هستند ، با افزایش سرریزها به اقتصاد واقعی و هماهنگ سازی روزافزون چرخه های تجاری واقعی ملی پیرامون این کشورجهانبه عنوان مثال ، براساس برآوردهای بانک جهانی قبل از بحران ، افزایش 200 پایه در سطح گسترش اقتصادهای بازار در حال ظهور ، رشد اقتصادی جهان را در سال بعد تا حدود 1 ٪ در برابر سناریوی پایه کاهش می دهد. میزان تا چه اندازه عوامل مالی در اهمیت به دست آمده نیز ممکن است در این واقعیت منعکس شود که مدلهای کلان اقتصادی نمی توانند در مورد یک سوم افزایش قیمت مسکن در ایالات متحده یا حدود یک سوم کاهش تجارت جهانی توضیح دهند.
آسیب پذیری های کشورها: عوامل مالی جهانی در توضیح اینکه چرا حتی EME هایی با چارچوب های کلان اقتصادی پایدار با بحران مالی روبرو شده اند ، از اهمیت فزاینده ای برخوردار هستند. با روند مداوم جهانی شدن مالی ، عوامل کلان اقتصادی یا تعادل به تنهایی دیگر آسیب پذیری کشورها را به طور کامل توضیح نمی دهد. برای برخی از بازارها یا کشورها ، مطالعات تجربی با توجه به سطوح مختلف ثبات کلان اقتصادی ، اثرات متمایز قابل توجهی پیدا نمی کنند. شکی نیست که ثبات کلان اقتصادی برای ثبات مالی و توانایی های کشورها در آب و هوا شوک های خارجی برای اقتصاد از اهمیت زیادی برخوردار است. کانال انتقال مالی بیشتر قدرت بازگشت اقتصادی و گسترش سریع بحران در سراسر کشورها و اقتصاد واقعی را توضیح می دهد. برخی از کارهای تجربی اخیر هیچ اهمیتی از کانال واقعی در برخی از کشورها پیدا نمی کند. این امر همچنین در مورد EME هایی که در دهه گذشته پیشرفت خوبی داشته اند در تقویت ثبات کلان ، نظارت بانکی ، تنظیم و زیرساخت های بازار صادق است. نظارت جهانی پیشرفته می تواند در توضیح دلایل اساسی این پیشرفت و بهبود اقدامات پیشگیرانه نقش داشته باشد. نظارت گسترده همچنین می تواند دانش ما را در مورد آزادسازی حساب سرمایه و پیامدهای ادغام عمیق تر بازارهای مالی EMES در اقتصاد جهانی عمیق تر کند.
نظارت جهانی از توسعه ساختارهای مالی و ادغام آنها در مدلهای کلان اقتصادی پشتیبانی می کند. بیشتر مدلهای کلان اقتصادی نتوانستند پیامدهای بحران مالی فعلی را توضیح دهند. یک اجماع قوی وجود دارد که فوق العاده چالش برانگیز است اما شامل تأثیر جهانی سازی مالی در این مدل ها ، از جمله عملکرد واکنش بازیکنان اصلی و تغییر ساختارهای مالی و انتظارات ضروری است. بنابراین ، نظارت و تجزیه و تحلیل عمیق سرمایه گذاران نهادی می تواند ورودی ارزشمندی را برای دستیابی به پیشرفت در بازسازی مدلهای کلان اقتصادی فراهم کند.
نظارت جهانی از بازسازی لازم از شاخص های صدایی مالی (FSI) و سیستم های هشدار اولیه و تغییرات لازم در نظارت پشتیبانی می کند. بحران مالی بدون شک ضعف شاخص های صداقت مالی را نشان داده است. اجماع فزاینده ای وجود دارد که بیشتر سیستم های هشدار دهنده اولیه و شاخص های صدایی مالی نتوانستند هشدارهای اولیه قابل اعتماد را با توجه به ایجاد تحریفات مالی و تنش های شدید ارائه دهند. این به ویژه به این دلیل است که بیشتر آنها تحولات بازار مالی یا تورم دارایی را به اندازه کافی ضبط نمی کنند. این مطابق با جنبه های ذکر شده در بالا است: در حالی که اهمیت و وزن بخش مالی از بسیاری جهات افزایش یافته است ، نظارت و ارزیابی در چارچوب نظارت بر متغیرهای کلان اقتصادی واقعی حاکم شده است ، همانطور که در مورد FSIS نیز وجود دارد. اما این بحران نشان داده است که نیاز به بازسازی FSIS وجود دارد که دارای شاخص های مالی مرتبط تر است. دانش بهتر در مورد استراتژی های سرمایه گذاران و اقدامات مجدد تعادل می تواند این تلاش ها را تکمیل کرده و اثربخشی شاخص های هشدار دهنده اولیه را تقویت کند.
نظارت جهانی اطلاعات ارزشمند دیگری را در مورد کارآمدترین نوع مقررات ارائه می دهد. بدون شک ، G20 پیشرفت زیادی در تقویت تنظیم بخش بانکی داشته است - ما اکنون به بیشتر اطلاعات مربوطه در این زمینه دسترسی داریم. این در مورد جریان سرمایه بین المللی یا به اصطلاح سیستم بانکی سایه صادق است. تقریباً بلافاصله پس از وقوع بحران مالی فعلی ، سیاستمداران با دو پاسخ واکنش نشان دادند: از عدم شفافیت قابل توجه از یک سو و اعلام نیاز به تنظیم مؤثرتر از سوی دیگر. اما شفافیت بیشتر یک شرط لازم برای ایجاد مؤثرترین چارچوب نظارتی ، یکی با تنظیم هدفمند و بهترین نوع اقدامات نظارتی است.
نظارت جهانی می تواند در کوتاه کردن تأخیر زمان بین ایجاد تحریفات مالی که منجر به بحران های مالی و شناخت و ارزیابی نیازهای داده می شود ، کمک کند. یکی از اهداف اصلی دستیابی به پیشرفت بیشتر به سمت نظارت به موقع و کوتاه کردن تاخیر شناخت با توجه به اینکه کانالها از تنش های مالی استفاده می کنند تا از طریق سیستم مالی و مهمتر از آن ، ایجاد عدم تعادل مالی استفاده کنند.
در بسیاری از کشورها، کار بر روی توسعه یک چارچوب احتیاط کلان از زمان بحران مالی تشدید شده است. در حالی که منطقی است که رویکرد احتیاطی کلان با هدف تقویت ثبات کل سیستم مالی انجام شود، این چالش بسته به سطح جغرافیایی به طور قابل توجهی متفاوت است. در حالی که نظارت ملی بیشتر بر سیستم های مالی بانکی و غیربانکی متمرکز است، دامنه موضوعی نظارت جهانی بسیار گسترده تر است، همانطور که در بالا ذکر شد. بسیاری از روندها کاملاً جدید هستند و برای نتیجه گیری نهایی خیلی زود است.
دلایل اصلی نوسانات جریان سرمایه چیست؟
نیازی به استدلال نیست که هیچ رویکرد یکسانی برای شناسایی دلایل اصلی نوسانات جریان سرمایه وجود ندارد. در گام اول و آزمایشی، افزایش نوسانات جریان سرمایه ناشی از همان عواملی است که به روند جاری جهانی شدن مالی دامن می زند، یعنی نهادینه سازی پس انداز، بازاری سازی و ایجاد ابزارهای مالی جدید همراه با تغییر فزاینده مالی. خطرات برای خانوارها و شرکت های خصوصیاین توسعه با آزادسازی و مقررات زدایی تقویت شد، همانطور که در مقالات بی شماری توضیح داده شده است. تأثیر عوامل فشار و کشش نیز به طور گسترده ای به عنوان عوامل تعیین کننده حجم و جهت جریان سرمایه بین المللی شناخته می شود. مطالعات تجربی تنها می توانند پاسخ های محدودی را ارائه دهند، یعنی وزن متفاوت عوامل فشار یا کشش در طول زمان.
همه این عوامل فقط می توانند بخش کوچکی از کل داستان را توضیح دهند ، و بنابراین جای تعجب است که توجه نسبتاً کمی به محرک های واقعی جریان سرمایه داده شده است: آن مؤسسات و سرمایه گذاران که با متقابل خود در حال حرکت هستندتصمیمات سرمایه گذاری مرزی و فعالیت های مجدد. به دنبال دلایل اساسی و روابط پایدار بین متغیرهای مالی در مرزها ، ما باید بازیگران اصلی و استراتژی های آنها را رصد کنیم. از نظر من استفاده از اصطلاح "رانندگان" برای دیفرانسیل نرخ بهره ، سطح گسترش ، اختلاف رشد و غیره کاملاً گیج کننده و گمراه کننده است. همه اینها ممکن است محیط مالی را ایجاد کند یا برای استفاده بیشتر از این استعاره ، ماشین ، اماسرعت و جهت توسط کسانی که از ماشین استفاده می کنند ، سرمایه گذاران بین المللی تعیین می شود. بنابراین ، من می خواهم بیشتر روی استراتژی های نمونه کارها و آنچه آنها می توانند در مورد نوسانات جریان سرمایه ، داروها ، سرریزها و آسیب پذیری های کشورهای صوتی به ما بگویند تمرکز کنم.
استراتژی های نمونه کارها می تواند در مورد نوسانات جریان سرمایه و پیامدهای آن به ما بگوید؟
دهه های اخیر با اهمیت روزافزون سرمایه گذاران نهادی و وزن دارایی های آنها تحت مدیریت مشخص شده است. این روند حرفه ای سازی پس انداز و تصمیمات سرمایه گذاری پیامدهای قابل توجهی دارد که باید با توجه به بحران مالی فعلی ارزیابی شود. شکی نیست که سرمایه گذاران نهادی فعال در سطح جهانی به تخصیص کارآمدتر جهانی سرمایه کمک می کنند ، فرایندی که فرآیندهای جذب اقتصادهای در حال ظهور بازار و کشورهای در حال توسعه را تسهیل می کند. اما این پیشرفت بدون تنش و افزایش خطرات نیست.
تجزیه و تحلیل اولیه از رفتار سرمایه گذاران نهادی قبل و در طول بحران های مالی ، بینش بسیار مثمر ثمر در مورد دلایل پویایی بازار و جریان بیماری ها و سرریزها ارائه می دهد. بدون آگاهی عمیق تر از این استراتژی ها ، هیچ پیشرفت پایدار و اساسی به سمت یک معماری مالی جدید پایدار قابل دستیابی نیست. علاوه بر این ، استراتژی های نمونه کارها سرمایه گذاران نهادی عملکرد بسیار مهمی را به عنوان پیوندی بین حوزه مالی و واقعی اقتصاد و تغییر وابستگی های متقابل بازی می کنند.
دانستن استراتژی های نمونه کارها و عوامل اصلی تعیین مجدد این سرمایه گذاری ها می تواند نظارت به موقع و مؤثرتر را تسهیل کند. با استفاده از این اطلاعات ، می توان نوعی نقشه ریسک جهانی - همچنین برای سرمایه گذاران نهادی ایجاد کرد - باز کردن طیف اطلاعاتی که باعث می شود صندوق بین المللی پول و هیئت ثبات مالی حداقل تا حدی ارزیابی قبلی از ثبات مالی را انجام دهد. مسائل و قدرت و جهت جریان نمونه کارها و اثرات مجدد.
بنابراین ، مشاهده عمیق تر و در زمان واقعی این رفتار به عنوان یک ستون نظارت می تواند پیشرفت چشمگیری داشته باشد. با وجود تعداد فزاینده ای از مطالعات تجربی ، توصیه زیر هیچ اعتبار از دست نداده است - برعکس این مورد است:
برای درک نحوه رفتار و واکنش انواع سرمایه گذاران نسبت به شرایط بازار ، نیاز به افراد مسئول حفاظت از ثبات مالی در سطح ملی و بین المللی وجود دارد. در یک بازار مالی به طور فزاینده آزاد شده از نسبت های جهانی ، درک و مدیریت پویایی بازار و خطرات مرتبط با آنها بهترین بیمه در برابر نوسانات بیش از حد است که منجر به بحران های گران قیمت می شود.
این استدلال که دسترسی کافی به داده های مربوطه وجود ندارد به هیچ وجه قانع کننده نیست. در یک سیستم مالی که به طور فزاینده ای توسط بازارها هدایت می شود و در آن فعالیت های بانکی از اهمیت برخوردار است ، ضروری است که این بخش در حال رشد به اندازه کافی کنترل شود. اشاره به محرمانه بودن این داده ها نیز گمراه کننده است. اول از همه ، هیچ بانکی هنگام ارائه اطلاعات به دلایل سیاست پولی رنج نمی برد. دوم ، ما نیازی به داده ها برای صندوق های فردی نداریم بلکه داده های جمع شده برای گروه های مختلف سرمایه گذار است.
اهمیت نظارت گسترده به دلیل افزایش اهمیت کمی سرمایه گذاران نهادی است. ارزش دارایی های تحت مدیریت (سهام) سرمایه گذاران نهادی در طی یک دهه و نیم گذشته به طرز چشمگیری افزایش یافته است و اکنون به طور قابل توجهی از تولید ناخالص داخلی واقعی در بسیاری از کشورها فراتر می رود. این غلظت پس انداز در دست چند مدیر نمونه کارها و رقابت شدید ، جستجوی عملکرد و تنوع را تقویت می کند و از این طریق جریان های مرزی را تقویت می کند-بازگشت قابل توجه فعلی جریان نمونه کارها در EME تنها یک نمونه است. علاوه بر این ، رابطه بین اوراق بهادار سرمایه گذاران نهادی با سرمایه بازار در برخی از EMES چشمگیر است. به عنوان مثال ، تعادل یک درصد از نمونه کارها سرمایه گذار نهادی یک اقتصاد پیشرفته در برخی از کشورهای آمریکای لاتین یا جنوب آسیا می تواند بین یک سوم و دو سوم از سرمایه گذاری بازار کشور گیرنده باشد. به تنهایی می تواند گمراه کننده باشد. سهم گروه های مختلف سرمایه گذار در گردش بازار حتی مهمتر است. به عنوان مثال ، صندوق های پرچین نسبت به صندوق های بازنشستگی یا صندوق های سرمایه گذاری نسبتاً کمی دارند ، اما سطح فعالیت تجاری آنها در بازارهای اوراق قرضه ارز محلی می تواند به حدود 40 ٪ برسد.
با توجه به شگفتی های اصلی در طول بحران مالی - پویایی داروها ، قدرت اثرات میراگنویس واقعی ، همگام سازی رکودهای چرخه تجارت که توسط مدلهای کلان اقتصادی و تست های استرس گرفته نشده است ، این واقعیت که حتی کشورهایی با شرایط کلان اقتصادی پایدار تحت تأثیر قرار گرفتند - 4-استراتژی های مختلف سرمایه گذاران بین المللی می تواند بسیاری از آنها را توضیح دهد. برخی از مهمترین نمونه ها باید در این چارچوب کافی باشد. آنها در زیر توصیف می شوند.
پویایی داروها. نقدینگی بازار جهانی و اشتهای ریسک سرمایه گذاران نهادی بیشتر واریانس گسترش اوراق قرضه و سایر متغیرهای مهم را در کانال های انتقال مالی توضیح می دهد. استراتژی های نمونه کارها این گروه سرمایه گذار می تواند دانش ما را در مورد پویایی آلودگی ها عمیق تر کند و استدلال های مهمی را در مورد چگونگی و تا چه اندازه کشورها تحت تأثیر اختلالات ارائه دهد. مطالعاتی که با توجه به بحران مالی اخیر بر روی این موضوعات متمرکز شده است نشان می دهد که پاسخ های مختلف سرمایه گذاران نهادی عوامل تعیین کننده تفاوت در گسترش بحران یا اثرات منطقه ای محدود (به عنوان مثال اثر تکیلا) بودند. غالباً ، سرمایه گذاران نهادی سرمایه گذاری نمونه کارها را از همه کشورهای یک طبقه دارایی پس می گیرند که دیدگاه های بازده ریسک تنها در یکی از این کشورها مطلوب تر می شوند-بدون در نظر گرفتن اصول در این کشورها. اذعان می شود که فعالیت های تعادل سرمایه گذاران نهادی و اثرات مسری در هنگام اهرم قوی تر است. کار تجربی تأکید می کند که یک سرمایه گذار اهرمی دارای انگیزه های محکمی برای کاهش سرمایه گذاری های خود نه تنها در یک کشور با افزایش عدم تعادل یا خطرات بلکه در تمام کلاس های دارایی یا کشورها است. در حالی که اکنون به خوبی شناخته شده است که اثرات اهرم نقش مهمی در انتقال حوادث بحران و توضیح پویایی بازار دارد ، پیشرفت کمتری در ادغام این نتایج در مدلهای گسترده اقتصاد وجود دارد. این مدلها که این مسائل را برطرف می کنند نشان می دهد که نوسانات نه تنها نتیجه فعالیت های مجدد است بلکه یک تقویت کننده قوی از بحران ها است:
… [W] بازده دارایی مرغ با همبستگی مثبت است ، قانون ضرر و زیان در بین قوانین مدیریت نمونه کارها در توضیح اینکه چرا یک سرمایه گذار ممکن است هر دو موقعیت دارایی خطرناک را به دلیل یک رویداد نوسانات کاهش دهد ، بی نظیر است. این بدان معنی است که قوانین مدیریت نمونه کارها قابل قبول وجود دارد که فروش مسری دارایی های خطرناک را به دلیل وقایع نوسانات توضیح می دهد.
تغییر وابستگی های متقابل. حتی این یافته های ساده پیامدهای بسیار مهمی برای ارزیابی آسیب پذیری کشور دارند و این سؤال که چرا حتی کشورهایی با چارچوبهای کلان اقتصادی پایدار حداقل با موج اول بحران مالی مورد اصابت قرار گرفتند. در حالی که سرمایه گذاران نمونه کارها تصمیمات خود را بر روی پروفایل های بازده ریسک از پرتفوی خود بدون-حداقل به صورت دوره ای-توجه زیادی به معیارهای اساسی ، این فعالیت های مجدداً ایجاد می کنند ، حتی در کشورهایی که چارچوب اقتصادی سالم دارند ، ایجاد می کند. بنابراین ، اگر یک کشور خبرهای بدی داشته باشد ، سایر کشورها در نمونه کارها سرمایه گذار به دلایل غیر مرتبط با کشور های واقعی ، دچار خروج شدید می شوند. دیگر مناسب نیست که آسیب پذیری کشورها را صرفاً بر اساس شاخص های واقعی سنتی ارزیابی کنیم. در حقیقت ، ترنر نتوانست تأثیر قابل توجهی از عوامل تعیین کننده معمول برای آسیب پذیری کشورها یا گروه های کشور در طی بحران فعلی پیدا کند. 6 مطالعات تجربی در مورد EME ها و عوامل تعیین کننده قیمت دارایی نتیجه گیری می کنند که یک کانال انتقال واقعی نمی تواند باشدشناسایی یا تأسیس . 7 این نتایج با مطالعات اخیر تأکید شده است. از تجزیه و تحلیل اختلافات متقابل کشور در تأثیر خروجی ، Bergmen و همکاران. نتیجه گیری را نتیجه بگیرید که "به نظر می رسد که" خیابان اصلی انتقال شوک ، کانال های مالی ، به ویژه از طریق رشد سریع اعتبار و اهرم بالا ، با خسارت ناشی از نرخ ارز قابل توجه است. "8 این تحولات باعث افزایش اهمیت جهانی می شودکانال انتقال مالی.
بنابراین ، باید مورد استقبال قرار گیرد که مقاله ای توسط Forster و همکاران. برای بانک مرکزی اروپا نیز به این نتیجه رسید که "یک چارچوب گسترده نظارتی و نظارتی کلان پیشگیرانه برای کاهش ریسک احتمالی و اثرات بازخورد منفی بین بخش مالی و واقعی ، چه در داخل و چه در سطح بین المللی ، لازم است." 9 نویسندگان تأکید می کنند ""اهمیت گسترش چارچوب نظارت برای جریان های مالی "و پیشنهاد" چند عنصر از اقدامات سیاست که می تواند به تخصیص کارآمدتر و پایدار جریان های مرزی کمک کند. "10" با توجه به درس های بحران مالی جهانی ، ITبه نظر می رسد برای گسترش تجزیه و تحلیل جریانهای مالی مرزی به منظور ارزیابی بهتر کانال انتقال مالی و شناسایی شکنندگی های مالی ضروری است. "11
استراتژی های نمونه کارها در مقابل کارآیی اقتصاد کلان. یکی از جنبه ها به وضوح شایسته توجه بیشتر است زیرا از اهمیت بسیار زیادی برای ایجاد یک معماری مالی جدید پایدار برخوردار است. همانطور که قبلاً ذکر شد ، استراتژی های نمونه کارها سرمایه گذاران نهادی و بانکهای بازیگری در سطح جهان پیوند مهمی بین مالی و حوزه واقعی اقتصاد ایجاد می کنند. در این زمینه باید دو استدلال برجسته شود: اول ، شکی نیست که تصمیمات نمونه کارها به طور فزاینده ای بر متغیرها و قیمت های اساسی تأثیر می گذارد ، که این نیروهای محرک قابل توجهی برای کل اقتصاد یک کشور هستند. اما - و این دومین استدلال است - تصمیمات آنها همیشه توسط اصول هدایت نمی شود. کارآیی استراتژی های نمونه کارها ممکن است همیشه با نیازهای بهره وری اساسی یا کلان اقتصادی مطابقت نداشته باشد. به طور خلاصه ، عقلانیت فردی ممکن است با عقلانیت جمعی یا کلان اقتصادی مطابقت نداشته باشد. این اختلافات شدیدترین کسری برای ثبات طولانی مدت یک سیستم اقتصادی به عنوان یک کل است-برای تدوین آن از منظر سیاست نظم اقتصادی-این مورد "دام عقلانیت" می تواند "حادثه ذوب اصلی" هر یک باشدسیستم اقتصادی بازار!
در این زمینه ، یکی از سؤالات بارز این است که تا چه اندازه این واگرایی های بالقوه دلیلی برای ارزیابی دقیق تر از پیش شرط هایی است که تحت آن نرخ ارز تحت هدایت بازار می تواند از روند تعادل واقعی پشتیبانی کند. توافق گسترده ای بر اساس این تجربه وجود دارد که بازارهای مالی در معرض رفتار گله ، سوء رفتار ، شکوفایی ، جهت گیری کافی به سمت اصول و غیره در معرض دید قرار می گیرند. بنابراین ، ما باید استدلالهای برخی از ناظران را در مورد میزان تحقق پیش شرط ها به دقت ارزیابی کنیم تا نرخ ارز محور بیشتر یک مکانیسم تعدیل مؤثرتر در بخش واقعی اقتصاد باشد. این ممکن است یک مسئله بسیار حساس باشد ، اما باید در نظر گرفت که نرخ ارز به طور عمده توسط عوامل مالی به جای عوامل واقعی هدایت می شود. توسط اصول لازم برای شفاف سازی لازم است. به عنوان مثال ، پیامدهای یافته های تجربی مبنی بر اینکه مدل های بازار مالی برای توضیح "ارزش منصفانه" یا سطح تعادل نرخ ارز به طور فزاینده ای با نتایج مدل های مبتنی بر واقعی متفاوت است چیست؟شناخته شده است که نرخ ارز عمدتاً توسط عوامل تعیین کننده مالی هدایت می شود. بنابراین ، نظارت شدید جهانی می تواند به روشن شدن این استدلال نیز کمک کند.
تکلیف "بهینه" نقش ها
ما همچنین باید یک وظیفه مناسب از نقش ها را در نظارت بر جریان سرمایه و نقدینگی جهانی در سطح جهانی ، منطقه ای و ملی ارزیابی کنیم. این امر با توجه به تغییر محیط نهادی ، به عنوان مثال ، هیئت ریسک سیستمیک اروپا (ESRB) در اروپا یا دفتر کلان و تحقیقات کلان ASEAN+3 ، که ارزیابی های خود را از ثبات مالی ارائه می دهند ، ضروری تر است. و بانک شهرک های بین المللی (BIS) ، کمیسیون اروپا و سایر موسسات نیز ارزیابی های خود را ارائه می دهند.
واگذاری نقش ها باید نه به صورت دگماتیک بلکه به صورت منظم روشن شود. معیار اصلی این است که کدام موسسه مزیت تطبیقی دارد؟در سطح جهانی ، صندوق بین المللی پول از مزیت مقایسه ای روشنی برخوردار است ، به ویژه با توجه به نظارت بر ساختارهای مالی ، نوآوری های مالی ، تغییر کانال های انتقال جهانی و الگوهای پاسخ و آسیب پذیری کشورها. با توجه به تقدم پیشگیری ، نظارت گسترده و تجزیه و تحلیل عمیق نه تنها عناصر مهم یک معماری مالی جدید هستند بلکه باید در طولانی مدت نیز مهمترین عناصر حكم صندوق بین المللی پول باشند. مهم است که یک موسسه متمرکز بر نظارت مداوم بر تغییرات در کانال انتقال مالی باشد. نظارت ممکن است پتانسیل بیشتری برای نزدیک شدن به مهمترین تغییرات در کانال انتقال مالی و کوتاه کردن تاخیر زمانی بین اولین شوک مالی و اقدامات هدفمند برای حاوی اثرات مسری و سرریز داشته باشد. برخی از اقتصاددانان این دیدگاه را به اشتراک می گذارند که ما هرگز الگوی مناسب و این نوع اطلاعات آینده نگر نخواهیم داشت. اما فاصله بین مدل ها و واقعیت بسیار بزرگ شده است. و مطمئناً قانع کننده نیست وقتی اقتصاددانان ادعا می کنند سه ماه پس از بحران مالی به شفافیت صحیح رسیده اند اما نتوانسته اند سه ماه قبل از بحران اطلاعات محکم تر و قابل اعتماد تری داشته باشند.
داشتن یک مزیت مقایسه ای بالقوه و استفاده از آن نکات کاملاً متفاوتی است. ما باید منابع تحلیلی بیشتری را در این زمینه قرار دهیم ، زیرا این نتایج ارزشمند بسیاری را برای یافتن راه حل های کارآمدتر برای تنظیم و مدیریت بحران ارائه می دهد. این از اولویت های اصلی برنامه صندوق بین المللی پول است. صندوق بین المللی پول این فرصت را دارد که از تماس خود با 187 کشور-به عنوان مثال ، در مشاوره ماده چهارم-برای جمع آوری و استفاده منظم ترین داده ها در یک رویکرد از پایین به بالا و بالا به پایین استفاده کند. بنابراین لازم است که ارتباطات قوی و مداوم بین تحقیقات ، بازارهای سرمایه ، آمار و ادارات کشور داشته باشیم. علاوه بر این ، از ظرفیت تحلیلی موجود باید برای تجزیه و تحلیل عمیق جریان سرمایه جهانی و نقدینگی استفاده شود.
تجزیه و تحلیل ، ارائه نتایج و توصیه ها باید تا حد امکان مستقل باشد تا آنها بتوانند به یک معیار بین المللی برای بحث سیاسی تبدیل شوند. صندوق بین المللی پول باید با بینش عمیق خود در تغییر کانال های بانکی ، با BIS همکاری کند. به اشتراک گذاشتن این دیدگاه ها با هیئت ثبات مالی ، که به بحث سیاسی نزدیکتر است و می تواند در تقویت ترجمه نتایج تجربی پایدار در عمل در موسساتی مانند OECD کمک کند. در سطح منطقه ای ، ESRB نقش مهمی ایفا خواهد کرد. تجزیه و تحلیل آن نشان دهنده ارزیابی بانکهای مرکزی ، که مهم است ، از آنجا که تعادل مناسب و واگذاری نقش ها بین سیاست پولی و اقدامات کلان باید یافت شود. علاوه بر این ، بانکهای توسعه چند جانبه دارای اطلاعات ارزشمند منطقه ای و کشور هستند که باید در یک زمینه جهانی نیز مورد استفاده قرار گیرد. علاوه بر این ، آنها به ابتکارات سیاسی منطقه ای نزدیکتر هستند و به بهترین وجه حساسیت و موانع برای پیشبرد ابتکارات سیاسی را می شناسند.
نظارت و نظارت جهانی - آیا آنها متفاوت هستند؟
ساختن یا گسترش چنین سیستمی از نظارت جهانی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است و در بین بالاترین اولویت ها برای نگرش پیشگیرانه تر صندوق بین المللی پول است. در زمینه سازماندهی چنین نظارت جهانی ، یکی از سؤالات مهم این است که آیا نظارت با نظارت متفاوت است یا خیر. بله ، به دلایل مختلف. نظارت از نظر تاریخی عمدتاً بر عدم تعادل جهانی جهانی و پایداری سیستم های نرخ ارز متمرکز شده است. صندوق بین المللی پول با اصلاح یا گسترش نظارت ، به طور انعطاف پذیر به تغییر محیط جهانی پاسخ داده است ، اما نتیجه یک سیستم جزئی تکه تکه و داخل شفاف است که ممکن است یکی از دلایل کشش محدود آن باشد. نظارت چارچوب "سنتی" برای ارزیابی و ارائه موضوعات ثبات مالی است. اما سوال اصلی این است که آیا می توان با برخی از تغییرات در چارچوب نظارت ، همه چالش های جدید را برآورده کرد یا اینکه آیا نیاز به چیز جدیدی در کنار آن وجود دارد. پاسخ آزمایشی این مقاله این است که چیز جدیدی لازم است - نظارت و نظارت جهانی با یکدیگر متفاوت است. در حالی که نظارت چند جانبه ریتم مداوم دارد (چشم انداز اقتصادی جهانی و گزارش ثبات مالی جهانی دو بار در سال تهیه می شود) ، نظارت بیشتر یک کار مداوم و بیشتر شبیه به هشدار اولیه است. نظارت باید سریعاً به موضوعات و اولویت های جدید در یک برنامه سیاسی بسیار بی ثبات ، به عنوان مثال ، سیستم های نرخ ارز پاسخ دهد. اما نظارت جهانی نباید تحت تأثیر نوسانات بالای موضوعات سیاسی باشد. این استدلال های بیشتر از این دیدگاه پشتیبانی می کند که نظارت باید یک سیستم جداگانه باشد ، که نتایج آن باید در چارچوب نظارت و همچنین در تمرین هشدار دهنده استفاده و مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین ، کاری که ما باید انجام دهیم ایجاد سیستم نظارت جهانی است.
مدیریت جریان سرمایه - توصیه ها ، تجربیات و چالش های بیشتر G20
کشورهای G20 در مورد چالش مدیریت جریان سرمایه تحت ریاست جمهوری فرانسه در سال 2011 بحث کردند و در نتیجه این گزارش "نتیجه گیری منسجم برای مدیریت جریان سرمایه در تجربیات کشور". این موضوع یکی از معدود فرآیند کن بود که G20 می توانست به توافق یا زبان مشترک برسد. اهمیت این قدم مهم به جلو هنوز دست کم گرفته شده است ، زیرا این یک چالش بلند مدت است.
مشکل جریان سرمایه در هسته اصلی خود نیست ، رفلکس برای بحران مالی یا شرایط فعلی نقدینگی بیش از حد جهانی نیست. سرمایه گذاران نهادی خودشان تأکید می کنند که مقصر بودن سیاست های پولی مسکونی در اقتصادهای پیشرفته ، با تأیید اینکه مشکلات نوسانات جریان سرمایه با یک موضع پولی عادی تر در ایالات متحده ، ژاپن یا بانکهای مرکزی اروپا برطرف نمی شود ، بسیار ساده است.
آنها به این واقعیت اشاره می کنند که جریان سرمایه قوی نیز پاسخی به "عادی جدید" است. وزن این طبیعی جدید توسط یک مطالعه اخیر توسط بانک انگلیس تقویت شده است که به این نتیجه رسیده است:
توزیع دارایی های خارجی به بازارهای نوظهور تغییر می کند. تا سال 2050 ، بیش از 40 ٪ از کل دارایی های خارجی توسط BRICS برگزار می شود ، از 10 ٪ فعلی. بشربا وجود این احتیاط ها ، پیش بینی دنیای آینده ای که در آن ادغام مالی EME ها با افزایش قابل توجهی در جریان سرمایه بین المللی نسبت به تولید ناخالص داخلی جهانی همراه است ، منطقی به نظر می رسد.
این تغییرات برای برخی از کشورها در شبیه سازی جریان سرمایه های آینده ارائه شده در این مقاله قابل توجه است: "تا سال 2050 ، سهم چین از دارایی های ناخالص جهانی در سراسر جهان می تواند حدود 20 ٪ باشد ، فقط کمی پایین تر از ایالات متحده ، که سهم آنها از 30 ٪ استدر مدت مشابه 23 ٪. "15
در برابر این پیشینه ، برخی از اقتصاددانان بحران فعلی را از نظر تعادل متعدد ارزیابی می کنند و ضرورت تقویت تحقیقات را تحت این پیش شرط برجسته می کنند که حرکت از یک تعادل به دیگری مشمول تنش های شدید نیست - و جریان سرمایه جزء محرک های اصلی استاز بین این حرکات . 16 این مهمتر از این است که "جریان [C] Apital که یا ناشی از اصطکاک هستند ، یا ناشی از اصول اقتصادی است اما با اصطکاک ارتباط برقرار می کنند ، احتمالاً باعث کاهش رفاه جهانی می شوند ، از جمله با کمک به خطرات ثبات مالی."17
از منظر یک بانک مرکزی ، اهداف اصلی مدیریت جریان سرمایه باید تقویت ثبات مالی ملی و جهانی ، فراهم آوردن حمایت از پهلوهای سیاست پولی ، تقویت استحکام سیستم مالی و اطمینان از جریان آزادسرمایه به عنوان یک هدف بلند مدت. بنابراین ، واقعاً باید تأکید کنیم که "نتیجه گیری منسجم" نیز تا حدودی "سلسله مراتب" اقدامات یا استراتژی ها را تقویت می کند: ثبات کلان اقتصادی اولین خط دفاع است ، زیرا در مرطوب کردن نوسانات جریان سرمایه مؤثر است. مجموعه دیگری از اقدامات باید بر افزایش پایداری و قابلیت جذب شوک سیستم های مالی با اقدامات کلان متمرکز شود. و به عنوان بخشی از یک استراتژی میان مدت تا بلند مدت ، کشورها باید بازارهای مالی داخلی خود ، به ویژه بازارهای اوراق قرضه را توسعه داده و عمیق تر کنند. از مهمترین چالش های پیش رو . 19
کنترل سرمایه آخرین خط دفاع است که باید موقت ، شفاف و هدف قرار گرفتن خطرات در برابر ثبات مالی باشد. اقدامات مدیریت جریان سرمایه نباید اقدامات کلان اقتصادی لازم را به تأخیر بیندازد یا سعی کند نرخ ارز را در سطوح ناپایدار نگه دارد. همگرایی مداوم رویکردها در کشورهای مختلف می تواند باعث کاهش نوسانات جریان سرمایه شود.
اما این یک دیدگاه طولانی مدت است نه توضیحات مناسب از وضعیت فعلی. EME بر ضرورت در نظر گرفتن شرایط خاص کشور و ساختارهای مختلف مالی تأکید می کند و بنابراین تمایلی به موافقت با اصول یا دستورالعمل های الزام آور ندارد. بر این اساس ، پاسخ های گسترده ای به نوسانات جریان سرمایه و شوک های مالی در سطح کشور وجود دارد. اما یک سوال مهم باقی مانده است - نتیجه جهانی این اقدامات مختلف چیست؟آیا آنها منجر به ثبات بیشتر یا کمتر می شوند و اقدامات کنترل سرمایه تا چه اندازه اثرات سرریز را در سایر کشورها ایجاد می کند؟
این سؤالات نیاز به تجزیه و تحلیل عمیق بیشتر دارند. این بیشتر ضروری است زیرا سهم فزاینده ای از نوسانات جریان سرمایه توسط عوامل جهانی جهانی که فراتر از کنترل کشورهای خاص است ، ایجاد می شود. به عنوان مثال ، 50 ٪ از جریان های بین المللی نمونه کارها توسط عوامل جهانی هدایت می شوند. این برای اثربخشی اقدامات مدیریت جریان سرمایه ملی چه معنی دارد؟به نظر می رسد عوامل مشترک جهانی بیشتر استدلال دیگری است که ما در همکاری نزدیک با BIS نیاز به نظارت عمیق تر و گسترده توسط صندوق بین المللی پول داریم.
Bed Braasch ، بخش ثبات مالی ، Deutsche Bundesbank ، آلمان.
نظرات بیان شده فقط از نویسنده است و نباید به دویچه بوندزبانک نسبت داده شود.
- 1 کمیته در مورد سیستم مالی جهانی ، جریان سرمایه و اقتصادهای نوظهور بازار. مقالات CGFS ، شماره 33 ، ژانویه 2009.
- 2 اقتصاد جهان سوم ، شماره 1987/188 ، 16 ژوئن - 15 ژوئیه 1998.
- 3 C. Raghavan: صندوق های نهادی - کانال اصلی تلاطم بازار ، TWN ، شبکه جهانی سوم ؛www. twnside. org. sg/title/main-cn. htm.
- 4 B. Braasch: بحران بازار مالی و کانال بازار مالی ، در: Intereconomics ، Vol. 45 ، شماره 2 ، 2010 ، صص 96-105.
- 5 G. J. Schinasi ، R. T. اسمیت: تنوع ، اهرم و آلودگی مالی ، در: مقالات کارمندان صندوق بین المللی پول ، جلد. 47 ، 2000 ، شماره 2 ، صص 159-176.
- 6 P. Tuer: چگونه بازارهای اوراق قرضه ارز محلی در EMES بحران مالی را آب کرده است؟مقاله ارائه شده در دومین کارگاه بین المللی در مورد اجرای برنامه اقدام G8: دروس بحران و پیشرفت در توسعه بازارهای اوراق قرضه ارز محلی در EMES و کشورهای در حال توسعه ، Deutsche Bundesbank ، 12-13 نوامبر 2009.
- 7 T. Didier ، I. Love ، M. S. مارتینز پریا: چه چیزی آسیب پذیری بازارهای سهام در برابر بحران 2007-2008 را توضیح می دهد؟بانک جهانی ، مقاله کار تحقیقاتی سیاست شماره 5224 ، مارس 2010. - "جای تعجب نیست ، با توجه به ماهیت بحران و این واقعیت که ما روی بازارهای مالی تمرکز می کنیم ، دریافتیم که کانال اصلی انتقال مالی است. ما همچنین شواهدی از تماس بیداری در مرحله اول بحران پیدا کردیم ، هنگامی که کشورهایی که دارای بخش های آسیب پذیر بانکی و شرکت ها هستند ، با بازار ایالات متحده ارتباط بالاتری را به نمایش گذاشتند. از طرف دیگر ، با وجود فروپاشی تجارت در سراسر کشورها ، ما از این کانال انتقال پشتیبانی نکردیم. "(ص 17)
- 8 P. Berkmen ، G. Gelos ، R. Rehack ، J. P. Welsh: بحران مالی جهانی: توضیح تفاوت های متقابل کشور در تأثیر خروجی ، مقاله کار صندوق بین المللی پول ، 09/280 ، دسامبر 2009 ، ص. 12
- 9 K. Forster ، M. Vasardani ، M. Cazorzi: جریانهای مالی مرزی منطقه یورو و بحران مالی جهانی ، سری کاغذهای گاه به گاه ECB ، شماره 126 ، ژوئیه 2011.
- 10 همانجا ، ص. 35
- 11 همانجا ، ص. 36
- 12 "نرخ ارز به طور فزاینده ای با معاملات مالی تعیین می شود ، که تجارت و سایر معاملات فعلی را به میزان آنها تحت الشعاع قرار می دهد."R. N. کوپر: انتخاب نرخ ارز ، در: J. Sneddon Little ، G. P. Olivei (Eds.): تجدید نظر در سیستم بین المللی پولی ، بانک مرکزی فدرال رزرو بوستون ، کنفرانس سری 43 ، ژوئن 1999 ، صص 99-123 ، ص. 114
- 13 Deutsche Bundesbank: نرخ ارز مؤثر از داده های بازار مالی ، در: گزارش ماهانه ، شماره 4 ، آوریل 2011 ، صص 17-33.
- 14 W. Speller ، G. Thwaites ، M. Wright: آینده جریان سرمایه بین المللی ، بانک انگلیس ، مقاله ثبات مالی ، شماره 12 ، دسامبر 2011 ، ص. 3
- 15 همانجا ، ص. 13
- 16 G. R. D. Underhill: در جستجوی ثبات مالی ماندگار: سه نوع تعادل برای فکر کردن ، مقاله ارائه شده در سومین کنفرانس سالانه به میزبانی بانک مرکزی پرو و RBW ، ژوئیه 2011 ، پرو.
- 17 W. Speller و همکاران ، op. cit. ، ص. 7
- 18 B. Braasch: پست مهمان: جهان باید بازارهای مفقود شده ، Financial Times ، 25 ژانویه 2012 ، http://blogs. ft. com/beyond-brics/2012/01/25/guest-post-the-world را توسعه دهد-آیاری به توسعه بازاریابی/.
- 19 O. Bush ، K. Farrant ، M. Wright: اصلاح سیستم بین المللی پول و مالی ، مقاله ثبات مالی ، شماره 13 ، 2011.
مقالات آموزش فارکس...
ما را در سایت مقالات آموزش فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : بهزاد فراهانی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : دوشنبه
16 مرداد
1402 ساعت: 20:08