نظر مهمان: 10 نکته برای ثروتمند شدن در بانکداری سرمایه گذاری این روزها

ساخت وبلاگ

GUEST COMMENT: 10 tips for getting rich in investment banking these days

به طور جدی بچه ها ، بسیاری از افرادی که من در بانکداری می شناسم بدون فکر کردن هزینه می کنند. بنابراین با وجود دستمزد نسبتاً زیاد ، تا پایان سال هفتم خود در بانکداری ، بسیاری از آنها پس انداز ، اموال یا هر چیز دیگری ندارند.

کار و دمیدن آنقدر از درآمد خود که نمی توانید وقت خود را از دست دهید ، چه فایده ای دارد؟هیچ چیز سرگرم کننده و لذت بخش در مورد فقیر بودن و دارایی فقیر وجود ندارد.

به هر حال ، اگر در مورد ساختن تخم مرغ لانه جدی هستید ، باید از روز اول استراتژی داشته باشید. لحظه ای که برخی از اولین کار بانکی سرمایه گذاری مناسب خود را شروع می کنند ، نگرش آنها به پول به گونه ای تغییر می کند که آنها را ضعیف و وابسته به شغل نگه می دارد. این نکات اطمینان حاصل می کند که شما در همان گرداب مکیده نشده اید.

هنگامی که من در سال 2005 شروع کردم ، پرداخت پایه تحلیلگر من 35 کیلو پوند یا بیشتر بود. پس از مالیات ، این بیش از 1900 پوند در ماه بود.

1. تصمیم بگیرید که چقدر می خواهید پس انداز کنید و به آن بچسبید

من می خواستم ماهانه 1000 پوند پس انداز کنم اما در پایان ، فهمیدم که این خیلی بلندپروازانه است. من هنوز هم سعی کردم این کار را برای کل سال اول انجام دهم. بعد از 12 ماه ، من حدود 750 پوند پس انداز در ماه از جمله پاداش ورود به سیستم خود استفاده کردم. در کل هنوز 9000 پوند بود ، من از این امر خوشحال شدم.

2. تصمیم بگیرید که اولین سرمایه گذاری بزرگ شما چیست و چقدر به آن نیاز دارید

این به استراتژی پس انداز شما می بخشد. من می خواستم اموال خودم را داشته باشم ، بد! من شانس داشتم ، در این زمان نرخ بهره پایین بود و 100 ٪ و 105 ٪ وام هنوز هم فراوان بودند.

معضل: من می دانستم که بانکداری امنیت شغلی را ارائه نمی دهد و من نمی دانم که آیا خرید مکانی در این مرحله اولیه در حرفه من ممکن است بسیار خطرناک باشد. من تصمیم گرفتم که خطرناک باشد اما اجاره حتی خطرناک تر است. برای یک صاحبخانه برای بیرون راندن مستاجر بسیار ساده تر از این است که یک بانک بی خانمان شود.

تصمیم: ریسک کنید.

در آن زمان ، من در حال خواندن پدر ثروتمند ، پدر فقیر توسط رابرت کیوساکی بودم و او در مورد چگونگی زندگی شما در آن زندگی می کرد ، سرمایه گذاری نیست زیرا برای اجرای آن هزینه زیادی دارد. بر این اساس ، من تصمیم گرفتم که یک ویژگی دو خوابه بهترین راه حل باشد. به این ترتیب ، من می توانم از اتاق خواب شماره دو درآمد کسب کنم. با تشکر ، باب! این توصیه خوبی بود

پسران ، لطفاً توجه داشته باشید که یک ماشین سرمایه گذاری نیست!(معمولا)

3. یک حساب معاملاتی سهم را باز کنید

لحظه ای که جایزه خود را گرفتم ، کار کردم که بیش از حد کافی برای واریز برای خرید ملک مورد نظر خود داشتم. معضل: اضافی را خرج کنید یا آن را سرمایه گذاری کنید.

تصمیم گرفتم در معاملات سهام شرکت کنم. من یک حساب باز کردم و هر کدام 1000 پوند به چهار سهام از جمله اپل انداختم! من اپل را با قیمت 78 دلار برای هر سهم خریدم و چند سال بعد با قیمت حدود 280 دلار به ازای هر سهم فروختم. یکی از بدترین حرکات من!

نکته کلیدی: مطمئن شوید که تمام کارمزدهایی را که برای معاملات سهام دریافت می شود، می دانید. من کارگزارانی را ترجیح می دهم که برای خرید و فروش سهام از شما پول می گیرند، اما هیچ گونه هزینه مدیریتی سه ماهه یا سالانه دریافت نمی کنند.

4. از بیرون رفتن به مکان های غیر معمول خودداری کنید

رستوران های بسیار گران زیادی در لندن وجود دارد و غذای آنها لزوماً با قیمت مطابقت ندارد. وقتی دوستان مکانی را برای غذا خوردن انتخاب می کنند که هزینه آن بیشتر از هزینه شما باشد، به آنها بگویید. اصلاً در آن شرم نیست!

5. از دادن یارانه به الکل مورد نیاز دیگران خودداری کنید

من معمولاً هیچ نوشیدنی نمی نوشم زیرا حاوی کالری خالی زیادی است. من بیشتر در هفته یک یا دو بار آب و چای و یک قهوه شیری (لاته، موکا و غیره) می نوشم.

وقتی قبض نوشیدنی ها بیاید، من خودم را از آن حذف می کنم، زیرا به درستی در مصرف هیچ نوشیدنی شرکت نکرده ام. اگر چیزی نوشیده باشم، مطمئن می شوم که چیزی که می پردازم کم و بیش با چیزی که نوشیده ام مطابقت دارد. هیچ شرمی در آن وجود ندارد!

6. دوستان خود را به سمت باشگاه هایی هدایت کنید که حداقل هزینه ندارند

باشگاه های نیویورک و لندن عاشق انجام این کار هستند: بهترین باشگاه ها تنها در صورتی به شما اجازه ورود می دهند که موافقت کنید مبلغ مشخصی را خرج کنید. از پرداخت امتناع می کنم. به عنوان یک تحلیلگر جدید در تمرینات، متوجه شدم که باشگاه های نیویورک واقعاً خواستار سفارشی بیشتر از دختران هستند. بنابراین احتمال ورود چند پسر با 5 دختر بسیار بیشتر از دو پسر به تنهایی بود.

بنابراین، وقتی بچه ها پرسیدند که آیا می خواهم بیرون بروم، من فقط گفتم که پول ندارم. آنها سپس (البته) می گفتند که می خواهند برای شب بیرون از خانه پول بدهند و من در حال بازی بودم!

سخت به نظر می رسد، اما من به طور جدی در این زمان پول نقد نداشتم و کارت اعتباری هم نداشتم، بنابراین فقط سختگیر نبودم. اولین دستمزد ما پس از برنامه آموزشی نیویورک پرداخت شد.

7. اگر مردم شما را محکم یا خسیس خطاب می کنند، اکنون تصمیم بگیرید که برایتان مهم نیست

جدی، من این کار را نمی کنم. من حتی آنقدر که فکر می کنم محتاط نیستم، بنابراین هر اسمی که می خواهم یک ذره آزارم ندهد.

8. اگر خود را در رابطه با یک فرد ولخرج می بینید، تجدید نظر کنید

یکی از دوستان پسر من خود را با یک دوست دختر پیدا کرد که به طور منظم هدایای پرادا و گوچی را می خواست. او حتی بارگذاری نشده بود: او در اوج اعتبار اعتباری وارد بانکداری شد و راحت بود اما مطمئناً در آن شنا نکرد. او خیلی پول متمرکز بود و من به او گفتم که کارت قرمز را به او بدهد زیرا ارزشهای آنها کاملاً مخالف بود - او در نهایت این کار را کرد.

9. تا آنجا که ممکن است مانند دانش آموز زندگی کنید

این بهترین کاری است که می توانید برای خودتان انجام دهید. بعد از سال یک حقوق پایه من با 30 ٪ C. 30 افزایش یافت و من تصمیم گرفتم که تا زمانی که بچه ندارم ، چیزی بالاتر از 1900 پوند در ماه (دستمزد تحلیلگر) ذخیره می شود. من خیلی راحت زندگی کردم ، بنابراین این ، برای من ، منطقی بود. من هم اکنون وام مسکن داشتم ، بنابراین مسئولیت پذیری حتی بیشتر ضروری بود.

10. نترسید که خود را از بسته جدا کنید

تقریباً هرکسی که با تصمیم گیری در بانکداری تصمیم گرفتم در ناتینگ هیل ، چلسی ، کنزینگتون و سایر مناطق مرفه زندگی کنم. اجاره از 1000 پوند تا 1500 پوند برای یک آپارتمان مشترک. من تصمیم گرفتم که این خیلی زیاد باشد و به علاوه ، من فضای خودم را می خواستم - من از به اشتراک گذاری بعد از دانشگاه خسته شدم.

من یک آپارتمان یک تختخوابی تازه ساخته شده در جنوب لندن (Nunhead) را فقط با 725 پوند پیدا کردم-با لایحه آب گنجانده شده است. این بدان معنی بود که من کمتر از نیمی از آنچه برخی از همسرانم در اجاره پرداخت می کردند پرداخت می کردم.

در بیشتر روزهای هفته ، من فقط آن تخت را بعد از ساعت 10 بعد از ظهر دیدم. در آخر هفته ، من آن را کمی بیشتر دیدم اما نه خیلی بیشتر ، زیرا من یا در حال خوابیدن بودم یا به دیدار دوستان می رسیدم. این مکان بسیار خوبی بود و خوشحالم که از جایی که همه دیگران تصمیم به زندگی داشتند ، تغییر نکردم.

من امیدوارم که این امر باعث شود شما در مورد فلسفه خود در مورد مدیریت پول و میزان تصمیمات دوستان خود در رفتار خود شما فکر کنید.

صلح و گریس مرغ ،

نسخه ای از این مقاله برای اولین بار در وبلاگ Girl Banker ، در اینجا ظاهر شد.

مقالات آموزش فارکس...
ما را در سایت مقالات آموزش فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : بهزاد فراهانی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 17 مرداد 1402 ساعت: 1:01