2 نوع خطای سرمایه گذاری یا تجارت

ساخت وبلاگ

Yuval Taylor profile picture

اگر به اندازه کافی در مورد الگوریتم ها و پشت پرده ها بخوانید ، پس از داستان مثبت کاذب یا خطاهای نوع I ، داستان را پیدا می کنید. یک پشتی نشان می دهد که چنین فاکتور یا استراتژی بازده های بزرگ را ایجاد می کند ، و پس از آن ، هنگامی که مردم در واقع پول واقعی را در آن سرمایه گذاری می کنند ، بازده ها ناخوشایند هستند. مردم چنان از منحنی متناسب شده اند که سیستم خود را به طور اساسی ساده می کنند تا از آن جلوگیری کنند ، یا ارزش پشتی را به طور کامل تخفیف می دهند ، یا به هیچ وجه به هیچ پشتی اعتماد نمی کنند.

اما آنچه به نظر می رسد آنها به ندرت از آن می ترسند ، عدم وجود یک عامل است. در حقیقت ، این غیبت می تواند به همان اندازه آسیب یا بیشتر انجام دهد. این مشکل برعکس ، یک خطای نوع II ، یک منفی کاذب است. از دست دادن چیزی که در واقع کار می کند می تواند مضر تر از استفاده از چیزی باشد که انجام نمی شود.

بیایید بگوییم که شما یک پزشک در حال تشخیص یک بیمار شکایت هستید. مثبت کاذب این است که وقتی به بیمار می گویید که او ذات الریه دارد ، اما هیچ چیز با او اشتباه نیست که چند روز در رختخواب درمان نمی شود. منفی کاذب این است که وقتی به بیمار می گویید که هیچ مشکلی با او وجود ندارد که چند روز در رختخواب درمان نمی شود ، اما او واقعاً ذات الریه دارد. هر دو بسیار بد هستند ، اما فقط یک نفر عواقب بالقوه مهلک خواهد داشت.

در تجارت و سرمایه گذاری نیز همین است. اگر به عاملی اعتماد کنید که در واقع خیلی خوب کار نمی کند ، ممکن است بازار را شکست ندهید. اما اگر عاملی را که می تواند عواقب جدی داشته باشد نادیده بگیرید ، ممکن است در نهایت پیراهن خود را از دست بدهید.

خطاهای نوع I و نوع II اصطلاحات آماری هستند. خطای نوع I اشتباه پذیرش یک فرضیه وقتی درست نیست - وقتی نتیجه ای که فرضیه توضیح می دهد می تواند به شانس نسبت داده شود یا توسط چیز دیگری توضیح داده شود. این در دوره معاصر با این ایده که سهام با نسبت پایین قیمت به ارزش کتاب بهتر خواهد بود ، نمونه می شود. یا این ایده که چون عاملی در گذشته کار می کرد ، قطعاً در آینده کار خواهد کرد.

یک خطای نوع II هنگامی اتفاق می افتد که "فرضیه تهی" نادرست باشد و ما به دلیل عدم وجود فرضیه بهتر ، این مسئله را تشخیص نمی دهیم. در دنیای عوامل و سیستم های معاملاتی الگوریتمی ، "فرضیه تهی" نظریه پیاده روی تصادفی است-این مهارت واقعی و ماندگار در تجارت یا انتخاب سهام غیرممکن است ، و به اصطلاح "عوامل" وجود نداردبشر

یکی از واضح ترین توضیحات مربوط به خطاهای سرمایه گذاری - "شرط بندی پاسکال و خطاهای نوع I و نوع II" - که توسط نیک رایدر از مدیریت سرمایه کاتمن نوشته شده است ، که طرفدار سرمایه گذاری در فهرست ها است ، و چه کسی فکر می کند که خطاهای نوع I بسیار بدتر استاز خطاهای نوع II. اگر توضیحات یا قیاس های من را نمی پذیرید ، پیشنهاد می کنم مقاله او را بخوانید.

اما یک رویکرد بسیار دانشگاهی و مبتنی بر شواهد در یک مقاله اخیر در نظر گرفته شده است-"سطح اهمیت بهینه برای استراتژی های سرمایه گذاری چیست؟"-توسط مارکوس لوپز د پرادو و مایکل جی لوئیس ، که به نتیجه مخالف می رسند. آنها خاطرنشان می كنند كه "نرخ مثبت كاذب به خصوص كم (خطای نوع I) فقط با هزینه از دست دادن بخش بزرگی از فرصت های سرمایه گذاری (خطای نوع II) قابل دستیابی است."به عبارت دیگر ، با رد بسیاری از عوامل یا تاکتیک ها ، زیرا نمی توانید ثابت کنید که آنها کار می کنند ، در نهایت بازده خود را کاهش می دهید.

هیچ راهی برای جلوگیری از خطاهای نوع I و نوع II وجود ندارد. ما دانش یا پیش بینی ای نداریم که هر عاملی را که ممکن است وجود داشته باشد ، شامل شود ، و همچنین نمی توانیم با هیچ درجه ای از یقین بدانیم که عاملی که در گذشته کار کرده است در آینده کار خواهد کرد. کار ما ، به عنوان معامله گران و سرمایه گذاران ، همیشه پر از خطا خواهد بود.

بهترین راه برای جلوگیری از خطاهای نوع I ، استفاده از منطق ، ریاضیات ، عقل سلیم و تکنیک های محکم پشتی است. اگر یک عامل یا تاکتیک امیدوار کننده به نظر می رسد ، قبل از تصویب آن ، آن را از همه زوایا زیر سوال ببرید. اطمینان حاصل کنید که این کار نه فقط به طور کلی کار می کند ، بلکه برای دارایی های خاصی که علاقه مند به خرید هستید - و نه تنها برای دارایی های خاص که علاقه مند به خرید هستید بلکه به طور کلی است. اطمینان حاصل کنید که روش بهتری برای محاسبه چیزها وجود ندارد - به عنوان مثال ، استفاده از سهام کاملاً رقیق به جای سهام فعلی برجسته هنگام محاسبه کلاه بازار ، یا مقایسه ارزش با سایر شرکت ها در همان صنعت و نه همه سهام یا ایده آل. اطمینان حاصل کنید که این امر منطقی است - برخی از عوامل "فنی" به دلیل اینکه غیر قابل توضیح هستند ، دارای نقص مهلک هستند.

بهترین راه برای جلوگیری از خطاهای نوع II ، کار بسیار سخت برای ارزیابی سهام و/یا تاکتیک های سرمایه گذاری/تجارت بر روی هرچه بیشتر عوامل محکم است. اگر نتیجه بگیرید که این ماده زائد ، ناقص است یا برای شما صدق نمی کند ، فقط یک عامل یا تاکتیک را کنار بگذارید. به عنوان مثال ، گردش مالی دارایی (فروش به دارایی) می تواند یک عامل قدرتمند باشد ، اما اگر در حال حاضر از عواملی استفاده می کنید که پاداش فروش بالا را پاداش می دهند (به عنوان مثال قیمت فروش) ، ممکن است نیازی به درج آن نباشد. اما عوامل دیگری نیز وجود دارد که اگر آنها را نادیده بگیرید می توانند عواقب منفی جدی داشته باشند. شرکت ها می توانند شکوفا شوند حتی اگر فروش آنها به طور پیوسته در حال کاهش باشد یا بدهی کوتاه مدت آنها بسیار بزرگتر از سود ناخالص آنها باشد ، اما شانس کم است. شما لازم نیست که همه چیز را به عنوان یک عامل رتبه بندی رفتار کنید - تنظیم برخی از محدودیت های منطقی از طریق قوانین غربالگری ممکن است به اندازه کافی خوب باشد. اما خطاهای نوع II مواردی هستند که واقعاً می توانند شما را بدست آورند.

من قصد دارم آزمایشی را برای نشان دادن این موضوع انجام دهم. من 120 عامل مختلف دارم. به نظر می رسد برخی در گذشته کار کرده اند ، برخی مطمئناً چنین نکرده اند ، بعضی ها گاهی اوقات کار کرده اند و نه موارد دیگر. برخی از آنها در سیستم های خودم استفاده می کنم ، برخی دیگر که نمی خواهم از آنها استفاده کنم ، و چند مورد واقعاً معنی ندارند. به عبارت دیگر ، در اینجا فرصت های زیادی برای خطاهای نوع I وجود دارد.

من می خواهم با استفاده از Portfolio123 به 75 سیستم رتبه بندی مختلف بر اساس این عوامل. پنج نفر اول یک عامل خواهند داشت ، سپس من یک عامل دیگر را برای هر سیستم برای پنج نفر دیگر با دو عامل اضافه می کنم و غیره تا زمانی که به پانزده عامل برسم. تمام عوامل موجود در این سیستم ها کاملاً به طور تصادفی از مجموعه 120 عامل من انتخاب می شوند ، به طوری که سیستم های پانزده عامه نهایی کاملاً متفاوت از یکدیگر خواهند بود.

من به عنوان سهام جهان خود با حداقل کلاه بازار 100 میلیون دلار ، حداقل متوسط (در طول سه ماه گذشته) حجم روزانه 100000 دلار و حداقل قیمت 1. 00 دلار استفاده خواهم کرد و REITS را حذف می کنم. این نمونه کارها شامل چهل سهام در رتبه بالاترین در فاکتورهای وزن مورد استفاده قرار می گیرد و ماهانه با وزن برابر با هزینه های برابر با 0. 25 ٪ مجدداً تعادل می یابد. من نتایج را برای چهار دوره پنج ساله مختلف به عنوان نمودارهایی با بازده سالانه نشان می دهم.

اگر خطاهای نوع I از خطاهای نوع II بدتر است ، بدون توجه به اینکه چه تعداد عوامل معرفی می شود ، باید نتایج (یا بدتر از آن) را ببینید ، برای معرفی یک عامل جدید ، بیشتر یا به همان اندازه مشکلات را به وجود می آورد که عامل را از بین می برد. بشراگر خطاهای نوع II از خطاهای نوع I بدتر باشند ، نتایج باید بهبود یابد زیرا ما عوامل بیشتری را اضافه می کنیم ، حتی اگر بسیاری از آنها در واقع کار نمی کنند.

در زیر نتایج آزمایش من آورده شده است.

همانطور که می بینید ، در هر چهار دوره زمانی پنج ساله ، سیستم های رتبه بندی چهارده یا پانزده عاملی تمایل به کار بهتر از سیستم های رتبه بندی یک یا دو عاملی دارند. اگر نمودارها را از چپ به راست می خوانید ، می بینید که چگونه خطاهای نوع I هنگام قرار دادن عوامل جدید (و اینکه چه چیزی ممکن است خطای نوع I در یک دوره باشد ممکن است در دوره دیگری نباشد) چگونه معرفی می شوند. و اگر نمودارها را از راست به چپ می خوانید ، می بینید که چگونه خطاهای نوع II معرفی می شوند زیرا ما عوامل را کاهش می دهیم. اگر این آزمایش دارای اعتبار باشد ، خطاهای نوع II - منفی فال - کاملاً خطرناک تر از خطاهای نوع I هستند.

سرمایه گذاری تک عاملی خطاهای نوع II را به شدت می رساند. معامله گرانی که تمام پول خود را با نسبت کم به ارزش "خریدار چندگانه" ، ارزش شرکت به EBITDA ، به عنوان مثال ، بدون اینکه به چیز دیگری در مورد شرکت بپردازند ، ممکن است پیراهن های خود را به دلیل خطاهای نوع II از دست بدهند. Ditto برای کسانی که با استفاده از "فرمول جادویی" جوئل گرینبلات سرمایه گذاری می کنند ، که در آن تنها عواملی که آنها در نظر می گیرند این است که چندین و بازگشت سرمایه است. یا کسانی که به دنبال سهام هستند که زیر ارزش دارایی خالص فعلی خود را می فروشند بدون اینکه به جنبه های دیگر آن سهام نگاه کنند. Ditto برای کسانی که در ETF های تک عاملی سرمایه گذاری می کنند.

من نمی دانم چگونه آزمایشی را طراحی کنم که این امر را از عوامل انتخاب سهام گرفته تا تصمیمات سرمایه گذاری/تجارت به طور کلی تعمیم دهد. اما من 100 ٪ مطمئن هستم که همین اصل اعمال می شود. بهتر است چیزها را سرنگون کنیم تا اینکه آنها را زیر پا بگذاریم. وقتی صحبت از سرمایه گذاری می شود ، سادگی دشمن شماست.

هنگام سرمایه گذاری یا تجارت ، بهتر است تا حد امکان از اطلاعات استفاده کنید و از هر زاویه ای به گزینه های خود نگاه کنید. اگر در حال بازی پوکر بودید ، می خواهید نه تنها چه کارتهایی را در نظر بگیرید ، بلکه چه کارتهایی را نیز می توانید در نظر بگیرید. شما می خواهید "گفتن" آنها را در نظر بگیرید - زبان بدن آنها ، نحوه نگه داشتن کارت های خود ، چقدر با اطمینان آنها شرط می بندند ، احتمال اینکه آنها در حال بلوک باشند. می خواهید در نظر بگیرید که چقدر در گلدان است و چقدر برای شرط بندی باقی مانده است. شما می خواهید احتمال هر کارت باقی مانده در عرشه را در نظر بگیرید یا به دست خود و آسیب های مخالفان خود کمک کنید. شما می خواهید در نظر بگیرید که شرط بندی قوی چقدر ممکن است آنها را مجبور کند تا تاشو کند و چقدر شرط ضعیف آنها را در بازی ترک می کند. شما می خواهید پس از قرار دادن تمام شرط ها ، هزینه دیدن کارت بعدی را در نظر بگیرید. حتی اگر در مورد برخی از این عوامل کاملاً اشتباه کرده اید (خطای نوع I) ، بهتر است همه آنها را در نظر بگیرید تا اینکه یک یا چند مورد از آنها را نادیده بگیرید (خطای نوع II). توسط همه استدلال های "متناسب با منحنی" در آنجا ، یا مطالعاتی که نشان می دهد پرتفوی های فعال شده تحت تأثیر شاخص های زیرنویس است ، تغییر نمی یابد (آنها نمی توانند مضرات مختلفی را که این اوراق بهادار با آن روبرو هستند ، در نظر بگیرند). درعوض ، با بررسی هر تصمیم معاملاتی یا سرمایه گذاری که از هرچه بیشتر زاویه ها می گیرید ، ریسک خود را کاهش داده و بازده خود را افزایش دهید.

این مقاله توسط نوشته شده است

مقالات آموزش فارکس...
ما را در سایت مقالات آموزش فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : بهزاد فراهانی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : چهارشنبه 8 شهريور 1402 ساعت: 20:32