مدل های برنامه ریزی استراتژیک برای کمک به سازمانها در تهیه یک برنامه عملی برای دستیابی به اهداف خود طراحی شده اند. بسیاری از مدل های برنامه ریزی استراتژیک در آنجا وجود دارد. ما میدانیم. به همین دلیل ما لیستی از 20 مورد از محبوب ترین را جمع کردیم و سناریویی را که مفیدترین آنهاست ، توصیف کردیم.
من مایلم شرط بندی کنم یکی از این شرایط به نظر می رسد آشنا:
- استراتژی در سازمان شما وجود ندارد ، و به شما اختصاص داده شده است که یک مدل برنامه ریزی استراتژیک پیدا کنید تا بتوانید روند برنامه ریزی استراتژیک خود را آغاز کنید.
- استراتژی گسترده شرکت شما وجود دارد ، اما کاملاً ناکارآمد است-و شما یک شکار دارید که استفاده از یک مدل برنامه ریزی استراتژیک (و نرم افزار استراتژی) تفاوت بزرگی خواهد داشت.
- استراتژی گسترده سازمان شما خوب است ، اما یک زمینه در محیط تجاری شما (یا فرآیند داخلی) وجود دارد که باید با استراتژی شما مجدداً تنظیم شود.
اگر می توانید با یکی از این سناریوها شناسایی کنید ، این مقاله برای شما مناسب است!
از طریق هر یک از مدل ها بخوانید یا موارد مورد نظر خود را از لیست زیر پیدا کنید و به سمت راست آنها پرش کنید. سپس برای برخی از بینش ها در مورد چگونگی استفاده از هر مدل برنامه ریزی استراتژیک که انتخاب می کنید ، استفاده کنید و احتمال موفقیت آن را افزایش دهید.(نکته: همه چیز در مورد ردیابی عملکرد است.)
1. کارت امتیازی متعادل
کارت امتیازی متعادل یک چارچوب مدیریت استراتژی است که توسط DRS ایجاد شده است. رابرت کاپلان و دیوید نورتون. این شما را در نظر می گیرد:
- اهداف ، که اهداف سازمانی سطح بالا هستند.
- اقدامات ، که به شما کمک می کند اگر هدف خود را از نظر استراتژیک انجام دهید ، درک کنید.
- ابتکارات ، که برنامه های اصلی عمل هستند که به شما در رسیدن به اهداف خود کمک می کنند.
روش های زیادی وجود دارد که می توانید یک کارت امتیازی متعادل ایجاد کنید ، از جمله استفاده از برنامه ای مانند Excel ، Google Sheets یا PowerPoint یا استفاده از نرم افزار گزارشگری. به عنوان مثال ، تصویر زیر از نرم افزار گزارش دهی ClearPoint است.

این تنها یکی از "دیدگاه" های بسیاری است که پس از اتمام کارشناسی خود می توانید در نرم افزار کارت امتیازی مشاهده کنید. این جزئیات سطح بالایی را در اقدامات و ابتکارات خود به شما می دهد و به شما امکان می دهد با کلیک بر روی آنها ، به هر یک از آنها حفر کنید. در یک نگاه می توانید بگویید که وضعیت RAG هر هدف ، اندازه گیری یا ابتکار عمل چیست.(گرین نشان می دهد همه چیز طبق برنامه ریزی پیش می رود ، در حالی که زرد و قرمز نشان می دهد که درجات مختلفی از دردسر وجود دارد که به آن نگاه می شود.)
در مجموع، کارت امتیازی متوازن راهی موثر و اثبات شده برای قرار دادن تیم شما در همان صفحه با استراتژی شما است.
2. نقشه استراتژی
نقشه استراتژی یک ابزار بصری است که برای انتقال واضح یک برنامه استراتژیک و دستیابی به اهداف تجاری در سطح بالا طراحی شده است. نقشه برداری استراتژی بخش عمده ای از کارت امتیازی متوازن است (اگرچه مختص BSC نیست) و راهی عالی برای برقراری ارتباط اطلاعات سطح بالا در سراسر سازمان شما در قالبی قابل هضم است.

- این یک نمایش ساده، تمیز و بصری ارائه می دهد که به راحتی به آن مراجعه می شود.
- همه اهداف را در یک استراتژی واحد متحد می کند.
- این به هر کارمندی هدف روشنی می دهد که در حین انجام وظایف و اقدامات در ذهن داشته باشد.
- به شناسایی اهداف کلیدی شما کمک می کند.
- این به شما امکان می دهد بهتر درک کنید که کدام عناصر استراتژی شما نیاز به کار دارند.
- این به شما کمک می کند تا ببینید که چگونه اهداف شما بر دیگران تأثیر می گذارد.
3. تجزیه و تحلیل SWOT
تحلیل SWOT (یا ماتریس SWOT) یک مدل سطح بالا است که در ابتدای برنامه ریزی استراتژیک یک سازمان استفاده می شود. این مخفف عبارت «قوت ها، ضعف ها، فرصت ها و تهدیدها» است. نقاط قوت و ضعف به عنوان عوامل داخلی و فرصت ها و تهدیدها به عنوان عوامل بیرونی در نظر گرفته می شوند.
در زیر نمونه ای از تجزیه و تحلیل SWOT از دولت کوئینزلند، استرالیا آورده شده است:

استفاده از تجزیه و تحلیل SWOT به عنوان بخشی از مدل کسب و کار استراتژیک به سازمان کمک می کند تا تشخیص دهد که کجا خوب عمل می کند و در چه زمینه هایی می تواند بهبود یابد. اگر علاقه مند به خواندن بیشتر هستید، این مقاله Business News Daily جزئیات بیشتری در مورد هر بخش از تجزیه و تحلیل SWOT و آنچه در هنگام ایجاد آن باید به دنبال آن باشید ارائه می دهد.
4. مدل PEST
مانند SWOT، PEST نیز مخفف است - مخفف "سیاسی، اقتصادی، اجتماعی فرهنگی و فناوری". هر یک از این عوامل برای بررسی یک صنعت یا محیط کسب و کار و تعیین اینکه چه چیزی می تواند بر سلامت یک سازمان تأثیر بگذارد استفاده می شود. مدل PEST اغلب در ارتباط با عوامل خارجی تجزیه و تحلیل SWOT استفاده می شود. همچنین ممکن است با نیروهای پنج گانه پورتر (نگاه کنید به شماره 7 در زیر) برخورد کنید، که برداشتی مشابه برای بررسی کسب وکار شما از زوایای مختلف است.

گاهی اوقات مدل PEST را با چند حرف اضافه می بینید. برای مثال، PESTEL (یا PESTLE) نشان می دهد که یک سازمان عوامل «محیطی» و «قانونی» را نیز در نظر می گیرد. STEEPLED تغییر دیگری است که مخفف عبارت «اجتماعی فرهنگی، اقتصادی، فنی، زیست محیطی، سیاسی، حقوقی، آموزشی و جمعیتی» است.
5. برنامه ریزی شکاف
برنامه ریزی شکاف به عنوان «تحلیل شکاف نیاز»، «نیازسنجی» یا «شکاف برنامه ریزی استراتژیک» نیز شناخته می شود. از آن برای مقایسه محل فعلی یک سازمان، جایی که می خواهد باشد و چگونه می توان فاصله بین آن ها را پر کرد، استفاده می شود. در درجه اول برای شناسایی کمبودهای داخلی خاص استفاده می شود.
در تحقیقات برنامه ریزی شکاف خود، ممکن است درباره «برنامه تغییر» یا «نمودار تغییر» نیز بشنوید. اینها شبیه برنامه ریزی شکاف هستند، زیرا هر دو تفاوت بین جایی که اکنون هستید و جایی که می خواهید در امتداد محورهای مختلف باشید را در نظر می گیرند. از آنجا، فرآیند برنامه ریزی شما در مورد چگونگی «پر کردن شکاف» است.
برای مثال نمودار زیر تفاوت بین فروش پیش بینی شده و مورد نظر یک شرکت ساختگی را نشان می دهد:

6. استراتژی اقیانوس آبی
استراتژی اقیانوس آبی یک مدل برنامه ریزی استراتژیک است که در کتابی به همین نام در سال 2005 پدیدار شد. این کتاب با عنوان "استراتژی اقیانوس آبی: چگونه فضای بازار بی رقیب ایجاد کنیم و رقابت را بی ربط کنیم" توسط W. Chan Kim و Renée نوشته شده است. Mauborgne، اساتید موسسه اروپایی مدیریت بازرگانی (INSEAD).
ایده پشت استراتژی اقیانوس آبی این است که سازمان ها به جای فضای بازاری توسعه یافته یا اشباع شده (مثلاً یک اقیانوس قرمز) در «فضای بازار غیرقابل رقابت» (مثلاً اقیانوس آبی) توسعه یابند. اگر سازمان شما قادر به ایجاد یک اقیانوس آبی باشد، می تواند به معنای افزایش ارزش عظیم برای شرکت شما، خریداران و کارمندان آن باشد.
به عنوان مثال، کیم و موبورن از طریق مقاله 2004 خود در هاروارد بیزینس ریویو توضیح می دهند که چگونه سیرک دو سولیل سعی نکرد به عنوان یک سیرک معمولی عمل کند و در عوض جایگاهی برای خود ایجاد کرد که هیچ سیرک دیگری تا به حال امتحان نکرده بود.
در زیر یک نمودار مقایسه ساده از وب سایت استراتژی اقیانوس آبی وجود دارد که به شما کمک می کند بفهمید که آیا در اقیانوس آبی یا قرمز کار می کنید:

7. پنج نیروی پورتر
پنج نیروی پورتر یک چارچوب اجرای استراتژی قدیمی است (که توسط مایکل پورتر در سال 1979 ایجاد شد) که حول نیروهایی که بر سودآوری یک صنعت یا یک بازار تأثیر می گذارند، ساخته شده است. پنج نیرویی که آن را بررسی می کند عبارتند از:
- تهدید ورودآیا شرکت های دیگر می توانند به راحتی وارد بازار شوند یا موانع متعددی وجود دارد که باید بر آنها غلبه کنند؟
- تهدید محصولات یا خدمات جایگزین. آیا خریداران می توانند به راحتی محصول شما را با محصول دیگری جایگزین کنند؟
- قدرت چانه زنی مشتریانآیا خریداران فردی می توانند بر سازمان شما فشار بیاورند تا مثلاً هزینه ها را کاهش دهند؟
- قدرت چانه زنی تامین کنندگانآیا خرده فروشان بزرگ می توانند سازمان شما را برای کاهش هزینه ها تحت فشار قرار دهند؟
- رقابت رقابتی بین شرکت های موجودآیا رقبای فعلی شما برای رشد عمده آماده هستند؟اگر کسی یک محصول جدید راه اندازی کند یا یک پتنت جدید ثبت کند، آیا این می تواند بر شرکت شما تأثیر بگذارد؟
میزان فشار روی هر یک از این نیروها می تواند به شما کمک کند تا تعیین کنید که رویدادهای آینده چگونه بر آینده شرکت شما تأثیر می گذارد.

8. چارچوب VRIO
فریم ورک VRIO مخفف عبارت “v alue, r arity, i mitability, o organization” است. این فرآیند برنامه ریزی استراتژیک بیشتر به بیانیه چشم انداز شما مربوط می شود تا استراتژی کلی شما. هدف نهایی در پیاده سازی مدل VRIO این است که منجر به مزیت رقابتی در بازار شود.
در اینجا نحوه فکر کردن به هر یک از چهار مؤلفه VRIO آمده است:
- ارزش: آیا می توانید با استفاده از یک منبع خاص از یک فرصت سوء استفاده کنید یا یک تهدید خارجی را خنثی کنید؟
- نادر بودن: آیا رقابت زیادی در بازار شما وجود دارد، یا تنها تعداد کمی از شرکت ها منابع ذکر شده در بالا را کنترل می کنند؟
- تقلید پذیری: آیا محصول یا خدمات سازمان شما به راحتی قابل تقلید است یا انجام این کار برای سازمان دیگری دشوار است؟
- سازمان: آیا شرکت شما به اندازه کافی سازماندهی شده است که بتواند از محصول یا منبع شما بهره برداری کند؟
هنگامی که به این چهار سوال پاسخ دادید، می توانید یک بیانیه چشم انداز دقیق تر را تدوین کنید تا به شما کمک کند تا تمام عناصر استراتژیک اضافی در برنامه خود را طی کنید.
9. چارچوب Baldrige
جایزه ملی کیفیت مالکوم بالدریج "بالاترین سطح شناسایی ملی برای برتری عملکرد است که یک سازمان ایالات متحده می تواند دریافت کند."هدف Baldrige که در سال 1987 ایجاد شد، کمک به سازمان ها برای نوآوری و بهبود و در عین حال دستیابی به ماموریت و چشم اندازشان است. این جایزه در حال حاضر برای بخش های تولید، خدمات، مشاغل کوچک، غیرانتفاعی، دولت، آموزش و مراقبت های بهداشتی باز است.
هنگام درخواست برای برنده شدن جایزه Baldrige در سطح ملی، سازمان ها تحت یک فرآیند رقابتی قرار می گیرند که شامل اجرای چارچوب Baldrige است. این چارچوب «معیارهای بالدریج برای تعالی عملکرد» را ترسیم می کند، که در آن سازمان ها باید دستاوردها و پیشرفت ها را در این هفت حوزه به یک هیئت مستقل از ممتحنین نشان دهند:
- رهبری
- برنامه ریزی و استراتژی
- مشتریان
- اندازه گیری، تحلیل و مدیریت دانش
- نیروی کار
- روند
- نتایج
برای اجرای چارچوب Baldrige در سازمان خود ، با دو پرسشنامه شروع کنید که به شما کمک می کند تا بر اساس هفت دسته معیارهای Baldrige ، خود را ارزیابی کنید و از نقاط قوت و فرصت های خود برای بهبود عکس بگیرید.

10. OKRS (اهداف و نتایج کلیدی)
مدل برنامه ریزی استراتژیک انتخاب برای Google ، Intel ، Spotify ، Twitter ، LinkedIn و بسیاری دیگر از موفقیت های Silicon Valley ، چارچوب OKR ، یکی از ابزارهای برنامه ریزی استراتژیک ساده تر است. این طراحی شده است تا با تعریف واضح ، تراز و تعامل در مورد اهداف قابل اندازه گیری ایجاد کند:
- اهداف: آنچه می خواهید به آن برسید. سه تا پنج هدف را انتخاب کنید که مختصر ، الهام بخش و محدود باشد.
- نتایج کلیدی: چگونه می توانید پیشرفت را به سمت دستاوردهای خود اندازه گیری کنید. در هر هدف سه تا پنج نتیجه کلیدی (آنها باید کمی باشند) تنظیم کنید.
الگوی برنامه ریزی استراتژیک انتخاب برای بسیاری از مشاغل-از جمله Google ، Intel ، Spotify ، Twitter ، LinkedIn و بسیاری دیگر از موفقیت های Silicon Valley-چارچوب OKR نیز مؤثر است زیرا اهداف به طور مداوم تنظیم می شوند ، ردیابی می شوند و دوباره ارزیابی می شوند تا سازمان ها بتوانند به سرعت بتوانند به سرعت ارزیابی شوند. در صورت لزوم سازگار شوید. این یک رویکرد سریع و تکراری است که مدلهای استراتژیک سنتی از بالا به پایین را می چرخاند. ماتریس RACI تصویری مفید برای تعریف نقشی است که هر شخص در سازمان شما برای پروژه ها و فرآیندها دارد ، و اطمینان حاصل می کند که آن را با OKR های خود هماهنگ می کند.

ببینید یک مدل برنامه ریزی استراتژیک متناسب با تجارت شما است؟یکی از این الگوهای رایگان را بارگیری کنید تا فرایند برنامه ریزی خود را فوراً در بازی قرار دهید.
11. برنامه ریزی هوشین
رویکرد برنامه ریزی هوشین اهداف استراتژیک شما را با پروژه ها و وظایف شما هماهنگ می کند تا از هماهنگی تلاش ها اطمینان حاصل شود. این مدل مدیریت استراتژیک کمتر روی اقدامات و بیشتر به اهداف و ابتکارات متمرکز است.
برخی از منابع در مدل برنامه ریزی هوشین حداکثر هفت مرحله را ذکر می کنند ، اما چهار مهمترین آنها عبارتند از:
- اهداف کلیدی را شناسایی کنید. در حالت ایده آل شما روی سه تا پنج هدف تمرکز خواهید کرد.
- "Catchball" بازی کنید. اهداف را از بالا به پایین سازمان خود برای به دست آوردن خرید به اشتراک بگذارید.
- اینتل را از طریق "Gemba" جمع کنید. اجرای اهداف اصلی خود را پیگیری کنید و با استفاده از یک فرآیند مشخص ، بازخورد کارمندان را جمع کنید.
- تنظیمات را انجام دهید. تغییر را بر اساس بازخورد آغاز کنید و مراحل Catchball و Gemba را تکرار کنید.
شما اهداف ، اقدامات و اهداف خود را تجسم می کنید ، برنامه ها و موارد عمل را در یک ماتریس برنامه ریزی هوشین اندازه گیری می کنید. چهار ربع جهت دار (شمال ، جنوب ، شرق ، غرب) به یکدیگر اطلاع داده و تراز را نشان می دهند.

12. برنامه ریزی استراتژیک مبتنی بر شماره
مدل استراتژیک مبتنی بر مسئله در حال حاضر و پروژه ها به آینده است. این هدف این است که مهمترین چالش های سازمان شما را که اکنون با آن روبرو است ، شناسایی کنید-به عبارت دیگر ، شما با مشکلات پیش از گسترش مسائل قبل از گسترش ، تغییر استراتژی خود و غیره شروع می کنید. روند متمرکزبرنامه ریزی مبتنی بر شماره برای سازمان های جوان یا محدود به منابع ایده آل است.
تیم رهبری یا ذینفعان موضوعات و اهداف اصلی را به عنوان اولین قدم معرفی می کنند. در مرحله بعد ، سازمان شما برنامه های عملی را برای رسیدگی به موضوعات ، از جمله تخصیص بودجه ایجاد می کند. از آنجا ، شما پیشرفت را اجرا و پیگیری خواهید کرد. پس از اجرای یک برنامه مبتنی بر موضوعات و مهمترین موضوعاتی که شما شناسایی کرده اید ، پس از آن ممکن است سازمان شما به یک مدل مدیریت استراتژیک گسترده تر و پیچیده تر در نظر بگیرد.

13. برنامه ریزی استراتژیک مبتنی بر هدف
برنامه ریزی استراتژیک مبتنی بر هدف ، برعکس مسئله مبتنی بر موضوع است. این رویکرد از آینده تا به امروز کار می کند. این همه با دیدگاه سازمان شما آغاز می شود.
از نظر طبیعت ، اظهارات بینایی مشتاق و متفکر هستند ، اما برای تحقق آنها به مشخصات نیاز دارند. برنامه ریزی مبتنی بر هدف با تعیین اهداف قابل اندازه گیری که با دیدگاه و برنامه استراتژیک شما مطابقت دارد ، به چالش می کشد. در مرحله بعد ، شما فریم های زمانی را برای دستیابی به هدف تعریف می کنید. این یک ابزار برنامه ریزی استراتژیک بلند مدت است ، بنابراین فریم های زمانی هدف به طور معمول حدود سه تا پنج سال است. از آنجا ، ذینفعان برای هر هدف برنامه های عملی ایجاد می کنند و شروع به ردیابی و اندازه گیری پیشرفت می کنند.
شما می خواهید بخش شما بتواند اهداف و مراحل دستیابی به آنها را ببیند. از داشبورد برنامه تجاری دپارتمان استفاده کنید
14. مدل برنامه ریزی استراتژیک تراز
شبیه به برنامه ریزی مبتنی بر مسئله ، مدل تراز متمرکز بر اولین به دنبال داخلی برای تدوین یک استراتژی است. این مدل برای همگام سازی عملیات داخلی سازمان با اهداف استراتژیک خود طراحی شده است.
برنامه ریزی استراتژیک شما با شناسایی یک هدف و تجزیه و تحلیل اینکه کدام عملیات یا منابع باید با آن هدف هماهنگ شود، آغاز می شود. سپس تشخیص خواهید داد که کدام بخش از عملیات به خوبی کار می کند و کدامیک نه، ایده هایی را از جنبه های موفقیت آمیز در مورد چگونگی رسیدگی به مشکلات مطرح کنید. در نهایت، شما یک سری تغییرات پیشنهادی در عملیات یا فرآیندها برای دستیابی به اهدافی ایجاد خواهید کرد که همسویی استراتژیک مورد نظر را ایجاد می کند. مدل برنامه ریزی استراتژیک همسویی به ویژه زمانی مفید است که یک شرکت باید اهداف خود را اصلاح کند یا به چالش ها یا ناکارآمدی های مداومی که مانع پیشرفت می شوند رسیدگی کند.
15. مدل ارگانیک برنامه ریزی استراتژیک
مدل ارگانیک رویکردی غیر متعارف دارد زیرا بر چشم انداز و ارزش های سازمان در مقابل برنامه ها و فرآیندها تمرکز دارد. با این مدل، یک شرکت از سیستم های «طبیعی» و خودسازمان دهی استفاده می کند که از ارزش های آن سرچشمه می گیرد و سپس از منابع خود برای دستیابی به اهداف، حفظ منابع مالی و عملکرد مؤثر استفاده می کند.
در ساده ترین شکل، سه مرحله اساسی برای اجرای مدل ارگانیک برنامه ریزی استراتژیک وجود دارد:
- ذینفعان چشم انداز و ارزش ها را روشن می کنند. این یک فرآیند مشارکتی است که می تواند هم ذینفعان خارجی و هم ذینفعان داخلی را درگیر کند - کسانی که در جلسه هستند کاملاً به هدف نهایی سازمان شما از برنامه ریزی بستگی دارد. هدف ایجاد دیدگاه ها و ارزش های مشترک برای همه ذینفعان است.
- ذینفعان برنامه های اقدام شخصی ایجاد می کنند. جنبه غیر متعارف این مدل در اینجا مطرح می شود. ذینفعان که به گروه های کوچک تقسیم می شوند، اقدامات و مسئولیت هایی را برای هر فرد تعیین می کنند تا در جهت چشم انداز (بر اساس ارزش ها) کار کند.
- ذینفعان نتایج برنامه های اقدام را گزارش می کنند. هر فرد مالکیت طرح خود را بر عهده می گیرد و گروه را در مورد پیشرفت خود به روز می کند. این یک رویکرد مشترک برای پاسخگویی است و پیشرفت گزارش شده می تواند به سمت نتایج کیفی در مقابل نتایج کمی باشد.
مدل برنامه ریزی استراتژیک ارگانیک برای چه نوع شرکتی بهتر عمل می کند؟اگر سازمان شما دارای گروه بزرگ و متنوعی از ذینفعان است که نیاز به یافتن زمینه های مشترک دارند، چشم اندازی که برای دستیابی به آن زمان زیادی طول می کشد، و تاکید استراتژیک قوی بر چشم انداز و ارزش ها (به جای ساختار و رویه ها)، این ممکن استمدل مناسب برای شماهمچنین برای سازمان های جوان تری که نیاز به کسب بودجه بدون ارائه یک برنامه استراتژیک رسمی دارند، مفید خواهد بود.
16. برنامه ریزی استراتژیک در زمان واقعی
مشابه مدل آلی ، برنامه ریزی استراتژیک در زمان واقعی یک سیستم سیال و غیر سنتی است. این در درجه اول توسط سازمان هایی که باید واکنش پذیر تر باشند ، استفاده می شود و برنامه ریزی استراتژیک را در "زمان واقعی" انجام می دهند. برای این شرکت ها ، برنامه های طولانی مدت و طولانی مدت تمایل دارند که در چرخه برنامه ریزی سه تا پنج ساله معمولی بی ربط باشند زیرا محیطی که آنها در تغییر سریع کار می کنند. بسیاری از افراد غیرانتفاعی از این مدل استفاده می کنند - به عنوان مثال ، یک آژانس امدادرسانی در برابر بلایای طبیعی به توانایی پاسخ سریع و تطبیق استراتژی خود برای رفع بلافاصله یک بحران نیاز دارد.
برنامه ریزی استراتژیک در زمان واقعی شامل سه سطح استراتژی است: سازمانی ، برنامه ای و عملیاتی. برای سطح اول ، شما مأموریت ، چشم انداز ، موقعیت بازار ، رقبا ، روندها و غیره را تعریف خواهید کرد. سپس ، استراتژی برنامه نویسی برای شناسایی رویکردها و پیشنهادهایی که به سازمان کمک می کند تا به مأموریت خود برسد ، نیاز به تحقیق در محیط خارجی دارد. این تحقیق باید فرصت ها ، تهدیدات ، مزایای رقابتی و سایر نکات را برای ایجاد طوفان مغزی استراتژیک پوشش دهد.
سطح عملیاتی نهایی فرآیندهای داخلی ، سیستم ها و پرسنل را برای تدوین استراتژی که به نقاط قوت و ضعف "داخلی" می پردازد ، تجزیه و تحلیل می کند. با نگاهی به هر سه سطح به طور کلی ، رهبران استراتژی می توانند معیارهایی را برای توسعه ، آزمایش ، اجرای و تطبیق استراتژی ها به صورت مداوم تشکیل دهند و در صورت لزوم پاسخ های سریع و متفکرانه را فراهم می کنند.

17. برنامه ریزی سناریو
در برنامه ریزی برای آینده خود ، تعداد معدودی از سازمان ها وقت خود را برای در نظر گرفتن بسیاری از تغییرات خارجی که می تواند بر روی برنامه های آنها تأثیر بگذارد ، در نظر می گیرند. یک شرکت بهداشت و درمان که نتواند برخی از اقدامات نظارتی را پیش بینی کند ، یک شرکت انرژی که امکان افزایش قیمت نفت را نادیده می گیرد ، و یک سازمان جهانی که پتانسیل اختلالات زنجیره تأمین را بررسی نکرده است ، ممکن است همه در صورتی تحت تأثیر این تغییرات قرار گیرد اگر این میزان تا حدی تحت تأثیر قرار گیرد. اتفاق افتادو این فقط در مورد کاهش خطرات احتمالی نیست. این همچنین در مورد دنبال کردن فرصت های بالقوه است.
برنامه ریزی سناریو شامل بررسی عناصر متغیر محیط شما ، ارزیابی آنها برای محتمل بودن و تأثیرگذاری و فاکتورسازی آن سناریوهایی است که بیشتر به تصمیم گیری شما اهمیت دارند. دو تا پنج سناریو شماره ایده آل است - این به شما امکان می دهد انواع مختلفی از مضامین را کشف کنید بدون اینکه در بسیاری از امکانات کمرنگ شوید. چارچوب های دیگر (مانند SWOT یا PESTLE) می توانند در توسعه آن سناریوها مفید باشند.
شما می توانید از برنامه ریزی سناریو در سطح فردی و دپارتمان استفاده کنید ، اما به ویژه برای برنامه ریزی استراتژی سازمانی مفید است. اگر شرکت شما بخشی از صنعتی است که تمایل به بی ثبات بودن دارد یا خود سازمان شما مجبور شده است تغییرات پرهزینه و غیر منتظره در گذشته را طی کند ، برنامه ریزی سناریو ابزاری عالی برای توسعه چشم انداز استراتژیک شما است. همچنین می تواند برای تقویت تفکر مدیریتی ، ترغیب رهبران به در نظر گرفتن وسیع ترین طیف وسیعی از امکانات آینده و ارائه راهنمایی در هنگام ارزیابی پروژه های جدید یا پیشنهادات سرمایه گذاری استفاده شود.

18. ماتریس Ansoff
ماتریس Ansoff برای کمک به سازمانها برای برنامه ریزی استراتژی های خود برای رشد تهیه شده است. این یک ماتریس 2x2 با محصول در یک محور و بازار در محور دیگر است. بسته به جعبه ای که در آن قرار دارید ، ممکن است استراتژی متفاوتی برای رشد انتخاب کنید:
- نفوذ بازار: فروش یک محصول موجود را در یک بازار موجود گسترش دهید
- توسعه محصول: یک محصول جدید را به یک بازار موجود معرفی کنید
- توسعه بازار: یک محصول موجود را به یک بازار کاملاً جدید معرفی کنید
- تنوع: محصول جدید را به یک بازار جدید معرفی کنید
سطح ریسک با هر استراتژی افزایش می یابد ، با نفوذ در بازار کمترین خطرناک و تنوع بیشتر خطرناک ترین است.
ماتریس Ansoff برای سازمانهایی که به طور فعال سعی در رشد دارند مفید است. نه تنها به شما در تجزیه و تحلیل و روشن شدن استراتژی فعلی خود کمک می کند ، بلکه به ارزیابی خطرات مرتبط با انتقال به یک استراتژی جدید نیز کمک می کند. SWOT و آفت اغلب در ترکیب با ماتریس Ansoff استفاده می شوند. نقاط قوت و ضعف مشاغل و همچنین عوامل خارجی باید همه در انتخاب استراتژی رشد شما بازی کنند.

19. مدل 7S
این الگوی برنامه ریزی استراتژیک تجارت توسط مشاوران مک کینزی که توسط مشاوران مک کینزی تهیه شده است ، بر اهمیت تراز کردن عناصر اصلی داخلی سازمان برای دستیابی به استراتژی تأکید دارد. این عناصر اصلی عبارتند از:
- ساختار: نمودار سازمانی یا زنجیره فرمان
- استراتژی: برنامه آینده عمل ، که توسط مأموریت و چشم انداز سازمان پشتیبانی می شود
- سیستم: زیرساخت فنی که گردش کار روزانه را امکان پذیر می کند
- مهارت: قابلیت های اعضای تیم
- سبک: سبک مدیریت رهبران
- کارمندان: کارمندان و نحوه استخدام ، آموزش و انگیزه آنها
- ارزش مشترک: هنجارها ، ارزشها و اعتقاداتی که اقدامات و تصمیمات را راهنمایی می کنند
اولین گام در به کارگیری مدل 7S، بررسی پیوستگی کنونی این عناصر در سازمان خود است. آیا نقاط ضعف یا ناسازگاری وجود دارد؟برای مثال، ممکن است متوجه شوید که آموزش مهارت های شما برای کارمندان توسط جریان های کاری و فناوری قدیمی مانع شده است. هنگامی که روابط بین این عناصر را درک کردید، می توانید در جهت ایجاد هم افزایی که از استراتژی شما، هر چه که باشد، بهتر حمایت کنید.
مدل 7S به بهترین وجه در طول یک تغییر استراتژی یا هر زمان که یک تغییر عمده در هر یک از هفت حوزه رخ می دهد استفاده می شود.

20. تحلیل محدودیت ها (نظریه محدودیت ها)
تحلیل محدودیت ها بر این ایده استوار است که موانع واضحی برای اجرای استراتژی در سازمان شما وجود دارد. حذف حلقه ضعیف (یا حداقل بهبود عملکرد در آن زمینه) کلید دستیابی به نتایج بهتر است.
برای اعمال صحیح تحلیل محدودیت ها، ابتدا باید محدودیت یا عامل اصلی را که موفقیت شما را محدود می کند، شناسایی کنید. تنگناهای فرآیند، تفکر معیوب، کمبود نیروی کار، فرهنگ ناسالم شرکت، شرایط بازار، یا هر تعدادی از مسائل دیگر می توانند مقصر باشند. در حالی که شما ممکن است بیش از یک حوزه مشکل را شناسایی کنید، تحلیل محدودیت ها بر بهبود یک منطقه در یک زمان برای دستیابی به نتایج سریع و تاثیرگذار متمرکز است.
آیا یک مدل برنامه ریزی استراتژیک بهتر از بقیه است؟
این یک سوال عالی است - و پاسخ آن بریده و خشک نشده است. برخی از این چارچوب ها بیش از دیگران وجود داشته اند یا در مطالعات موردی مختلف به روش های مختلف مورد استفاده قرار گرفته اند. و گاهی اوقات مدیران به هر دلیلی با یکی نسبت به دیگری راحت تر هستند.
توصیه می کنیم تعیین کنید که کدام یک از این مدل های برنامه ریزی استراتژیک بیشتر برای طرز تفکر سازمان شما کاربرد دارد. به عنوان مثال، اگر هنوز باید بیانیه چشم انداز خود را مشخص کنید، ممکن است عاقلانه باشد که با چارچوب VRIO شروع کنید و سپس به چیزی مانند کارت امتیازی متوازن بروید تا استراتژی فعلی خود را پیگیری و مدیریت کنید.
اگر قصد دارید یک مدل برنامه ریزی استراتژیک خاص را به مدیریت ارائه دهید، آماده باشید تا به رئیس یا هیئت مدیره خود نمونه ای از شرکت موفق دیگری ارائه دهید که از آن مدل خاص استفاده کرده است. یک نمایش واقعی از موفقیت یک مفهوم تا حدی انتزاعی را ملموس تر می کند.
اگر رویکردهای مختلفی را ارزیابی می کنید، توصیه می کنم هم در مورد ایجاد برنامه استراتژیک خود و هم به اجرای برنامه خود فکر کنید. داشتن یک برنامه استراتژیک و استفاده نکردن از آن هیچ فایده ای برای شما ندارد.
آیا تا به حال نیاز به تغییر مدل های برنامه ریزی استراتژیک وجود دارد؟
آره. با رشد و تغییر سازمان شما ، چارچوبی که برای مدیریت استراتژی خود استفاده می کنید نیز تغییر خواهد کرد. گزینه های زیادی در آنجا وجود دارد - حتی بیشتر از 20 موردی که در بالا کاوش کرده ایم! منطقی است که انتظار داشته باشیم چارچوبی که امروز از آن استفاده می کنید لزوماً با نیازهای سازمان شما 10 یا حتی پنج سال از این پس مطابقت نخواهد داشت. پیچیدگی های اضافه شده از یک تجارت در حال رشد ممکن است مجدداً در مورد رویکرد شما در مورد برنامه ریزی استراتژی تجدید نظر کند. به عنوان مثال ، کارت امتیازی متعادل ممکن است برای ردیابی برنامه های سازمانی و دپارتمان به خوبی کار کند ، اما ممکن است در نهایت سیستمی بخواهید که به راحتی در سطح فردی گسترش یابد. برای این کار ، ممکن است OKR ها را به چارچوب مدیریت خود اضافه کنید.
همچنین می توانید مدلهای برنامه ریزی استراتژیک را با هم ترکیب کنید. برخی از سازمان ها برای ایجاد یک رویکرد سفارشی از عناصر دو یا چند چارچوب استفاده می کنند. عالی! هر سازمانی به طور متفاوتی مدیریت می کند. مدل برنامه ریزی شما باید رویکرد شما را منعکس کند. اما داشتن یک نقطه شروع همیشه ساده تر است ، به همین دلیل این چارچوب ها در وهله اول وجود دارند.
با استفاده از ClearPoint برای ردیابی مدل های برنامه ریزی استراتژیک خود
گزینه های چارچوب - و حتی خود استراتژی ها - انعطاف پذیر هستند ، اما آنچه انعطاف پذیر نیست ، نیاز به نرم افزار برای ردیابی عملکرد شما است.
ردیابی تنها راه برای دانستن اینکه برنامه استراتژیک شما در حال کار است - اگر داده ها نشان می دهد اقدامات شما تأثیر نمی گذارد ، باید تغییر ایجاد کنید. در حالی که بیشتر سازمان ها می فهمند که ردیابی خود یک ضرورت است ، آنها از ابزارهای اشتباه برای انجام این کار استفاده می کنند.
متداول ترین جایگزین برای نرم افزار استراتژی اکسل است. Excel ممکن است ابزاری آشنا و مقرون به صرفه باشد ، اما این هزینه سازمان شما را به شکلی که ممکن است به آن فکر نکرده باشید هزینه دارد:
برای تصمیم گیرندگان ، گزارش های مبتنی بر اکسل دشوار است که هضم شود ، که بر تصمیم گیری تأثیر منفی می گذارد. اکسل برای اعداد ساخته شده است اما ساخته نشده است تا به راحتی تجزیه و تحلیل و توصیه ها یا داده های زمان واقعی را نشان دهد ، که همه آنها مؤلفه های اساسی ردیابی هستند. مهمتر از آن ، صفحات گسترده به سادگی درک داده های عملکرد را سخت تر می کنند. در نتیجه ، تیم رهبری شما تمام اطلاعات مورد نیاز خود را برای تصمیم گیری های استراتژیک دریافت نمی کند.
برای تیم های استراتژی و گزارش دهی ، استفاده از صفحات گسترده و مجموعه دستی و به روزرسانی مورد نیاز آنها ، اتلاف وقت و سردرد مداوم است. همچنین خطر ذاتی - حتی با دقیق ترین و دقیق ترین مدیریت - در به روزرسانی دستی و کنترل نسخه در صفحات گسترده و پیچیده وجود دارد.
بدون شک در مورد آن ، اکسل در واقع ابزاری تا حدودی پرهزینه است. یک روش بهتر وجود دارد - نرم افزار وجود دارد که به روزرسانی داده ها را خودکار می کند و همه چیز را در یک مکان برای گزارش سریعتر ، ایمن تر و بهتر جمع می کند.
نرم افزار استراتژی مانند ClearPoint منحصراً برای گزارش عملکرد استراتژی ساخته شده است. بنابراین نه تنها موضوعات فوق را حل می کند بلکه در واقع احتمال اجرای موفقیت آمیز استراتژی شما را بهبود می بخشد. به همین دلیل:
- برای ردیابی عملکرد ، یک سیستم "تنظیم و فراموش کردن آن" خواهید داشت. نیازی به بازآفرینی گزارش های جدید برای هر دوره گزارش نیست ، یا جمع آوری داده ها به طور مکرر از سراسر شرکت اجرا می شود. ClearPoint به طور خودکار داده های استراتژیک خود را از مخازن مختلفی که تنظیم کرده اید ، می کند و این روند را به صورت خودکار می کند. این بدان معناست که احتمالاً در دراز مدت به آن پایبند هستید.
- تیم رهبری شما گزارش های بهتری در مورد تصمیمات خود خواهد داشت. گزارش های Clearpoint برای کمک به شما در گفتن داستانی واضح ، دقیق و مختصر طراحی شده است که توجه را در جایی که بیشترین اهمیت را دارد متمرکز می کند.
- می توانید گزارش های خلاصه سطح بالا یا گزارش های دقیق داده (یا هر دو!) را ایجاد کنید.
- شما می توانید از الگوی داشبورد اجرایی (یا هر نوع داشبورد دیگر) استفاده کنید تا خلاصه ای از اطلاعات استراتژیک رهبری شما را برای درک سریع آنچه را که به خوبی پیش می رود و چه چیزی نیست ، تهیه کنید.
- شما می توانید داده ها و تجزیه و تحلیل های کیفی را در گزارش های خود گنجانید ، و به شما روشی ظریف تر و مؤثرتر برای گفتن داستان عملکرد می دهد.
- می توانید از داده های زمان واقعی استفاده کنید تا اطمینان حاصل کنید که گزارش های شما تا حد امکان به روز است.
- شما اطمینان خواهید داشت که روی چیزهای درست کار می کنید. در ClearPoint می توانید پروژه ها و اقدامات را مستقیماً به اهداف کلی خود وصل کنید تا بتوانید به وضوح ببینید که چگونه فعالیت های شما از اهداف شما پشتیبانی می کند.
- کار کارمندان شما از اهداف سازمانی پشتیبانی می کند. شما می توانید یک برنامه عملکرد جامع را در Clearpoint ایجاد کنید که شامل مدیریت عملکرد فردی باشد ، بنابراین کارمندان شما درک می کنند که چگونه فعالیت های روزانه آنها در اهداف بزرگتر شرکت نقش دارد.
یکی دیگر از مزایای مهم: ClearPoint با ساده کردن فرایند گزارش استراتژی ، بهره وری تیم استراتژی شما را بهبود می بخشد.(یک مشتری Clearpoint توانست 70 ٪ هزینه گزارش هیئت مدیره مدیریت ماهانه خود را کاهش دهد!) برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد چگونگی پرداختن به ClearPoint به چالش های روزانه گزارش استراتژی ، راهنمای نهایی ما را در مورد این موضوع بخوانید.
احتمالاً قبلاً در برخی از نرم افزارهای تخصصی برای تیم مالی ، منابع انسانی ، بازاریابی و سایر بخش ها سرمایه گذاری کرده اید - همه این موارد احتمالاً از این نرم افزار استفاده می کنند تا جلوه خوبی داشته باشند. اما اگر یک سرمایه گذاری در نرم افزار استراتژی امکان بهبود عملکرد کلی سازمان شما را حتی کمی دارد ، تأثیر آن را بر اثربخشی یا سودآوری شما تصور کنید. آیا این ایده ای نیست که ارزش کاوش داشته باشد؟
اگر می خواهید در مورد ClearPoint اطلاعات بیشتری کسب کنید ، ما دوست داریم با شما صحبت کنیم! Clearpoint با همه و همه مدل های برنامه ریزی استراتژیک که در بالا ذکر شد کار می کند (برای سایر ابزارهای نرم افزاری استراتژی نیز نمی توان گفت) ، بنابراین مهم نیست که کدام جهت را که قصد دارید بروید ، می توانیم با شما برویم. ببینید که چگونه ClearPoint می تواند به شما در دستیابی بیشتر کمک کند - امروز به ما کمک کنید!
مقالات آموزش فارکس...
ما را در سایت مقالات آموزش فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : بهزاد فراهانی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
25 فروردين
1402 ساعت: 17:00