همانطور که اقتصاددانان آن را می بینند ، بسته به شرایط ، مازاد تجارت می تواند خوب یا بد باشد و کسری تجارت نیز می تواند خوب یا بد باشد. چالش این است که درک کنیم که چگونه جریان بین المللی کالاها و خدمات با جریان بین المللی سرمایه مالی در ارتباط است. در این ماژول ارتباط صمیمی بین مانده های تجارت و جریان سرمایه مالی را از دو طریق نشان خواهیم داد: یک تمثیل تجارت بین رابینسون کروزو و جمعه و یک نمودار جریان دایره ای که نمایانگر جریان تجارت و پرداخت است.
اقتصاد دو نفره: رابینسون کروزو و جمعه
برای درک چگونگی مشاهده اقتصاددانان نقص تجارت و مازاد ، یک مثل را بر اساس داستان رابینسون کروزو در نظر بگیرید. کروزو ، همانطور که ممکن است از رمان کلاسیک دانیل دفو که برای اولین بار در سال 1719 منتشر شد ، به یاد داشته باشید ، در یک جزیره بیابانی کشتی شد. پس از مدتی تنها زندگی می کند ، او به یک شخص دوم پیوست که او جمعه نامگذاری می کند. در مورد توازن تجارت در یک اقتصاد دو نفره مانند رابینسون و جمعه فکر کنید.
رابینسون و روز جمعه تجارت و خدمات. شاید رابینسون ماهی را صید کند و آنها را برای جمعه برای نارگیل معامله کند ، یا جمعه کلاه را از درختان درختی بافته می کند و آن را برای کمک به حمل آب به رابینسون معامله می کند. برای یک دوره زمانی ، هر تجارت جداگانه خودمختار و کامل است. از آنجا که هر تجارت داوطلبانه است ، هم رابینسون و هم جمعه باید احساس کنند که برای آنچه می دهند ارزش عادلانه ای دارند. در نتیجه ، صادرات هر شخص همیشه با واردات وی برابر است و تجارت همیشه بین این دو تعادل دارد. هیچ کس کسری تجاری یا مازاد تجاری را تجربه نمی کند.
با این حال ، یک روز رابینسون روز جمعه با گزاره ای نزدیک می شود. رابینسون می خواهد برای یک سیستم آبیاری برای باغ خود حفر کند ، اما او می داند که اگر این پروژه را شروع کند ، او وقت زیادی برای ماهیگیری و جمع آوری نارگیل برای تغذیه هر روز نخواهد داشت. وی پیشنهاد می کند که جمعه برای چند ماه تعداد مشخصی از ماهی و نارگیل را به وی تأمین کند ، و پس از آن زمان ، او قول می دهد جمعه را از محصولات اضافی بازپرداخت کند که قادر به رشد در باغ آبیاری خود خواهد بود. اگر جمعه این پیشنهاد را بپذیرد ، عدم تعادل تجارت به وجود می آید. برای چند ماه ، جمعه مازاد تجاری خواهد داشت: یعنی او بیشتر از آنچه وارد می کند به رابینسون صادر می کند. به طور دقیق تر ، او به رابینسون ماهی و نارگیل می دهد و حداقل برای لحظه ای ، او در عوض چیزی دریافت نمی کند. برعکس ، رابینسون کسری تجاری خواهد داشت ، زیرا او از روز جمعه بیشتر از صادرات وارد می کند.
این مثل چندین موضوع مفید را در فکر کردن در مورد کسری تجاری و مازاد تجارت از نظر اقتصادی ایجاد می کند. اولین مسئله ای که این داستان رابینسون و جمعه افزایش می یابد این است: آیا بهتر است مازاد تجاری یا کسری تجاری داشته باشیم؟پاسخ ، مانند هر تعامل داوطلبانه در بازار ، این است که اگر هر دو طرف با معامله موافق باشند ، ممکن است هر دو بهتر باشند. با گذشت زمان ، اگر باغ آبیاری رابینسون موفقیت آمیز باشد ، مطمئناً ممکن است که رابینسون و جمعه بتوانند از این توافق نامه بهره مند شوند.
مثل مسئله دوم را مطرح می کند: چه اشتباهی می تواند انجام شود؟پیشنهاد رابینسون به جمعه عنصر عدم اطمینان را معرفی می کند. جمعه ، در واقع ، وام ماهی و نارگیل به رابینسون و خوشبختی جمعه با این ترتیب بستگی به این دارد که آیا رابینسون وام را طبق برنامه ریزی شده ، به طور کامل و به موقع بازپرداخت می کند. شاید رابینسون چندین ماه را به لاف زدن سپری کند و هرگز سیستم آبیاری را بسازد ، یا شاید رابینسون نسبت به اینکه چقدر قادر به رشد با سیستم آبیاری جدید خواهد بود ، بسیار خوش بین بوده است ، که معلوم است که خیلی مولد نیست. شاید پس از ساختن سیستم آبیاری ، رابینسون تصمیم بگیرد که نمی خواهد جمعه را به همان اندازه که قبلاً موافقت کرده بود بازپرداخت کند. هر یک از این تحولات ، دور جدیدی از مذاکرات بین جمعه و رابینسون را به همراه خواهد داشت. چرا بازپرداخت شکست خورد ، احتمالاً نگرش جمعه نسبت به این مذاکرات را شکل می دهد. اگر رابینسون بسیار سخت کار کند و سیستم آبیاری فقط تولید را مطابق آنچه در نظر گرفته شده افزایش نمی دهد ، جمعه ممکن است همدردی داشته باشد. اگر رابینسون نان بخورد یا اگر او فقط از پرداخت آن امتناع ورزد ، جمعه ممکن است تحریک شود.
مسئله سوم که این مثل مطرح می کند این است که یک رابطه صمیمی بین کسری تجاری و وام بین المللی و بین مازاد تجاری و وام های بین المللی وجود دارد. اندازه مازاد تجارت جمعه دقیقاً چقدر است که او به رابینسون وام می دهد. اندازه کسری تجاری رابینسون دقیقاً چقدر است که او از روز جمعه وام می گیرد. برای اقتصاددانان ، مازاد تجارت به معنای واقعی کلمه به معنای همان چیزی است که جریان سرمایه مالی است و کسری تجاری به معنای واقعی کلمه به معنای همان چیزی است که جریان سرمایه مالی است. این بینش آخر ارزش کاوش در جزئیات بیشتری دارد ، که ما در بخش زیر انجام خواهیم داد.
داستان رابینسون و جمعه همچنین فرصتی مناسب برای در نظر گرفتن قانون مزیت تطبیقی ، که در فصل تجارت بین المللی بیشتر می آموزید ، فراهم می کند. ویژگی های زیر این ویژگی شما را از طریق محاسبه مزیت مقایسه ای برای گندم و پارچه ای که بین ایالات متحده و انگلیس در دهه 1800 معامله می شود ، قدم می گذارد.
کارش کن
محاسبه مزیت مقایسه ای
در دهه 1800 ، ایالات متحده و انگلیس گندم و پارچه را معامله کردند. جدول 23. 5 ساعتهای مختلف کار در هر واحد خروجی را نشان می دهد.
| گندم (در بوشل) | پارچه (در حیاط) | هزینه نسبی نیروی کار گندم (PW/PC) | هزینه نسبی نیروی کار (PC/PW) |
| ایالات متحده | 8 | 9 | 8/9 | 9/8 |
| بریتانیا | 4 | 3 | 4/3 | 3/4 |
مرحله 1. از جدول 23. 5 مشاهده کنید که ، در ایالات متحده ، هشت ساعت طول می کشد تا یک بوش گندم و نه ساعت تهیه یک حیاط پارچه تهیه شود. در مقابل ، تهیه یک بوشل گندم و سه ساعت برای تهیه حیاط پارچه در انگلیس چهار ساعت طول می کشد.
مرحله 2. تفاوت بین مزیت مطلق و مزیت مقایسه ای را تشخیص دهید. انگلیس در هر کالای مناسب (کمترین هزینه) از مزیت مطلق (کمترین هزینه) برخوردار است ، زیرا برای انجام هر یک از کالاها در انگلیس کار کمتری دارد. انگلیس همچنین از مزیت مقایسه ای در تولید پارچه (هزینه فرصت پایین تر در پارچه (3/4 در مقابل 9/8)) برخوردار است. ایالات متحده در تولید گندم از مزیت مقایسه ای برخوردار است (هزینه فرصت پایین تر 8/9 در مقابل 4/3).
مرحله 3. قیمت نسبی یک کالای خوب را از نظر کالای دیگر تعیین کنید. قیمت گندم ، در این مثال ، مقدار پارچه ای است که باید از آن خودداری کنید. برای یافتن این قیمت ، ساعت ها را در هر واحد گندم و پارچه به واحدهای در ساعت تبدیل کنید. برای انجام این کار ، مشاهده کنید که در ایالات متحده هشت ساعت طول می کشد تا یک بوته گندم درست شود ، بنابراین کارگران می توانند در یک ساعت 1/8 بوته گندم را پردازش کنند. نه ساعت طول می کشد تا یک حیاط پارچه در ایالات متحده ایجاد شود ، بنابراین کارگران می توانند در یک ساعت 1/9 حیاط پارچه را تولید کنند. اگر مقدار پارچه (1/9 یک حیاط) را بر اساس مقدار گندم تقسیم کنید (1/8 یک بوشل) در یک ساعت ، قیمت (8/9) یک خوب (گندم) را پیدا می کنیداز نظر دیگری (پارچه).
مانده تجارت به عنوان مانده پرداخت
ارتباط بین مانده های تجارت و جریان بین المللی سرمایه مالی به حدی نزدیک است که اقتصاددانان گاهی اوقات تعادل تجارت را به عنوان مانده پرداخت توصیف می کنند. هر دسته از مانده حساب جاری شامل جریان مربوط به پرداخت بین یک کشور معین و سایر نقاط اقتصاد جهانی است.
شکل 23. 3 جریان کالاها و خدمات و پرداخت بین یک کشور - ایالات متحده در این مثال - و سایر نقاط جهان را نشان می دهد. خط برتر صادرات کالاها و خدمات ایالات متحده را نشان می دهد ، در حالی که خط دوم پرداخت مالی خریداران در سایر کشورها را به اقتصاد ایالات متحده نشان می دهد. خط سوم سپس واردات ایالات متحده کالاها ، خدمات و سرمایه گذاری را نشان می دهد و خط چهارم پرداخت های اقتصاد خانه را به سایر نقاط جهان نشان می دهد. جریان کالاها و خدمات (خطوط یک و سه) در حساب جاری نشان داده می شود ، در حالی که ما جریان وجوه (خطوط دو و چهار) را در حساب مالی می یابیم.
چهار خط پایین در شکل 23. 3 جریان درآمد سرمایه گذاری را نشان می دهد. در اولین خطوط پایین ، ما می بینیم که سرمایه گذاری هایی که در خارج از کشور انجام می شود با بودجه ای که از کشور وطن به سایر نقاط جهان جاری می شود. درآمد سرمایه گذاری ناشی از سرمایه گذاری در خارج از کشور و سپس در جهت دیگر از سایر نقاط جهان به کشور وطن می رسد. به همین ترتیب ، ما در خط سوم پایین ، سرمایه گذاری از سایر نقاط جهان به کشور و درآمد سرمایه گذاری (خط چهارم پایین) که از کشور وطن به سایر نقاط جهان جریان دارد ، می بینیم. ما درآمد سرمایه گذاری (خطوط پایین دو و چهار) را در حساب جاری می یابیم ، در حالی که سرمایه گذاری به سایر نقاط جهان یا کشور خود (خطوط یک و سه) در حساب مالی است. این رقم نقل و انتقالات یک جانبه را نشان نمی دهد ، مورد چهارم در حساب جاری.
شکل 23. 3 جریان کالاهای سرمایه گذاری و سرمایه هر عنصر از مانده حساب جاری شامل جریان پرداخت های مالی بین کشورها است. خط برتر صادرات کالا و خدمات را که از کشور خود خارج می شود نشان می دهد. خط دوم پولی را که کشور وطن برای آن صادرات دریافت می کند ، نشان می دهد. خط سوم وارداتی را نشان می دهد که کشور وطن دریافت می کند. خط چهارم پرداخت هایی را که کشور خود در ازای این واردات به خارج از کشور ارسال کرده است ، نشان می دهد.
کسری حساب جاری به این معنی است که ، کشور یک وام گیرنده خالص از خارج از کشور است. برعکس ، مانده حساب جاری مثبت به این معنی است که یک کشور وام دهنده خالص به سایر نقاط جهان است. درست مانند مثل رابینسون و جمعه ، درس این است که مازاد تجارت به معنای خروج کلی سرمایه سرمایه گذاری مالی است ، زیرا سرمایه گذاران داخلی وجوه خود را در خارج از کشور قرار می دهند ، در حالی که کسری در مانده حساب جاری دقیقاً برابر با جریان کلی یا خالص است. سرمایه سرمایه گذاری خارجی از خارج از کشور.
این مهم است که بدانیم که جریان و خروج سرمایه خارجی لزوماً به بدهی که دولت ها به دولت های دیگر مدیون هستند ، اشاره نمی کند ، اگرچه بدهی دولت ممکن است بخشی از تصویر باشد. درعوض ، این جریان های بین المللی سرمایه مالی به کلیه راه هایی که سرمایه گذاران خصوصی در یک کشور ممکن است در کشور دیگری سرمایه گذاری کنند - با خرید املاک و مستغلات ، شرکت ها و سرمایه گذاری های مالی مانند سهام و اوراق قرضه ، اشاره دارد.
مقالات آموزش فارکس...
ما را در سایت مقالات آموزش فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : بهزاد فراهانی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
25 فروردين
1402 ساعت: 17:55